بیا باز فریب بخوریم ...
تو فریب ِحرفهای مرا
من فریب ِنگاه تو را
مگر زندگی
چه می خواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری
و من نگویم که "دوستت دارم" ...
#شهاب_مقربين
@versicular
تو فریب ِحرفهای مرا
من فریب ِنگاه تو را
مگر زندگی
چه می خواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری
و من نگویم که "دوستت دارم" ...
#شهاب_مقربين
@versicular
باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف میزنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دستهای کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شدهام
و همانجا میمیرم!
@versicular
#نزار_قبانی
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف میزنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دستهای کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شدهام
و همانجا میمیرم!
@versicular
#نزار_قبانی
یکی باید باشد
آدم رابه نام کوچکش صدا کند
جوری که حال آدم را خوب کند
جوری که هیچکس دیگر بلد نباشد
یکی باید آدم را بلد باشد
@versicular
آدم رابه نام کوچکش صدا کند
جوری که حال آدم را خوب کند
جوری که هیچکس دیگر بلد نباشد
یکی باید آدم را بلد باشد
@versicular
هفت سال عمری نیست!
چشم بر هم بگذاری
کودکت به مدرسه می رود
هفت ساعت وقت زیادی نیست
چشم باز کنی
باید به اداره ات بروی
هفت دقیقه اما
زمان زیادی ست
که منتظر مانده باشی
قطارها به ایستگاه رسیده باشند
کشتی ها لنگر بیندازند
و هواپیما
مسافرانش را پیاده کرده باشد
تواما
هفت دقیقه وقت
تمام عمرت را پرسه بزنی
@versicular
صدیقه مرادزاده
چشم بر هم بگذاری
کودکت به مدرسه می رود
هفت ساعت وقت زیادی نیست
چشم باز کنی
باید به اداره ات بروی
هفت دقیقه اما
زمان زیادی ست
که منتظر مانده باشی
قطارها به ایستگاه رسیده باشند
کشتی ها لنگر بیندازند
و هواپیما
مسافرانش را پیاده کرده باشد
تواما
هفت دقیقه وقت
تمام عمرت را پرسه بزنی
@versicular
صدیقه مرادزاده
وقتی می شنوم که مردان
چه مشتاقانه از تو سخن می گویند
و زنان
چه پر کینه ،
به زیبایی ات پی می برم !
@versicular
«نزار قبانی»
چه مشتاقانه از تو سخن می گویند
و زنان
چه پر کینه ،
به زیبایی ات پی می برم !
@versicular
«نزار قبانی»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پژمردن یه شاخه گل نشانی از غفلت ماست
@versicular
ویدیو بسیار زیبای ستار، مرتضی، اندی، کامیار، سامی بیگی، سپیده، شینی، بابک امینی، مروارید و
@versicular
ویدیو بسیار زیبای ستار، مرتضی، اندی، کامیار، سامی بیگی، سپیده، شینی، بابک امینی، مروارید و
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا...به نام کوچکم صدا بزن...
@versicular
عمران صلاحی
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا...به نام کوچکم صدا بزن...
@versicular
عمران صلاحی
به زمانی که
پا در راه
نهادهای
تا
دلت از جای کنده شود
نیازی به بدرقهی دیدگان اشکآلود
نیست
و کرشمهی انگشتان ظریفی که
شوخگینانه
بخار از شیشهی پنجره
به سویی
میزنند
تا مه،
به بخار چشمهای عاشق
از هم بشکافد
به همان سادگی
که کلاغ سالخورده
با نخستین سوت قطار
سقف واگن متروک را
ترک میگوید
دل،
دیگر
در جای خود نیست
به همین سادگی!
@versicular
#منزوی
پا در راه
نهادهای
تا
دلت از جای کنده شود
نیازی به بدرقهی دیدگان اشکآلود
نیست
و کرشمهی انگشتان ظریفی که
شوخگینانه
بخار از شیشهی پنجره
به سویی
میزنند
تا مه،
به بخار چشمهای عاشق
از هم بشکافد
به همان سادگی
که کلاغ سالخورده
با نخستین سوت قطار
سقف واگن متروک را
ترک میگوید
دل،
دیگر
در جای خود نیست
به همین سادگی!
@versicular
#منزوی
به همان سادگی
که کلاغ سالخورده
با نخستین سوت قطار
سقف واگن متروک را
ترک میگوید
دل،
دیگر
در جای خود نیست
به همین سادگی!
@versicular
که کلاغ سالخورده
با نخستین سوت قطار
سقف واگن متروک را
ترک میگوید
دل،
دیگر
در جای خود نیست
به همین سادگی!
@versicular
حس می کنم که دورشدی، بیشتر به من
از من دریغ می کنی اما، اگر به من...
حرفی بزن، نفس بکشد آسمان شهر
حرفی بزن تو را برساند خبر به من
بی تو اگر بهشت... نصیبم نمی شود
بی تو که خوش نمی گذرد در سفر به من
تا استخوان رسیده ولی باز بیخیال
زخم زبان دوست ندارد اثر به من
از من گذشته است شروعی دوباره از...
بگذار تا که ختم شود این گذر به من
دلشوره ی نیامدنت موج می زند
گویی که ریخته ست تمام خزر به من
تقسیم می کنند و رسیده است باز هم-
آرامش همیشه به تو ، دردسر به من
@versicular
#حسن_پاکزاد🔻
از من دریغ می کنی اما، اگر به من...
حرفی بزن، نفس بکشد آسمان شهر
حرفی بزن تو را برساند خبر به من
بی تو اگر بهشت... نصیبم نمی شود
بی تو که خوش نمی گذرد در سفر به من
تا استخوان رسیده ولی باز بیخیال
زخم زبان دوست ندارد اثر به من
از من گذشته است شروعی دوباره از...
بگذار تا که ختم شود این گذر به من
دلشوره ی نیامدنت موج می زند
گویی که ریخته ست تمام خزر به من
تقسیم می کنند و رسیده است باز هم-
آرامش همیشه به تو ، دردسر به من
@versicular
#حسن_پاکزاد🔻
Staring in a Mirror
Fariborz Lachini/(@versicular)
نوای زندگی 🎼
🎵 آهنگ بی کلام :
" Staring In A Mirror "
📝 اثر : فریبرز لاچینی
🎹 نوازنده : آندره آرزومانیان
@versicular
🎵 آهنگ بی کلام :
" Staring In A Mirror "
📝 اثر : فریبرز لاچینی
🎹 نوازنده : آندره آرزومانیان
@versicular
روزی که
برای اوّلین بار
تو را خواهم بوسید
یادت باشد
کارِ ناتمامی نداشته باشی
یادت باشد
حرفهای آخرت را
به خودت
و همه
گفته باشی
فکرِ برگشتن
به روزهای قبل از بوسیدنم را
از سَرَت بیرون کن
تو
در جادهای بیبازگشت
قدم میگذاری
که شباهتی به خیابانهای شهر ندارد
با تردید
بیتردید
کم میآوری ...
@versicular
#افشین_یداللهی
برای اوّلین بار
تو را خواهم بوسید
یادت باشد
کارِ ناتمامی نداشته باشی
یادت باشد
حرفهای آخرت را
به خودت
و همه
گفته باشی
فکرِ برگشتن
به روزهای قبل از بوسیدنم را
از سَرَت بیرون کن
تو
در جادهای بیبازگشت
قدم میگذاری
که شباهتی به خیابانهای شهر ندارد
با تردید
بیتردید
کم میآوری ...
@versicular
#افشین_یداللهی
" دوستت دارم"
فقط گفتن "دوستت دارم" نیست!
بگذار دوست داشتنت
مثل نشانی خانه ای باشد
که نه از کوچه اش معلوم است
نه از رنگ درش
و نه از پلاکش ...
و فقط آن را
از عطر گل های باغچه اش میشناسی
[محسن حسینخانی]
@versicular
@mohsenhoseinkhani
فقط گفتن "دوستت دارم" نیست!
بگذار دوست داشتنت
مثل نشانی خانه ای باشد
که نه از کوچه اش معلوم است
نه از رنگ درش
و نه از پلاکش ...
و فقط آن را
از عطر گل های باغچه اش میشناسی
[محسن حسینخانی]
@versicular
@mohsenhoseinkhani
تو آینه یکی هس(ت) که بعد تو با
سکوتای من زندگی می کنه
پر از التماسه نگاهش هنوز
هنوزم داره بچگی می کنه
تو آینه یکی هس(ت) که حالش بده
بریده بریده نفس می کشه
یه دریاچه رو گونه هاشه ولی
داره روی عکس تو دس(ت) می کشه
من این شهرو باید فراموش کنم
مثه پرسه هایی که با من زدی
بعیده کسی با کسی خوب شه
به اندازه ای که تو با من بدی
یه جوری شکسته س که با دیدنش
حتی صورت آینه چین می خوره
تو رفتی و این خونه ویروونه شد
تو این خونه کوهم زمین می خوره
ازت نا امیده ولی جای تو
یه عمره که قید خودش رو زده
تو آینه نگاه کن شاید رو به روت
یکی هس(ت) که حالش مثه من بده
@versicular
وحید بیاتی
سکوتای من زندگی می کنه
پر از التماسه نگاهش هنوز
هنوزم داره بچگی می کنه
تو آینه یکی هس(ت) که حالش بده
بریده بریده نفس می کشه
یه دریاچه رو گونه هاشه ولی
داره روی عکس تو دس(ت) می کشه
من این شهرو باید فراموش کنم
مثه پرسه هایی که با من زدی
بعیده کسی با کسی خوب شه
به اندازه ای که تو با من بدی
یه جوری شکسته س که با دیدنش
حتی صورت آینه چین می خوره
تو رفتی و این خونه ویروونه شد
تو این خونه کوهم زمین می خوره
ازت نا امیده ولی جای تو
یه عمره که قید خودش رو زده
تو آینه نگاه کن شاید رو به روت
یکی هس(ت) که حالش مثه من بده
@versicular
وحید بیاتی