وردة حمراء🥀
1.51K subscribers
390 photos
27 videos
6 files
28 links
و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Download Telegram
🤍
ماه‌مان را به نیکوترین شیوه بدرقه کنیم‌
و کوله‌ش را با صلوات در شب جمعه بر سرورمان صلی الله علیه و سلم پر کنیم.

اللهم صل علی محمد و علی آل محمد 🤍
بهار از راه رسیده و بقچه سبزفام خود را روی تن زمین باز کرده است و چون منطقه‌ی ما منبع گیاهان خوشمزه بهاریست، امروز بعد از عصر به گندم‌زارهای اطراف رفتم.
در اولین قطعه‌ی زمین مقداری گیاه کندم‌ و با خودم گفتم زمین‌های بالایی گندمش خوشرنگ‌تر و بیشتر قد کشیده است، اگر آنجا بروم زودتر کوله‌ام را پر می‌کنم.
مسیر را با صلوات‌های آخرین جمعه رمضان غمگینانه با سبزه‌ها زمزمه می‌کردیم. شاید نیم ساعتی در چند زمین بالایی دور خودم چرخیدم، دریغ از حتی یک سبزی.
راه بازگشت را ناامیدانه با پاهای خسته برگشتم تا به همان گندم‌زار اول رسیدم.
خوب که دیدم، متوجه شدم اینجا پر است از همان گیاهی که من آن مسیر طولانی را برایش رفتم. ده دقیقه نکشید که پلاستیک سفیدم را تا نصفه پر کردم، اما دیر شده بود برای افطار و باید باز می‌گشتم.
میان گندم‌زار ایستادم و به زمین‌ها نگاه میکردم با خودم فکر کردم حال امروزم چقدر شبیه زندگیمان است؛ با چشم دوختن به دورها، خبرها و فرصت‌های نزدیک را جا می‌گذاریم.

همین است که ارزش آنچه در اختیارمان هست را نمی‌دانیم. نعمت‌ها از راه می‌رسند و ما کم می‌شماریم. چشم پرطمع و ظاهربین‌مان دنبال دوردست‌ هاست، همانی که با روی فریبنده‌اش ما را از آنچه که داریم غافل کرده و به سمت خود می‌خواند.
درحالی که آنچه ما دنبالش می‌گردیم همین‌ جا کنار ماست و نمی‌بینیم.
زمانی برمیگردیم که پاهایمان خسته و کوله‌‌بارمان خالیست و بدتر از همه دیگر زمانی هم نداریم.

#روزنوشت
حساسیت و مراقبه‌های یک زن را بعد خانه‌تکانی از خانه‌اش دیده‌ای؟!
مراقبت ما بعدِ رمضان از کلبه دل، باید چیزی شبیه این باشد.

قلب صیقل داده‌ات حیف است باز زنگار گناه تاریکش کند.
دقت کردید در هر مناسبتی که اندکی بوی دین بدهد سریع مجازی را با تبلیغ کمک به فقرا پر میکنند.
به فضل الله متعال من امسال در مسجدی کوچک فعالیت داشتم و از نزدیک شاهد برنامه‌ها بودم.
هر روز در مجلس ختم زنانه مسجد سجاده‌ایی برای کمک پهن میشد و حتی یک از قانون‌های ختم این بود گوشی هر کس با صدای بلند وسط ختم زنگ بخورد پنجاه هزار جریمه دارد یعنی حتی قانون حلقه برای جمع‌شدن مبلغ بیشتر برنامه‌ریزی شده بود.
در طول این سی روز فقط در مسجد زنانه ۱۰۰ میلیون برای تعویض فرش‌های کهنه مسجد و بالغ بر ۱۰۰ میلیون برای فقرا جمع‌آوری شد توسط یکی از خواهران عزیزمان.
همچنین ده‌ها بسته مواد غذایی توزیع شده و همین خانم‌های حلقه ما شب ۲۷ رمضان فقط در مسجد زنان ۶۰۰ نفر را سحری دادند.
و اما گروه صدقه مجازی ما که توسط خواهران عزیزمان اداره میشود فقط در طول این ماه آمار اینگونه بوده
جدا از شش خانواده تحت پوشش هر ماهه
خرید یخچال دو قلو برای خانواده نیازمند
آب سرد‌کن برای کلاس
توزیع ۷۷۰ پرس غذا برای افطار نیازمندان در شب ۲۷ رمضان
توزیع ۲۰۰ بسته مواد غذایی
۲۰۰ بسته گوشت
کمک به بیمار سرطانی، عمل چشم یک نیازمند
و چندین فعالیت دیگر...

#موقت
وردة حمراء🥀
دقت کردید در هر مناسبتی که اندکی بوی دین بدهد سریع مجازی را با تبلیغ کمک به فقرا پر میکنند. به فضل الله متعال من امسال در مسجدی کوچک فعالیت داشتم و از نزدیک شاهد برنامه‌ها بودم. هر روز در مجلس ختم زنانه مسجد سجاده‌ایی برای کمک پهن میشد و حتی یک از قانون‌های…
مجدداً تاکید میکنم این گوشه‌ایی از فعالیت فقط دوستان ما بوده که من به یاد دارم.
دیگر بماند خیریه‌ها و مسجدهای سطح شهر حالا تصور کنید در سراسر مسجد و خیریه‌های بلاد مسلمین چخبر بوده!!!
ملحدین کجا بودند؟! لابد داشتند متن استوری برا عید قربان می‌نوشتند با مضمون تشویق برای درخت کاری...
راستی خانم‌های عزیز فمینیست شما چخبر!!! اهان لابد در حال رزرو نوبته تا این هفته ناخن‌هاشو طرح سبزه‌ی سیزده‌بدر بده باشه شما مشغول باش.

حیفم میاد وقتتون رو بگیریم وگرنه
آمار آجیل شب یلدا اونم فقط برا پزدادن و قیمت خرس‌های والنتاین و ترقه‌های چهارشنبه سوری و صدمات جبران‌ناپذیریش رو مینوشتم، هنوز سیزده‌بدرم مونده طبیعت رو به گند بکشن و با بوی جوجه و کبابشون حسرت به دل فقرا بذارن.

راست میگن دیگه اسلام دین ضد انسانیت است😊
پول مناسبت‌هاشو بدن فقرا بهتره.
ام‌درداء رضی‌الله‌عنها فرمودند:
دنیا نسبت به قلب از هاروت و ماروت ساحر‌تر است و هیچ بنده‌ایی دنیا را بر آخرت ترجیح نمی‌دهد مگر اینکه دنیا او را خوار می‌سازد.
برای همه‌ی ما پیش آمده که با وجود تلاش‌های بسیار و تامل‌های مومنانه گشایش حاصل نمی‌شود. با آنکه اسباب را چاشنی توکل‌ها کردیم، باز انگار قسمت بعضی گره‌ها تا ابد کور ماندن است.
سلاح دعا را محکم در دستمان گرفتیم و در تمام لحظات اجابت عاجزانه و با چشمانی تر در سجده‌های طولانی تمنایش کردیم، اما نور استجابت نتابید و رویاهای بافته شده‌ی شب‌مان در روزی طوفانی پنبه شد.
آنچه در این مواقع همیشه قلبم را آرام میکند و با تمام وجود باورش دارم؛ ایمان است. مشعلی نورین که در تمام تاریکی‌ها نجات‌بخش است.

ایمان به پروردگاری حکیم و علیم که برنامه‌ریزی زندگیمان را با نهایت دقت و ظرافت پیش می‌برد. لطیفی که با ریزبینی خود چیزی می‌داند که در ذهن کوچک و حساب و کتاب بندگی ما نمی‌گنجد. او حساب روزهایی را دارد که ما نمی‌بینیم پس دل آسوده‌دار که او نهایت عدل‌ است و هیچ ظلمی در تدبیراتش راه ندارد و به زودی رحمت جبرانش از راه میرسد.
چه خوب است ایمان به قدری که مهربانترین و کار‌ درست‌ترین آن را چیده‌ است و این برای قلب‌، نوری امیدبخش است قبل از آنکه حسرت نشدن‌ها ما را به ویرانی تاریکی‌ها بکشاند.

الحمدلله علی کل حال...
ورده
#روزنوشت
امروز یه حرف جالب شنیدم.
میگفت اونی که ادعا می‌کنه بخاطر اخلاق فلان حاجی و ملا نماز رو ترک کردم چون اونا نماز خونن
پس چرا کباب خوردن را ترک نمیکنی اونا کباب خورم هستن😅
وردة حمراء🥀
Voice message
خوشبحال باران
صدایش که در زمین می‌پیچد
انگار نور می‌تابد بر این حوالی
دست مهربانش نوازش میکند
پرنده‌ی سربرگریبانِ روی شاخه را
با خود می‌شوید و می‌برد غبار غمگین روی شیشه را...
باران که می‌آید
شکوفه و سبزه جشن می‌گیرند
کوه‌ بغل وا کرده
و دشت‌ سفره پهن می‌کند
زیباترین راز زمین باران است
که وعده‌گاه دیدار او با آسمان است
خوشبحال باران
او که می‌اید
همه را هم آوای خود میکند...

ورده
اشتباه نکن آزادی به معنای رهایی نیست.
دارند واژه‌ها را بسیار بد برایمان معنا می‌کنند.
پیروزی وسیع‌تر از آنچه بود که می‌پنداشتیم، آنطور که گاهی ممکن است حتی بدون کشیدن یک شمشیر و ریختن قطره خونی روی دهد؛
مثل پیروزی یاران موسی علیه السلام که با آسودگی شکست دشمن را با غرق شدنشان نظاره کردند. راهی در بیراهی باز شد و سپاهی به یکباره در ناتوانی مطلق‌شان نیست گشت.

یا شاید پیروزی برای قومی در میانه راه باشد؛ نصف راه دست خالی برگشتن(صلح حدیبیه) اما، از دور ندای فتح القریب آمد و مژده روشنایی فرداها را آورد.

و حتی شاید پیروزی بدون ماندن و نفس کشیدن حتی یک نفر باشد. فکرش را بکن، پیروزی را با خودت ببری و چیزی از تو باقی نماند. ماجرای اصحاب الاخدود را که به یاد داری کسی از آنها نماند و باز پیروزی آنها فوز الکبیر خوانده شد.

و تو نمیدانی رنگ هر پیروزی چگونه است، اما باز باید بجنگی و پیروزی خواهد آمد...
ورده

#غزه
#یادآوری
برای بدست آوردن هر خیری حریص باش هرچند از چشمت کوچک باشد، چراکه تو نمیدانی چه چیز سبب نجات می‌شود.
#یادآوری
شب که آید با آن تاریکی اغواگرش
ماه با سکوت دلبرانه‌اش به زمین چشم می‌دوزد
و نسیمی که خنکی را برای جان تب‌دارش می‌آورد
او به رسم هر شب، پشت پنجره به دیدار می‌آمد
شب برای او وطن بود
اویی که خسته از غربت روز آمده بود...

🖊ورده
و استغفار چاره‌ی آن دلهره‌های آنیست
که همچون مهمانی ناخواسته بر قلبت وارد میشود.🤍
کاش میشد بوی باران رو هم به اشتراک گذاشت.
بوی باران از دیوار کاه‌گِلی خانه پدربزرگ...
امروز همه از خستگی‌ و دست شوم ناامیدی‌ها بر دامان آرزوهایشان حرف زدند. تاجایی که گاهی از ترسِ خیالیِ دوری و سختی، به مقصد نرسیده، باز می‌گردند.
دوستِ من به قدمی که به‌سوی خدا برداشته‌ای دلت روشن باشد و با مداومت و سعی و تلاشی که چاشنی اخلاص و اراده آن را زیباتر کرده سایه‌ی سیاه غفلت و ناامیدی را از روی نیتت بردار.
نگران فرداها نباش کافیست تو نایستی و ادامه دهی حتی با پاهای خسته و وسوسه‌های ناامیدکننده.
دلت را آرام بدار که او یاریگر است و یاری او برای در مسیران نزدیک است.
شک نکن راه روشن‌تر می‌شود کافیست مراقب آن شوق شیرین قلبت باشی.
مسیر که پیداست قدم‌بردار
امروزت را پیش ببر نگران فردا نباش به قول آن دوست: «خودِ راه گویدت چگونه رفتن».

#روزنوشت
مگر می‌شود با چیزی غیر ایمان سختی‌ها را دوام آورد...
هرگز...