_چرا هیچ کس شبیه تو نیست؟
+چون تو مثل هیچ کس به من نگاه نمیکنی...
+چون تو مثل هیچ کس به من نگاه نمیکنی...
رواندرمانگر، دکتر «وفاء شلبي»، نگارنده کتاب «أنا مريضة نفسياً»، میگوید: زنانگی یک موهبت درونی است و نه بیرونی! هرگاه زن در باطن خود فاقد آن شد، در خارج از خود و به منظور جلب توجه در پی جبران آن به صورت لباسهای برهنه، آرایش غلیظ و سلوک انحرافی است.
• ترجمه: پارسا دارابی
@vardeahmar
• ترجمه: پارسا دارابی
@vardeahmar
هوای مسجد این روزها چ دلتنگ لوله میکند ...
ستون مسجد هم شاید همانند « استن حنانه » آن منبر چوبی که از دوری نبی می گریست ...از دوریت گریانست ...
بیا و دستی نوازشگرانه بر سرش بکش...
چنار های کنار حوض مسجد مدتی ست صدای اذانت نوازشگرشان نیست ...
این جا دلدار وانجا یار ...
کدام مقصد تمنای توست ...
باری دیگر ستون مسجد گرمای وجودت را حس خواهد کرد ...
یا تو دعوت گرم حق را لبیک می گویی...
هر انچه در تقدیر توست را امید خیر دارم ...اگر بیایی که چنار ها باز می خندند ...
اگر هم میروی ابدیتی ناب در انتظارت باد ...
از همه تمنای دعای خیر دارم برای بزرگ پدرم
ورده
@vardeahmar
ستون مسجد هم شاید همانند « استن حنانه » آن منبر چوبی که از دوری نبی می گریست ...از دوریت گریانست ...
بیا و دستی نوازشگرانه بر سرش بکش...
چنار های کنار حوض مسجد مدتی ست صدای اذانت نوازشگرشان نیست ...
این جا دلدار وانجا یار ...
کدام مقصد تمنای توست ...
باری دیگر ستون مسجد گرمای وجودت را حس خواهد کرد ...
یا تو دعوت گرم حق را لبیک می گویی...
هر انچه در تقدیر توست را امید خیر دارم ...اگر بیایی که چنار ها باز می خندند ...
اگر هم میروی ابدیتی ناب در انتظارت باد ...
از همه تمنای دعای خیر دارم برای بزرگ پدرم
ورده
@vardeahmar
گاهی فکر میکنم این روزها چقدر کوچه های علی چپ بسیار است که همه با پاهای تاول زده شب و روز آن را می پیمایند ...
ورده
@vardeahmar
ورده
@vardeahmar
سرگشته وحیران مثل برگی رقصان در دست باد بی مقصد وبی اختیار کوه وبرزن های درونم را می پیمایم ودر اخر مثل برگی که بر روی برکه ی سکنا میگزیند کنار دیواری متروک از ارزوهای پیشین زانو بغل گرفته می نشینم و خواب های کودکیم را ورق میزنم ...
نسیمی خنک مادر گونه از راه میرسد و موهای ژولیده ام را شانه میزند و میگوید از صحرای روحت گذشتم که گون
گفت به شکوفه ها وباران برسان سلام مارا ...
کجاست شکوفه های روحت؟؟؟
🖊ورده
@vardeahmar
نسیمی خنک مادر گونه از راه میرسد و موهای ژولیده ام را شانه میزند و میگوید از صحرای روحت گذشتم که گون
گفت به شکوفه ها وباران برسان سلام مارا ...
کجاست شکوفه های روحت؟؟؟
🖊ورده
@vardeahmar
وردة حمراء🥀
دستانم عاجز است که انچه امروز چشمان من شاهد ان بود را بازگو کند تراکمی از رنگ های رو رفته و نخ نما در چشمم دنیای از معانی گم شده در ذهنم و جهانی از چراهای بی پاسخ و باید های تحمیلی در قلبم تلنبار شده . امروز به خانه برگشتنم با هر روز دیگری فرق داشت سرما…
باز قسمت شد ببینمتان عزیز های جان وباز قسمتم شد گل های رو پیرهنتان را بو کنم ...
یارب عمر باقی باشه تا باز قسمت بشه
امین
یارب عمر باقی باشه تا باز قسمت بشه
امین
وردة حمراء🥀
امید هر دم جان میگیرد ... و لبخند را به مهمانی میآورد... @vardeahmar
در این چرخ دوران..
در این روزهای پر از خاک وخون ...
در این سرما ...
در این لحظات پر از تب ...
عزیزانم یقین دارم ازشیارهای قلبمان جوانه های امید رویدن میگیرد با صلوات
اللهم صل علی محمد و علی ال محمد
ورده
@vardeahmar
در این روزهای پر از خاک وخون ...
در این سرما ...
در این لحظات پر از تب ...
عزیزانم یقین دارم ازشیارهای قلبمان جوانه های امید رویدن میگیرد با صلوات
اللهم صل علی محمد و علی ال محمد
ورده
@vardeahmar
✍ علامه ابن عثیمین رحمه الله مىگوید:
❒ اگر خواهان هدایت هستی، بدون هیچ عجله و شتابی به تدبر و تفکر در آیات قرآن بپرداز و از آن غافل مباش.
امروزه بسیاری از کسانی که قرآن میخوانند، یا برای کسب پاداش قرائت است و یا برای تبرک به آن؛ و نه برای تدبر در آن.
لذا از گنجینههای سودمند آن بیبهره میمانند.
❒ اگر خواهان هدایت هستی، بدون هیچ عجله و شتابی به تدبر و تفکر در آیات قرآن بپرداز و از آن غافل مباش.
امروزه بسیاری از کسانی که قرآن میخوانند، یا برای کسب پاداش قرائت است و یا برای تبرک به آن؛ و نه برای تدبر در آن.
لذا از گنجینههای سودمند آن بیبهره میمانند.
یه سر رفتم اداره پست و از هوش بالام یادم رفته بود تعطیل رسمیه تا رسیدم یه قفل بزرگ زد تو برجکم ..
یه مسیر رو پیاده رفتم که یه آقایی کتاب هاشو تو پیاده رو گذاشته بود برا فروش
و بقیه شونو رو هم تکیه داده بود به دیوار پنج متر نرفتم جلو که یه مغازه بزرگِ چراغونی با کلی رنگ ولعاب وتزئینات که ناخواسته چشتو می گرفت ، بدلیجات مردونه می فروخت 🙄
هیچی دیگه این میزان از فقر فرهنگی مبارکمون باشه😊
ورده
@vardeahmar
یه مسیر رو پیاده رفتم که یه آقایی کتاب هاشو تو پیاده رو گذاشته بود برا فروش
و بقیه شونو رو هم تکیه داده بود به دیوار پنج متر نرفتم جلو که یه مغازه بزرگِ چراغونی با کلی رنگ ولعاب وتزئینات که ناخواسته چشتو می گرفت ، بدلیجات مردونه می فروخت 🙄
هیچی دیگه این میزان از فقر فرهنگی مبارکمون باشه😊
ورده
@vardeahmar
وردة حمراء🥀
هوای مسجد این روزها چ دلتنگ لوله میکند ... ستون مسجد هم شاید همانند « استن حنانه » آن منبر چوبی که از دوری نبی می گریست ...از دوریت گریانست ... بیا و دستی نوازشگرانه بر سرش بکش... چنار های کنار حوض مسجد مدتی ست صدای اذانت نوازشگرشان نیست ... این جا دلدار…
از عصر حس وحالی غریب با جامه یه پوشیده از بغض همه هستیم را احاطه کرده بی وقفه به زندگیه ادمی فکر میکنم به این مسیر پیوستن به ابدیت که هر لحظه نزدیک ونزدیک تر میشود
و ما چقدر آن را دور می پنداریم انگار که هیچ وقت اتفاق نمی افتد . از این دست های سست و بی رمقت عکس گرفتم تا آینده ام را دور فرض نکنم و این قافله که در انتظار ماست .
ورده
@vardeahmar
و ما چقدر آن را دور می پنداریم انگار که هیچ وقت اتفاق نمی افتد . از این دست های سست و بی رمقت عکس گرفتم تا آینده ام را دور فرض نکنم و این قافله که در انتظار ماست .
ورده
@vardeahmar