دوست داشتن
گاهی وقتها بردباری است
اینکه بتوانی با زخمهای زندگی
هنوز سرپا ایستاده باشی.
دوست داشتن
گاهی وقتها، زندگی ست
همانند سینهای بدون دم،
از مرگِ
قلب بدون عشق
آگاه باشی.
دوست داشتن
گاهی وقتها
سنگین است
بهسان
سنگینیِ شایستگی دوست داشته شدن
و بعضی وقتها
دوست داشتن
زندگیای دیگر است
زنده نگهداشتن
کسی درونت
حتی
باوجود این فاصلههای دور.
@versicular
+ اُزدمیر آصف (۱۹۲۳-۱۹۸۱) شاعر اهل ترکیه.
گاهی وقتها بردباری است
اینکه بتوانی با زخمهای زندگی
هنوز سرپا ایستاده باشی.
دوست داشتن
گاهی وقتها، زندگی ست
همانند سینهای بدون دم،
از مرگِ
قلب بدون عشق
آگاه باشی.
دوست داشتن
گاهی وقتها
سنگین است
بهسان
سنگینیِ شایستگی دوست داشته شدن
و بعضی وقتها
دوست داشتن
زندگیای دیگر است
زنده نگهداشتن
کسی درونت
حتی
باوجود این فاصلههای دور.
@versicular
+ اُزدمیر آصف (۱۹۲۳-۱۹۸۱) شاعر اهل ترکیه.
نبودنت
نقشهی خانه را عوض کرده است
و هرچه میگردم
آن گوشهی دیوانهی اتاق را پیدا نمیکنم
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمی آورد.
@versicular
"گروس عبدالملکیان"
نقشهی خانه را عوض کرده است
و هرچه میگردم
آن گوشهی دیوانهی اتاق را پیدا نمیکنم
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمی آورد.
@versicular
"گروس عبدالملکیان"
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جان مریم ... چشماتو واکن ... منو نگا کن ... شد هواسفید ... دراومد خورشید ... وقت اون رسید ... که بریم به صحرا ...
@versicular
@versicular
رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است
رسیدن آداب دارد،
وقت رسیدن باید بمانی،
باید بسازی
باید مدام یادت باشد که چقدر سختی کشیدی تا رسیدی،
آرزویت بوده برسی...
وقت رسیدن باید حواست باشد
تمام نشوی ....
@versicular
رسیدن آداب دارد،
وقت رسیدن باید بمانی،
باید بسازی
باید مدام یادت باشد که چقدر سختی کشیدی تا رسیدی،
آرزویت بوده برسی...
وقت رسیدن باید حواست باشد
تمام نشوی ....
@versicular
کلیدها به همون راحتی که در رو باز می کنند، قفل هم می کنند...
کاش یه تکه سنگ بودم.
یه تکه چوب.
مشتی خاک.
کاش یک سپور بودم.
یک نانوا.
یک خیاط.
دست فروش دوره گرد.
پزشک.
وزیر.
یک واکسیِ کنار خیابان.
کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت.
کاش دلم از سنگ بود.
کاش اصلا" دل نداشتم.
کاش اصلا" نبودم.
کاش نبودی.
کاش میشد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد.
کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم.
یا یک مشت خاک باغچه ات.
کاش دستگیره ی اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی.
کاش چادرت بودم.
نه،
کاش دست هات بودم.
کاش چشمهات بودم.
کاش دلت بودم.
نه،
کاش ریه هات بودم تا نفس هات را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری.
کاش من تو بودم.
کاش تو من بودی.
#کاش ما یکی بودیم.
یک نفر دوتایی...
@versicular
#روی_ماه_خدا_را_ببوس
#مصطفی_مستور
کاش یه تکه سنگ بودم.
یه تکه چوب.
مشتی خاک.
کاش یک سپور بودم.
یک نانوا.
یک خیاط.
دست فروش دوره گرد.
پزشک.
وزیر.
یک واکسیِ کنار خیابان.
کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت.
کاش دلم از سنگ بود.
کاش اصلا" دل نداشتم.
کاش اصلا" نبودم.
کاش نبودی.
کاش میشد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد.
کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم.
یا یک مشت خاک باغچه ات.
کاش دستگیره ی اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی.
کاش چادرت بودم.
نه،
کاش دست هات بودم.
کاش چشمهات بودم.
کاش دلت بودم.
نه،
کاش ریه هات بودم تا نفس هات را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری.
کاش من تو بودم.
کاش تو من بودی.
#کاش ما یکی بودیم.
یک نفر دوتایی...
@versicular
#روی_ماه_خدا_را_ببوس
#مصطفی_مستور
کاش به هم نرسیده بودیم
ندیدهای
سیبهای نارس
چقدر تنگتر به آغوش میکشند شاخه را!؟
کاش هرگز به هم نرسیده بودیم ...
@versicular
ندیدهای
سیبهای نارس
چقدر تنگتر به آغوش میکشند شاخه را!؟
کاش هرگز به هم نرسیده بودیم ...
@versicular
کاش به هم نرسیده بودیم
ندیدهای
سیبهای نارس
چقدر تنگتر به آغوش میکشند شاخه را!؟
کاش هرگز به هم نرسیده بودیم
رسیدن نوشتار درستتر فعل افتادن است
به همان معنی
به همین دردناکی
فرقی هم نمیکند
سیب از شاخه یا
من
از
دل
تو.
@versicular
"بهرام محمودی"
ندیدهای
سیبهای نارس
چقدر تنگتر به آغوش میکشند شاخه را!؟
کاش هرگز به هم نرسیده بودیم
رسیدن نوشتار درستتر فعل افتادن است
به همان معنی
به همین دردناکی
فرقی هم نمیکند
سیب از شاخه یا
من
از
دل
تو.
@versicular
"بهرام محمودی"
تاراج
تنها یک کلمه نیست
تاراج،
تویی
وقتی که بدون یاد من
هر شب به خواب میروی
...
@shiva_farazmand
@versicular
تنها یک کلمه نیست
تاراج،
تویی
وقتی که بدون یاد من
هر شب به خواب میروی
...
@shiva_farazmand
@versicular
تاراج
تنها یک کلمه نیست
جاییست در حوالی قلبها
وقتی شبیخونِ شب
خاطرهها را
یکییکی سلاخی میکند.
تاراج،
تویی
وقتی که بدون یاد من
هر شب به خواب میروی
و هر صبح
پرواز میکنی تا قلههای دور؛
و من با زخمهای شبانهروزم
آویخته میشوم از قلاب لوستر
...
تاب میخورم
تاب...
#شیوا_فرازمند
@shiva_farazmand
@versicular
تنها یک کلمه نیست
جاییست در حوالی قلبها
وقتی شبیخونِ شب
خاطرهها را
یکییکی سلاخی میکند.
تاراج،
تویی
وقتی که بدون یاد من
هر شب به خواب میروی
و هر صبح
پرواز میکنی تا قلههای دور؛
و من با زخمهای شبانهروزم
آویخته میشوم از قلاب لوستر
...
تاب میخورم
تاب...
#شیوا_فرازمند
@shiva_farazmand
@versicular
بیا باز فریب بخوریم ...
تو فریب ِحرفهای مرا
من فریب ِنگاه تو را
مگر زندگی
چه می خواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری
و من نگویم که "دوستت دارم" ...
#شهاب_مقربين
@versicular
تو فریب ِحرفهای مرا
من فریب ِنگاه تو را
مگر زندگی
چه می خواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری
و من نگویم که "دوستت دارم" ...
#شهاب_مقربين
@versicular
باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف میزنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دستهای کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شدهام
و همانجا میمیرم!
@versicular
#نزار_قبانی
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف میزنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دستهای کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شدهام
و همانجا میمیرم!
@versicular
#نزار_قبانی
یکی باید باشد
آدم رابه نام کوچکش صدا کند
جوری که حال آدم را خوب کند
جوری که هیچکس دیگر بلد نباشد
یکی باید آدم را بلد باشد
@versicular
آدم رابه نام کوچکش صدا کند
جوری که حال آدم را خوب کند
جوری که هیچکس دیگر بلد نباشد
یکی باید آدم را بلد باشد
@versicular
هفت سال عمری نیست!
چشم بر هم بگذاری
کودکت به مدرسه می رود
هفت ساعت وقت زیادی نیست
چشم باز کنی
باید به اداره ات بروی
هفت دقیقه اما
زمان زیادی ست
که منتظر مانده باشی
قطارها به ایستگاه رسیده باشند
کشتی ها لنگر بیندازند
و هواپیما
مسافرانش را پیاده کرده باشد
تواما
هفت دقیقه وقت
تمام عمرت را پرسه بزنی
@versicular
صدیقه مرادزاده
چشم بر هم بگذاری
کودکت به مدرسه می رود
هفت ساعت وقت زیادی نیست
چشم باز کنی
باید به اداره ات بروی
هفت دقیقه اما
زمان زیادی ست
که منتظر مانده باشی
قطارها به ایستگاه رسیده باشند
کشتی ها لنگر بیندازند
و هواپیما
مسافرانش را پیاده کرده باشد
تواما
هفت دقیقه وقت
تمام عمرت را پرسه بزنی
@versicular
صدیقه مرادزاده
وقتی می شنوم که مردان
چه مشتاقانه از تو سخن می گویند
و زنان
چه پر کینه ،
به زیبایی ات پی می برم !
@versicular
«نزار قبانی»
چه مشتاقانه از تو سخن می گویند
و زنان
چه پر کینه ،
به زیبایی ات پی می برم !
@versicular
«نزار قبانی»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پژمردن یه شاخه گل نشانی از غفلت ماست
@versicular
ویدیو بسیار زیبای ستار، مرتضی، اندی، کامیار، سامی بیگی، سپیده، شینی، بابک امینی، مروارید و
@versicular
ویدیو بسیار زیبای ستار، مرتضی، اندی، کامیار، سامی بیگی، سپیده، شینی، بابک امینی، مروارید و