کمی کلمه در شلوغ روز
75 subscribers
913 photos
245 videos
11 files
196 links
هر چیزی، جایی، عوضی دارد. هر جا که مردی، مردانگی کند، جایی مردی می‌ترسد. هر جا کینه‌ای زخم بزند، جایی عشقی پیدا می‌شود. ... تو هم در عوضِ کابوس، توی دنیا هستی، وقتی به طرفم می‌آیی، وقتی خش‌خش دامنت را که گل‌های آفتاب‌گردان دارد، می‌شنوم ...

شرق بنفشه
Download Telegram
کمی آهسته بران
این سوار کولی وش ِ پریشان
در موی تو
بند در بند
گرفتار ست


#نیلوفر_ثانی
@versicular
تو ماه را
بیشتر از همه دوست می‌داشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من می‌آورد
@versicular

#رسول_یونان
تلاقی " من" و " تو "
هشتمین روز خلقت
و آغاز جهانی دیگر است!

" ما " نظم جهان را بر هم زدیم.
@versicular

#امین_رحمتی
هر چیزی در کائنات
بر مدار خویش ایستاده است
و در روزی معین آفریده شد

تلاقی " من" و " تو "
هشتمین روز خلقت
و آغاز جهانی دیگر است!

" ما " نظم جهان را بر هم زدیم.

@versicular
امین رحمتی
همه شب
سجده برآرم
که بیایی
تو به خوابم ....


ودر آن
خواب
بمیرم
که تو آیی وبمانی..

@versicular


#شهریار
دوست واقعی شاید کم بگوید "دوستت دارم"
یا شاید اصلاً به زبان نیاورد دوست داشتنش را...

به او خرده نگیرید!
او می‌داند "دوستت دارم"حرمت دارد، مسئولیت دارد

وقتی به کارهایش نگاه کنی دوست داشتن واقعی را می‌فهمی،
می‌فهمی که همه کار می‌کند تا تو بخندی، تا تو شادباشی...
آزارت نمی‌دهد، دلت را نمی‌شکند، به هر دری میزند که با تو باشد
این دوست داشتن ستودنی است ...!

@versicular
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند
ما را ز درون خویش غافل کردند
انگار کسی به فکر ماهی‌ها نیست
سهراب بیا که آب را گل کردند ...
@versicular

؟؟؟
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند
ما را ز درون خویش غافل کردند
انگار کسی به فکر ماهی‌ها نیست
سهراب بیا که آب را گل کردند ...
@versicular

#سعید_بیابانکی
روسری ام را
پس ندهی
آن قدر
غرق دریای خیالت میشوم
که هیچ غریق نجات
نامحرمی
بانگاهش
موهایم رانبافد!!!

@versicular
#کمایی
باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد،
نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او
بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!
هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشایند نیست،
زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق مى شود.
جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند.
به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق.
مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل قدرت او.
@versicular
زن بودن | تونى كرنت | مترجم: فروزان گنجی زاده
Ye Shabe Mahtab-@bestmusik
Farhad
‌‌يه #شب مهتاب
#ماه می‌آد تو #خواب
منو می‌بره
کوچه به #کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه،
دره به #دره
#صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بیشه‌ها
یه #پری می‌آد
ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره
تو آب #چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پریشون...
یه شب مهتاب
#ماه می‌آد تو #خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
یکه و تنها
تک‌درخت #بید
#شاد و پرامید
می‌کنه به ناز
دس‌شو دراز
که یه #ستاره
بچکه مث
یه چیکه #بارون
@versicular
#احمد_شاملو #کمی_کلمه
صدا :فرهاد مهرداد
‌‌‌‌يه #شب مهتاب
#ماه می‌آد تو #خواب
منو می‌بره
کوچه به #کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه،
دره به #دره
#صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بیشه‌ها
یه #پری می‌آد
ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره
تو آب #چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پریشون...
یه شب مهتاب
#ماه می‌آد تو #خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
یکه و تنها
تک‌درخت #بید
#شاد و پرامید
می‌کنه به ناز
دس‌شو دراز
که یه #ستاره
بچکه مث
یه چیکه #بارون

#احمد_شاملو #کمی_کلمه
صدا :فرهاد مهرداد
یه شب مهتاب👆👆
صدا : فرهاد
شعر: احمد شاملو
همیشه "دوستت دارم" گفتنی نیست...

گاهی دوستت دارم را
اشاره‌ای
هدیه‌ای ...

گاهی دوستت دارم را
باید قهوه ریخت ...
پیاده روی کرد ...

گاهی دوستت دارم را باید
نامه ...
شعر ...
قصه نوشت
و طرح سیب کشید
و گل رز سفید خرید

گاهی دوستت دارم را
باید تکیه گاه شد
باید #بوسه #عاشقانه ...
آغوش گرم شد

و اما...

گاهی دوستت دارم را
باید #نگاه شد
گاهی باید پنهان...
گاهی باید رها ...

گاهی باید گذشت
و گاهی باید #سکوت شد ...
و دوست‌داشتنی سترگ می‌خواهد:
سکوت ...
گذشتن ...
گذشتن ...


#کمی_کلمه
@versicular
...
همیشه حواسمان به تازه‌ترهاست
به آن‌ها که صمیمی نیستند
تا مبادا خلاف تشریفات
یا احترام
رفتار کنیم...

اما همیشه
از صمیمی‌ترها
جان ‌ترها
غافلیم...

حواسمان نیست
که ناراحت می‌شوند ...

و بیشتر از هرکسی
از ما انتظار دارند ...

ناراحتشان می‌کنیم و
خودمان بیشتر ناراحت می‌شویم ...

اگر حرفی نمی‌زنند
اگر گله‌ای نمی‌کنند
نه اینکه دلگیر نیستند
نه اینکه گذشته‌اند ...

ما همیشه یادمان می‌روند
که صمیمی‌ترها هم
منتظرند ...

حواسمان
به جان‌های زندگیمان باشد

یک روز می‌بینم
که ناگهان
دل بریده‌اند ...
—------------------
#کمی_کلمه
@versicular
ای غزلناک ترین دختر دنیا، مریم
روح سرخورده‌ی من، خواهر دریا، مریم

ای لَچَک پوش من، ای نازترین دختر کُرد
ای پری‌زاد من، ای خوش قد و بالا، مریم

با توأم دخترک کوزه به دوش دهِ من
تشنه‌ام، تشنه‌ی آن طرز تماشا، مریم

عصرگاهان که تو از مزرعه برمی‌گردی
چه شکوهی است در آن قامت رعنا، مریم

سبد سیب به دست و هوس عشوه به سر
لختی از زلف تو از دور هویدا، مریم

صورت بانمکت کار به دستم داده
رفته از دست دلم، غبطه‌ی لیلا! مریم

ما دو دلداده که در فاصله‌ها گم‌شده‌ایم
تو در آنجا و من ِ خسته در اینجا، مریم

گر چه امروز تو از قصه خبردار شدی
که شدم عاشق چشمان تو، امّا مریم:

سال‌ها پیش به چشمان تو دل‌باخته بود
روستازاده‌ی تو، این من ِ تنها، مریم


@versicular
محسن احمدوندی
بیست و چهارم مهرماه 1390
باران!
باران!
دوباره باران!
بوسه
بی#چتر
من و تو و خیابان
#بوسه
ما خسته و خیس و باز می زد با شوق
بر گونه ی تبدار تو باران، بوسه
بر گیسوی تو آب به راه افتاده
از کنج لبت گرفته جریان #بوسه
در صورت تو شرم نجیبی پیدا
در عمق نگاه من چه پنهان بوسه!؟
وقتی که زبان قدرت ابرازش نیست
آن لحظه رسد به داد انسان بوسه
حوّا شده بودی و #بهشت آغوشت
سر منشأ هر چه #سیب زاران بوسه
تو رفتی و سال ها گذشت از آن روز
من ماندم و حسرتِ تو...
#باران ...
بوسه...

@versicular

سی ام تیر ماه 1390
هوا که سرد شود
پارک کنار خانه‌ی ما
پُر می‌شود از
نیمکت‌های خالی
سرسره‌های خالی
تاب‌های خالی

می‌نشینم روی یک نیمکت
بی آن که بدانم
شاید دلش تنگ شده باشد
و بخواهد
با نیمکت رو به رو حرف بزند

به تو فکر می‌کنم
به درخت‌ها
به گنجشک‌ها
که زبان مرا می‌فهمند

هوا که سرد شود
دست‌های من هم ...
نه!
این ربطی به سردی هوا ندارد.

@versicular

محسن حسین‌خانی