کمی کلمه در شلوغ روز
75 subscribers
913 photos
245 videos
11 files
196 links
هر چیزی، جایی، عوضی دارد. هر جا که مردی، مردانگی کند، جایی مردی می‌ترسد. هر جا کینه‌ای زخم بزند، جایی عشقی پیدا می‌شود. ... تو هم در عوضِ کابوس، توی دنیا هستی، وقتی به طرفم می‌آیی، وقتی خش‌خش دامنت را که گل‌های آفتاب‌گردان دارد، می‌شنوم ...

شرق بنفشه
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشق اون لحظه‌ام که پشت پنجره بشینم
حواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم

خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی
@versicular
ترانه سرا: افشین مقدم
بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.

@versicular
#بابک_زمانی
گفتم: "بالاخره که فراموشش می‌کنی. این‌جوری نمی‌مونه "
نفس عمیقی کشید و گفت:

"یادِ بعضی آدما هیچ‌وقت تمومی نداره؛
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ‌وقت خاطره شون تموم نمی‌شه "

گفتم: ولی همین که نیستش، کم‌کم همه چی تموم میشه.
گفت: بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.

@versicular
#بابک_زمانی
برای ایجاد و نگه داری روابط انسانی مورد نیازمان باید از انتخاب زور، اجبار، تحمیل، تنبیه، پاداش، کنترل، ریاست، تحریک احساسات، انتقاد، سرزنش، شکایت، غرغر، اذیت و آزار، مقایسه (درجه بندی و رتبه بندی) و قهر و کناره گیری دست برداریم.

باید به جای این رفتارهای تخریبگر، رفتارهای مهرورزی که عبارتند از:
گوش دادن، حمایت، مذاکره، تشویق و دلگرمی، عشق، دوستی، اعتماد، پذیرش، گشاده رویی و احترام گذاردن را جایگزین کنیم.

این واژگان تفاوت بین روان شناسی کنترل بیرونی و تئوری انتخاب را نشان می‌دهند.
@versicular

تئوری انتخاب
درآمدی بر روان شناسی امید
دکتر ویلیام گلسر
مترجم: دکتر علی صاحبی
مراقبت کسانی که خوش و شنگول هستند ولی دوستان نزدیک و صمیمی ندارند باشید. ممکن است آن‌ها خوش طبع و بذله گو باشند ولی شوخی آن‌ها بیش‌تر تحقیر و ابزار نفرت است. اگر با چنین آدمی ازدواج کنید خیلی زود هدف خوش طبعی خصمانه‌ی او قرار خواهید گرفت و ممکن است تا آخر عمر از ازدواج خود پشیمان باشید. دنبال کسی باشید که دوستان خوبی دارد، با آن‌ها خوب رفتار می‌کند و شما نیز از بودن با ایشان لذت می‌برید. کسی که دوستان خوبی ندارد راه و رسم دوست داشتن و مهرورزی را نمی‌داند ...

@versicular

تئوری انتخاب
درآمدی بر روان شناسی امید
دکتر ویلیام گلسر
مترجم: دکتر علی صاحبی
هیچ‌کس سرش آن‌قدر شلوغ نیست
که زمان از دستش در برود و شما را از یاد ببرد
همه چیز برمی‌گردد به اولویت‌های آن آدم ...
@versicular
کسی که دل‌تنگی را یاد گرفته، حرف نمی‌زند؛ در سکوت لبخند می‌زند، چای می‌نوشد،
و در سکوت دلش را می‌گذارد که با خودش کنار بیاید.
@versicular
#دنیا
آن‌قدرها #بزرگ نیست
که در #آغوش من جا نشود ...
وقتی
آن‌را
در #وجود #تو خلاصه کرده باشم ...
#امید_صباغ_نو
#کمی_کلمه
@versicular
Forwarded from Clippy 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر تمدنی فوق تخصص انکولوژی اطفال بابل برای روحیه دادنن به بیمار سرطانی اش با مریضش میرقصه ... دمش گرم


@versicular
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تورو دیدم خدا خندید
من از عشق تو حظ کردم
با تو من کل دنیارو
تو یک لحظه عوض کردم

♫♫♫ @versicular
گفتی نمی‌خواهی که دریا را بلد باشی
اما تو باید خانه‌ی ما را بلد باشی
یک روز شاید در تب توفان بپیچندت
آن روز باید! راه صحرا را بلد باشی
بندر همیشه لهجه‌اش گرم و صمیمی نیست
باید سکوت سرد سرما را بلد باشی
یعنی که بعد از آن‌همه دلدادگی باید
نامهربانی‌های دنیا را بلد باشی
شاید خودت را خواستی یک روز برگردی
باید مسیر کودکی‌ها را بلد باشی
یعنی بدانی " مرد در باران " کجا می‌رفت
یا لااقل تا " آب - بابا " را بلد باشی
حتی اگر آیینه باشی، پیش این مردم
باید زبان تند حاشا را بلد باشی
وقتی‌که حتی از دل‌وجان دوستش داری
باید هزار آیا و اما را بلد باشی
من ساده‌ام نه؟ ساده یعنی چه؟... نمی‌دانم
اما تو باید سادگی‌ها را بلد باشی
یعنی ببینی و نبینی!...بشنوی اما...
یعنی... زبان اهل دنیا را بلد باشی
چشمان تو جایی است بین خواب‌وبیداری
باید تو مرز خواب و روًیا را بلد باشی
بانوی شرجی! خوب من! خاتون بی خلخال!
باید زبان حال دریا را بلد باشی
شیراز رنگ خیس چشمت را نمی‌فهمد
ای‌کاش رسم این‌طرف‌ها را بلد باشی
دیروز- یادت هست- از امروز می‌گفتم
امروز می‌گویم که فردا را بلد باشی
گفتی:" وجود ما معمایی است..." می‌دانم
اما تو باید این معما را بلد باشی
@versicular
#کمی_کلمه
محمدحسین بهرامیان
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!
مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی!

مشیری
گاهی خوابت را می‌بینم
بی‌صدا
بی‌تصویر
مثلِ ماهی در آب‌های تاریک
که لب می‌زند و
معلوم نیست
حباب‌ها کلمه‌اند
یا بوسه‌هایی از دلتنگی
@versicular
#توماس_ترانسترومر
فهمید دارم حسرتی، داغی، غمی، فهمید
از حجم اقیانوس دردم، شبنمی فهمید

می‌گفت یک جایی دلم دنبال آهوئی است
فال مرا فهمی نفهمی، مبهمی فهمید!

این کولی زیبا دو ماه از سال می‌آمد
وقتی که می‌آمد تمام کوچه می‌فهمید

امسال هم وقتی که آمد شهر غوغا شد
امسال هم وقتی که آمد عالمی فهمید

او داشت هفده سال یا هجده، نمی‌دانم
می‌شد از آن رخسار زرد گندمی فهمید :

" مو فالگیرم... اومدم فالت بگیرم... های "
فهمید دارم اضطرابی، ماتمی، فهمید

دستم به دستش دادم و از تب، تب ِ سردم
بی آنکه هذیان بشنود از من، کمی فهمید:

" بختت بلنده، ها گلو! چشمون شیطون کور
راز تونه گفتُم پرینو آدمی فهمید "

هی گفت از هر در سخن، از آب و آئینه
از مهره مار و طلسم و هر چه می‌فهمید

با این همه او کولی خوبی نخواهد شد
هر چند از باران چشمم نم، نمی‌فهمید

می‌خواند از آئینه راز ماه را اما
یک عمر من آواره‌اش بودم، نمی‌فهمید!

@versicular

شعر از: دکتر محمد حسین بهرامیان
... با "دوست داشتن تو"
رویشِ جفتی بال را حس می‌کنم
بر شانه‌های خود …
@versicular
"یغما گلرویی"
قناری، سار، بلبل؛ پر، پرستو پر، کبوتر پر
خزانسوزست باغ دل هرآن گل نازنین‌تر پر

من وحسرت نشینی ها من واین سخت جانی‌ها
تو از دلبستگی ها پر تو تا یک آسمان پر / پر

تمام زندگی تکرار یک کوچ است یک پرواز
تمام زندگی تکرار یک گل یک گل پرپر

تو وچون گل شکفتن‌ها تو وتا اوج رفتن‌ها
من و خارِ جنون در دل من و تیرخطر درپر

تمام سینه سرخان روی بال خویش می‌بردند
تو را وقتی که زخم یک کبوتر داشتی در پر

چه می‌خواهی دگر از من بگیر ویک جنون بشکن
اگر آیینه آیینه اگر دل دل اگر پر پر

من از افسانه‌ی موهوم دل بایست می‌خواندم
که در اسطوره‌ی آتش سیاوش پر سمندر پر

همیشه قسمتم این کنج محنت نیست می دانم
به سوی چشم‌هایت می‌گشایم روزی آخر پر

@versicular
محمد حسین بهرامیان