کمی کلمه در شلوغ روز
75 subscribers
913 photos
245 videos
11 files
196 links
هر چیزی، جایی، عوضی دارد. هر جا که مردی، مردانگی کند، جایی مردی می‌ترسد. هر جا کینه‌ای زخم بزند، جایی عشقی پیدا می‌شود. ... تو هم در عوضِ کابوس، توی دنیا هستی، وقتی به طرفم می‌آیی، وقتی خش‌خش دامنت را که گل‌های آفتاب‌گردان دارد، می‌شنوم ...

شرق بنفشه
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پژمردن یه شاخه گل نشانی از غفلت ماست
@versicular
ویدیو بسیار زیبای ستار، مرتضی، اندی، کامیار، سامی بیگی، سپیده، شینی، بابک امینی، مروارید و
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا...به نام کوچکم صدا بزن...
@versicular
عمران صلاحی
به زمانی که

پا در راه

نهاده‌ای

تا

دلت از جای کنده شود

نیازی به بدرقه‌ی دیدگان اشک‌آلود

نیست

و کرشمه‌ی انگشتان ظریفی که

شوخگینانه

بخار از شیشه‌ی پنجره

به سویی

می‌زنند

تا مه،

به بخار چشم‌های عاشق

از هم بشکافد

به همان سادگی

که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را

ترک می‌گوید

دل،

دیگر

در جای خود نیست

به همین سادگی!

@versicular
#منزوی
به همان سادگی
که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را
ترک می‌گوید

دل،
دیگر
در جای خود نیست

به همین سادگی!
@versicular
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر که را دور کنی دور و برت می آید
از محبت چه بلاها به سرت می آید
@versicular
حس می کنم که دورشدی، بیشتر به من
از من دریغ می کنی اما، اگر به من...

حرفی بزن، نفس بکشد آسمان شهر
حرفی بزن تو را برساند خبر به من

بی تو اگر بهشت... نصیبم  نمی شود
بی تو که خوش نمی گذرد در سفر به من

تا استخوان رسیده ولی باز بیخیال
زخم زبان دوست ندارد اثر به من

از من گذشته است شروعی دوباره از...
بگذار تا که ختم شود این گذر به من

دلشوره ی  نیامدنت  موج می زند
گویی که ریخته ست تمام خزر به من

تقسیم می کنند و رسیده است باز هم-
آرامش همیشه به تو ، دردسر به من

@versicular
#حسن_پاکزاد🔻
Staring in a Mirror
Fariborz Lachini/(@versicular)
نوای زندگی 🎼

🎵 آهنگ بی کلام :
" Staring In A Mirror "
📝 اثر : فریبرز لاچینی
🎹 نوازنده : آندره آرزومانیان
@versicular
روزی که
برای اوّلین بار
تو را خواهم بوسید
یادت باشد
کارِ ناتمامی نداشته باشی

یادت باشد
حرف‌های آخرت را
به خودت
و همه
گفته باشی

فکرِ برگشتن
به روزهای قبل از بوسیدنم را
از سَرَت بیرون کن

تو
در جاده‌ای بی‌بازگشت
قدم می‌گذاری
که شباهتی به خیابان‌های شهر ندارد

با تردید
بی‌تردید
کم می‌آوری ...
@versicular

#افشین_یداللهی
" دوستت دارم"
فقط گفتن "دوستت دارم" نیست!

بگذار دوست داشتنت
مثل نشانی خانه ای باشد
که نه از کوچه اش معلوم است
نه از رنگ درش
و نه از پلاکش ...
و فقط آن را
از عطر گل های باغچه اش میشناسی

[محسن حسینخانی]
@versicular

@mohsenhoseinkhani
تو آینه یکی هس(ت) که بعد تو با
سکوتای من زندگی می کنه
پر از التماسه نگاهش هنوز
هنوزم داره بچگی می کنه

تو آینه یکی هس(ت) که حالش بده
بریده بریده نفس می کشه
یه دریاچه رو گونه هاشه ولی
داره روی عکس تو دس(ت) می کشه

من این شهرو باید فراموش کنم
مثه پرسه هایی که با من زدی
بعیده کسی با کسی خوب شه
به اندازه ای که تو با من بدی

یه جوری شکسته س که با دیدنش
حتی صورت آینه چین می خوره
تو رفتی و این خونه ویروونه شد
تو این خونه کوهم زمین می خوره

ازت نا امیده ولی جای تو
یه عمره که قید خودش رو زده
تو آینه نگاه کن شاید رو به روت
یکی هس(ت) که حالش مثه من بده
@versicular
وحید بیاتی
هر جا قلبی مهربان در حال تپیدن است
بهشتی زیبا در حال روییدن است
روزتان پر از مهربانی
@versicular
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا تا آنچه از دل می‌رسد بر دیده بنشانیم
زبان‌بازی به حرف و صوت، معنی را زیان دارد...
@versicular
هوشنگ ابتهاج
نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد

چه خواهش‌ها در این خاموشی گویاست، نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان دارد

بیا تا آنچه از دل می‌رسد بر دیده بنشانیم
زبان‌بازی به حرف و صوت معنی را زیان دارد

چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا
که جفت جان ما در باغ آتش آشیان دارد

الا ای آتشین پیکر برآی از خاک و خاکستر
خوشا آن مرغ بالا پر که بال کهکشان دارد

زمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدم
زهی این عشق عاشق کش که عهد بی‌زمان دارد

ببین داس بال ای دل مشو زین داستان غافل
که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد

درون‌ها شرحه شرحه است از دم و داغ جدایی‌ها
بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون‌فشان دارد

دهان سایه می‌بندند و باز از عشوه عشقت
خروش جان او آوازه در گوش جهان دارد

@versicular
#سایه
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت.
سرها در گریبان است.
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را ...

@versicular
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
و گر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کائن است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی...
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!
منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
منم من، سنگ تیپاخورده‌ی رنجور
منم، دشنام پست آفرینش، نغمه‌ی ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی‌رنگ بی‌رنگم
بیا بگشای در، بگشای، دل‌تنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست‌ها پنهان
نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین
درختان اسکلت‌های بلور آجین
زمین دل‌مرده، سقفِ آسمان کوتاه
غبارآلوده مهر و ماه
زمستان است.
@versicular
اخوان ثالث – تهران - دی ماه 1334
در میان روزها از "روز دوم" بدم می آید..
روز دوم بی رحم ترین روز است.
با هیچ کس شوخی ندارد. در روز دوم همه چیز منطقی ست. حقایق آشکار است
و به هیچ وجه نمی توان سر خود شیره مالید ...
مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود. آغاز مدرسه بود و خوشحال بودیم اما امان از روز دوم
تازه می فهمیدیم تابستان تمام شده است ...
یا مثلا روز دوم بازگشت از سفر روز اول خستگی در می کنیم حمام مى رويم اما روز دوم تازه می فهمیم که سفر تمام شده طبیعت، بگو بخند با دوستان
و عشق و حال تمام شده است ... هرگاه مادربزرگ نزد ما می آمد
و یک هفته می ماند وقتی که برمی گشت ناراحت می شدیم
اما روز دوم تازه می فهمیدیم که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟
یا وقتی کسی از دنیا می رود روز اول خدا بیامرز است و روز دوم عزیز از دست رفته !
و اما جدایی روز اول شوکه ایم و شاید حتی خوشحال باشیم که زندگی جدیدی در راه است ... تیریپ مجردی و عشق و حال ور می داریم
اما دریغ از روز دوم! تازه می فهمیم کسی رفته! تازه می فهمیم حال مان خوب نیست. تازه می فهمیم تنهایی بد است ... باید روز دوم را خوابید.. باید روز دوم را خورد، باید روز دوم را مرد..

کیومرث_مرزبان
@versicular
روز دوم!!