Forwarded from Hαмιd ѕαlιмι
شب بخیر مردم همیشه متهم که ته حرف سلبریتی و سیاستمدار همینه که مردم اشتباه میکنن. شب بخیر مردمی که زندگی ازشون دریغ شد ولی جوری باهاشون رفتار شد که انگار این لطف بوده. شب بخیر مردم قشنگ عصبانی. شب بخیر مردمی که اگه خطا هم کردین، تاوانش رو دادین و کم نیاوردین. شب بخیر مردم خستهی بیآغوش، مردم زیبا، مردم ترسناک، مردم گرفتار دشت مشوش.
شب بخیر 🖤🖤
شب بخیر 🖤🖤
❤5
گاهی اتفاق کوچکی میافتد و اولین فکرم این است که اگر بودی، حتماً برایت تعریفش میکردم. نه چون اتفاق مهمی است؛ فقط چون همیشه دلم میخواست تو شنوندهی روزهای معمولی من باشی. از همان روزهایی که هیچکس فکر نمیکند ارزش تعریف کردن دارند، اما آخرش همینها میشوند زندگی.
💔3🕊1
میو میو
توسکای من...🌼✨ شاید الان هیچ چیز آنطور که میخواستی پیش نرفته باشد. شاید بعضی آدمها رفته باشند، بعضی رویاها نیمهکاره مانده باشند و بعضی زخمها هنوز گاهی خودشان را یادآوری کنند. اما من باور دارم که زندگی مهربانتر از چیزی است که در سختترین روزها به نظر…
توسکای من... 💫
بعضی چیزها را نمیشود پشت سر گذاشت؛ فقط یاد میگیری آرامتر با آنها راه بروی. شبیه سایهای که دیگر در تاریکی نمیترساندت، اما هنوز کنارت قدم برمیدارد. این روزها بیشتر از همیشه به این فکر میکنم که آدم چقدر میتواند همزمان، هم چیزی را با تمام وجود حفظ کند و هم اجازه بدهد زندگی از کنارش عبور نکند. شاید بزرگ شدن، همین آشتیِ آرام با چیزهایی باشد که هیچوقت از ما جدا نمیشوند. دیگر دنبال جواب هیچ سؤالی نیستم. بعضی سؤالها، اگر بیپاسخ بمانند، زیباترند. مثل پنجرهای که همیشه رو به آسمان باز میماند، بیآنکه کسی بداند قرار است چه نوری از آن عبور کند. من هنوز همان آدمم توسکا؛ فقط یاد گرفتهام میان این همه سکوت، صدای زندگی را هم بشنوم. هنوز بعضی شبها طولانیاند، هنوز بعضی خاطرهها بیاجازه از کنارم رد میشوند، اما دیگر هیچکدام توان خاموش کردن چراغی را که دوباره درونم روشن شده، ندارند. توسکا... تو را نه میان گذشته جا گذاشتهام و نه در آینده دنبالت میگردم. حضورت، شبیه عطریست که از یک فصل قدیمی روی لباس آدم مانده باشد؛ نه دیده میشود، نه میشود انکارش کرد، و شاید همین، زیباترین شکلِ ماندن باشد. 🤍
بعضی چیزها را نمیشود پشت سر گذاشت؛ فقط یاد میگیری آرامتر با آنها راه بروی. شبیه سایهای که دیگر در تاریکی نمیترساندت، اما هنوز کنارت قدم برمیدارد. این روزها بیشتر از همیشه به این فکر میکنم که آدم چقدر میتواند همزمان، هم چیزی را با تمام وجود حفظ کند و هم اجازه بدهد زندگی از کنارش عبور نکند. شاید بزرگ شدن، همین آشتیِ آرام با چیزهایی باشد که هیچوقت از ما جدا نمیشوند. دیگر دنبال جواب هیچ سؤالی نیستم. بعضی سؤالها، اگر بیپاسخ بمانند، زیباترند. مثل پنجرهای که همیشه رو به آسمان باز میماند، بیآنکه کسی بداند قرار است چه نوری از آن عبور کند. من هنوز همان آدمم توسکا؛ فقط یاد گرفتهام میان این همه سکوت، صدای زندگی را هم بشنوم. هنوز بعضی شبها طولانیاند، هنوز بعضی خاطرهها بیاجازه از کنارم رد میشوند، اما دیگر هیچکدام توان خاموش کردن چراغی را که دوباره درونم روشن شده، ندارند. توسکا... تو را نه میان گذشته جا گذاشتهام و نه در آینده دنبالت میگردم. حضورت، شبیه عطریست که از یک فصل قدیمی روی لباس آدم مانده باشد؛ نه دیده میشود، نه میشود انکارش کرد، و شاید همین، زیباترین شکلِ ماندن باشد. 🤍
❤3💔1🍓1
کلی سریال تو لیستم دارم که باید ببینم، ولی نمیتونم تصمیم بگیرم از کدومش شروع کنم پس به جاش یه سریال کصشرو استارت میزنم که قرار نبوده ببینمش🫶🏻
😱2🌚1🍾1
Forwarded from Hαмιd ѕαlιмι
❤3