Vertigo
10 subscribers
271 photos
22 videos
2 files
37 links
🪿
Download Telegram
Forwarded from Dance in Brooklyn
دکمه خاموش احساسات کجاست من‌برم بشینم سرکارم؟ فلکه گوله گوله اشک ریختن رو چطوری خاموش کنم؟ چرا اصلا؟

چراهاش‌رو میدونم‌. میدونمم نباید الکی حالم رو خوب کنم. هرچی هست همینه. سوگوار‌ کودکیم که یه خاطره خوش یادش نمیاد. سوگوار اون بچه‌اییم که همش ترسیده و با ترس بزرگ شده. کودکی که مثل هم‌سن و سال هاش هیچ وقت نبوده. کودکی که خانواده براش معنی نداشته و خاطرات تیکه و پاره‌ایی که یادشه. گم شده خیلی جاها و کسی نبوده که بهش بگه الان کنارش و نباید بترسه. دیده و دیده و دیده و تا بزرگ شده و باز هم دیده. شنیده و شاهد بوده و سعی کرده زنده بیرون بیاد از هر شرایطی.‌
روزی که با خبر قتل‌های حکومتی، قتل‌های ناموسی، تجاوز، خودکشی و زن‌ستیزی آلوده نشه به جِد روز آزادی من و شماست.
خانواده ها، بستگان، بازماندگان
منتشر شده در دویچه وله فارسی
@mananey
مانا نیستانی
Forwarded from Dance in Brooklyn
اون لحظه ایی که آدم ها کنارت حضور دارن، و فکر میکنی که این لحظه باید توی خاطرات ذهنت ذخیره شه، باید قدر این لحظه رو بدونی و درست همین لحظه یه ترسی میاد میشینه تو وجودت و هزاران بار مرگ بر این ترسی که میپیچه لای فکرات‌.
• شهرزاد قاضی‌زاهدی
امروز عجیب‌ترین و دور از انتظار ترین روزی بود که تجربه کردم.
آدم با خودش هیچ وقت فکر نمی‌کنه که همچین روز و شب‌هایی رو تجربه کنه.
«بچه که بودیم رفیقامون همیشه بودن، نیازی نبود دنبالشون بگردیم؛ الان دوست پیدا کردن عینِ هفت‌خوان رستم می‌مونه. هر چی سنت می‌ره بالاتر دوست پیدا کردن سخت‌تر می‌شه.»
تو شرایطی که تو خیلی از مناطق آب آشامیدنی و لوله‌کشی نیست و فلاکت بیداد می‌کنه به یمن وجود و مرحمت ج.ا، یه بزمجه‌ای پیدا می‌شه که بایسته زیر دوش و میکاپ کنه که مثلاً «پری دریایی تو آب چه‌جوری میکاپ می‌کنه...» و هیشکی پیدا نشه بهش بگه عن تو مغزت با اون سطح دغدغه‌ای تو داری.
و امثال این بزمجه که ابداً کم نیستن. حالا این رو تعمیم بدید به خیلی چیزهای دیگه.
بعد از مدت‌های طولانییییی بالاخره امروز اپلود جدید کومان رو دیدم.
مثلا پرشن کت رو انگار ارث باباش رو خوردی. مودش اینجوریه که باشه، حالا فعلا یه کپی از کونت داشته باش…
خسته شدم از بدِ این سرگذشت دیگه...