کو پيک صبح تا گلههای شب فراق
با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم
اين جان عاريت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببينم و تسليم وی کنم
با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم
اين جان عاريت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببينم و تسليم وی کنم
❤2
به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه میدارم
به جز خیالِ جمالت، نمینماید باز
بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ
به بویِ گُلبُنِ وصلِ تو میسُراید باز
به جز خیالِ جمالت، نمینماید باز
بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ
به بویِ گُلبُنِ وصلِ تو میسُراید باز
❤3
Forwarded from کانال حامیان استاد بهروز رضوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
شاعر: حسین منزوی
صدا : بهـــروز رضــوی
ای خون اصلیت به شتک ها ز غدیـــران
افشانده شرف ها به بلنــدای دلیـــــران
جـاری شده از کرب و بلا آمــده آنگــــاه
آمیختــه با خون سیــــاووش در ایـــــران
تو اختـــر سرخی که به انگیزه ی تکثیر
ترکیــد بر آیینه ی خورشیـــد ضمیــــران
ای جوهـــر سـرداری سرهای بــریـــــده
وی اصل نمیــــرندگــــی نســل نمیـــران
خرگاه تو می سوخت در اندیشه ی تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشه ی شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکـب
نظــــم تو پراکنـــــده و اردوی تو ویــــــران
و آن روز که با بیـــرقــی از یک سر بی تن
تا شام شـــدی قافلـــه سالار اسیــــران
تا باغ شقــــایــــق بشوند و بشکـــوفنــــد
باید کـــه ز خـــــون تو بنوشنـــد کویـــــران
تا اندکـــــی از حـــــق سخن را بگزارنــــد
بایــــد کــه ز خونــت بنگـــارند دبیـــــــران
حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکه گیـــــران...
@razavi_behrooz
@Hamidjafarinezhad1356
کانال رسمی بهروز رضوی
👇👇👇👇👇
https://t.me/razavi_behrooz
شاعر: حسین منزوی
صدا : بهـــروز رضــوی
ای خون اصلیت به شتک ها ز غدیـــران
افشانده شرف ها به بلنــدای دلیـــــران
جـاری شده از کرب و بلا آمــده آنگــــاه
آمیختــه با خون سیــــاووش در ایـــــران
تو اختـــر سرخی که به انگیزه ی تکثیر
ترکیــد بر آیینه ی خورشیـــد ضمیــــران
ای جوهـــر سـرداری سرهای بــریـــــده
وی اصل نمیــــرندگــــی نســل نمیـــران
خرگاه تو می سوخت در اندیشه ی تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشه ی شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکـب
نظــــم تو پراکنـــــده و اردوی تو ویــــــران
و آن روز که با بیـــرقــی از یک سر بی تن
تا شام شـــدی قافلـــه سالار اسیــــران
تا باغ شقــــایــــق بشوند و بشکـــوفنــــد
باید کـــه ز خـــــون تو بنوشنـــد کویـــــران
تا اندکـــــی از حـــــق سخن را بگزارنــــد
بایــــد کــه ز خونــت بنگـــارند دبیـــــــران
حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکه گیـــــران...
@razavi_behrooz
@Hamidjafarinezhad1356
کانال رسمی بهروز رضوی
👇👇👇👇👇
https://t.me/razavi_behrooz
❤5
آنجا که زلف تست همه یکسره شب است
وانجا که روی تست همه یکسر آفتاب
انوری
وانجا که روی تست همه یکسر آفتاب
انوری
❤3
حافظ گمشده را با غمت ای جان عزیز
اتحادی است که در عهد قدیم افتاده است
اتحادی است که در عهد قدیم افتاده است
❤🔥2
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
فاضل نظری
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
فاضل نظری
❤2
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد
گفتم مگر به گريه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغ دل بیقرار من
سودای دام عاشقی از سر به درنکرد
حافظ
ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد
گفتم مگر به گريه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغ دل بیقرار من
سودای دام عاشقی از سر به درنکرد
حافظ
❤4
از بُنِ هر مژهام آب روان است بیا
اگرت میلِ لبِ جوی و تماشا باشد
حافظ
اگرت میلِ لبِ جوی و تماشا باشد
حافظ
❤🔥3
Usual suspect's notes
لبِ جوی
بنشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین
کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس
کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس
❤4🔥1
Usual suspect's notes
بنشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟ دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس
ظلمت، حجاب نور تجلی نمی شود
شام فراق، صبح وصال است پیش ما
از سرنوشت صفحه ننوشته آگهیم
رخسار ساده پر خط و خال است پیش ما
صائب
شام فراق، صبح وصال است پیش ما
از سرنوشت صفحه ننوشته آگهیم
رخسار ساده پر خط و خال است پیش ما
صائب
هرکس به «کیمیای سعادت» رسید گفت
با دوست هر دقیقۀ عالم غنیمت است
القصه عیش هیچ شرابی مدام نیست
جز دوستی که خاطرهاش هم غنیمت است
فاضل نظری
با دوست هر دقیقۀ عالم غنیمت است
القصه عیش هیچ شرابی مدام نیست
جز دوستی که خاطرهاش هم غنیمت است
فاضل نظری
❤3🔥2
میکشم سر، هرچه میریزد به جامم دست دوست
کی در این میخانه میافتم ز پا معلوم نیست
برگ دست شاخه را وقتی رها میکرد گفت:
باد با خود میبرد ما را، کجا؟ معلوم نیست
با طبیبان رنج ما را بازگوکردن خطاست
جای زخم عشق بر دلهای ما معلوم نیست
فاضل نظری
کی در این میخانه میافتم ز پا معلوم نیست
برگ دست شاخه را وقتی رها میکرد گفت:
باد با خود میبرد ما را، کجا؟ معلوم نیست
با طبیبان رنج ما را بازگوکردن خطاست
جای زخم عشق بر دلهای ما معلوم نیست
فاضل نظری
❤4
۳۰ تا شدیم🎇
ساقی بيا که هاتف غيبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا میفرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خير توست
بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت
ساقی بيا که هاتف غيبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا میفرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خير توست
بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت
🔥5❤1
اینم فال امروز من :
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و ديگر نمیکنم
باغ بهشت و سايه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم
تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است
گفتم کنايتی و مکرر نمیکنم
حافظ
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و ديگر نمیکنم
باغ بهشت و سايه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم
تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است
گفتم کنايتی و مکرر نمیکنم
حافظ
❤3🔥1
Usual suspect's notes
اینم فال امروز من : من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و ديگر نمیکنم باغ بهشت و سايه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمیکنم تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است گفتم کنايتی و مکرر نمیکنم حافظ
مه با جمال یار برابر نمیکنم
صد بار کرده ام من و دیگر نمیکنم
علی اشتری
صد بار کرده ام من و دیگر نمیکنم
علی اشتری
❤3
مهمان توام چند صباحی دگر ای عمر!
اینقدر میازار من سوختهجان را
گر نیست به جز خون جگر مزد من از عشق
بر شانه چرا میکشم این بار گران را
تا من شوم آسوده و خشنود شود یار
با من بزن ای مرگ! به تیری دو نشان را
فاضل نظری
اینقدر میازار من سوختهجان را
گر نیست به جز خون جگر مزد من از عشق
بر شانه چرا میکشم این بار گران را
تا من شوم آسوده و خشنود شود یار
با من بزن ای مرگ! به تیری دو نشان را
فاضل نظری
❤2😢1