کمی کلمه در شلوغ روز
75 subscribers
913 photos
245 videos
11 files
196 links
هر چیزی، جایی، عوضی دارد. هر جا که مردی، مردانگی کند، جایی مردی می‌ترسد. هر جا کینه‌ای زخم بزند، جایی عشقی پیدا می‌شود. ... تو هم در عوضِ کابوس، توی دنیا هستی، وقتی به طرفم می‌آیی، وقتی خش‌خش دامنت را که گل‌های آفتاب‌گردان دارد، می‌شنوم ...

شرق بنفشه
Download Telegram
‌‌پنجره‌ها بسته‌اند، عشق پدیدار نیست
دیده‌ی بیدار هست، دولتِ دیدار نیست

یار چو بسیار بود، دل سرِ یاری نداشت
دل سر یاری گرفت، لیک دگر یار نیست

رویِ پری‌وار بود، آینه اما نبود
آینه اکنون‌که هست، رویِ پری‌وار نیست

زلف سیه‌کارِ من، بس که گرفتار سوخت
توده‌ی خاکسترش، ماند و خریدار نیست

خیلِ وفاپیشگان، از برِمن رفته‌اند
مانده هوادارِ من، آنکه وفادار نیست

حلقه‌به‌گوشان، چرا، ترکِ ادب گفته‌اند؟
جز همه انکارِ من، آن‌همه را کار نیست

گفتمشان می‌برم، تا بفروشم به غیر
بنده‌ی بی‌شرم را، رونقِ بازار نیست

ای غمِ بسیارِ من، یارِ من و یارِ من
باش که در دارِ دل، غیرِ تو دیار نیست

ای دل دیوانه خو، عمر تبه کرده‌ای
اینت نژندی سزا، گر چه سزاوار نیست

لحظه چو گم شد مجوی، کاب روان را به جوی
صورتِ تکرار هست، معنیِ تکرار نیست

بس کنم این گفته را، گفته‌ی آشفته را
خفته‌ای و خفته را، گوش به گفتار نیست



T.me/versicular

سیمین بهبهانی
مگر چند بار به دنيا آمده‌ايم
كه اين همه مى‌ميريم؟

#گروس‌عبدالملكيان
«سخت شکوهمند اما هولناک که باید یکدیگر را وقت مخاطره و تردید هم #دوست بداریم، در قعر دنیایی که فرومی‌پاشد و در تاریخی که زندگی #انسان پشیزی نمی‌ارزد.»
بخشی از #کتاب #خطاب_به_عشق ، ترجمهٔ #زهرا_خانلو ، انتشارات فرهنگ نو
کتاب «خطاب به #عشق » مجموعه‌ای از نامه‌های عاشقانهٔ #آلبر_کامو و معشوقه‌اش ماریا کاسارس است.‌

ماریا کاسارس، دانشجوی هنرستان در هنگام آشنایی‌اش با آلبرکاموی سی‌ساله تنها بیست و یک سال داشت. ماریا در سال ۱۹۴۴ نقش «مارتا» را در نمایش سوء تفاهم، نوشتهٔ آلبرکامو بازی کرد، اما داستان عشقی این زوج در سال ۱۹۴۸ شروع شد و تا زمان مرگ نویسنده ادامه داشت. آن‌ها در طول هفته‌های جداییشان برای یکدیگر به صورت مداوم نامه می‌نوشتند و در آن #عشق خود را با کلامی تازه و نو ابراز می‌کردند. ماریا کاسارس مدت‌ها بعد از مرگ کامو دربارهٔ این پیوند عاطفی ناگسستنی گفت:‌

«وقتی شما کسی را دوست دارید، همیشه او را دوست دارید. روزی روزگاری ما هرگز تنها نبودیم و هرگز #تنها نبودیم.»‌‌

#کلمه #تنهایی
‌‌‌‌
‌t.me/versicular
‌خرید کتاب از سایت #ایران_کتاب‌‌
‌‌‌
https://‌www.iranketab.ir‌‌
‌‌‌
پرسید: تا حالا معجزه‌ای دیده‌ای؟ 
پاسخ دادم: بله... هر روز وقتی در آینه نگاه می‌کنم! 
کسی را می‌بینم که در سخت‌ترین لحظات دوام آورد، آن‌جا که زنده ماندن به نظر غیرممکن می‌آمد. 
کسی که بی‌صدا تحمل کرد، برخاست و با صدای بلند خندید، از عمق جان! 
واقعاً من همان معجزه‌ام. آیا چیزی معجزه‌آمیزتر از من
سراغ داری؟

#ایران #جنگ #طاقت
‌‌پیرمرد مسافرخانه‌ی گوهر دشت
من بارها و بارها به تو فکر کردم
تو انسان شریفی بودی
و شرافت خود به خود یک کنش سیاسی است
مثل راست گفتن که سیاسی است
مثل #پول کمتری خواستن از #زندگی که پیش از آنکه عارفانه باشد حتما یک کنش سیاسی است

به قول محمد مختاری :
دفاع از عشق که امری سیاسی است ...

احسان عبدی پور

https://t.me/versicular/2851

#گوهردشت #احسانو #شرافت #عشق #کلمه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقت است که در بر #آشنایی بزنیم
تا بر گل و سبزه تکیه جایی بزنیم

زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ
آخر کم از آنکه دست و پایی بزنیم

#عطار

کمی کلمه در واتساپ
♡⠀    〇⠀    ⎙⠀  ⌲⁣
ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ  ˢᵃᵛᵉ  ˢʰᵃʳᵉ⁣
🎉2
‌‌🎧 چشمایِ تو 🎧

من نگاهتو می‌خواستم
که قشنگ‌ترین #غزل بود
صحبت از فاجعه‌یِ #عشق
با من از روزِ ازل بود
من یه عاشقِ غریب‌ام
با دلی خون و شکسته
اشکِ من اشکِ غروبه
روو تنِ پیچکِ خسته

آخ که چشمات چه #قشنگ بود
با غزل‌هایِ نگاه‌ات
آب می شد دلی که سنگ بود
آخ که چشمات چه قشنگ بود
چه قشنگ بود حرفِ چشمات
با نگاهِ عاشقِ من
کاش می‌موند همیشه باقی
لحظه‌هایِ باتوبودن

دیگه بی‌تو همیشه
فکرِ رفتن رو دارم
اگه امروز بمونم
واسه فردا چی دارم؟
پس چرا باید بمونم
من که توو سینه‌یِ آه‌ام؟
پس چرا باید بمونم
من که تو رنگا سیاه‌ام؟
حالا من خسته از این راه
می‌کَنم قلبمو از جا
شاید این قصّه‌یِ کوتاه
سهمِ من بوده توو دنیا


جایِ امن / فاجعه‌یِ #عشق

ترانه: شرمین شجره


آهنگ: تورج شعبان‌خانی


تنظیم: اریک آرکانت/Eric Arconte

کمی کلمه در واتساپ

آواز: ستّار
۱۳۵۶
#ستار #خاطره #چشم #کلمه
1
‌‌سرتو بذار رو شونه‌هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی‌تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه‌م می‌گیره
بذار رو سینه‌م سرتو، چشمای خیس و ترتو
بذار تا سیر نگات کنم، بو بکشم پیرهنتو
بغل کن و بچسب بهم، بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی رو ندارم، نزدیک تر از نفس بهم
سرتو بذار رو شونه‌هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی‌تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه‌م می‌گیره
وقتی چشات خوابش میاد، آدم غماش یادش میاد
یه حالتی تو چشماته، که #عشق خودش باهاش میاد
سرتو بذار رو شونه‌هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی‌تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه‌م می‌گیره

🎵 آهنگ: تکیه‌گاه
🎤 خواننده: #امید
✍🏻 ترانه‌سرا: مسعود امینی
🎼 آهنگساز: محمد حیدری
🎹 تنظیم‌کننده: منوچهر چشم‌آذر
💿 آلبوم: حضرت عشق
🎲 سال: ۱۳۷۵

#خاطره
1
هیچوقت دروغ نگو.pdf
25.5 MB
📖هیچ وقت دروغ نگو
نویسنده: فریدا مک فادن

کتاب «هیچ وقت دروغ نگو» نوشته فریدا مک فادن، یک #رمان هیجان‌انگیز و روانشناختی است که مخاطبان را با داستانی پر از رمز و #راز و تعلیق به دنیایی از تعارض‌های عاطفی و اخلاقی می‌برد. این اثر، که در ژانر داستان‌های جنایی و رازآلود قرار می‌گیرد، به بررسی پیچیدگی‌های روابط انسانی و تبعات دروغ‌هایی که گفته می‌شوند می‌پردازد.
داستان «هیچ وقت دروغ نگو» حول محور زندگی کاراکتر اصلی و تجربیات او با دروغ‌هایی که در زندگی‌اش گفته می‌شوند، می‌چرخد. مک فادن با مهارتی تحسین‌برانگیز، شخصیت‌ها را با عمق و پیچیدگی شخصیتی بالا خلق کرده و مخاطب را با تعارض‌های درونی آن‌ها آشنا می‌کند. داستان با توصیفات دقیق و جزئیاتی که به خوبی تصویر شده‌اند، خواننده را در مسیر حقیقتی پنهان هدایت می‌کند. «هیچ وقت #دروغ نگو» بیش از هر چیز به موضوع اعتماد و #خیانت می‌پردازد ...

کمی کلمه
1
‌‌الهی خم نشی وقتی که دردات
روی شونت مثِ یه کوله باره

تو میتونی بری از پا نیفتی
دیگه این راه برگشتن نداره

مسیر زندگی مثل یه روده
که آخر دل به دریا می سپاره

اگه بالا و پایین داره امّا
تهش حس رسیدن موندگاره

قبولش کن اگه حتی شکستی
نگو هرگز امیدت میره از دست

تو میتونی بری و پر بگیری
اگه شوق رهایی تو دلت هست

نگو هرگز امیدت میره از دست
مبادا وقت رفتن کم بیاری

مسیر زندگی مثل یه روده
که یعنی راهی جز رفتن نداری

برو تا آخر دنیا سفر کن
سفر کن تا دلت آروم بگیره

سفر مثل یه مرحم دل نشینه
نذار حسش توی قلبت بمیره

مسیر زندگی مثل یه روده
که آخر دل به دریا می سپاره

اگه بالا و پایین داره امّا
تهش حس رسیدن موندگاره

نگو هرگز امیدت میره از دست
مبادا وقت رفتن کم بیاری

مسیر زندگی مثل یه روده
که یعنی راهی جز رفتن نداری


🎶〰️🎶〰️🎶
مسیر
خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی ❤️
ترانه سرا: شنبم حکیم هاشمی
تنظیم: فرد میرزا
1
‌‌می‌شود بی‌هدف به راه افتاد
تو اگر یار و همسفر باشی
می‌شود خنده زد به غم، تو اگر
خیره در چشم‌های تَر باشی

که در اینجا نگاه‌ها سردند

می‌توانم به جات بنویسم
هر شب از خنده‌هات بنویسم
شاعرِ چشم‌هات باشم و تو
خالقِ صاحبِ اثر باشی

چشم های تو شاعرم کردند

می‌توانم شرورتر باشم
یک قشون، گرچه یک نفر باشم
رو به صد نیزه، بی‌سپر باشم
تو اگر کوهِ پشت سر باشی

که مهم نیست لشکر آوردند

می‌گذارم که درد در بزند
سار از آشیانه پر بزند
باغبان هم به من تبر بزند
تو که سازنده ی تبر باشی

تو نباشی، درخت‌ها زردند

مثل خورشید سر برآوردی
می‌روی، تا دوباره برگردی
از پسِ شب، طلوع خواهی کرد
که خودت علت سحر باشی

همه از راه رفته برگردند

اگر این احتمال امکان داشت
یا که می شد به هرچه ایمان داشت
با دو تا چشمِ ناب معجزه گر
بله، می شد پیامبر باشی

حیف پیغمبران همه مَردند

تو که دانای کُل هر متنی
تو که معنای سلطه بر شعری
پس بعید است از غمِ این متن
از غم شعر، بی‌خبر باشی

بی تو این واژه ها پُر از دردند

ای که بالت در آسمان، مصلوب
ای سکوتِ تو دشمنِ آشوب
توی آغوش خود اسیرم کن
که در این حبس، بال و پر باشی

همه دنبال سنگ می.گردند

می توانم شرورتر باشم
یک قشون، گرچه یک نفر باشم
رو به صد نیزه، بی سپر باشم
تو اگر کوهِ پشت سر باشی

که مهم نیست لشکر آوردند

می گذارم که درد در بزند
سار از آشیانه پر بزند
باغبان هم به من تبر بزند
تو که سازنده ی تبر باشی

تو نباشی، درخت‌ها زردند
1
بعضی از آدم‌ها هستند
که بـا لحظه‌ای بودنشان
یک عمـر
دلـشوره‌ی نبـودنشان را داری . . .

@versicular
#علیرضا_اسفندیاری

#خاطره #چای_قلب_پهلو
2
‌‌بر سردر عشق راز آن مکتوب است
پیروز مصاف عاشقی مغلوب است
پس خاطره‌ای که جای تو مانده اگر
کوتاه ولی همیشگی شد خوب است

‌‌#قرار
#همایون_شجریان
ترانه سرا : #افشین_یداللهی
آهنگ ساز : #فردین_خلعتبری

#کلمه #دلتنگی #خاطره #سوگ
4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⁨ این قصه‌ی جنگل، قصه‌ی دنیای ماست…
خراب کردن همیشه راحت‌تره؛ یه جرقه کوچیک، یه غفلت، کافیه تا چیزی که سال‌ها ساختیم تو چند لحظه دود بشه بره هوا.
آدم لازم نیست خیلی زرنگ یا قوی باشه تا بسوزونه و خراب کنه، فقط کافیه بی‌مسئولیت باشه.

اما ساختن… نجات دادن… اون دیگه یه داستان دیگه‌ست.
ساختن صبر می‌خواد، عشق می‌خواد، دل بزرگ می‌خواد.
باید هزار تا دست کنار هم باشن تا دوباره چیزی جون بگیره.
باید به رویش دوباره ایمان داشته باشی، حتی وقتی همه‌چی خاکستر شده.

آره، ساختن سخت‌تره… اما قشنگ‌تر همینه.
قشنگه چون توش نور انسانیت می‌درخشه.
قشنگه چون از دل سیاهی، امید دوباره قد می‌کشه.
خراب کردن سروصدا داره، اما ساختن صدای آروم برگهایی است که دوباره سبز می‌شن ...
🍀
انیمیشن Flowers and Trees از دیزنی

♡⠀    〇⠀    ⎙⠀  ⌲⁣
ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ  ˢᵃᵛᵉ  ˢʰᵃʳᵉ⁣
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماه
مارتیک
🌙

#ماه در میاد که چی بشه
می‌خواد #عزیز کی بشه
ماه در میاد چکار کنه
باز آسمونو تار کنه

نمی‌دونه تو هستی
بجای اون نشستی
نمی‌دونه تو ماهی
تو که #رفیق راهی
...

آهنگ: صادق نوجوکی
ترانه: مسعود فردمنش

♡⠀    〇⠀    ⎙⠀  ⌲⁣
ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ  ˢᵃᵛᵉ  ˢʰᵃʳᵉ⁣
1
‌‌اون خال کوچیکه رو ترقوه چپتو
خط بالای لب تو

موهای سیاه‌تر از شبِ تو
به دنیا نمیدمشو
تُنِ صداتو صبح که لاملافه‌ای
غرغراتو وقتی خسته‌ای کلافه‌ای

چشم غرت به دخترارو وقتی
توی کافه‌ایم به دنیا نمیدمشو
♫♩
صدای قلبم وقتی پا میذاری تو خونه اون عطرمو که گفته بودی بوش خوبه ⍣

هر قولی بهم دادی
حتی اگه دروغ بوده
به دنیا نمیدمشو

آخه همیشگیمی
دنیارم بهم بدن همه چیمی
♫♩
هرکار کنم از سرم نمیری ⍣
آخه همیشگیمی
دنیارم بهم بدن همه چیمی ♪


هرکار کنم از سرم نمیری
♫♩
اخلاقای خوبتو اخلاقای بدتو
تک تک نقصایی که داری
رو بدنتو

مزه اشکاتو وقتی میبوسم صورتتو
به دنیا نمیدمشو ♪
خنده‌هاتو، وقتی در میارم اداتو
اینکه میدونی
همیشه دارم هواتو ♫♩
اون جایی که نگه داشتم تو قلبم برا تو به دنیا نمیدمشو ♪

هرکاری کردم برا تو با اینکه آخرش میدونستم میرسه یه روزی که دیگه ندارمت ⍣
همین حسی از تو که هنوزم با یادمه
به دنیا نمیدمشو ♪
آخه همیشگیمی دنیارم بهم بدن
همه چیمی ♫♩

هرکار کنم از سرم نمیری ⍣
آخه همیشگیمی
دنیارم بهم بدن همه چیمی ♪
هرکار کنم از سرم نمیری

#کلمه #شروین #عشق

♡⠀    〇⠀    ⎙⠀  ⌲⁣
ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ  ˢᵃᵛᵉ  ˢʰᵃʳᵉ⁣

✍🏻شروین حاجی پور
🎼به دنیا نمیدمش
🕰۲۳بهمن۴۰۱
3
‌‌دلم جراتش قطره‌ای بیش نیست
تو ای عشق او را به دریا ببر
————————————
بگذارید اگر هم نه بهاری باشم
شاعر سوخته گلهای سحاری باشم

می‌توانم که خودم را بسرایم هر چند
نتوانم که همانند قناری باشم

معنی پیر شدن ماندنِ مردابی نیست
پیرم اما بگذارید که جاری باشم

کاری از پیش نبردم همه ی عمر ولی
شاید این لحظه‌ی نایافته کاری باشم

همچنان طاقت فرسوده شدن با من نیست
نپسندید که در لحظه‌شماری باشم

همه‌ی درد من این است که می‌پندارم
دیگر ای دوست من دوست نداری باشم

مرگ هم عرصه‌ی بایسته‌ای از زندگی است
کاش شایسته‌ی این خاکسپاری باشم
1
‌‌دلم می‌خواد کنارِ تو
تو بارون گم بشم یک‌بار
دلم می‌خواد جوون‌تر شم
دوباره قبلِ هر دیدار

دلم می‌خواد باهات باشم
مثلِ یه شعر تو سینه‌ت
دلم می‌خواد دو تا دستام
یه هیزم شن تو شومینه‌ت

دلم می‌خواد که یه آهنگ
توی گوشیِ تو باشم
تنت دنیاییه، من هم
می‌خوام مارکوپولو باشم

می‌خوام خوشبختی و عشقو
ببینم توی لبخندت
می‌خوام دائم باهات باشم
درست مثلِ گلوبندت

دلم خیلی چیزا می‌خواد
چشاتو واسه نقاشی
یه خونه، حتی نُقلی، که
تو پشتِ پنجره‌ش باشی

دلم خیلی چیزا می‌خواد
چشاتو واسه نقاشی
یه خونه، حتی نُقلی، که
تو پشتِ پنجره‌ش باشی

تو چی می‌خوای از این دنیا؟
بگو، غولِ چراغ این‌جاست
اگرچه خالیه دستاش
ولی قدِ تو بی‌پرواست

همین که کلِ دنیا رو
برات زیر و زِبَر کرده
همه راه‌ها رو رفته
که به سمتِ تو برگرده

بگو تا آرزو‌هاتو
برآورده کنم تک‌تک
برات از دفترِ شعرام
بسازم صد تا بادبادک

چی می‌خوای؟ تنها لب تر کن
که با تو حلّه هر مشکل
کنارِ تو، شناسنامه‌م
نمی‌شه تا ابد باطل

دلم خیلی چیزا می‌خواد
چشاتو واسه نقاشی
یه خونه، حتی نُقلی، که
تو پشتِ پنجره‌ش باشی
2
فتح بابل
مرضیه
به مناسبت هفتم آبان‌ماه، روز ملی کوروش بزرگ

زنجیر بابلیان را، از هم گسسته نگر!
زندان خسته‌دلان را، درهم‌شکسته نگر!
از خنده بر لب ایشان، نقشی نشسته نگر!

#کوروش پیام محبت به جهانیان آرد
منشور او ز سعادت ز خدا نشان‌ دارد

شهر بابل اینک، شد آزاد از غم‌ها
نخلستانش خرّم، گندم‌زارش زیبا
همراه آرد کوروش با خود آزادی را
هر ویرانی بیند روی آبادی را

هرجا او قدم نهد، فردی از ستم رهد
شهری در هر قدمش گل می‌بارد
کوروش پیام #محبت به جهانیان آرد
منشور او ز سعادت ز خدا نشان‌ دارد

نام ترانه: فتح بابل
ترانه‌سرا: سیمین بهبهانی
آهنگ‌ساز: منوچهر لشگری
خواننده: بانو مرضیه


ارکستر فارابی به رهبری مرتضی حنانه
دستگاه همایون - آواز اصفهان
سال انتشار: شهریورماه ۱۳۵۰ - سال جهانی کوروش بزرگ
#کلمه #آبان #آزادی #کوروش
1
‌‌رو به روی من و چشمات
انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه
فرصت #بوسه چه داغه
آینه های مهربونی
تو به تو تا بی‌نهایت
شونه‌هامون جای قصه
سرامون گرم رفاقت
کاشکی چشمات مال من بود
با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری
به یه چشمک، یه بهونه
کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

رو به روی من و چشمات
اتفاقی پا به ماهه
چشمای تو سهم عشقه
چشمایی که سر پناهه
بوی عطر پیرهن تو
بُرده هوش از عطر شب بو
به نگاه تو حسوده
چشمای قشنگ آهو
کاشکی چشمات مال من بود
با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری
به یه چشمک، یه بهونه
کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

سمت و سوی وسعت تو
سمت و سوی آسمونه
حرف بارون با تنت نیست
حرف تو رنگین کمونه
داشتن تو یه قراره
بین قلب من و دریا
شور شعر و شوق شعری
دیدنت وقت تماشا
کاشکی چشمات مال من بود
با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری
به یه چشمک، یه بهونه
کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

———-
ترانه : چشمانت
✍🏻ترانه سرا : [بابک روزبه ]
🎵آهنگساز : [ حسن شماعی زاده ]
🎶تنظیم : [ منوچهر چشم آذر ]
💿از آلبوم : [ گلبانو | ۱۳۸۵ ]

#ستار #چشم #کلمه #خاطره #خداحافظی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی عشق نه با صدای بلند می‌آید
نه با اتفاقات بزرگ و نفس‌گیر؛
آرام‌آرام از میان لحظه‌هایی عبور می‌کند
که شاید به‌سادگی از کنارشان بگذری…

از لبخندی کوتاه،
از صدایی که شبیه خانه است،
از کسی که جزئیات کوچک را به‌خاطر دارد،
از آرامشی که وسط هیاهوی دنیا پیدا می‌شود.

و بعد، یک‌روز نگاه می‌کنی
می‌بینی همین لحظه‌های ساده،
چطور در دلِ تو
اتفاق بزرگی ساخته‌اند…
Sometimes love just happens along the way. Without any great drama, just in little moments that you could almost overlook ...

کلیپ از:
https://www.instagram.com/reel/DQ4oVQriEL2/?igsh=Nm80OXczZ2htOWpz
👍2