وردة حمراء🥀
1.53K subscribers
390 photos
27 videos
6 files
28 links
و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Download Telegram
🌸اللهم صل علی محمد و علی ال محمد 🌸
و دلی که فقط با خواندن تو سکنا می یابد ...
یا حی و یاقیوم
رب من
میان این همه هیاهو‌ قلبم امانتت باشه
یه سر رفتم اداره پست و از هوش بالام یادم رفته بود تعطیل رسمیه تا رسیدم یه قفل بزرگ زد تو برجکم ..
یه مسیر رو پیاده رفتم که یه آقایی کتاب هاشو تو پیاده رو گذاشته بود برا فروش
و بقیه شونو رو هم تکیه داده بود به دیوار پنج متر نرفتم جلو که یه مغازه بزرگِ چراغونی با کلی رنگ ولعاب وتزئینات که ناخواسته چشتو می گرفت ، بدلیجات مردونه می فروخت 🙄

هیچی دیگه این میزان از فقر فرهنگی مبارکمون باشه😊

ورده

@vardeahmar
وسلام بر تو🤍
به تعداد دخترانی که از گور رهانیدی ....

هل صلّیت علی النبی الیوم؟

@vardeahmar
وردة حمراء🥀
هوای مسجد این روزها چ دلتنگ لوله میکند ... ستون مسجد هم شاید همانند « استن حنانه » آن منبر چوبی که از دوری نبی می گریست ...از دوریت گریانست ... بیا و دستی نوازشگرانه بر سرش بکش... چنار های کنار حوض مسجد مدتی ست صدای اذانت نوازشگرشان نیست ... این جا دلدار…
از عصر حس وحالی غریب با جامه یه پوشیده از بغض همه هستیم را احاطه کرده بی وقفه به زندگیه ادمی فکر میکنم به این مسیر پیوستن به ابدیت که هر لحظه نزدیک ونزدیک تر میشود
و ما چقدر آن را دور می پنداریم انگار که هیچ وقت اتفاق نمی افتد . از این دست های سست و بی رمقت عکس گرفتم تا آینده ام را دور فرض نکنم و این قافله که در انتظار ماست .


ورده
@vardeahmar
این بوم را نگاه ...
از این همه زیبایی چشم حیران مانده ...
و عقل بی هوش ز تحلیل ...

#غروب امروز
@vardeahmar
وردة حمراء🥀
این بوم را نگاه ... از این همه زیبایی چشم حیران مانده ... و عقل بی هوش ز تحلیل ... #غروب امروز @vardeahmar
غروب که به این صحنه خیره مانده بودم فقط به این فکر میکردم خالق این زیبایی چقدر زیباست ...
در مسیری در حرکتم اینده ی دور شاید هم نزدیک
تنها چیزی که از این آینده میدانم همین است
روزی میمیرم ...
ورده
@vardeahmar
همین که حس میکنم که تو پروردگار منی رب منی آرامشی عجیب بر قلبم حاکم میشود .
مثل کودکی مضطرب از نبود مادر بال بال میزنم، نوازش که می‌کنی روحم را تک تک سلول های وجودم را انگار در پر قو می آرامند .
اسرینی از شوق با جنس ندامت در چشمم جا خوش میکند وقلبم را به سجده کردن وا می دارد .
ببخش که گاهی فراموش میکنم این حضور ربانیت را ...

از دیروز انگار قلبم در قفسی با میله های آهنی از نوع بغض زندانی بود حتی اشک با چشمانم قهر کرده بود
نتم را روشن کردم فیلمی از دوستم که شهر ها ازم دوره جلو چشمم خود نمای کرد پلی زدم نامه ای از دوست بود که باز روحم را نوازش کرد و الان انگار قلبم در پر قو آرمیده است مانند کودکی در آغوش مادر ...
هزاران بار سپاس که فراموشم نمی کنی یارب

ورده

فیلم 👇

@vardeahmar
وردة حمراء🥀
Video
وحی هر بار برای ما می فرستد با پیکی وزان ...
چقدر حس این که مراقبمی و از خودم بیشتر به خودم اگاهی شیرینه این خوشی جان کاه چطور تخیله میشود ...
شاید با حس همان باران بر رویم....
فاولئک تحروا رشدا ...
با دیدن این بی اختیار این آیه در ذهنم تداعی شد..
@vardeahmar
اللهم صل علی محمد و علی ال محمد
امروز در لحظات استجابت
با خود فکر کردم چ دعای ویژه ای بکنم
دنیای از بخشش ،طلب، ارزو و درماندگی در ذهنم موج میزد ...


اخر سر این را خواستم:



رب من از حلال هایت بی‌نیازم کن که گرفتار حرام هایت نشوم
الهم امین

ورده

@vardeahmar
گاهی میان قهقهه های ذهنت صدای به گوش میرسد و توتقلّای نشنیدنش را میکنی باز تکرار میشود باز بیشتر میخندی و او بیشتر تکرار میشود و عاقبت چاره ای براید نمی ماند لبخند بی صدا کز می‌کند . شاید فکر کنی کابوس است یا نه حقیقتی جانکاه ...
آری مرگ همان حقیقت است که هر دم لذت را بر کامت تلخ می‌کند.
فکر آن جدایی و دوری از آنهای که دوستشان داری و دوستت دارند هر دم کُنج خیالت را تصاحب کرده و بی رحمانه سیلی به امیال و ارزوهایت میزند و تو برای فرار از ان به هزار تویی دنیا چنگ میزنی

اما این باورِ چه کسی است ..؟

کسی که وسعت خیالش میان دیوار های دنیا محاصره شده نه آن کس که تومار ابدیت را از بره...
و میداند برای چه خَلق شده برای پیوستن به ابدیت برای ابدیتی زیبا ،زیبایی به وسعت دیدن محبوب ...

هرگاه که خیال مرگ در وجودم خیمه میزند واین واقعه که هر دم احتمال به وقوع پیوستنش هست، شوری در دلم به پا میکند تمام وجودم پر از تقلا میشود برای رفتن، یا نه! برای درست رفتن ...رفتنی که تنها یک شاهراه دارد ( صراط المستقیم ) و مقصدی به نام بهشت ..
خیالم آسوده تر میشود ....
#مرگ

ورده

@vardeahmar
شب سیاهیش را از چشمان تو به عاریت گرفته....

ورده
شب را دوس دارم که ستار اشک هایت است...
تو او را بغل کردی یا او تو را ؟! نمیدانم

محکمتر بگیر جانم تا خواب ابدیت هم آسوده باشد...
بدان کابوس در کمین است ‌...


ورده
@vardeahmar