Unsent Message
37 subscribers
13 photos
10 videos
4 links
(پیام‌هایی که هیچوقت ارسال نشدند..)


https://t.me/BitChatsBot?start=sec-bbgffdhhfe
: ناشناس
Download Telegram
چیزهای زیادی هست که باید از آن‌ها بگویم تا سینه‌ام کمتر فشرده شود
اما انگار حرف زدن را از یاد برده‌ام.
1
خانه‌ی سوخته را آتش میزد
گویی میخواست خاطراتش دوباره شعله‌ور شود..
1💔1
گاهی پشت اون آدم همیشه مرتب و همیشه‌درحال‌تلاش..
یه بچه‌ی خسته‌ ایستاده که فقط می‌ترسه کسی ازش ناامید بشه:)
1💔1
حتی آن کودک کوچک هم داشت کم‌کم امیدش را از دست میداد ولی هنوز هم دلش با رسیدن بود
با آن روز هایی که فکر میکرد حداقل پیش خودش حرفی برای گفتن دارد..
1💔1
و آیا تو به این فکر افتاده بودی که روزی برای چیز های ساده و کوچکی که الان از آن محرومی هم غمگین‌شوی؟
2💔1
مگر فایده‌ای هم دارد به درخت هیزم شده بگویی باغبان پشیمان است؟
💔1
روزی خواهی فهمید بزرگ شدی، که با چشم هایی که از گریه تار می‌دید به انجام دادن کار هایت ادامه می‌دهی.
1
خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفته‌ام
اما با هر تلنگر دوباره مثل قبل برایم پر رنگ می‌شود..
1
آرامم مثل درختی که پاییز همه‌ی برگ هایش را با خود برده..
2
پشت آن‌همه سکوت، جنگی بود که هر روز از آن بازنده بیرون می‌آمد.
1
زمان درمانگر خوبی برایم نبود
زخمی که مرا به گریه انداخت، اکنون درد میکند..
1💔1
به این فکر میکرد که درد، تنها راه ارتباطش با دنیایی‌ست که دیگر وجود ندارد..
1💔1
تو شجاع بودی
در جنگ هایی که دیگران ندیدند.
2
این نیز نَهم بر سر غم های دگر.‌.
1
و ای کاش گذر کنیم و راهمان به آن چیزی که انتظارش را می‌کشیم برخورد کند.
2
رنجِ آدم تا جایی درد آوره که حسش میکنی
از یجایی به بعد میشه مثل اعضای‌بدنت.
2💔1
و انگار دیگر نفسی نمانده برای بالا آمدن
اشکی نمانده برای باریدن
جانی نمانده برای زنده بودن
حرفی نمانده برای گفتن
1💔1
آخر می‌دانی؟ او دیگر هیچ‌چیز برایش باقی نمانده بود.
💔21
لبخند میزد تا چیزهایی را مخفی کند
آخر مگر ندیدی جای زخم میخ بر دیوار را با تابلو های زیبا میپوشانند؟
1👍1
میگویند هرچه در پی اش بدوی از تو میگریزد، آرام که بگیری می آید
ولی، گاهی هم نمی‌آید
فقط تو آرام گرفته‌ای..
1