وردة حمراء🥀
1.53K subscribers
390 photos
27 videos
6 files
28 links
و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(أعوذ بكلمات الله التامات من شر ما خلق)

نمیدانم این آسودگی چیست ، هر بار خود را به امان امن تو سپردن ...
پری روز رفتم روستا این نردبان گوشه حیاط بود ، اصلا فک نمیکردم قراراست اینجا ازش حرفی به میان بیاد اما برام یاد آور خاطره های شیرین است ازش عکس گرفتم که داشته باشم
و الان ازش نوشتم و‌خواهم نوشت یادم آمد ازش عکس دارم ...
چ تصادف زیبایی ...
زیاد بزرگ نیستی اما در نظرم یک شاه راهی

ورده
ز غوغای جهان فارغ ...
🌷🌷🌷
هر احساسی پیامی برای ما دارد:

افسردگی پیامی دارد و می گوید:
سبک زندگیم خوب نیست و راکد بودن را باید رها کنم و به جای حس بیهوده بودن حس مفید بودن را تقویت کنم.

اضطراب پیامی دارد و می گوید:
خودم را بیش از حد درگیر مسائلی کرده ام که ارتباطی به من ندارند.

استرس پیامی دارد و می گوید:
روی مسائل زندگیم تسلط ندارم و باید مهارت هایم را افزایش دهم و نیاز به مرتب تر کردن زندگیم دارم.

کمبود اعتماد به نفس پیامی دارد و می گوید: من به وعده هایی که به خودم می دهم عمل نمیکنم  و دیگه نمیتوانم روی خودم حساب کنم.

زود رنجی برای من پیامی دارد و برای میگوید: دچار خودبزرگ بینی هستم و کوچکترین مخالفتی را برنمی تابم چرا که تصور میکنم هرآنچه که می پندارم بی شک درست است.

در واقع تمام احساس های منفی در باطن خود پیامی دارند و اشاره به نقطه ضعفی از ما میکنند!

به جای فرار، انکار یا از بین بردن این احساسات منفی، به مفهوم و معنای پیامی که برای ما دارند توجه کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وردة حمراء🥀
🌸 Sticker
چن وقت پیش با جمعی از دوستان نشسته بودیم ، در مورد وجود مبارک و اصحاب گران قدرتان سخن می راندیم ،
حرف آن شد اگر ما از اصحاب بودیم چ میشد چه نعمتی چه موهبتی ...
یک آن بغضی بر قلبم چنگ انداخت گفتم توانش را ندارم اگر از اصحاب بودم و قرار بود مرگ نبی را ببینم ، هر بار که اخرین کلامتان را با معاذ به یاد می آورم که شاید باری دیگر مرا نبینی ، قلب معاذ چگونه از جا کنده نشد چ سختی را بعد شما متحمل شدن ، قدمهایشان چگونه کوچه های مدینه را می پیمود شبهایشان چگونه صبح میشد چ سیلِ بغضی در گلویشان روانه میشد ، حالا ما چنین است از نبود شما .
تنها روزنه امیدمان صلوات هایست که ما را به دیدارتان برساند.
اللهم صل علی محمد و علی ال محمد


ورده
وردة حمراء🥀
اللهم بلغنا رمضان 🤲🌸
انگار همین دیروز بود دلم در تمنایت بود
و الان به الوداعت رسیدیم ...
چ زود دیر میشود ...
_ باهام حرف بزن
+ نمیدونم چرا حرفم نمیاد
_ سکوت کن . به سکوتت گوش میدم

بودن نابت را سپاس

ورده
دنیا برتو چیره نخواهد شد...مادامی ک الله درقلبته
Channel photo updated
بیچاره خورشید هر دم میسوزد تا به چشم یار بیاید ...
اما باز ماه محبوب همه ست با آنکه خود نوری ندارد ...
ورده
در پی خاموش کردن صدایت
با نفس‌های اللهم لبیک چه می‌کنید؟

در پی بریدن سر هایت
با قلب‌های مملو از ایمان چه می‌کنید ؟

در پی به تن کردن لباس عزایت
با آن همه روحِ در کفن بهشت چه می‌کنید ؟

در پی قتل شباب مایید
با آن همه طفل در گهواره چه می‌کنید؟

در پی شکستن شاخه‌اید
با ریشه‌های در خاک چه می‌کنید ؟

🖊ورده
وردة حمراء🥀
۱۷ رمضانی دیگر در راهست ... منتظر بدر های آینده باشید ...
امروز ۱۷ ام رمضان است. روزی تاریخی، روز جنگ بدر...
جنگ بدر در ۱۷ رمضان سال دوم هجری (۱۳ مارس سال ۶۲۴م) میان مسلمانان به رهبری پیامبر صلی الله علیه وسلم و قریش و هم پیمانانش به رهبری عمرو بن هشام المخزومي القرشي رخ داد.
نبرد بدر به عنوان اولین رویارویی مستقیم میان مسلمانان و کفار قلمداد می‌شود.
نام بدر از مکان وقوع جنگ که مابین مکه و مدینه است، گرفته شده است.
سپاه مسلمانان از ۳۱۴ جنگاور و ۲ اسب و ۷۰ شتر تشکیل شده بود.
سپاه کفار از ۱۰۰۰ جنگاور و ۲۰۰ اسب تشکیل شده بود.
در نهایت این جنگ با پیروزی مسلمانان به پایان رسید.
صبر بگیر ...
به مانندِ روزه ات که به پایان می رسانی چون مطمئنی مغرب اذان است .
و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر...

امام فخر رازی می فرمایند: (آیه ی کریمه دلیل بر آن است که حق امری است سنگین که رنج ها و محنت ها با آن ملازم و همراهند. از این جهت خداوند آن را به سفارش یک دیگر به صبر پیوسته گردانید.)
یانبی جان جانان....

قلمم گران شده و به جای حِبر عرقی شرماگین از آن می چکد ،هیاهوی از جملات که در سرزمین افکارم برای حضور در قاب نگاهتان با هم در نبردند را چگونه بنویسم.


از سِرِّشب اسراء ی که راویش روح القدوس بود چگونه گره باز کنم .
از حرای تاریک چه بنویسم آن دم که ماوای تان بود به وقتِ نشستن آیات بر کرسیه قلبتان .
یا نبی ناله و فغان قلبمان از دوریتان بسان آن تنه ی درخت خرمای محرابتان است که آغوش پر مهرتان را می طلبد .


بدانید که در سجده های خلوت گه ، با زبانی عاجز آخرین بیت شاهنامه ی بندگیم صلوات بر روح شماست تا که نظر محبوب شفاعتتان را شامل حالم کرده و سبب نامه به یمین گرفتنم.
با قلبی خون آلود می نویسم حلالمان کن یانبی، همه ی هم وغم شما امتی بود که امروز در رکاب شما نمی تازد.


ورده
#نبی
@vardeahmar