امروز در لحظات استجابت
با خود فکر کردم چ دعای ویژه ای بکنم
دنیای از بخشش ،طلب، ارزو و درماندگی در ذهنم موج میزد ...
اخر سر این را خواستم:
رب من از حلال هایت بینیازم کن که گرفتار حرام هایت نشوم
الهم امین
ورده
@vardeahmar
با خود فکر کردم چ دعای ویژه ای بکنم
دنیای از بخشش ،طلب، ارزو و درماندگی در ذهنم موج میزد ...
اخر سر این را خواستم:
رب من از حلال هایت بینیازم کن که گرفتار حرام هایت نشوم
الهم امین
ورده
@vardeahmar
گاهی میان قهقهه های ذهنت صدای به گوش میرسد و توتقلّای نشنیدنش را میکنی باز تکرار میشود باز بیشتر میخندی و او بیشتر تکرار میشود و عاقبت چاره ای براید نمی ماند لبخند بی صدا کز میکند . شاید فکر کنی کابوس است یا نه حقیقتی جانکاه ...
آری مرگ همان حقیقت است که هر دم لذت را بر کامت تلخ میکند.
فکر آن جدایی و دوری از آنهای که دوستشان داری و دوستت دارند هر دم کُنج خیالت را تصاحب کرده و بی رحمانه سیلی به امیال و ارزوهایت میزند و تو برای فرار از ان به هزار تویی دنیا چنگ میزنی
اما این باورِ چه کسی است ..؟
کسی که وسعت خیالش میان دیوار های دنیا محاصره شده نه آن کس که تومار ابدیت را از بره...
و میداند برای چه خَلق شده برای پیوستن به ابدیت برای ابدیتی زیبا ،زیبایی به وسعت دیدن محبوب ...
هرگاه که خیال مرگ در وجودم خیمه میزند واین واقعه که هر دم احتمال به وقوع پیوستنش هست، شوری در دلم به پا میکند تمام وجودم پر از تقلا میشود برای رفتن، یا نه! برای درست رفتن ...رفتنی که تنها یک شاهراه دارد ( صراط المستقیم ) و مقصدی به نام بهشت ..
خیالم آسوده تر میشود ....
#مرگ
ورده
@vardeahmar
آری مرگ همان حقیقت است که هر دم لذت را بر کامت تلخ میکند.
فکر آن جدایی و دوری از آنهای که دوستشان داری و دوستت دارند هر دم کُنج خیالت را تصاحب کرده و بی رحمانه سیلی به امیال و ارزوهایت میزند و تو برای فرار از ان به هزار تویی دنیا چنگ میزنی
اما این باورِ چه کسی است ..؟
کسی که وسعت خیالش میان دیوار های دنیا محاصره شده نه آن کس که تومار ابدیت را از بره...
و میداند برای چه خَلق شده برای پیوستن به ابدیت برای ابدیتی زیبا ،زیبایی به وسعت دیدن محبوب ...
هرگاه که خیال مرگ در وجودم خیمه میزند واین واقعه که هر دم احتمال به وقوع پیوستنش هست، شوری در دلم به پا میکند تمام وجودم پر از تقلا میشود برای رفتن، یا نه! برای درست رفتن ...رفتنی که تنها یک شاهراه دارد ( صراط المستقیم ) و مقصدی به نام بهشت ..
خیالم آسوده تر میشود ....
#مرگ
ورده
@vardeahmar
تو او را بغل کردی یا او تو را ؟! نمیدانم
محکمتر بگیر جانم تا خواب ابدیت هم آسوده باشد...
بدان کابوس در کمین است ...
ورده
@vardeahmar
محکمتر بگیر جانم تا خواب ابدیت هم آسوده باشد...
بدان کابوس در کمین است ...
ورده
@vardeahmar
این تصویر رو خلبانی بر فراز آسمان گرفته
کپی کردم چیزی در وصفش بنویسم
اما در مقابل این همه جلال فقط سکوت میکنم...
@vardeahmar
کپی کردم چیزی در وصفش بنویسم
اما در مقابل این همه جلال فقط سکوت میکنم...
@vardeahmar
وردة حمراء🥀
گاهی میان قهقهه های ذهنت صدای به گوش میرسد و توتقلّای نشنیدنش را میکنی باز تکرار میشود باز بیشتر میخندی و او بیشتر تکرار میشود و عاقبت چاره ای براید نمی ماند لبخند بی صدا کز میکند . شاید فکر کنی کابوس است یا نه حقیقتی جانکاه ... آری مرگ همان حقیقت است که…
هر بار که میبینم عزیز های جانم به کژ راهه های دنیا پناه می برن و این صراط المستقیم را گم می کنند انگار صدای شکستنی از درونم می آید...
اللهم ثبت قلبنا علی دینک ...
اللهم ثبت قلبنا علی دینک ...
اللهم صل وسلم علیه عدد ما ذکره الذاکرون وغفل عن ذکره الغافلون
رمضان
چ غنیمتی برای اصلاح قلب هایمان
و جامه کشیدن اخلاص بر اعمالمان
وعملی کردن قول های ( گنده یمان)
ورده
@vardeahmar
چ غنیمتی برای اصلاح قلب هایمان
و جامه کشیدن اخلاص بر اعمالمان
وعملی کردن قول های ( گنده یمان)
ورده
@vardeahmar
رمضان🌙
رمضان نامت چه ارامش و اخلاصی دارد برای قلبمان، قلب های که با شنیدن نامت عرق شرم وشوق او را به تند تپیدن وا میدارد، تپیدنی که سبب جریان ایمان در رگ روحمان میشود.
چه دوست مصلحی هستی که با امدنت تمام خار های مزرعه دل را پاک کرده و برای مهمانی محبوبش مهیا میکنی .
چه اکسیر گرانقدری برای ایجاد کیمیایی محبت الله در ظرف دل های ما هستی .
بسان مادری مهربان که بچه هایت را با هر خطای در اغوش میکشی ومانند پدری با ابهت شرم وترس را به قلب هایمان القا میکنی ،خواهر گونه دلسوزانه نزد محبوب شفاعت میکنی .
چقدر هم نشینی سر سفره های افطارت دلنشین است و چه حلاوتی دارد در دل سحر نجوا کردنت.
◼️همانند نبی ویار صدیقش می مانی برایم که در غار تنهایی معصیت مرا به سوی رب می خوانی لا تحزن گفتنت چه سکینه ای برای قلبم دارد
اشک های قیام دل شبت سرمه ی چشمانم میشود وسر بر سجاده گذاشتن در تروایحت بالینی برای تجلی روحم.
صدای قدم هایت ماه من ،اسمان خانه ی دل را مصفا میکند.
یار دیرینه حال که می آیی مرا جرعه ای از احسان محبوبم بنوشان ،بدان که هر سال دم پنجره چشم دوخته به اسمان بیشتر از پارسال در انتظارتم بیا وروحم را با خود به سفر اسراء ببر که قلبم شیفته ی جمع ملائک وگفت و گو با محبوب است .
رمضان بدان برای خزان قلب ما بسان بهاری هستی که از نم نم باران اشک سحر ورعد شفق چه شکوفه ها می روید بر نهال نو رسیده ای ایمانم
یارجانی تا ثمر دادن این نهال تنهایم نگذار که علف هرز گناه تیشه می زند بر ریشه ام .
ماه من تنهایم نزار اگر هم رفتی دست روحم را بگیر وبا خود بر فراز اسمان شب های قدرت به پرواز ببر که عید را با یار جشن بگیرم .
📝ورده
رمضان ۱۴۰۰
@vardeahmar
رمضان نامت چه ارامش و اخلاصی دارد برای قلبمان، قلب های که با شنیدن نامت عرق شرم وشوق او را به تند تپیدن وا میدارد، تپیدنی که سبب جریان ایمان در رگ روحمان میشود.
چه دوست مصلحی هستی که با امدنت تمام خار های مزرعه دل را پاک کرده و برای مهمانی محبوبش مهیا میکنی .
چه اکسیر گرانقدری برای ایجاد کیمیایی محبت الله در ظرف دل های ما هستی .
بسان مادری مهربان که بچه هایت را با هر خطای در اغوش میکشی ومانند پدری با ابهت شرم وترس را به قلب هایمان القا میکنی ،خواهر گونه دلسوزانه نزد محبوب شفاعت میکنی .
چقدر هم نشینی سر سفره های افطارت دلنشین است و چه حلاوتی دارد در دل سحر نجوا کردنت.
◼️همانند نبی ویار صدیقش می مانی برایم که در غار تنهایی معصیت مرا به سوی رب می خوانی لا تحزن گفتنت چه سکینه ای برای قلبم دارد
اشک های قیام دل شبت سرمه ی چشمانم میشود وسر بر سجاده گذاشتن در تروایحت بالینی برای تجلی روحم.
صدای قدم هایت ماه من ،اسمان خانه ی دل را مصفا میکند.
یار دیرینه حال که می آیی مرا جرعه ای از احسان محبوبم بنوشان ،بدان که هر سال دم پنجره چشم دوخته به اسمان بیشتر از پارسال در انتظارتم بیا وروحم را با خود به سفر اسراء ببر که قلبم شیفته ی جمع ملائک وگفت و گو با محبوب است .
رمضان بدان برای خزان قلب ما بسان بهاری هستی که از نم نم باران اشک سحر ورعد شفق چه شکوفه ها می روید بر نهال نو رسیده ای ایمانم
یارجانی تا ثمر دادن این نهال تنهایم نگذار که علف هرز گناه تیشه می زند بر ریشه ام .
ماه من تنهایم نزار اگر هم رفتی دست روحم را بگیر وبا خود بر فراز اسمان شب های قدرت به پرواز ببر که عید را با یار جشن بگیرم .
📝ورده
رمضان ۱۴۰۰
@vardeahmar
وردة حمراء🥀
چگونه از تو درس امید بیاموزم که از بی کاشانه گیت تصویری چشمنواز می آرایی .. آخرِ این سرمای جان گداز شکوفه هایی است که لبخند می زنند ... صدای ریشه هایت به گوشم می رسد به تنه ات نجوا میکند که سعی دارد کور سوی امید شاخه را در این مرگ اشباح شده درونش زنده…
یادت هست به تو وعده بهار دادم وگفتم طاقت بیار ...
امروز اخرین روز زمستان است سرما از تقلا دست نمی کشد تا خودش را به رُخت بکشد اما چاره ای ندارد باید تن به بردگی آفتاب دهد که دیگر سوزش مجالی برای جولان ندارد .
شاخه هایت ماوای شکوفه های ریز سفید وصورتی میشود و زندگی باری دیگر جان میگیرد .
سرود خوش امد گویی برای مهمان هایت را از بری؟
صبر چه سخت و عاقبتش چه حلاوتی دارد حلاوتی به شیرینی شنیدن خنده های دخترک مو فرفری ...
من نیز همانند تو به آمدن بهار ایمان دارم به نسیمی که بر این چهره مغموم وزیدن میگیرد و غم از قلب رخت می بندد و آن دم مارا به سوی باغ های بهشت سوق میدهد ...
ورده
@vardeahmar
امروز اخرین روز زمستان است سرما از تقلا دست نمی کشد تا خودش را به رُخت بکشد اما چاره ای ندارد باید تن به بردگی آفتاب دهد که دیگر سوزش مجالی برای جولان ندارد .
شاخه هایت ماوای شکوفه های ریز سفید وصورتی میشود و زندگی باری دیگر جان میگیرد .
سرود خوش امد گویی برای مهمان هایت را از بری؟
صبر چه سخت و عاقبتش چه حلاوتی دارد حلاوتی به شیرینی شنیدن خنده های دخترک مو فرفری ...
من نیز همانند تو به آمدن بهار ایمان دارم به نسیمی که بر این چهره مغموم وزیدن میگیرد و غم از قلب رخت می بندد و آن دم مارا به سوی باغ های بهشت سوق میدهد ...
ورده
@vardeahmar
در واپسین روزهای زمستان
روحم را کسی سوهان میکشد
غم موج وار به ساحل نگاهم هجوم می اورد
سالی که اخرین نفس هایش را میکشد
لحظه هایش جلوی چشمانم میرقصند
تعجب گونه از خود میپرسم
عمر رفته را چه کردی
کدامین لحظه هایش راصرف نجوا کردی
کدامین دل رنجور را با شادی گره زدی
چند قلب متلاشی را مرهم بودی
ای کاش درس ایمان را از نو می آموختی
در مکتب خاتم بودی همراه صدیقش
شاید آن وقت عمر را در پارچه ای از ابریشم میپچیدی هر روز دستمال میکشیدی که مبادا خاک گرفته شود
نه اینگونه او را در حصار تنهایی رها کنی و به بطالت بگذرانی
حال که شاخه به عشق جوانه سرما را به جان خرید تا که ماوای برایش باشد
تو نیز گذر کن تا که قلبت ماوای لبخند ایمان باشد🌱🩶
@vardeahmar
روحم را کسی سوهان میکشد
غم موج وار به ساحل نگاهم هجوم می اورد
سالی که اخرین نفس هایش را میکشد
لحظه هایش جلوی چشمانم میرقصند
تعجب گونه از خود میپرسم
عمر رفته را چه کردی
کدامین لحظه هایش راصرف نجوا کردی
کدامین دل رنجور را با شادی گره زدی
چند قلب متلاشی را مرهم بودی
ای کاش درس ایمان را از نو می آموختی
در مکتب خاتم بودی همراه صدیقش
شاید آن وقت عمر را در پارچه ای از ابریشم میپچیدی هر روز دستمال میکشیدی که مبادا خاک گرفته شود
نه اینگونه او را در حصار تنهایی رها کنی و به بطالت بگذرانی
حال که شاخه به عشق جوانه سرما را به جان خرید تا که ماوای برایش باشد
تو نیز گذر کن تا که قلبت ماوای لبخند ایمان باشد🌱🩶
@vardeahmar