چیزهای زیادی هست که باید از آنها بگویم تا سینهام کمتر فشرده شود
اما انگار حرف زدن را از یاد بردهام.
اما انگار حرف زدن را از یاد بردهام.
❤1
گاهی پشت اون آدم همیشه مرتب و همیشهدرحالتلاش..
یه بچهی خسته ایستاده که فقط میترسه کسی ازش ناامید بشه:)
یه بچهی خسته ایستاده که فقط میترسه کسی ازش ناامید بشه:)
❤1💔1
حتی آن کودک کوچک هم داشت کمکم امیدش را از دست میداد ولی هنوز هم دلش با رسیدن بود
با آن روز هایی که فکر میکرد حداقل پیش خودش حرفی برای گفتن دارد..
با آن روز هایی که فکر میکرد حداقل پیش خودش حرفی برای گفتن دارد..
❤1💔1
و آیا تو به این فکر افتاده بودی که روزی برای چیز های ساده و کوچکی که الان از آن محرومی هم غمگینشوی؟
❤2💔1
روزی خواهی فهمید بزرگ شدی، که با چشم هایی که از گریه تار میدید به انجام دادن کار هایت ادامه میدهی.
❤1
خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفتهام
اما با هر تلنگر دوباره مثل قبل برایم پر رنگ میشود..
اما با هر تلنگر دوباره مثل قبل برایم پر رنگ میشود..
❤1
زمان درمانگر خوبی برایم نبود
زخمی که مرا به گریه انداخت، اکنون درد میکند..
زخمی که مرا به گریه انداخت، اکنون درد میکند..
❤1💔1
به این فکر میکرد که درد، تنها راه ارتباطش با دنیاییست که دیگر وجود ندارد..
❤1💔1
رنجِ آدم تا جایی درد آوره که حسش میکنی
از یجایی به بعد میشه مثل اعضایبدنت.
از یجایی به بعد میشه مثل اعضایبدنت.
❤2💔1
و انگار دیگر نفسی نمانده برای بالا آمدن
اشکی نمانده برای باریدن
جانی نمانده برای زنده بودن
حرفی نمانده برای گفتن
اشکی نمانده برای باریدن
جانی نمانده برای زنده بودن
حرفی نمانده برای گفتن
❤1💔1
لبخند میزد تا چیزهایی را مخفی کند
آخر مگر ندیدی جای زخم میخ بر دیوار را با تابلو های زیبا میپوشانند؟
آخر مگر ندیدی جای زخم میخ بر دیوار را با تابلو های زیبا میپوشانند؟
❤1👍1
میگویند هرچه در پی اش بدوی از تو میگریزد، آرام که بگیری می آید
ولی، گاهی هم نمیآید
فقط تو آرام گرفتهای..
ولی، گاهی هم نمیآید
فقط تو آرام گرفتهای..
❤1