وردة حمراء🥀
🌙 Sticker
ماه من رویت شد از قاب پنجره کوچک خانه ی پدر بزرگم... گویی ماه هم از این قاب زیباتر ست...
عید این خانه طراوت خاصی دارد گوشه کنار دیوار های ترک خورده و خاکیش بوی ترنم خاطرات از آن می چکد ،سادگی و آسودگی هر دم چشم وقلبت را قلقلک میدهد ، انگار آلایش و ناامنی دنیا هنوز موفق به گسستن تار و پودر این خانه نشده . اینجا به شکل عجیبی زندگی آوای خوشی می سروید و ساز خنده از هر جای دیگری کوک تر است.
دلم تا آن ابدیت نفس کشیدن در اینجا را میخواهد حیف بر جبر روزگار ...
ورده
@vardeahmar
دلم تا آن ابدیت نفس کشیدن در اینجا را میخواهد حیف بر جبر روزگار ...
ورده
@vardeahmar
از هم همه ی دنیا فرار کرده ام و کجا امن تر از اینجا که روحم را مثل بچه ای بی قرار در آغوشش میکشد ...
چه چشم نواز است دشت های سبزِ کنار روستا آن هم از این قاب ، از پنجره زنگ زده ی اتاق پدربزرگم .
هر بار چای تلخم پی حرف های شیرینش سرد میشود ، امانم بده دلم برای شکلات های بقچه مادر بزرگ لک زده .
چ بزرگ شده ام ! دیگر نیازی به شکستن پشتی های مادر بزرگ نیست مثل بچگیم برای دیدن این بوم ...
حال میتوان تا ابد پای این پنجره ایستاد و خاطرات شیرین را با چای نوشید ...
ورده
@vardeahmar
چه چشم نواز است دشت های سبزِ کنار روستا آن هم از این قاب ، از پنجره زنگ زده ی اتاق پدربزرگم .
هر بار چای تلخم پی حرف های شیرینش سرد میشود ، امانم بده دلم برای شکلات های بقچه مادر بزرگ لک زده .
چ بزرگ شده ام ! دیگر نیازی به شکستن پشتی های مادر بزرگ نیست مثل بچگیم برای دیدن این بوم ...
حال میتوان تا ابد پای این پنجره ایستاد و خاطرات شیرین را با چای نوشید ...
ورده
@vardeahmar
به نام الله که بخشایشگر و با رحمت است
“نکات قرآنی”(۷۶۰)
“وَارحَمنا وَ اَنتَ خَیرُالرّاحِمِینَ”
(و ما را مورد رحم قرار ده که تو بهترین رحمکنندگانی)
⭐️ ای دوست، در معنای رحم چه تصور کردهای؟! هر چه باشد اکنون تصورات و گمانهایت را کنار بگذار تا با هم به وجهی دیگر رویم.
رحم کردن، تحت پوشش و حمایت قرار دادن است. درست همانطور که رَحِم نطفه را در بر میگیرد تا آن را به غایت و کمال خویش برساند، رحم کردن خدا نیز چنین است. آن نوعی پرورش است. یک سیر تکاملی همهجانبه.
رحم کردن آن نیست که تو را همینگونه که هستی رها کنند. آن نیست که صرفاً تو را ببخشند و کاری به کارت نداشته باشند.
در رحم کردن خدا، پر از اتفاقات گوناگون است. تو دم به دم استحاله میشوی. پخته میشوی. آن میشوی که باید بشوی.
آن که مورد رحم قرار میگیرد به واقع در مسیر پر ماجرای رشد افتاده است.
در قاموس باطنی، رحم کردن و مورد رحم واقع شدن، یک اتفاق بزرگ و با برکت است. تازه شروع ماجراست.
رحم کردن خدا به معنای این رحم کردنهای سطحی و متعارف نیست.
اگر خدا به تو رحم کند، تو را به کورهٔ کیمیاگری میفرستد تا مس تو را طلا کند. تا تو را به الوهیت خویش واصِل گرداند.
اگر خدا به تو رحم کند، آن انسان قبلی را میمیراند تا از تو انسانی جدید خلق کند.
رحم کردن خدا فرمولها دارد و پر از ماجراهای زندگیبخش است. تو آن به آن نو میشوی.
از منظر انسانهای معمولی، رحم فقط یک واژه به معنای بخشش است اما از منظر سالکان، عالَمی است لطیف که در آن کیفیت همه چیز در خدمت رشد و بالندگی است. آن یک سلوک همهجانبه تحت اشراف خداوندی است.
تو وقتی مورد رحم خداوند واقع شوی، یعنی با خود خدا سلوک میکنی. تحت حمایت اویی.
و خدا، هم ارحمالراحمین (برترین رحمکنندگان) است و هم خیرالراحمین (بهترین رحمکنندگان).
و خوشا به حال آنانکه مورد رحم خدا قرار گرفتهاند.
“وَ اَدخِلنا فِی رَحمَتِکَ وَ اَنتَ اَرحَمُ الرّاحِمِینَ”
(و ما را به رحمت خود داخل کن که تو برترین رحمکنندگانی)
بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
“نکات قرآنی”(۷۶۰)
“وَارحَمنا وَ اَنتَ خَیرُالرّاحِمِینَ”
(و ما را مورد رحم قرار ده که تو بهترین رحمکنندگانی)
⭐️ ای دوست، در معنای رحم چه تصور کردهای؟! هر چه باشد اکنون تصورات و گمانهایت را کنار بگذار تا با هم به وجهی دیگر رویم.
رحم کردن، تحت پوشش و حمایت قرار دادن است. درست همانطور که رَحِم نطفه را در بر میگیرد تا آن را به غایت و کمال خویش برساند، رحم کردن خدا نیز چنین است. آن نوعی پرورش است. یک سیر تکاملی همهجانبه.
رحم کردن آن نیست که تو را همینگونه که هستی رها کنند. آن نیست که صرفاً تو را ببخشند و کاری به کارت نداشته باشند.
در رحم کردن خدا، پر از اتفاقات گوناگون است. تو دم به دم استحاله میشوی. پخته میشوی. آن میشوی که باید بشوی.
آن که مورد رحم قرار میگیرد به واقع در مسیر پر ماجرای رشد افتاده است.
در قاموس باطنی، رحم کردن و مورد رحم واقع شدن، یک اتفاق بزرگ و با برکت است. تازه شروع ماجراست.
رحم کردن خدا به معنای این رحم کردنهای سطحی و متعارف نیست.
اگر خدا به تو رحم کند، تو را به کورهٔ کیمیاگری میفرستد تا مس تو را طلا کند. تا تو را به الوهیت خویش واصِل گرداند.
اگر خدا به تو رحم کند، آن انسان قبلی را میمیراند تا از تو انسانی جدید خلق کند.
رحم کردن خدا فرمولها دارد و پر از ماجراهای زندگیبخش است. تو آن به آن نو میشوی.
از منظر انسانهای معمولی، رحم فقط یک واژه به معنای بخشش است اما از منظر سالکان، عالَمی است لطیف که در آن کیفیت همه چیز در خدمت رشد و بالندگی است. آن یک سلوک همهجانبه تحت اشراف خداوندی است.
تو وقتی مورد رحم خداوند واقع شوی، یعنی با خود خدا سلوک میکنی. تحت حمایت اویی.
و خدا، هم ارحمالراحمین (برترین رحمکنندگان) است و هم خیرالراحمین (بهترین رحمکنندگان).
و خوشا به حال آنانکه مورد رحم خدا قرار گرفتهاند.
“وَ اَدخِلنا فِی رَحمَتِکَ وَ اَنتَ اَرحَمُ الرّاحِمِینَ”
(و ما را به رحمت خود داخل کن که تو برترین رحمکنندگانی)
بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
چه زشت عادتی است که می خواهیم در مورد هر چیزی اظهار نظر کنیم ، که مبادا در نظر خلق نادان قلم داد شویم ،اما کاش واهمه همین بود، نادانی ! اما مرضِ فراگیر امروز توهم دانایی ست. شده به آب و گِل بزنیم که در مقابل هیچ حرف و بحثی بی کلام نباشیم حال اگر لای کلام اسمی از نویسنده ای خارجی یا بیت شعری از سعدی هم جوش خورد انگار پرده غفلت از عالم برداشتیم و شاید در درون چیزی شبیه سرکه قُل میخورد از خوشی .
اگر در گذشته سکوت را فقط به معنای رضا تعبیر میکردند خصوصا من باب خواستگاری یا شاید ادب شخص
امروزه سکوت به نشانه ی ندانستن مهر میخورد و نمیدانم بار گران این ندانستن چیست ؟! که کسی حاضر به حملش نیست ...
اما...
اما گوش بسپار به کلام پروردگارت که چه دلسوزانه نصیحتت میکند و نسخه ی معرفت و تعامل را برایت می پیچد و در اخر تو را متوجه اخطاری سخت می کند.
سورة الإسراء
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا36
و از پى چيزى مرو كه تو را به آن دانش نيست. بى گمان گوش و چشم و دل، هر يك از اينها از آن باز خواست خواهند شد.
گوش به زنگ باشیم ...
ورده
@vardeahmar
اگر در گذشته سکوت را فقط به معنای رضا تعبیر میکردند خصوصا من باب خواستگاری یا شاید ادب شخص
امروزه سکوت به نشانه ی ندانستن مهر میخورد و نمیدانم بار گران این ندانستن چیست ؟! که کسی حاضر به حملش نیست ...
اما...
اما گوش بسپار به کلام پروردگارت که چه دلسوزانه نصیحتت میکند و نسخه ی معرفت و تعامل را برایت می پیچد و در اخر تو را متوجه اخطاری سخت می کند.
سورة الإسراء
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا36
و از پى چيزى مرو كه تو را به آن دانش نيست. بى گمان گوش و چشم و دل، هر يك از اينها از آن باز خواست خواهند شد.
گوش به زنگ باشیم ...
ورده
@vardeahmar
کسی که از بالا رفتن از کوه ها وبلندی ها وحشت و واهمه دارد ، همواره در گودال ها زندگی خواهد کرد.
تخم های که در حصار گرم پرهای مادرن ، مادر خود در حصار تنِ سرد لانه ، لانه در آغوش درخت های سبز دیروز است و آسمان ماوای همه ...
اینجا زندگی در زندگی تنیده شده ...
ورده
@vardeahmar
اینجا زندگی در زندگی تنیده شده ...
ورده
@vardeahmar
ماه ، نورش را از آفتاب به عاریت گرفته تا رویاهایه کُنجِ چشمانت، سیاهی پرده ی عدم را بر آن نکشاند .
بساط آرزوها در ساحل قلب به پاست ، شب چه اغوش امنی برای سکنای رویاهایت است که از طوفان های سهمگین و بی رحم روز رها شده.
وحال زیر نگاهِ مهتاب و نوازش نسیم چه زیبا دلربایی میکند و چشم به تماشا نشسته .
ورده
@vardeahmar
بساط آرزوها در ساحل قلب به پاست ، شب چه اغوش امنی برای سکنای رویاهایت است که از طوفان های سهمگین و بی رحم روز رها شده.
وحال زیر نگاهِ مهتاب و نوازش نسیم چه زیبا دلربایی میکند و چشم به تماشا نشسته .
ورده
@vardeahmar
وردة حمراء🥀
بزرگ پدرم ... پدر بزرگ جانم ... رویاهای بچهگیم میان چروکهای دستت پیله بسته، آن دمهای که دستان کوچکم را در دستان پر از محبتت قفل میکردی و کوچه پس کوچههای روستا را با هم می پایدیم. هنوز پندهای حکیمانهات در گوشم می پیچد و یا کودک بس شوخ درونت که در صورت…
همه دلتنگ عطر نفس های تون ...
آب چشمه تا با آب وضو یت گواراتر شود ، و گرمایه سجده هایت یخِ سجاده یه سنگیت را وا کند ...
و آوایِ خوشِ اذکار ورد زبانت خستگیه این خاک را بتکاند ...
و صدای تسبیح سبزه ها ، وجد نسیم را بر افروزد که مدتهاست ازچشمش افتاده اند ...
امروز پا جای قدم های تو گذاشتم ، تا منم نقشه ی سیرِِ رو به غایت را از رو طومار تو بخوانم ...
و شاید کمی از دلتنگیه چشمه و سجاده ت کم شود ...
و دلم من نیز روبه قاموس او کند ...
ورده
@vardeahmar
آب چشمه تا با آب وضو یت گواراتر شود ، و گرمایه سجده هایت یخِ سجاده یه سنگیت را وا کند ...
و آوایِ خوشِ اذکار ورد زبانت خستگیه این خاک را بتکاند ...
و صدای تسبیح سبزه ها ، وجد نسیم را بر افروزد که مدتهاست ازچشمش افتاده اند ...
امروز پا جای قدم های تو گذاشتم ، تا منم نقشه ی سیرِِ رو به غایت را از رو طومار تو بخوانم ...
و شاید کمی از دلتنگیه چشمه و سجاده ت کم شود ...
و دلم من نیز روبه قاموس او کند ...
ورده
@vardeahmar
وقتی فارغ از هر همّ وغمی اخرین کلام دل شبم
بسمک اللهم اموت واحیاء ست
انگار روح وقلبم را به تو میسپارم ودیگر هیچ همّ وغمی نیست...
اسوده بخواب ....
ورده
بسمک اللهم اموت واحیاء ست
انگار روح وقلبم را به تو میسپارم ودیگر هیچ همّ وغمی نیست...
اسوده بخواب ....
ورده
از بدترین صدا ها صدای شکستنه قلبه که در سکوت اتفاق می افته ...
و پژواکش روحت را مدهوش میکنه ...
و پژواکش روحت را مدهوش میکنه ...