❁﷽❁
مناظره جذاب میان «سید مهدی» و «مولوی ابوحنیفه»
🧔🏻سید مهدی: ای مولوی! من برادرى دارم مى گويد: بهترين خلق بعد از رسول اللَّه(ص)، على بن ابى طالب(ع) است و من مى گويم: ابو بكر است و بعد از او عمر است. نظر تو در این باره چیست؟
👳🏾♂️مولوی ابو حنيفه مکثی کرد و گفت: برای برتری و فضل ابوبکر و عمر، همین کافی است که قبر آنها، در کنار قبر رسول الله(ص) است. دلیل واضح تر از این می خواهی؟
🧔🏻سید مهدی: من اين را به برادرم گفتم ولی او در جواب من گفت: ابوبکر و عمر غاصب و ظالم مکان قبرشان بودند! چه حقی داشتند که خود را مستحق دیدند در آن مکان دفن کنند؟
👳🏾♂️مولوی بعد از مکثی طولانی گفت: ابوبکر و عمر به خاطر دخترشان عائشه و حفصه بود که مستحق دفن در کنار پیامبر خدا(ص) بودند. آنها در اموال دخترشان تصرف کردند!
🧔🏻سید مهدی: این سخن شما را به برادرم گفتم او گفت: عجبا! از یک سو ابوبکر و عمر گفتند: پیامبر(ص) ارثی از خود به جای نمی گذارد و همه اموال او صدقه است! در این صورت همه فقرای مسلمانان در آن حق دارند و زمینی به عائشه و حفصه به ارث نمی رسد!
از سوی دیگر بر فرض عائشه و حفصه ارث برده باشند، پیامبر خدا (ص) وقتی از دنیا رفت، نه زن داشت. به هر کدام از نه زن، یک سهم از یک هشتم فرض همسران از زمین، خواهد رسید! حساب کردم به اندازه وجب در یک وجب می شود! 😀 پس چرا ابوبکر و عمر بیشتر از حق دخترانشان تصرف کردند؟🤔
👳🏾♂️مولوی ابوحنیفه در این هنگام به شدت برافروخت🥵 و نعره کشید: این رافضی خبیث را از من دور کنید!😡
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج🍀
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
مناظره جذاب میان «سید مهدی» و «مولوی ابوحنیفه»
🧔🏻سید مهدی: ای مولوی! من برادرى دارم مى گويد: بهترين خلق بعد از رسول اللَّه(ص)، على بن ابى طالب(ع) است و من مى گويم: ابو بكر است و بعد از او عمر است. نظر تو در این باره چیست؟
👳🏾♂️مولوی ابو حنيفه مکثی کرد و گفت: برای برتری و فضل ابوبکر و عمر، همین کافی است که قبر آنها، در کنار قبر رسول الله(ص) است. دلیل واضح تر از این می خواهی؟
🧔🏻سید مهدی: من اين را به برادرم گفتم ولی او در جواب من گفت: ابوبکر و عمر غاصب و ظالم مکان قبرشان بودند! چه حقی داشتند که خود را مستحق دیدند در آن مکان دفن کنند؟
👳🏾♂️مولوی بعد از مکثی طولانی گفت: ابوبکر و عمر به خاطر دخترشان عائشه و حفصه بود که مستحق دفن در کنار پیامبر خدا(ص) بودند. آنها در اموال دخترشان تصرف کردند!
🧔🏻سید مهدی: این سخن شما را به برادرم گفتم او گفت: عجبا! از یک سو ابوبکر و عمر گفتند: پیامبر(ص) ارثی از خود به جای نمی گذارد و همه اموال او صدقه است! در این صورت همه فقرای مسلمانان در آن حق دارند و زمینی به عائشه و حفصه به ارث نمی رسد!
از سوی دیگر بر فرض عائشه و حفصه ارث برده باشند، پیامبر خدا (ص) وقتی از دنیا رفت، نه زن داشت. به هر کدام از نه زن، یک سهم از یک هشتم فرض همسران از زمین، خواهد رسید! حساب کردم به اندازه وجب در یک وجب می شود! 😀 پس چرا ابوبکر و عمر بیشتر از حق دخترانشان تصرف کردند؟🤔
👳🏾♂️مولوی ابوحنیفه در این هنگام به شدت برافروخت🥵 و نعره کشید: این رافضی خبیث را از من دور کنید!😡
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج🍀
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
﷽
🛑 گریه حاج قاسم سلیمانی و خاطره عجیب خبرنگار لبنانی
👈 خودم دیدم شبی که داعش تا نزدیک حرم رسیده بود، نصف شب حاج قاسم به حرم حضرت رقیه (س) آمد و در تاریکی حرم...
#پیشنهاد_دانلود
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
🛑 گریه حاج قاسم سلیمانی و خاطره عجیب خبرنگار لبنانی
👈 خودم دیدم شبی که داعش تا نزدیک حرم رسیده بود، نصف شب حاج قاسم به حرم حضرت رقیه (س) آمد و در تاریکی حرم...
#پیشنهاد_دانلود
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
﷽
کلان قاعده فقهی نفی سبیل
✍ قاعده "نفی سبیل" یکی از کلیدی ترین قواعد فقهی است که بر تمام ابواب فقهی تاثیر گذار است.
♦️این قاعده بر بسیاری از قواعد فقه سیاسی، قضایی، مدنی و معاملی و ... حکومت دارد.
♦️بر اساس این قاعده، شارع مقدس هر امری که سبب سلطه و سبیل کفار بر مسلمین شود را هرگز جعل نکرده است.
♦️حفظ حدود و ثغور اسلام و دفاع از مرزهای سرزمینی آن در برابر هجوم کفار، یکی از آثار کلیدی این قاعده است.
♦️یکی دیگر از ساحت های مهم این قاعده، نفی هر گونه سلطه کفار بر مرزهای فکری و فرهنگی در فضای مجازی است.
♦️ به سبب این حکم شرعی، بر حاکم اسلامی لازم است هر نوع نرم افزار،شبکه اجتماعی و ... که باعث تاثیرگذاری و سلطه کفار بر مرزهای فکری و فرهنگی مسلمین می شود را با ابزارهای مناسب خود، ممنوع سازد.
«یادداشت های فقهی اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
کلان قاعده فقهی نفی سبیل
✍ قاعده "نفی سبیل" یکی از کلیدی ترین قواعد فقهی است که بر تمام ابواب فقهی تاثیر گذار است.
♦️این قاعده بر بسیاری از قواعد فقه سیاسی، قضایی، مدنی و معاملی و ... حکومت دارد.
♦️بر اساس این قاعده، شارع مقدس هر امری که سبب سلطه و سبیل کفار بر مسلمین شود را هرگز جعل نکرده است.
♦️حفظ حدود و ثغور اسلام و دفاع از مرزهای سرزمینی آن در برابر هجوم کفار، یکی از آثار کلیدی این قاعده است.
♦️یکی دیگر از ساحت های مهم این قاعده، نفی هر گونه سلطه کفار بر مرزهای فکری و فرهنگی در فضای مجازی است.
♦️ به سبب این حکم شرعی، بر حاکم اسلامی لازم است هر نوع نرم افزار،شبکه اجتماعی و ... که باعث تاثیرگذاری و سلطه کفار بر مرزهای فکری و فرهنگی مسلمین می شود را با ابزارهای مناسب خود، ممنوع سازد.
«یادداشت های فقهی اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
﷽
✍️ بازخوانی استظهاری از آیه 59 سوره احزاب معروف به «آیه حجاب»
🔸خطاب آیه به «رسول(ص)، ازواج و دختران رسول(ص) و زنان مومنین» است. این خطاب، برای اکرام و تشریف مخاطبان بوده و احترازی نیست. حکم وجوبی در آیه از قضایای حقیقیه است؛ یعنی همه مکلفین، مقدر و مفروض الوجود هستند و توجهی به اوصاف خارجی آنها نشده است.
✅نتیجه آنکه این حکم برای همه زمان ها، مکان ها و مکلفین، تا روز قیامت است.
🔸«جلباب» از ریشه «جلب» به معنی چیزی است که از خمار [روسری و مقنعه امروزی] بزرگ تر بوده و کاملا بدن، دست ها، صورت، کتف ها و تمام حجم بدن (اعطاف) را می پوشاند و پنهان می کند.
🔸حکمت استفاده از جمع مکسر در آیه_ یعنی جلابیب_ برای نشان دادن ویژگی زنان با حیا و آزاده است که چندین جلباب و پوشش داشتند و همانند زنان هرزه به یک روسری اکتفا نمی کردند که مقداری از صورت، گردن و موهای آنها پیدا باشد.
📚 تاج العروس ؛ ج1 ؛ ص374 و الطراز الأول ؛ ج1 ؛ ص361
🔸«دنی» در لغت به معنی مقاربة و نزدیکی میان دو امر است. این فعل وقتی با «الی» متعدی می شود به معنی نزدیک شدن دو چیز است. ولی این فعل وقتی با «علی» متعدی می شود به معنی «أرخی الشیء» یعنی آویختن یک چیز مثل پرده و ... است.
📚 معجم مقاييس اللغه، ج1، ص: 469 و الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، زمخشری، ج3، ص: 560 و تبيان الصلاة، محقق بروجردی، ج3، ص: 250
✅ نتیجه آنکه: «يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِن» یعنی مکلفین آیه باید از جلباب های خود را، بر خود آویزان کنند و به تعبیر امروزی پوشش های سراسری خود را _ مثل چادر_ را باید به سر کنند به گونه ای که هیچ عضو و حجمی از بدن آن پیدا نباشد. البته روایات در مقام تفسیر این آیه، وجوب پوشش وجه و کفین(یعنی دست ها تا مچ) را مشروط به عدم مفسده، مقید کرده است. لذا باید گفت: چادر _دقیق تر چادرها و جلابیت_، پوشش برتر نیست بلکه به نص قرآن پوشش واجب و لازم شرعی است!
🔹قیود «أَدْنى أَنْ يُعْرَفْن» و «فَلا يُؤْذَيْن» علت حکم حجاب نیستند بلکه حکمت وجوب حجاب می باشند بلکه به تعبیر دقیق تر، این دو قید، حیثیت تعلیلیه دارد نه حیثیت تقییدیه.
🔸در حیثیت تقییدیه، موضوع حکم، معلق و منوط بر وجود قید است. مثلا جواز تنبیه کودک منوط و معلق بر تادیب است. اگر تادیب در کار نبود و مثلا تنبه برای اهانت به کودک و ... بود، جواز تنبیه هم منتفی است.
🔸در حیثیت تعلیلیه، موضوع حکم، منوط و معلق به وجود قید نیست و در هر صورتی لزوم تحصیل دارد. مثلا وجوب اکرام زید که دانشمند است در هر صورتی لازم است و قید دانشمند بودن او، دخلی در اصل وجوب اکرام او ندارد و اگر مکلف به دانشمند بودن او جاهل نیز باشد، بر او لازم است که او را اکرام کند.
✅ نتیجه آنکه: در آیه شریفه، «شناخته شدن و اذیت نشدن» حیثیت تعلیلیه برای حکم است نه حیثیت تقییدیه. یعنی وجوب حجاب مطرح شده در آیه، حتی در صورتی که هیچ شناخته شدن و اذیت نشدنی نیز در کار نباشد، وجود دارد.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
✍️ بازخوانی استظهاری از آیه 59 سوره احزاب معروف به «آیه حجاب»
🔸خطاب آیه به «رسول(ص)، ازواج و دختران رسول(ص) و زنان مومنین» است. این خطاب، برای اکرام و تشریف مخاطبان بوده و احترازی نیست. حکم وجوبی در آیه از قضایای حقیقیه است؛ یعنی همه مکلفین، مقدر و مفروض الوجود هستند و توجهی به اوصاف خارجی آنها نشده است.
✅نتیجه آنکه این حکم برای همه زمان ها، مکان ها و مکلفین، تا روز قیامت است.
🔸«جلباب» از ریشه «جلب» به معنی چیزی است که از خمار [روسری و مقنعه امروزی] بزرگ تر بوده و کاملا بدن، دست ها، صورت، کتف ها و تمام حجم بدن (اعطاف) را می پوشاند و پنهان می کند.
🔸حکمت استفاده از جمع مکسر در آیه_ یعنی جلابیب_ برای نشان دادن ویژگی زنان با حیا و آزاده است که چندین جلباب و پوشش داشتند و همانند زنان هرزه به یک روسری اکتفا نمی کردند که مقداری از صورت، گردن و موهای آنها پیدا باشد.
📚 تاج العروس ؛ ج1 ؛ ص374 و الطراز الأول ؛ ج1 ؛ ص361
🔸«دنی» در لغت به معنی مقاربة و نزدیکی میان دو امر است. این فعل وقتی با «الی» متعدی می شود به معنی نزدیک شدن دو چیز است. ولی این فعل وقتی با «علی» متعدی می شود به معنی «أرخی الشیء» یعنی آویختن یک چیز مثل پرده و ... است.
📚 معجم مقاييس اللغه، ج1، ص: 469 و الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، زمخشری، ج3، ص: 560 و تبيان الصلاة، محقق بروجردی، ج3، ص: 250
✅ نتیجه آنکه: «يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِن» یعنی مکلفین آیه باید از جلباب های خود را، بر خود آویزان کنند و به تعبیر امروزی پوشش های سراسری خود را _ مثل چادر_ را باید به سر کنند به گونه ای که هیچ عضو و حجمی از بدن آن پیدا نباشد. البته روایات در مقام تفسیر این آیه، وجوب پوشش وجه و کفین(یعنی دست ها تا مچ) را مشروط به عدم مفسده، مقید کرده است. لذا باید گفت: چادر _دقیق تر چادرها و جلابیت_، پوشش برتر نیست بلکه به نص قرآن پوشش واجب و لازم شرعی است!
🔹قیود «أَدْنى أَنْ يُعْرَفْن» و «فَلا يُؤْذَيْن» علت حکم حجاب نیستند بلکه حکمت وجوب حجاب می باشند بلکه به تعبیر دقیق تر، این دو قید، حیثیت تعلیلیه دارد نه حیثیت تقییدیه.
🔸در حیثیت تقییدیه، موضوع حکم، معلق و منوط بر وجود قید است. مثلا جواز تنبیه کودک منوط و معلق بر تادیب است. اگر تادیب در کار نبود و مثلا تنبه برای اهانت به کودک و ... بود، جواز تنبیه هم منتفی است.
🔸در حیثیت تعلیلیه، موضوع حکم، منوط و معلق به وجود قید نیست و در هر صورتی لزوم تحصیل دارد. مثلا وجوب اکرام زید که دانشمند است در هر صورتی لازم است و قید دانشمند بودن او، دخلی در اصل وجوب اکرام او ندارد و اگر مکلف به دانشمند بودن او جاهل نیز باشد، بر او لازم است که او را اکرام کند.
✅ نتیجه آنکه: در آیه شریفه، «شناخته شدن و اذیت نشدن» حیثیت تعلیلیه برای حکم است نه حیثیت تقییدیه. یعنی وجوب حجاب مطرح شده در آیه، حتی در صورتی که هیچ شناخته شدن و اذیت نشدنی نیز در کار نباشد، وجود دارد.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
واکاوی تمسک به اجماع در هجوم به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها
🔸یکی از مهم ترین تقابل های جریانی حزب سقیفه با اهل بیت علیهم السلام، ایجاد نهاد های شبه مذهبی در مقابل نهاد «ثقلین» _ یعنی قرآن و عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله _ است.
🔸از مهم ترین این نهاد ها می توان به قرآن بسندگی در فهم حقایق دینی، حجیت سنت شیخین، عدالت و تقدس همه صحابه، خطاپذیری سنت نبوی در قالب مجتهد بودن آن حضرت، اشاره کرد.
🔹علاوه بر موارد فوق، یکی دیگر از مهم ترین نهاد های شبه دینی ایجاد شده «اجماع» است. اجماع مورد بحث دارای حجیت مستقل در عرض کتاب و سنت نبوی است که در اندیشه اهل سنت مفید اطمینان و قطع به حکم شرعی است!
📚العدة في أصول الفقه، ج4، ص: 1064 و المسودة، ج1، ص: 284
🔸در نظر مبانی اصولی و فقهی امامیه، اجماع حجیت مستقل و ذاتی ندارد و در صورتی می تواند حجیت داشته باشد که کاشف از سنت معصومین علیهم السلام باشد.
📚 تهذيب الأصول ؛ ج2 ؛ ص421
🔸جالب است بدانید: خلیفه دوم با استدلال به اجماع امت، حمله به خانه فاطمه سلام الله علیها را مشروعیت داد. ابن عبد ربه اندلسی می نویسد:
🔷«... فأقبل بقَبس من نار على أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمةُ، فقالت: يا بن الخطاب، أجئت لتُحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخلتْ فيه الأمة ...»
🔶 «عمر بن خطاب با پاره ای از آتش به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها روی آورد تا خانه آنها را به آتش بکشد! فاطمه زهرا سلام الله علیها با او روبرو شد و گفت: ای پسر خطاب آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری! خانه را به آتش می کشم تا اینکه شما به آن چیزی که امت بدان وارد شده است، وارد شوید[و با ابوبکر بیعت کنید]»
📚العقد الفريد، ج2، ص: 73
✍️ این در حالی است که:
1️⃣ تمامی ادله مثبته عقلی، قرآنی و روایی حجیت اجماع نزد اهل سنت، دارای خدشه های جدی است.
📚 بحوث في علم الأصول ؛ ج9 ؛ ص428
2️⃣ با وجود مخالفت اهل بیت علیهم السلام، همه بنی هاشم و بسیاری از انصار و مهاجرین با خلافت ابوبکر، تحقق اجماع ناممکن است.
3️⃣ اجماع مورد ادعا در تعارض با نصوص صریح دال بر خلافت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام _ مثل حدیث غدیر_ است لذا تمسک به اجماع اجتهاد در مقابل نص و بی ارزش است.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
واکاوی تمسک به اجماع در هجوم به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها
🔸یکی از مهم ترین تقابل های جریانی حزب سقیفه با اهل بیت علیهم السلام، ایجاد نهاد های شبه مذهبی در مقابل نهاد «ثقلین» _ یعنی قرآن و عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله _ است.
🔸از مهم ترین این نهاد ها می توان به قرآن بسندگی در فهم حقایق دینی، حجیت سنت شیخین، عدالت و تقدس همه صحابه، خطاپذیری سنت نبوی در قالب مجتهد بودن آن حضرت، اشاره کرد.
🔹علاوه بر موارد فوق، یکی دیگر از مهم ترین نهاد های شبه دینی ایجاد شده «اجماع» است. اجماع مورد بحث دارای حجیت مستقل در عرض کتاب و سنت نبوی است که در اندیشه اهل سنت مفید اطمینان و قطع به حکم شرعی است!
📚العدة في أصول الفقه، ج4، ص: 1064 و المسودة، ج1، ص: 284
🔸در نظر مبانی اصولی و فقهی امامیه، اجماع حجیت مستقل و ذاتی ندارد و در صورتی می تواند حجیت داشته باشد که کاشف از سنت معصومین علیهم السلام باشد.
📚 تهذيب الأصول ؛ ج2 ؛ ص421
🔸جالب است بدانید: خلیفه دوم با استدلال به اجماع امت، حمله به خانه فاطمه سلام الله علیها را مشروعیت داد. ابن عبد ربه اندلسی می نویسد:
🔷«... فأقبل بقَبس من نار على أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمةُ، فقالت: يا بن الخطاب، أجئت لتُحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخلتْ فيه الأمة ...»
🔶 «عمر بن خطاب با پاره ای از آتش به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها روی آورد تا خانه آنها را به آتش بکشد! فاطمه زهرا سلام الله علیها با او روبرو شد و گفت: ای پسر خطاب آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری! خانه را به آتش می کشم تا اینکه شما به آن چیزی که امت بدان وارد شده است، وارد شوید[و با ابوبکر بیعت کنید]»
📚العقد الفريد، ج2، ص: 73
✍️ این در حالی است که:
1️⃣ تمامی ادله مثبته عقلی، قرآنی و روایی حجیت اجماع نزد اهل سنت، دارای خدشه های جدی است.
📚 بحوث في علم الأصول ؛ ج9 ؛ ص428
2️⃣ با وجود مخالفت اهل بیت علیهم السلام، همه بنی هاشم و بسیاری از انصار و مهاجرین با خلافت ابوبکر، تحقق اجماع ناممکن است.
3️⃣ اجماع مورد ادعا در تعارض با نصوص صریح دال بر خلافت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام _ مثل حدیث غدیر_ است لذا تمسک به اجماع اجتهاد در مقابل نص و بی ارزش است.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
تحلیل دقیق از مجرای قاعده اهم و مهم بر اساس مراحل حکم شرعی
✍️ حکم شناسی تاثیر کلیدی در اجتهاد یک فقیه دارد. تحلیل مکانیزم رسیدن یک حکم به مکلف و تحلیل سنخ آن، تاثیر مستقیم در مبانی اجتهادی یک فقیه دارد. برخی از فقها همانند امام خمینی، این امر را تک مرحله ای می دانند، برخی دو مرحله ای، برخی چهار مرحله ای. محقق نائینی قائل به مراحل سه گانه زیر است:
🔸مرحله جعل حکم: این مرحله ربطی به فقیه ندارد. رتق و فتق آن بر عهده مولا است. قانونگذار و شارع باید مصالح و مفاسد نفس الامری را لحاظ کند. دقت کنید گاهی مصالح و مفاسد در جعل یک حکم است گاهی در مجعول.
برای مثال در مجعول «مسواک زدن» مصلحت بوده ولی در جعل وجوب آن خیر و باعث حرج و مفسده برای مکلفین می شده است. برعکس؛ گاهی در مجعول تبعیت از خبر واحد ممکن است خطا و مفسده باشد ولی شارع به دلیل مصالح کلیدی در جعل آن، اقدام به حجیت بخشی به خبر واحد می کند.
🔸مرحله ابلاغ حکم: این مرحله دلیل در نزد فقیه موجود است. گاهی میان ادله تعارض رخ می دهد که مجتهد باید بر اساس مرجحات و قواعد باب تعارض آن را حل کند و بر اساس ضوابط آن، حکم شرعی را استنباط کند.
شایان ذکر است که شیخ طوسی هدف از تالیف کتاب «استبصار» را حل تعارض میان روایات دانسته است که موطن آن این مرحله است.
🔸مرحله امتثال حکم: این مرحله مخصوص مکلف است. حکم شرعی هیچ ابهامی برای او ندارد و کاملا کشف شده و در ذمه او تقرر و فعلیت یافته است. بلکه تنافی در حکم استنباط شده توسط فقیه، پس از جعل و ابلاغ روی داده است.
رفع این تنافی ها و تزاحم های اجرایی، مجرای قاعده اهم و مهم است. محقق نائینی اولین اصولی بود که مباحث مرتبط با این مرحله را از فقه وارد اصول نمود و ساختار و قواعد آن را به شکل منسجمی تنظیم نمود.
📚اجود التقریرات (خویی - نائینی) مطبعة عرفان ج 1 ص 270 تا ص 293 و فوائد الاصول (کاظمی - نائینی) انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ج 1 ص 314 تا ص 335
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
تحلیل دقیق از مجرای قاعده اهم و مهم بر اساس مراحل حکم شرعی
✍️ حکم شناسی تاثیر کلیدی در اجتهاد یک فقیه دارد. تحلیل مکانیزم رسیدن یک حکم به مکلف و تحلیل سنخ آن، تاثیر مستقیم در مبانی اجتهادی یک فقیه دارد. برخی از فقها همانند امام خمینی، این امر را تک مرحله ای می دانند، برخی دو مرحله ای، برخی چهار مرحله ای. محقق نائینی قائل به مراحل سه گانه زیر است:
🔸مرحله جعل حکم: این مرحله ربطی به فقیه ندارد. رتق و فتق آن بر عهده مولا است. قانونگذار و شارع باید مصالح و مفاسد نفس الامری را لحاظ کند. دقت کنید گاهی مصالح و مفاسد در جعل یک حکم است گاهی در مجعول.
برای مثال در مجعول «مسواک زدن» مصلحت بوده ولی در جعل وجوب آن خیر و باعث حرج و مفسده برای مکلفین می شده است. برعکس؛ گاهی در مجعول تبعیت از خبر واحد ممکن است خطا و مفسده باشد ولی شارع به دلیل مصالح کلیدی در جعل آن، اقدام به حجیت بخشی به خبر واحد می کند.
🔸مرحله ابلاغ حکم: این مرحله دلیل در نزد فقیه موجود است. گاهی میان ادله تعارض رخ می دهد که مجتهد باید بر اساس مرجحات و قواعد باب تعارض آن را حل کند و بر اساس ضوابط آن، حکم شرعی را استنباط کند.
شایان ذکر است که شیخ طوسی هدف از تالیف کتاب «استبصار» را حل تعارض میان روایات دانسته است که موطن آن این مرحله است.
🔸مرحله امتثال حکم: این مرحله مخصوص مکلف است. حکم شرعی هیچ ابهامی برای او ندارد و کاملا کشف شده و در ذمه او تقرر و فعلیت یافته است. بلکه تنافی در حکم استنباط شده توسط فقیه، پس از جعل و ابلاغ روی داده است.
رفع این تنافی ها و تزاحم های اجرایی، مجرای قاعده اهم و مهم است. محقق نائینی اولین اصولی بود که مباحث مرتبط با این مرحله را از فقه وارد اصول نمود و ساختار و قواعد آن را به شکل منسجمی تنظیم نمود.
📚اجود التقریرات (خویی - نائینی) مطبعة عرفان ج 1 ص 270 تا ص 293 و فوائد الاصول (کاظمی - نائینی) انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ج 1 ص 314 تا ص 335
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
✍️ تبیین معیار «اصول متلقاة» در الگوریتم اجتهادی محقق بروجردی
🔹در منظومه فقهی محقق بروجردی، یکی از قرائنی که کشف قطعی و یقینی از حکم شرعی میکند، «اصول متلقاة» است. در دیدگاه این فقیه برجسته، وجود حکم شرعی در کتب مخصوص فتاوای فقهای صدر اول یکی از راههای کلیدی شناسایی اصول متلقاة است.
🔸ازجمله این کتب مخصوص فتوایی میتوان به: «المقنع» و «الهدایة» از شیخ صدوق (متوفی:381 قمری)، «المقنعة»، «الإعلام»، «الإشراف»، «أحكام النساء» و «المسائل الطوسیة» آثار شیخ مفید (متوفی: 413 قمری)، «الانتصار» و «جمل العلم و العمل» برای سید مرتضی (متوفی: 436 قمری)، «النهایة» شیخ طوسی (متوفی: 460 قمری)، «المراسم» سلّار، «الكافي في الفقه» ابو الصلاح حلبی (متوفی: 447 قمری) و «المهذب» ابن براج (متوفی: 481 قمری) اشاره کرد.
🔹 قطع آوری اصول متلقاة ریشه در روش اصحاب ائمه علیهمالسلام دارد؛ زیرا بنای آنها این بوده است که فقه را بهصورت پیوسته تا معصوم علیهمالسلام، سینه به سینه از محدثین، فقها و اصحاب خاص ائمه علیهمالسلام اخذ کنند. روش آنها بهگونهای بوده است که در بیان فتوا، سعی بسیار زیادی در حفظ بیان و الفاظ ائمه علیهمالسلام داشتند.
🔸این روش بیان فقه و فتوا تا زمان صدوقین، شیخین و سیدین _ معروف به عصر قدما_ ادامه داشت تا آنکه برخی از فقها به دلیل مسائل نوپدید فقهی و ضرورت اجتهاد از ادله، اقدام به تفریع برخی از مسائل فقهی از اصول و روایات ائمه علیهم السلام نمودند. نمونه بارز این روش را می توان در «المبسوط» شیخ طوسی رهگیری کرد.
📚 منتظری، حسين علی، دراسات في المكاسب المحرمة، ج 1، ص: 94
🔹با تحلیل دیگر می توان گفت: علت قطع آوری اصول متلقاة ریشه در سیره متشرعه اصحاب خاص و فقهای اهل بیت علیهم السلام در بیان فتوا و احکام شرعی دارد که تعنت و تلاش در حفظ کلمات و الفاظ معصومین علیهم السلام داشتند. بعلاوه اخباری که از حیث صدوری و جهتی، به دلیل موانعی همانند: تقیه، قضیه شخصیه بودن، جعلی و کذب بودن و ...، دارای اشکال بودند را پالایش می نمودند و از نقل آن در بیان فتوا و احکام شرعی خودداری می کردند.
📚شيرازى، ناصر مكارم، الاجتهاد و التقليد، ج 3، ص: 544
✅ نتیجه التزام به اصول متلقاة این است که هیچ دلیل روایی دیگر _ هر چند با طرق متعدد در حد تواتر _ نمی تواند با آن معارضه کند. این مبنای اصولی تاثیر فراوانی در مبانی اجتهادی یک فقیه دارد که شایسته است همه جوانب آن بررسی شود.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
✍️ تبیین معیار «اصول متلقاة» در الگوریتم اجتهادی محقق بروجردی
🔹در منظومه فقهی محقق بروجردی، یکی از قرائنی که کشف قطعی و یقینی از حکم شرعی میکند، «اصول متلقاة» است. در دیدگاه این فقیه برجسته، وجود حکم شرعی در کتب مخصوص فتاوای فقهای صدر اول یکی از راههای کلیدی شناسایی اصول متلقاة است.
🔸ازجمله این کتب مخصوص فتوایی میتوان به: «المقنع» و «الهدایة» از شیخ صدوق (متوفی:381 قمری)، «المقنعة»، «الإعلام»، «الإشراف»، «أحكام النساء» و «المسائل الطوسیة» آثار شیخ مفید (متوفی: 413 قمری)، «الانتصار» و «جمل العلم و العمل» برای سید مرتضی (متوفی: 436 قمری)، «النهایة» شیخ طوسی (متوفی: 460 قمری)، «المراسم» سلّار، «الكافي في الفقه» ابو الصلاح حلبی (متوفی: 447 قمری) و «المهذب» ابن براج (متوفی: 481 قمری) اشاره کرد.
🔹 قطع آوری اصول متلقاة ریشه در روش اصحاب ائمه علیهمالسلام دارد؛ زیرا بنای آنها این بوده است که فقه را بهصورت پیوسته تا معصوم علیهمالسلام، سینه به سینه از محدثین، فقها و اصحاب خاص ائمه علیهمالسلام اخذ کنند. روش آنها بهگونهای بوده است که در بیان فتوا، سعی بسیار زیادی در حفظ بیان و الفاظ ائمه علیهمالسلام داشتند.
🔸این روش بیان فقه و فتوا تا زمان صدوقین، شیخین و سیدین _ معروف به عصر قدما_ ادامه داشت تا آنکه برخی از فقها به دلیل مسائل نوپدید فقهی و ضرورت اجتهاد از ادله، اقدام به تفریع برخی از مسائل فقهی از اصول و روایات ائمه علیهم السلام نمودند. نمونه بارز این روش را می توان در «المبسوط» شیخ طوسی رهگیری کرد.
📚 منتظری، حسين علی، دراسات في المكاسب المحرمة، ج 1، ص: 94
🔹با تحلیل دیگر می توان گفت: علت قطع آوری اصول متلقاة ریشه در سیره متشرعه اصحاب خاص و فقهای اهل بیت علیهم السلام در بیان فتوا و احکام شرعی دارد که تعنت و تلاش در حفظ کلمات و الفاظ معصومین علیهم السلام داشتند. بعلاوه اخباری که از حیث صدوری و جهتی، به دلیل موانعی همانند: تقیه، قضیه شخصیه بودن، جعلی و کذب بودن و ...، دارای اشکال بودند را پالایش می نمودند و از نقل آن در بیان فتوا و احکام شرعی خودداری می کردند.
📚شيرازى، ناصر مكارم، الاجتهاد و التقليد، ج 3، ص: 544
✅ نتیجه التزام به اصول متلقاة این است که هیچ دلیل روایی دیگر _ هر چند با طرق متعدد در حد تواتر _ نمی تواند با آن معارضه کند. این مبنای اصولی تاثیر فراوانی در مبانی اجتهادی یک فقیه دارد که شایسته است همه جوانب آن بررسی شود.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
✍️ جستاری در قابلیت استعمال «اشتراک» در زبان ها و ثمره آن در فهم حدیث غدیر
🔺پژوهش های زبان شناسی نشان می دهد که تمام زبان های دنیا، دارای ویژگی های مشترکی هستند. برای مثال؛ در همه زبان ها اسم، فعل، حرف وجود دارد. باید خاطر نشان کرد که وجود «اشتراک» اعم از لفظی و معنوی، از ویژگی های جهانی و مشترک تمام زبان ها است.
🔻در این میان، زبان عربی، به دلیل ویژگی های منحصر به فردی که در اشتقاق کلمات از ریشه مشترک دارد، دارای قدرت واژه سازی و انتقال معنای فوق العاده ای است. این امکان باعث شده است که شاهد وفور «مشترک معنوی» در استعمالات عرب فصیح باشیم.
🔸مراجعه به آیات قرآن این ادعا را ثابت می کند؛ زیرا مشاهده می کنیم که در امور کلیدی مرتبط با توحید، نبوت، امامت و مباحث مهم فقهی و مبتلا به، خداوند در بیان مراد خود از الفاظ مشترک معنوی استفاده کرده است که می توان به ریشه هایی مثل: «حبب»، «شکر»، «قوی»، «ظلم»، «خفی»، «عبد»، «أمر»، «أمن»، «صلی»، «حجج»، «بدع»، «ربب»، «شرک»، «صمد»، «خلق» و صدها مورد دیگر اشاره کرد.
🔹توجه کنید؛ مشتقات هر کدام از اصول و ریشه های فوق، در مواضع متعدد قرآن کریم استعمال شده است. پژوهشگر گرامی می تواند با مراجعه به «معجم مقائیس اللغة» اثر ابن فارس، موارد متعدد دیگر را مشاهده نماید.
🔺این ظرفیت بالای زبان عربی فصیح _ خصوصا ادبیات قرآنی و نبوی آن که در اوج فصاحت و بلاغت است_ باعث شده است که اندیشمندان زبانی و ادبا، اقدام به جمع آوری موارد و مصادیق مشترک معنوی و لفظی در قالب کتاب هایی به نام «وجوه و نظائر» و «اشباه و نظائر» کنند. خواننده گرامی می تواند به کتاب های «الأشباه والنظائر» اثر ابن نجيم حنفي و «الوجوه والنظائر في القرآن الكريم» اثر سليمان بن صالح القرعاوي و «الأشباه والنظائر» سیوطی مراجعه کنند.
🔻متکلم فصیح و بلیغ، برای روشن شدن مراد جدی خود از لفظ مشترک معنوی، قرائن متعدد فعلی، حالی، مقامی، لفظی متصل ومنفصل استفاده می کند که شنوده با در نظر گرفتن آنها قطع به مراد جدی کلام ببرد و ظهور الفاظ برای معنای مورد نظر متکلم نص صریح _بدون هیچ احتمال خلاف در معنا_ شود.
🔶رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماجرای غدیر، از ظرفیت مورد بحث استفاده نموده و از کلمه «مولی» استعمال کرده و برای روشن کردن مراد جدی خود، ده ها قرینه اقامه کرده است. خواننده گرامی برای دیدن برخی از این قرائن می توان به کتاب «دلائل الصدق لنهج الحق» ج4؛ ص: 314 الی ص: 351 مراجعه کند.
🔷 بی شک اندک توجهی به قرائن موجود در کلام باعث روشن شدن معنی «مولی» در اولویت در تصرف و ولایت سیاسی است. بدین خاطر بوده است که بزرگان اهل سنت همواره از توجه به قرائن حدیث غدیر واهمه داشتند و سعی در مجمل و مبهم انگاری آن می نمودند. برای مثال احمد بن حنبل، از هر گونه دقت در قرائن به جهت فهم معنای مولا، نهی می کند:
🔸«وأخبرني زكريا بن يحيى أن أبا طالب حدثهم أنه سأل أبا عبد الله عن قول النبي صلى الله عليه وسلم لعلي: «من كنت مولاه فعلي مولاه» ما وجهه؟ قال: لا تكلم في هذا دع الحديث كما جاء»
🔹«ابوطالب روایت می کند که از احمد بن حنبل درباره روایت رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمود: هر کس من مولای او هستم پس علی مولای او است سوال کردم که مراد از این روایت چیست؟ احمد بن حنبل پاسخ داد: درباره مراد حدیث سخن نگو! حدیث را همانگونه که وارد شده است، رها کن»
📚 خلال، ابوبکر احمد بن محمد، السنة، ج 2 ص 346، وفاة: 311 هـ، دار الراية، الرياض، 1410 هـ - 1989 م، چاپ اول، تحقيق: د.عطية الزهراني
✅ ترس و واهمه بزرگانی مثل احمد بن حنبل از توجه به قرائن واقعه غدیر برای فهم منظور جدی از کلمه «مولی» حاکی از نص بودن آن در ولایت سیاسی و اولویت در تصرف است. چرا که اگر در حدیث غدیر، «مولا» معنای دیگری _مثل دوستی و ..._ داشت، هیچ لزومی به نهی از توجه به قرائن وجود نداشت.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
✍️ جستاری در قابلیت استعمال «اشتراک» در زبان ها و ثمره آن در فهم حدیث غدیر
🔺پژوهش های زبان شناسی نشان می دهد که تمام زبان های دنیا، دارای ویژگی های مشترکی هستند. برای مثال؛ در همه زبان ها اسم، فعل، حرف وجود دارد. باید خاطر نشان کرد که وجود «اشتراک» اعم از لفظی و معنوی، از ویژگی های جهانی و مشترک تمام زبان ها است.
🔻در این میان، زبان عربی، به دلیل ویژگی های منحصر به فردی که در اشتقاق کلمات از ریشه مشترک دارد، دارای قدرت واژه سازی و انتقال معنای فوق العاده ای است. این امکان باعث شده است که شاهد وفور «مشترک معنوی» در استعمالات عرب فصیح باشیم.
🔸مراجعه به آیات قرآن این ادعا را ثابت می کند؛ زیرا مشاهده می کنیم که در امور کلیدی مرتبط با توحید، نبوت، امامت و مباحث مهم فقهی و مبتلا به، خداوند در بیان مراد خود از الفاظ مشترک معنوی استفاده کرده است که می توان به ریشه هایی مثل: «حبب»، «شکر»، «قوی»، «ظلم»، «خفی»، «عبد»، «أمر»، «أمن»، «صلی»، «حجج»، «بدع»، «ربب»، «شرک»، «صمد»، «خلق» و صدها مورد دیگر اشاره کرد.
🔹توجه کنید؛ مشتقات هر کدام از اصول و ریشه های فوق، در مواضع متعدد قرآن کریم استعمال شده است. پژوهشگر گرامی می تواند با مراجعه به «معجم مقائیس اللغة» اثر ابن فارس، موارد متعدد دیگر را مشاهده نماید.
🔺این ظرفیت بالای زبان عربی فصیح _ خصوصا ادبیات قرآنی و نبوی آن که در اوج فصاحت و بلاغت است_ باعث شده است که اندیشمندان زبانی و ادبا، اقدام به جمع آوری موارد و مصادیق مشترک معنوی و لفظی در قالب کتاب هایی به نام «وجوه و نظائر» و «اشباه و نظائر» کنند. خواننده گرامی می تواند به کتاب های «الأشباه والنظائر» اثر ابن نجيم حنفي و «الوجوه والنظائر في القرآن الكريم» اثر سليمان بن صالح القرعاوي و «الأشباه والنظائر» سیوطی مراجعه کنند.
🔻متکلم فصیح و بلیغ، برای روشن شدن مراد جدی خود از لفظ مشترک معنوی، قرائن متعدد فعلی، حالی، مقامی، لفظی متصل ومنفصل استفاده می کند که شنوده با در نظر گرفتن آنها قطع به مراد جدی کلام ببرد و ظهور الفاظ برای معنای مورد نظر متکلم نص صریح _بدون هیچ احتمال خلاف در معنا_ شود.
🔶رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماجرای غدیر، از ظرفیت مورد بحث استفاده نموده و از کلمه «مولی» استعمال کرده و برای روشن کردن مراد جدی خود، ده ها قرینه اقامه کرده است. خواننده گرامی برای دیدن برخی از این قرائن می توان به کتاب «دلائل الصدق لنهج الحق» ج4؛ ص: 314 الی ص: 351 مراجعه کند.
🔷 بی شک اندک توجهی به قرائن موجود در کلام باعث روشن شدن معنی «مولی» در اولویت در تصرف و ولایت سیاسی است. بدین خاطر بوده است که بزرگان اهل سنت همواره از توجه به قرائن حدیث غدیر واهمه داشتند و سعی در مجمل و مبهم انگاری آن می نمودند. برای مثال احمد بن حنبل، از هر گونه دقت در قرائن به جهت فهم معنای مولا، نهی می کند:
🔸«وأخبرني زكريا بن يحيى أن أبا طالب حدثهم أنه سأل أبا عبد الله عن قول النبي صلى الله عليه وسلم لعلي: «من كنت مولاه فعلي مولاه» ما وجهه؟ قال: لا تكلم في هذا دع الحديث كما جاء»
🔹«ابوطالب روایت می کند که از احمد بن حنبل درباره روایت رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمود: هر کس من مولای او هستم پس علی مولای او است سوال کردم که مراد از این روایت چیست؟ احمد بن حنبل پاسخ داد: درباره مراد حدیث سخن نگو! حدیث را همانگونه که وارد شده است، رها کن»
📚 خلال، ابوبکر احمد بن محمد، السنة، ج 2 ص 346، وفاة: 311 هـ، دار الراية، الرياض، 1410 هـ - 1989 م، چاپ اول، تحقيق: د.عطية الزهراني
✅ ترس و واهمه بزرگانی مثل احمد بن حنبل از توجه به قرائن واقعه غدیر برای فهم منظور جدی از کلمه «مولی» حاکی از نص بودن آن در ولایت سیاسی و اولویت در تصرف است. چرا که اگر در حدیث غدیر، «مولا» معنای دیگری _مثل دوستی و ..._ داشت، هیچ لزومی به نهی از توجه به قرائن وجود نداشت.
«یادداشت های فقهی _ اجتهادی»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
﷽
🕯بدن كبود عمۀ سادات از ضرب تازيانه
حضرت زینب (سلاماللهعلیها) خطاب به جدّشان رسول الله(صلىاللهعلیهوآلهوسلم) :
💔اگر مسجد از نامحرم خالى بود هر آينه بدنم را ميگشودم تا ببينى از بس كه تازيانه خورده ام بدنم كبود است😭.....
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
🕯بدن كبود عمۀ سادات از ضرب تازيانه
حضرت زینب (سلاماللهعلیها) خطاب به جدّشان رسول الله(صلىاللهعلیهوآلهوسلم) :
💔اگر مسجد از نامحرم خالى بود هر آينه بدنم را ميگشودم تا ببينى از بس كه تازيانه خورده ام بدنم كبود است😭.....
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
✍️ قرینه شناسی حدیث غدیر بر اساس صنعت ادبی تکرار و صیغه استفهام تقریری
❇️ «صنعت ادبی تکرار» یکی از مهم ترین اسباب فصاحت یک کلام است. در ادبیات فصیح، اهداف تکرار را می توان در موارد زیر جستجو نمود:
1. تاکید و نشان دادن اهمیت فوق العاده مفهومی که گوینده در صدد رساندن آن به مخاطبین است.
2. تقریر و تثبیت یک معنا در ذهن مخاطب؛ بدین جهت در قرآن نیز بسیاری از داستان ها تکرار شده است.
3. زدودن تهمت ها و برداشت های غلطی که ممکن است پیرامون یک حقیقت در ذهن مخاطب وجود داشته باشد.
4. تجدید عهد و بیان مجدد یک حقیقت بسیار مهم که به دلیل گذشت زمان ممکن است از اهمیت آن کاسته شود و یا برخی از اذهان آن را به فراموشی بسپارند.
5. هشدار، انذار و ترساندن مخاطبین نسبت به کوتاهی در دستورات و بی توجهی به مراد متکلم
📚 رك: مدرس افغانى، محمد على، المدرس الأفضل فيما يرمز و يشار إليه في المطول، ج1 ؛ ص550، 7جلد، دار الكتاب - قم - ايران، چاپ: 1، 1362 ه.ش
❇️ «اقرار گرفتن از مخاطب» به عنوان«سید الادلة» و قوی ترین دلیل و سند برای اثبات یک حق، در تمام سیستم های حقوقی و فقهی دنیا، شناخته شده است.
در این میان، اخذ اقرار با صنعت استفهام تقریری، بر قوت اثبات کنندگی اقرار می افزاید زیرا این روش، مخاطب را وادار می کند به چیزی که بدان علم و آگاهی یقینی دارد، به شکلی که طرف مقابل و خصم از او می خواهد، اذعان و اعتراف کند. این نکته باعث می شود اقرار کننده نسبت به امری که بدان اقرار می کند، تعهد و مسئولیت بیشتری داشته باشد.
این امر زمانی از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که اقرار گیرنده، با بیان ها و الفاظ متفاوت که گویای یک حقیقت هستند، از طرف مقابل خود اقرار بگیرد تا جایی که اقرار کننده هیچ توجیه منافی با اقرار خود، نتواند داشته باشد.
📚 رك: صبان، محمد بن على، حاشية الصبان على شرح الأشمونى على ألفية ابن مالك و معه شرح الشواهد للعيني، ج1 ؛ ص64، 4جلد، المكتبة العصرية - بيروت - لبنان، چاپ: 1
◀️ دقت در خطبه غدیر نشان می دهد که رسول خدا صلی الله علیه و آله از صنعت ادبی تکرار و صیغه استفهام تقریری، برای بیان مقصود خود استفاده کرده است. ابن عساکر از براء بن عازب روایت می کند:
🔸«... خرجنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى نزلنا غدير خم بعث مناديا ينادي فلما اجتمعنا قال: ألست أولى بكم من أنفسكم؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: ألست أولى بكم من أمهاتكم؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: ألست أولى بكم من آبائكم؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: ألست أولى بكم؟ ألست؟ ألست؟ ألست؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: فمن كنت مولاه فإن عليا بعدي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فقال عمر بن الخطاب هنيئا لك يا ابن أبي طالب أصبحت اليوم ولي كل مؤمن»
🔹با رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شدیم تا به غدیر خم رسیدیم. آن حضرت کسی را فرستاد که ندا دهد [دیگران را که جمع شوند] وقتی که همگی جمع شدیم فرمود: آیا اقرار می کنید که من از شما به شما اولویت در تصرف دارم؟ همگی گفتیم: بلی! ای رسول الله صلی الله علیه و آله! سپس دوباره فرمود: آیا من از شما نسبت به مادران شما به شما، اولی در تصرف هستم؟ همگی گفتیم بلی ای رسول الله صلی الله علیه و آله! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله باز فرمود آیا من نسبت به شما از خود شما اولی و سزاوارتر نیستم؟ آیا من نیستم، آیا من نیستم، آیا من نیستم[اقرار گیری های متعدد با بیان های مفتاوت] همپی گفتیم بلی ای رسول الله صلی الله علیه و آله! آن حضرت در این هنگام فرمود: پس هر کس من مولای او هستم، همانا بی شک علی بعد از من مولای او است. خداوندا هر کس که او را دوست دارد دوست بدار و هر کس که او را دشمن می دارد دشمن بدار. عمر بن خطاب گفت: گوارا باد بر تو ای فرزند ابوطالب. تو امروز ولی هر مومنی شدی!
📚ابن عساکر، ابی القاسم علی بن الحسن، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص: 220
✅ چنانچه روشن است، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بارها، با بیان های متعدد، از مخاطبین خود، نسبت به ولایت سیاسی و اولویت در تصرف خود اقرار گرفته است و سپس بلافاصله مولویت و ولایت حضرت علی علیه السلام را بر آن متفرع کرده است.
این تکرار ها و نوع اقرار گیری ها، نشان می دهد مراد از «مولا»، همان ولایت سیاسی مطلق است و الا صرف بیان لزوم دوست داشتن آن حضرت، نیازی به تکرار با الفاظ متعدد و استفاده از صیغه استفهام تقریری نداشت.
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
✍️ قرینه شناسی حدیث غدیر بر اساس صنعت ادبی تکرار و صیغه استفهام تقریری
❇️ «صنعت ادبی تکرار» یکی از مهم ترین اسباب فصاحت یک کلام است. در ادبیات فصیح، اهداف تکرار را می توان در موارد زیر جستجو نمود:
1. تاکید و نشان دادن اهمیت فوق العاده مفهومی که گوینده در صدد رساندن آن به مخاطبین است.
2. تقریر و تثبیت یک معنا در ذهن مخاطب؛ بدین جهت در قرآن نیز بسیاری از داستان ها تکرار شده است.
3. زدودن تهمت ها و برداشت های غلطی که ممکن است پیرامون یک حقیقت در ذهن مخاطب وجود داشته باشد.
4. تجدید عهد و بیان مجدد یک حقیقت بسیار مهم که به دلیل گذشت زمان ممکن است از اهمیت آن کاسته شود و یا برخی از اذهان آن را به فراموشی بسپارند.
5. هشدار، انذار و ترساندن مخاطبین نسبت به کوتاهی در دستورات و بی توجهی به مراد متکلم
📚 رك: مدرس افغانى، محمد على، المدرس الأفضل فيما يرمز و يشار إليه في المطول، ج1 ؛ ص550، 7جلد، دار الكتاب - قم - ايران، چاپ: 1، 1362 ه.ش
❇️ «اقرار گرفتن از مخاطب» به عنوان«سید الادلة» و قوی ترین دلیل و سند برای اثبات یک حق، در تمام سیستم های حقوقی و فقهی دنیا، شناخته شده است.
در این میان، اخذ اقرار با صنعت استفهام تقریری، بر قوت اثبات کنندگی اقرار می افزاید زیرا این روش، مخاطب را وادار می کند به چیزی که بدان علم و آگاهی یقینی دارد، به شکلی که طرف مقابل و خصم از او می خواهد، اذعان و اعتراف کند. این نکته باعث می شود اقرار کننده نسبت به امری که بدان اقرار می کند، تعهد و مسئولیت بیشتری داشته باشد.
این امر زمانی از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که اقرار گیرنده، با بیان ها و الفاظ متفاوت که گویای یک حقیقت هستند، از طرف مقابل خود اقرار بگیرد تا جایی که اقرار کننده هیچ توجیه منافی با اقرار خود، نتواند داشته باشد.
📚 رك: صبان، محمد بن على، حاشية الصبان على شرح الأشمونى على ألفية ابن مالك و معه شرح الشواهد للعيني، ج1 ؛ ص64، 4جلد، المكتبة العصرية - بيروت - لبنان، چاپ: 1
◀️ دقت در خطبه غدیر نشان می دهد که رسول خدا صلی الله علیه و آله از صنعت ادبی تکرار و صیغه استفهام تقریری، برای بیان مقصود خود استفاده کرده است. ابن عساکر از براء بن عازب روایت می کند:
🔸«... خرجنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى نزلنا غدير خم بعث مناديا ينادي فلما اجتمعنا قال: ألست أولى بكم من أنفسكم؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: ألست أولى بكم من أمهاتكم؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: ألست أولى بكم من آبائكم؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: ألست أولى بكم؟ ألست؟ ألست؟ ألست؟ قلنا: بلى يا رسول الله! قال: فمن كنت مولاه فإن عليا بعدي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فقال عمر بن الخطاب هنيئا لك يا ابن أبي طالب أصبحت اليوم ولي كل مؤمن»
🔹با رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شدیم تا به غدیر خم رسیدیم. آن حضرت کسی را فرستاد که ندا دهد [دیگران را که جمع شوند] وقتی که همگی جمع شدیم فرمود: آیا اقرار می کنید که من از شما به شما اولویت در تصرف دارم؟ همگی گفتیم: بلی! ای رسول الله صلی الله علیه و آله! سپس دوباره فرمود: آیا من از شما نسبت به مادران شما به شما، اولی در تصرف هستم؟ همگی گفتیم بلی ای رسول الله صلی الله علیه و آله! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله باز فرمود آیا من نسبت به شما از خود شما اولی و سزاوارتر نیستم؟ آیا من نیستم، آیا من نیستم، آیا من نیستم[اقرار گیری های متعدد با بیان های مفتاوت] همپی گفتیم بلی ای رسول الله صلی الله علیه و آله! آن حضرت در این هنگام فرمود: پس هر کس من مولای او هستم، همانا بی شک علی بعد از من مولای او است. خداوندا هر کس که او را دوست دارد دوست بدار و هر کس که او را دشمن می دارد دشمن بدار. عمر بن خطاب گفت: گوارا باد بر تو ای فرزند ابوطالب. تو امروز ولی هر مومنی شدی!
📚ابن عساکر، ابی القاسم علی بن الحسن، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص: 220
✅ چنانچه روشن است، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بارها، با بیان های متعدد، از مخاطبین خود، نسبت به ولایت سیاسی و اولویت در تصرف خود اقرار گرفته است و سپس بلافاصله مولویت و ولایت حضرت علی علیه السلام را بر آن متفرع کرده است.
این تکرار ها و نوع اقرار گیری ها، نشان می دهد مراد از «مولا»، همان ولایت سیاسی مطلق است و الا صرف بیان لزوم دوست داشتن آن حضرت، نیازی به تکرار با الفاظ متعدد و استفاده از صیغه استفهام تقریری نداشت.
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
واکاوی تمسک به اجماع در هجوم به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها
🔸یکی از مهم ترین تقابل های جریانی حزب سقیفه با اهل بیت علیهم السلام، ایجاد نهاد های شبه مذهبی در مقابل نهاد «ثقلین» _ یعنی قرآن و عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله _ است.
🔸از مهم ترین این نهاد ها می توان به قرآن بسندگی در فهم حقایق دینی، حجیت سنت شیخین، عدالت و تقدس همه صحابه، خطاپذیری سنت نبوی در قالب مجتهد بودن آن حضرت، اشاره کرد.
🔹علاوه بر موارد فوق، یکی دیگر از مهم ترین نهاد های شبه دینی ایجاد شده «اجماع» است. اجماع مورد بحث دارای حجیت مستقل در عرض کتاب و سنت نبوی است که در اندیشه اهل سنت مفید اطمینان و قطع به حکم شرعی است!
📚العدة في أصول الفقه، ج4، ص: 1064 و المسودة، ج1، ص: 284
🔸در نظر مبانی اصولی و فقهی امامیه، اجماع حجیت مستقل و ذاتی ندارد و در صورتی می تواند حجیت داشته باشد که کاشف از سنت معصومین علیهم السلام باشد.
📚 تهذيب الأصول ؛ ج2 ؛ ص421
🔸جالب است بدانید: خلیفه دوم با استدلال به اجماع امت، حمله به خانه فاطمه سلام الله علیها را مشروعیت داد. ابن عبد ربه اندلسی می نویسد:
🔷«... فأقبل بقَبس من نار على أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمةُ، فقالت: يا بن الخطاب، أجئت لتُحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخلتْ فيه الأمة ...»
🔶 «عمر بن خطاب با پاره ای از آتش به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها روی آورد تا خانه آنها را به آتش بکشد! فاطمه زهرا سلام الله علیها با او روبرو شد و گفت: ای پسر خطاب آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری! خانه را به آتش می کشم تا اینکه شما به آن چیزی که امت بدان وارد شده است، وارد شوید[و با ابوبکر بیعت کنید]»
📚العقد الفريد، ج2، ص: 73
✍️ این در حالی است که:
1️⃣ تمامی ادله مثبته عقلی، قرآنی و روایی حجیت اجماع نزد اهل سنت، دارای خدشه های جدی است.
📚 بحوث في علم الأصول ؛ ج9 ؛ ص428
2️⃣ با وجود مخالفت اهل بیت علیهم السلام، همه بنی هاشم و بسیاری از انصار و مهاجرین با خلافت ابوبکر، تحقق اجماع ناممکن است.
3️⃣ اجماع مورد ادعا در تعارض با نصوص صریح دال بر خلافت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام _ مثل حدیث غدیر_ است لذا تمسک به اجماع اجتهاد در مقابل نص و بی ارزش است.
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
واکاوی تمسک به اجماع در هجوم به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها
🔸یکی از مهم ترین تقابل های جریانی حزب سقیفه با اهل بیت علیهم السلام، ایجاد نهاد های شبه مذهبی در مقابل نهاد «ثقلین» _ یعنی قرآن و عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله _ است.
🔸از مهم ترین این نهاد ها می توان به قرآن بسندگی در فهم حقایق دینی، حجیت سنت شیخین، عدالت و تقدس همه صحابه، خطاپذیری سنت نبوی در قالب مجتهد بودن آن حضرت، اشاره کرد.
🔹علاوه بر موارد فوق، یکی دیگر از مهم ترین نهاد های شبه دینی ایجاد شده «اجماع» است. اجماع مورد بحث دارای حجیت مستقل در عرض کتاب و سنت نبوی است که در اندیشه اهل سنت مفید اطمینان و قطع به حکم شرعی است!
📚العدة في أصول الفقه، ج4، ص: 1064 و المسودة، ج1، ص: 284
🔸در نظر مبانی اصولی و فقهی امامیه، اجماع حجیت مستقل و ذاتی ندارد و در صورتی می تواند حجیت داشته باشد که کاشف از سنت معصومین علیهم السلام باشد.
📚 تهذيب الأصول ؛ ج2 ؛ ص421
🔸جالب است بدانید: خلیفه دوم با استدلال به اجماع امت، حمله به خانه فاطمه سلام الله علیها را مشروعیت داد. ابن عبد ربه اندلسی می نویسد:
🔷«... فأقبل بقَبس من نار على أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمةُ، فقالت: يا بن الخطاب، أجئت لتُحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخلتْ فيه الأمة ...»
🔶 «عمر بن خطاب با پاره ای از آتش به خانه صدیقه طاهره سلام الله علیها روی آورد تا خانه آنها را به آتش بکشد! فاطمه زهرا سلام الله علیها با او روبرو شد و گفت: ای پسر خطاب آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری! خانه را به آتش می کشم تا اینکه شما به آن چیزی که امت بدان وارد شده است، وارد شوید[و با ابوبکر بیعت کنید]»
📚العقد الفريد، ج2، ص: 73
✍️ این در حالی است که:
1️⃣ تمامی ادله مثبته عقلی، قرآنی و روایی حجیت اجماع نزد اهل سنت، دارای خدشه های جدی است.
📚 بحوث في علم الأصول ؛ ج9 ؛ ص428
2️⃣ با وجود مخالفت اهل بیت علیهم السلام، همه بنی هاشم و بسیاری از انصار و مهاجرین با خلافت ابوبکر، تحقق اجماع ناممکن است.
3️⃣ اجماع مورد ادعا در تعارض با نصوص صریح دال بر خلافت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام _ مثل حدیث غدیر_ است لذا تمسک به اجماع اجتهاد در مقابل نص و بی ارزش است.
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
✍️تبیین ولایت سیاسی امیرالمومنین علیه السلام در حدیث غدیر بر اساس قرینه رفتاری عمامه گذاری آن حضرت توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله
1️⃣ مبتنی بر جدید ترین نظریات روان شناسی ارتباطات؛ انتقال یک معنا و مفهوم به دیگری، در صورتی بیشترین موفقیت و اثرگذاری را دارد که «زبان رفتاری» با «زبان گفتاری» گوینده در هماهنگی کامل باشند.
متکلم علاوه بر انتخاب دقیق ترین واژگان، رفتارهایی باید از خود بروز دهد که گویایی مراد جدی و حقیقی واژه های خود است تا علاوه بر تاثیر گذاری عمقی بر ذهن مخاطب، هر گونه احتمال تحریف در مراد جدی خود را نیز از بین ببرد.
2️⃣ در نزد عرب زمان نزول وحی، عمامه گذاری _ همانند تاجگذاری پادشاهان _ نوعی از تشریفات بود که حکایت از مقام و منصب سیاسی و ریاست دنیوی داشت. برای اثبات این ادعا توجه به مستند زیر بایسته است:
🔻تفسیر «ابن ابی زمنین» از قدیمی ترین تفاسیر اهل سنت است که رویکردی ادبی در تفسیر واژگان و آیات قرآن دارد. او در شرح یکی از اشعار عرب فصیح جاهلی می نویسد:
🔹« ومن هذا قول الشاعر: وأشهد من عوف حلولاً كثيرة يحجون سب الزبرقان المزعفرا أي : يكثرون الاختلاف إليه ؛ لسؤدده ، وكان الرئيس يعتم بعمامة صفراء تكون علماً لرئاسته»
🔸« و از این باب است قول شاعر که می گوید: شاهد هستم که عوف رفت و آمد بسیاری با پادشاه و یا رئیس قبیله داشت و او از این رفت و آمد قصد این را داشت که رئیس قبیله به نام زبرقان که عمامه ای زرد رنگ به سر داشت را دشنام دهد. یعنی رفت و آمد آنها به سوی زبرقان زیاد بود زیرا او سید و رئیس قوم بود. و رسم و شیوه آنها بدین گونه بود که رئیس آنها عمامه ای زردرنگ به سرش می گذاشت تا اینکه این عمامه، علامت ریاست او بر مردمش باشد»
📚 ابن ابي زمنین، محمد بن عبدالله، تفسير القرآن العزيز، ج1، ص: 304
3️⃣ بر اساس گزارش های روایی شیعه و اهل سنت، رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر، بر سر امیرالمومنین علیه السلام عمامه سیاه رنگی قرار داد که برخی از موارد آن اشاره می شود:
🔷 ابن عدی جرجانی از علمای قدیمی رجالی و حدیثی اهل سنت است او با چند سند روایت می کند:
🔸«... عن أبي راشد الحبراني قال سمعت عليا يقول عممني رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم غدير خم بعمامة سدل بين طرفيها على منكبي وقال ان الله أمدني يوم بدر ويوم حنين بملائكة معتمين بهذه العمة وقال ان العمامة حاجز بين المسلمين والمشركين ... ».
🔹ابوراشد حبرانی روایت می کند که شنیدم که حضرت علی علیه السلام می فرمود: رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر عمامه ای بر سر من نهاد که دو طرف آن تا بازوان من بود. سپس آن حضرت فرمود: همانا خداوند مرا در روز بدر و حنین با ملائکه ای کمک کرد که بدین شکل عمامه داشتند و فرمود: همانا عمامه جداکننده میان مسلمین و مشرکین است.
📚 ابن عدی جرجانی، عبدالله بن محمد، الكامل في ضعفاء الرجال، ج4، ص: 173
🔷 سید بن طاووس از علمای برجسته شیعه است. ویژگی این محدث بزرگ است بوده است که بسیاری کتب معتبر شیعه و سنی و اصول چهارصدگانه دسترسی داشته است. ویژگی دیگر کتب آن بوده است که مورد قبول اصحاب امامیه بوده و مستقیم از جلسات درسی ائمه علیهم السلام کتابت می شده است. سید بن طاووس در کتاب «الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان» خود روایت می کند:
🔸«وَ قَالَ فِي الْحَدِيثِ الْآخَرِ عَمَّمَ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ عِمَامَةً سَدَلَهَا بَيْنَ كَتِفَيْهِ وَ قَالَ هَكَذَا أَيَّدَنِي رَبِّي بِالْمَلَائِكَةِ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَالَى اللَّهُ مَنْ وَالاهُ وَ عَادَى اللَّهُ مَنْ عَادَاهُ»
🔹«... در حدیث دیگر وارد شده است که رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم حضرت علی علیه السلام را با عمامه ای معمم کرد که دو طرف آن تا کتف آن حضرت بود و سپس به آن حضرت فرمود: اینگونه پروردگار با ملائکه خودش، مرا کمک و نصرت نمود سپس آن حضرت دست حضرت را به دست خود گرفت و فرمود: ای مردم هر کس من مولای او هستم پس این علی مولای او است و خداوند هر کس که او را دوست بدارد دوست می دارد و هر کسی که با او دشمنی می کند او را دشمن می دارد»
📚ابن طاووس، على بن موسى، الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، ص103
✅ مبتنی بر مقدمات فوق باید گفت: رسول الله صلی الله علیه و آله علاوه بر انتخاب دقیق ترین عبارت ها و واژه ها، با معمم کردن امیرالمومنین علیه السلام در روز غدیر، از زبان رفتاری نیز برای بیان ولایت سیاسی آن حضرت استفاده کرده است. قرین شدن این رفتار با الفاظ حدیث غدیر، یک قرینه بسیار مهم در تحلیل مراد واقعی کلمه «مولا» است.
✍️تبیین ولایت سیاسی امیرالمومنین علیه السلام در حدیث غدیر بر اساس قرینه رفتاری عمامه گذاری آن حضرت توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله
1️⃣ مبتنی بر جدید ترین نظریات روان شناسی ارتباطات؛ انتقال یک معنا و مفهوم به دیگری، در صورتی بیشترین موفقیت و اثرگذاری را دارد که «زبان رفتاری» با «زبان گفتاری» گوینده در هماهنگی کامل باشند.
متکلم علاوه بر انتخاب دقیق ترین واژگان، رفتارهایی باید از خود بروز دهد که گویایی مراد جدی و حقیقی واژه های خود است تا علاوه بر تاثیر گذاری عمقی بر ذهن مخاطب، هر گونه احتمال تحریف در مراد جدی خود را نیز از بین ببرد.
2️⃣ در نزد عرب زمان نزول وحی، عمامه گذاری _ همانند تاجگذاری پادشاهان _ نوعی از تشریفات بود که حکایت از مقام و منصب سیاسی و ریاست دنیوی داشت. برای اثبات این ادعا توجه به مستند زیر بایسته است:
🔻تفسیر «ابن ابی زمنین» از قدیمی ترین تفاسیر اهل سنت است که رویکردی ادبی در تفسیر واژگان و آیات قرآن دارد. او در شرح یکی از اشعار عرب فصیح جاهلی می نویسد:
🔹« ومن هذا قول الشاعر: وأشهد من عوف حلولاً كثيرة يحجون سب الزبرقان المزعفرا أي : يكثرون الاختلاف إليه ؛ لسؤدده ، وكان الرئيس يعتم بعمامة صفراء تكون علماً لرئاسته»
🔸« و از این باب است قول شاعر که می گوید: شاهد هستم که عوف رفت و آمد بسیاری با پادشاه و یا رئیس قبیله داشت و او از این رفت و آمد قصد این را داشت که رئیس قبیله به نام زبرقان که عمامه ای زرد رنگ به سر داشت را دشنام دهد. یعنی رفت و آمد آنها به سوی زبرقان زیاد بود زیرا او سید و رئیس قوم بود. و رسم و شیوه آنها بدین گونه بود که رئیس آنها عمامه ای زردرنگ به سرش می گذاشت تا اینکه این عمامه، علامت ریاست او بر مردمش باشد»
📚 ابن ابي زمنین، محمد بن عبدالله، تفسير القرآن العزيز، ج1، ص: 304
3️⃣ بر اساس گزارش های روایی شیعه و اهل سنت، رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر، بر سر امیرالمومنین علیه السلام عمامه سیاه رنگی قرار داد که برخی از موارد آن اشاره می شود:
🔷 ابن عدی جرجانی از علمای قدیمی رجالی و حدیثی اهل سنت است او با چند سند روایت می کند:
🔸«... عن أبي راشد الحبراني قال سمعت عليا يقول عممني رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم غدير خم بعمامة سدل بين طرفيها على منكبي وقال ان الله أمدني يوم بدر ويوم حنين بملائكة معتمين بهذه العمة وقال ان العمامة حاجز بين المسلمين والمشركين ... ».
🔹ابوراشد حبرانی روایت می کند که شنیدم که حضرت علی علیه السلام می فرمود: رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر عمامه ای بر سر من نهاد که دو طرف آن تا بازوان من بود. سپس آن حضرت فرمود: همانا خداوند مرا در روز بدر و حنین با ملائکه ای کمک کرد که بدین شکل عمامه داشتند و فرمود: همانا عمامه جداکننده میان مسلمین و مشرکین است.
📚 ابن عدی جرجانی، عبدالله بن محمد، الكامل في ضعفاء الرجال، ج4، ص: 173
🔷 سید بن طاووس از علمای برجسته شیعه است. ویژگی این محدث بزرگ است بوده است که بسیاری کتب معتبر شیعه و سنی و اصول چهارصدگانه دسترسی داشته است. ویژگی دیگر کتب آن بوده است که مورد قبول اصحاب امامیه بوده و مستقیم از جلسات درسی ائمه علیهم السلام کتابت می شده است. سید بن طاووس در کتاب «الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان» خود روایت می کند:
🔸«وَ قَالَ فِي الْحَدِيثِ الْآخَرِ عَمَّمَ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ عِمَامَةً سَدَلَهَا بَيْنَ كَتِفَيْهِ وَ قَالَ هَكَذَا أَيَّدَنِي رَبِّي بِالْمَلَائِكَةِ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَالَى اللَّهُ مَنْ وَالاهُ وَ عَادَى اللَّهُ مَنْ عَادَاهُ»
🔹«... در حدیث دیگر وارد شده است که رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم حضرت علی علیه السلام را با عمامه ای معمم کرد که دو طرف آن تا کتف آن حضرت بود و سپس به آن حضرت فرمود: اینگونه پروردگار با ملائکه خودش، مرا کمک و نصرت نمود سپس آن حضرت دست حضرت را به دست خود گرفت و فرمود: ای مردم هر کس من مولای او هستم پس این علی مولای او است و خداوند هر کس که او را دوست بدارد دوست می دارد و هر کسی که با او دشمنی می کند او را دشمن می دارد»
📚ابن طاووس، على بن موسى، الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، ص103
✅ مبتنی بر مقدمات فوق باید گفت: رسول الله صلی الله علیه و آله علاوه بر انتخاب دقیق ترین عبارت ها و واژه ها، با معمم کردن امیرالمومنین علیه السلام در روز غدیر، از زبان رفتاری نیز برای بیان ولایت سیاسی آن حضرت استفاده کرده است. قرین شدن این رفتار با الفاظ حدیث غدیر، یک قرینه بسیار مهم در تحلیل مراد واقعی کلمه «مولا» است.
#اعتقادنا_في_آباء_النبي_ص
#ایمان_حضرت_ابوطالب
✍شیخ صدوق رحمه الله : «اعتقاد ما درباره پدران پیامبر(ص) این است که همه آنها، از آدم تا پدرش عبدالله، مسلمان بوده اند. و ابوطالب و همچنین مادر پیامبر(ص) آمنه بنت وهب مسلمان بوده اند. پیامبر(ص) فرمود: من از زمان آدم (نسل اندر نسل) از طریق ازدواج زاده شده ام و از زنا بیرون نیامده ام»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
#ایمان_حضرت_ابوطالب
✍شیخ صدوق رحمه الله : «اعتقاد ما درباره پدران پیامبر(ص) این است که همه آنها، از آدم تا پدرش عبدالله، مسلمان بوده اند. و ابوطالب و همچنین مادر پیامبر(ص) آمنه بنت وهب مسلمان بوده اند. پیامبر(ص) فرمود: من از زمان آدم (نسل اندر نسل) از طریق ازدواج زاده شده ام و از زنا بیرون نیامده ام»
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
#عقيدتنا_في_آباء_النبي (ص)
#ایمان_حضرت_ابوطالب
امامیه (شیعیان دوازده امامی) اتفاق نظر دارند که پدران رسول خدا صلی الله علیه و آله از آدم تا عبدالله بن عبدالمطلب، همگی مومن به خدای عزوجل و موحد بوده اند امامیه بر اینکه عموی پیامبر، ابوطالب رحمة الله در حال ایمان وفات کرده، اجماع نمودند. و نیز بر اینکه آمنه دختر وهب، به توحید باور داشته است. او در میان مومنان محشور خواهد شد.
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
#ایمان_حضرت_ابوطالب
امامیه (شیعیان دوازده امامی) اتفاق نظر دارند که پدران رسول خدا صلی الله علیه و آله از آدم تا عبدالله بن عبدالمطلب، همگی مومن به خدای عزوجل و موحد بوده اند امامیه بر اینکه عموی پیامبر، ابوطالب رحمة الله در حال ایمان وفات کرده، اجماع نمودند. و نیز بر اینکه آمنه دختر وهب، به توحید باور داشته است. او در میان مومنان محشور خواهد شد.
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
❁﷽❁
✍️ تبیین قرینه وصیت و نزدیک بودن زمان وفات رسول الله صلی الله علیه و آله در تحلیل و شرح حدیث غدیر
🔸یکی از مهم ترین سفارشات اسلام، وصیت نمودن است. کسی که نشانه های مرگ را در خود احساس می کند، بایسته است نسبت به مهم ترین مسائل مرتبط با واجبات دنیایی و دینی خود، برای بعد از مرگ، وصیت کند.
🔹شخصیت وصیت کننده سهم بسیار مهمی در تعیین نوع وصایای او دارد. رسول الله صلی الله علیه و آله در دیدگاه قرآن شاهد، مبشر، نذیر، دعوت کننده به خداوند و چراغی روشن برای هدایت بندگان است. او نسبت به مومنین رئوف و رحیم است و برای هدایت آنها بسیار بسیار حسرت میخورد.
🔸پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خاتم و نگین انبیای الهی است. بسیار روشن است که وصیت چنین شخصی، در ارتباط با امور دینی و هدایت بندگان خداوند تا روز قیامت است.
🔹رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر اشاره صریح به نزدیک بودن وفات خود نموده و در صدد رفع مهم ترین دغدغه و امورات دینی و دنیوی مرتبط با هدایت مردم بوده است.
🔸 طبرانی و دیگر محدثین اهل سنت، چنین روایت می کنند:
🔻«... عن حذيفة بن أسيد الغفاري قال : لما صدر رسول الله صلى الله عليه و سلم من حجة الوداع نهى أصحابه عن شجرات بالبطحاء متقاربات أن ينزلوا تحتهن ثم بعث إليهن فقم ما تحتهن من الشوك وعمد إليهن فصلى تحتهن ثم قام فقال : يا أيها الناس إني قد نبأني اللطيف الخبير أنه لم يعمر نبي إلا نصف عمر الذي يليه من قبله وإني لأظن أني يوشك أن أدعى فأجيب وإني مسؤول وإنكم مسؤولون فماذا أنتم قائلون ؟ قالوا : نشهد أنك قد بلغت وجهدت ونصحت فجزاك الله خيرا ...»
🔺حذیفة بن اسید روایت می کند: وقتی رسول الله صلی الله علیه و آله از آخرین حج خود فارغ شد، یاران خود را در منطقه ای که درختان زیادی داشت و نام او بطحاء بود از رفتن نهی کرد و دستور توقف داد که در زیر درختان نزول کنند و همه خار و خاشاک را جمع آوری کنند و آن زمین را مرتب نموده و سپس آنجا نماز اقامه نمودند و بعد از آن فرمودند: ای مردم! همانا خداوند لطیف خبیر به من خبر داده است که همانا هر پیامبری نصف عمر پیامبر قبلی عمر می کند و من یقین دارم که وقت مرگ و دعوت خداوند برای من نزدیک است و من آن را اجابت می کنم و همانا من مسولیت دارم و همانا شما نیز مسئولیت دارید. نظر شما در این باره _ یعنی مسئولیت ما _ چیست؟ اصحاب گفتند: ما شهادت می دهیم که تو دستورات الهی را ابلاغ کرد و تمام تلاش و فداکاری خود را در این زمینه انجام دادی و خداوند به تو جزای خیر دهد...»
📚طبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد، المعجم الكبير، ج3، ص: 180
✅ توجه به نزدیکی وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة الوداع و شخصیت کلیدی و والای آن حضرت در امر هدایت بشریت تا روز قیامت، یک قرینه مقامیه برای تعیین مراد جدی کلمه «مولا» در بیان دیدگاه سیاسی اسلام برای مدیریت جهانی تا روز قیامت است.
❇️ تنها این امر است که باعث تناسب میان حکم، موضوع مطرح شده و جایگاه وصیت کننده می شود. حکم؛ ضرورت و وجوب وصیت است. موضوع؛ تبیین نظام سیاسی اسلام تا روز قیامت بوده و وصیت کننده؛ کل عقل و عقل کل، محور تمام انبیای الهی و شخص اول مخلوقات است.
#عید_مبعث
#غدیر
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
✍️ تبیین قرینه وصیت و نزدیک بودن زمان وفات رسول الله صلی الله علیه و آله در تحلیل و شرح حدیث غدیر
🔸یکی از مهم ترین سفارشات اسلام، وصیت نمودن است. کسی که نشانه های مرگ را در خود احساس می کند، بایسته است نسبت به مهم ترین مسائل مرتبط با واجبات دنیایی و دینی خود، برای بعد از مرگ، وصیت کند.
🔹شخصیت وصیت کننده سهم بسیار مهمی در تعیین نوع وصایای او دارد. رسول الله صلی الله علیه و آله در دیدگاه قرآن شاهد، مبشر، نذیر، دعوت کننده به خداوند و چراغی روشن برای هدایت بندگان است. او نسبت به مومنین رئوف و رحیم است و برای هدایت آنها بسیار بسیار حسرت میخورد.
🔸پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خاتم و نگین انبیای الهی است. بسیار روشن است که وصیت چنین شخصی، در ارتباط با امور دینی و هدایت بندگان خداوند تا روز قیامت است.
🔹رسول الله صلی الله علیه و آله در روز غدیر اشاره صریح به نزدیک بودن وفات خود نموده و در صدد رفع مهم ترین دغدغه و امورات دینی و دنیوی مرتبط با هدایت مردم بوده است.
🔸 طبرانی و دیگر محدثین اهل سنت، چنین روایت می کنند:
🔻«... عن حذيفة بن أسيد الغفاري قال : لما صدر رسول الله صلى الله عليه و سلم من حجة الوداع نهى أصحابه عن شجرات بالبطحاء متقاربات أن ينزلوا تحتهن ثم بعث إليهن فقم ما تحتهن من الشوك وعمد إليهن فصلى تحتهن ثم قام فقال : يا أيها الناس إني قد نبأني اللطيف الخبير أنه لم يعمر نبي إلا نصف عمر الذي يليه من قبله وإني لأظن أني يوشك أن أدعى فأجيب وإني مسؤول وإنكم مسؤولون فماذا أنتم قائلون ؟ قالوا : نشهد أنك قد بلغت وجهدت ونصحت فجزاك الله خيرا ...»
🔺حذیفة بن اسید روایت می کند: وقتی رسول الله صلی الله علیه و آله از آخرین حج خود فارغ شد، یاران خود را در منطقه ای که درختان زیادی داشت و نام او بطحاء بود از رفتن نهی کرد و دستور توقف داد که در زیر درختان نزول کنند و همه خار و خاشاک را جمع آوری کنند و آن زمین را مرتب نموده و سپس آنجا نماز اقامه نمودند و بعد از آن فرمودند: ای مردم! همانا خداوند لطیف خبیر به من خبر داده است که همانا هر پیامبری نصف عمر پیامبر قبلی عمر می کند و من یقین دارم که وقت مرگ و دعوت خداوند برای من نزدیک است و من آن را اجابت می کنم و همانا من مسولیت دارم و همانا شما نیز مسئولیت دارید. نظر شما در این باره _ یعنی مسئولیت ما _ چیست؟ اصحاب گفتند: ما شهادت می دهیم که تو دستورات الهی را ابلاغ کرد و تمام تلاش و فداکاری خود را در این زمینه انجام دادی و خداوند به تو جزای خیر دهد...»
📚طبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد، المعجم الكبير، ج3، ص: 180
✅ توجه به نزدیکی وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة الوداع و شخصیت کلیدی و والای آن حضرت در امر هدایت بشریت تا روز قیامت، یک قرینه مقامیه برای تعیین مراد جدی کلمه «مولا» در بیان دیدگاه سیاسی اسلام برای مدیریت جهانی تا روز قیامت است.
❇️ تنها این امر است که باعث تناسب میان حکم، موضوع مطرح شده و جایگاه وصیت کننده می شود. حکم؛ ضرورت و وجوب وصیت است. موضوع؛ تبیین نظام سیاسی اسلام تا روز قیامت بوده و وصیت کننده؛ کل عقل و عقل کل، محور تمام انبیای الهی و شخص اول مخلوقات است.
#عید_مبعث
#غدیر
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
✧❁﷽❁✧
عاقبت هولناک خلفای بنی امیه در قبر
1️⃣ یکی از سنت های مسلم قرآنی تاثیر عقاید و رفتار انسان ها بر وضعیت جسمانی و اخروی افراد است. از این رو گروهی از یهودیان، مسخ و بوزینه شدند.
2️⃣ خلفای بنی امیه نیز سرنوشتی شبیه بوزینه های یهود پیدا کردند. بر اساس اسناد اهل سنت، عمر بن عبدالعزیز اعتراف می کند:
رجاء بن حبوة می گوید: عمر بن عبدالعزیز به من گفت: تو از کسانی باش که مرا غسل می دهند و داخل قبر می گذارند. وقتی که مرا در لحد قرار دادند تو گره های کفن من را باز کن سپس به صورت من بنگر! زیرا من سه نفر از خلفای بنی امیه را دفن کردم که همگی آنها وقتی که آنها را در لحد قرار دادم و بند کفن آنها را باز کردم، وقتی به چهره آنها نگریسم، در آن زمان صورت آنها سیاه و پشت به قبله شده بود!
✅ سیاه شدن چهره و روی گرداندن از قبله در قبر، علامت نفاق، شقاوت در دنیا و آخرت و دشمنی با خداوند است. اهل سنت چرا دین خود را از منافقین و سیاه رویان می گیرند؟ انتخاب با شما؛ یا پیروی از جگرگوشه های رسول خدا(ص) یا سیاه چهره های بنی امیه!
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
عاقبت هولناک خلفای بنی امیه در قبر
1️⃣ یکی از سنت های مسلم قرآنی تاثیر عقاید و رفتار انسان ها بر وضعیت جسمانی و اخروی افراد است. از این رو گروهی از یهودیان، مسخ و بوزینه شدند.
2️⃣ خلفای بنی امیه نیز سرنوشتی شبیه بوزینه های یهود پیدا کردند. بر اساس اسناد اهل سنت، عمر بن عبدالعزیز اعتراف می کند:
رجاء بن حبوة می گوید: عمر بن عبدالعزیز به من گفت: تو از کسانی باش که مرا غسل می دهند و داخل قبر می گذارند. وقتی که مرا در لحد قرار دادند تو گره های کفن من را باز کن سپس به صورت من بنگر! زیرا من سه نفر از خلفای بنی امیه را دفن کردم که همگی آنها وقتی که آنها را در لحد قرار دادم و بند کفن آنها را باز کردم، وقتی به چهره آنها نگریسم، در آن زمان صورت آنها سیاه و پشت به قبله شده بود!
✅ سیاه شدن چهره و روی گرداندن از قبله در قبر، علامت نفاق، شقاوت در دنیا و آخرت و دشمنی با خداوند است. اهل سنت چرا دین خود را از منافقین و سیاه رویان می گیرند؟ انتخاب با شما؛ یا پیروی از جگرگوشه های رسول خدا(ص) یا سیاه چهره های بنی امیه!
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
#ماه_شعبان
📌 کمترین پاداش کسی که یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرد این است که...
➖أَخْبَرَنَا الشَّیْخُ الْفَقِیهُ أَبُوجَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بَابَوَیْهِ رِضَی اللَّهِ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ فَضْلٍ الْهَاشِمِیِّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ ذُخْرٌ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ یُکْثِرُ الصِّیَامَ فِی شَعْبَانَ إِلَّا أَصْلَحَ اللَّهُ أَمْرَ مَعِیشَتِهِ وَ کَفَاهُ شَرَّ عَدُوِّهِ وَ إِنَّ أَدْنَی مَا یَکُونُ لِمَنْ یَصُومُ یَوْماً مِنْ شَعْبَانَ أَنْ تَجِبَ لَهُ الْجَنَّةُ.
🔹ترجمه : «امام صادق علیه السلام فرمودند: روزه ماه مبارک رمضان اندوختهٔ بنده است برای روز قیامت و هیچ بندهای نیست که فراوان در ماه شعبان روزه بگیرد جز آنکه خداوند امر معاش او را اصلاح و شرّ دشمنان را از او دفع میکند و←کمترین پاداش کسی که یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرد این است که بهشت برای او واجب میگردد.»
📔 نام کتاب : فضائل الأشهر الثلاثة نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 43
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
📌 کمترین پاداش کسی که یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرد این است که...
➖أَخْبَرَنَا الشَّیْخُ الْفَقِیهُ أَبُوجَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بَابَوَیْهِ رِضَی اللَّهِ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ فَضْلٍ الْهَاشِمِیِّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ ذُخْرٌ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ یُکْثِرُ الصِّیَامَ فِی شَعْبَانَ إِلَّا أَصْلَحَ اللَّهُ أَمْرَ مَعِیشَتِهِ وَ کَفَاهُ شَرَّ عَدُوِّهِ وَ إِنَّ أَدْنَی مَا یَکُونُ لِمَنْ یَصُومُ یَوْماً مِنْ شَعْبَانَ أَنْ تَجِبَ لَهُ الْجَنَّةُ.
🔹ترجمه : «امام صادق علیه السلام فرمودند: روزه ماه مبارک رمضان اندوختهٔ بنده است برای روز قیامت و هیچ بندهای نیست که فراوان در ماه شعبان روزه بگیرد جز آنکه خداوند امر معاش او را اصلاح و شرّ دشمنان را از او دفع میکند و←کمترین پاداش کسی که یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرد این است که بهشت برای او واجب میگردد.»
📔 نام کتاب : فضائل الأشهر الثلاثة نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 43
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
﷽
🎥 شیخ تاج الدین هلالی از علمای بزرگ الازهر مصر بصراحت بوجود امام زمان علیه السلام و غیبت ایشان اعتراف میکند!
#مهدویت
#نیمه_شعبان
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴
🎥 شیخ تاج الدین هلالی از علمای بزرگ الازهر مصر بصراحت بوجود امام زمان علیه السلام و غیبت ایشان اعتراف میکند!
#مهدویت
#نیمه_شعبان
🍀اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّـکَ_الفَـــرَج
╌───┈⊰᯽⊱┈───╌
•|| ڪانالعلمےتحقیقاتےولاء
🌴 @velae110 🌴