کمی کلمه در شلوغ روز
75 subscribers
913 photos
245 videos
11 files
196 links
هر چیزی، جایی، عوضی دارد. هر جا که مردی، مردانگی کند، جایی مردی می‌ترسد. هر جا کینه‌ای زخم بزند، جایی عشقی پیدا می‌شود. ... تو هم در عوضِ کابوس، توی دنیا هستی، وقتی به طرفم می‌آیی، وقتی خش‌خش دامنت را که گل‌های آفتاب‌گردان دارد، می‌شنوم ...

شرق بنفشه
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جان مریم ... چشماتو واکن ... منو نگا کن ... شد هواسفید ... دراومد خورشید ... وقت اون رسید ... که بریم به صحرا ...
@versicular
رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است

رسیدن آداب دارد،
وقت رسیدن باید بمانی،
باید بسازی
باید مدام یادت باشد که چقدر سختی کشیدی تا رسیدی،
آرزویت بوده برسی...

وقت رسیدن باید حواست باشد
تمام نشوی ....
@versicular
این زمستان
گویا
غم پنهان دارد


که در این موعد سرد


عوض برف
به چشمش
نم باران دارد ...
@versicular
کلیدها به همون راحتی که در رو باز می کنند، قفل هم می کنند...
کاش یه تکه سنگ بودم.
یه تکه چوب.
مشتی خاک.
کاش یک سپور بودم.
یک نانوا.
یک خیاط.
دست فروش دوره گرد.
پزشک.
وزیر.
یک واکسیِ کنار خیابان.

کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت.

کاش دلم از سنگ بود.
کاش اصلا" دل نداشتم.
کاش اصلا" نبودم.
کاش نبودی.

کاش میشد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد.

کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم.
یا یک مشت خاک باغچه ات.
کاش دستگیره ی اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی.
کاش چادرت بودم.

نه،
کاش دست هات بودم.
کاش چشمهات بودم.
کاش دلت بودم.

نه،
کاش ریه هات بودم تا نفس هات را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری.
کاش من تو بودم.
کاش تو من بودی.

#کاش ما یکی بودیم.
یک نفر دوتایی...

@versicular
#روی_ماه_خدا_را_ببوس
#مصطفی_مستور
کاش به هم نرسیده بودیم
ندیده‌ای
سیب‌های نارس
چقدر تنگ‌تر به آغوش می‌کشند شاخه را!؟
کاش هرگز به هم نرسیده بودیم ...
@versicular
کاش به هم نرسیده بودیم
ندیده‌ای
سیب‌های نارس
چقدر تنگ‌تر به آغوش می‌کشند شاخه را!؟
کاش هرگز به هم نرسیده بودیم
رسیدن نوشتار درست‌تر فعل افتادن است
به همان معنی
به همین دردناکی
فرقی هم نمی‌کند
سیب از شاخه یا
من
از
دل
تو.
@versicular
"بهرام محمودی"
تاراج
تنها یک کلمه نیست

تاراج،
تویی
وقتی که بدون یاد من
هر شب به خواب می‌روی
...
@shiva_farazmand
@versicular
تاراج
تنها یک کلمه نیست
جایی‌ست در حوالی قلب‌ها
وقتی شبیخونِ شب
خاطره‌ها را
یکی‌یکی سلاخی می‌کند.
تاراج،
تویی
وقتی که بدون یاد من
هر شب به خواب می‌روی
و هر صبح
پرواز می‌کنی تا قله‌های دور؛
و من با زخم‌های شبانه‌روزم
آویخته می‌شوم از قلاب لوستر
...
تاب می‌خورم
تاب...

#شیوا_فرازمند
@shiva_farazmand
@versicular
بیا باز فریب بخوریم ...

تو فریب ِحرفهای مرا
من فریب ِنگاه تو را

مگر زندگی
چه می خواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری
و من نگویم که "دوستت دارم" ...

#شهاب_مقربين
@versicular
باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.

دارم از یک شهر حرف می‌زنم!

تو سرزمین منی!

صورت و دست‌های کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شده‌ام
و همان‌جا می‌میرم!
@versicular
#نزار_قبانی
یکی باید باشد
آدم رابه نام کوچکش صدا کند
‌جوری که حال آدم را خوب کند
‌جوری که هیچ‌کس دیگر بلد نباشد
یکی باید آدم را بلد باشد

@versicular
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
😊آرامش و صلح با لبخند آغاز میشود ...😊
@cafesmile

😊Peace begins with the smile 😊
هفت سال عمری نیست!
چشم بر هم بگذاری
کودکت به مدرسه می رود

هفت ساعت وقت زیادی نیست
چشم باز کنی
باید به اداره ات بروی

هفت دقیقه اما
زمان زیادی ست
که منتظر مانده باشی

قطارها به ایستگاه رسیده باشند
کشتی ها لنگر بیندازند
و هواپیما
مسافرانش را پیاده کرده باشد
تواما
هفت دقیقه وقت
تمام عمرت را پرسه بزنی
@versicular
صدیقه مرادزاده
وقتی می شنوم که مردان

چه مشتاقانه از تو سخن می گویند

و زنان

چه پر کینه ،

به زیبایی ات پی می برم !
@versicular
«نزار قبانی»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پژمردن یه شاخه گل نشانی از غفلت ماست
@versicular
ویدیو بسیار زیبای ستار، مرتضی، اندی، کامیار، سامی بیگی، سپیده، شینی، بابک امینی، مروارید و
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا...به نام کوچکم صدا بزن...
@versicular
عمران صلاحی
به زمانی که

پا در راه

نهاده‌ای

تا

دلت از جای کنده شود

نیازی به بدرقه‌ی دیدگان اشک‌آلود

نیست

و کرشمه‌ی انگشتان ظریفی که

شوخگینانه

بخار از شیشه‌ی پنجره

به سویی

می‌زنند

تا مه،

به بخار چشم‌های عاشق

از هم بشکافد

به همان سادگی

که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را

ترک می‌گوید

دل،

دیگر

در جای خود نیست

به همین سادگی!

@versicular
#منزوی
به همان سادگی
که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را
ترک می‌گوید

دل،
دیگر
در جای خود نیست

به همین سادگی!
@versicular