Tadarok - تدارک کمونیستی
1.96K subscribers
2.22K photos
1.01K videos
131 files
2.03K links
کانال تلگرامی تدارک کمونیستی
تماس و ارسال اخبار و پیشنهادات به کانال:
@tadaarok
Download Telegram
اطلاعیه:
درنگ جایز نیست، علیه فاشیسم صهیونیستی صف بکشیم!‏
تدارک کمونیستی - واحد تهران مرکزی

وقایع روزهای گذشته‌ی دانشگاه‌های تهران و ظهور آشکار لمپنیسم سلطنتیِ جیره‌خوارِ صهیونیست‌ها زنگ خطری است که هیچ ‏دانشجویی که بویی از انسان‌دوستی برده باشد نمی‌تواند نسبت به آن بی تفاوت بماند. این لکه‌ی ننگ برای همیشه بر دامان نظامی ‏باقی خواهد ماند که با انقلاب فرهنگی‌اش کمونیست‌ها و چپ انقلابی را از عرصه‌ی دانشگاه‌ها تصفیه کرده و سرنوشت آموزش ‏عالی را به امثال زیباکلام سپرد.‏

با دهه‌ها خصوصی‌سازی آمورش و تبدیل آن به کالایی که طبقات محروم جامعه توان خرید آن را ندارند، بهترین دانشگاه‌های ‏کشور نیز به تصرف فرزندان طبقات مرفه‌ در آمدند. پرواضح است که قاطبه این فاشیست دانشجویان امروزی، فرزندان طبقات ‏مرفهی هستند که صندلی‌های دانشگاه‌ها را اشغال کرده‌ و فضای ادامه تحصیل را به روی توده‌ی کار و زحمت تنگ کرده‌اند. همان ‏کسانی که تا دیروز در مدارس سمپاد و غیرانتفاعی و تیزهوشان درس می‌خواندند و امروز به شریف و تهران و امیرکبیر و ‏خواجه نصیر سرازیر شده‌اند. اینک، همین تخم و ترکه‌ی مفتخورهای جامعه، همه‌ی تعارفات را کنار گذاشته‌اند و بدون هیچ‌گونه ‏سرخاب سفیداب روشنفکری در کسوت لمپن‌فاشیست‌های پهلوی‌چی زیر لوای شیر و خورشید به میدان آمده‌اند و نعره می‌زنند ‌‏«مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» و با گستاخی تمام پایان ۵۷ را اعلام می‌کنند: «داس،چکش،عمامه، ۵۷ تمامه».‏

رفقای عزیز! زمان زیادی در اختیار نداریم، آستین‌ها را بالا بزنید، دست‌ به کار شوید، این شما هستید که می‌توانید ویروس باطبی ‏و شریفی زارچی را که به سرعت در دانشگا‌ه‌ها در حال تکثیر است، خنثی کنید. سکوتتان را در مقابل این پیاده‌نظامان امپریالیسم ‏بشکنید، به میدان بیایید و در برابر این نخبگان بی‌مخ زمانه صف بکشید. ‏

آن دسته از اپوزیسیون و دانشجویانی هم که به زعم خودشان با «زن،زندگی،آزادی جمهوری ایرانی» و «نه سلطنت نه رهبری، ‏آزادی و برابری»، پهلوی را به مصاف طلبیده‌اند، نعل وارونه می‌زنند. این‌ها نیز ریشه در همان روشنفکران، اصلاح‌طلبان و ‏جناح‌هایی از اپوریسیونی دارند که چند دهه بر فضای فکری دانشگاه و نشر و مدیا و سینما مسلط بوده و تضاد طبقاتیِ درون جامعه ‏را زیر مفهوم ایدئولوژیک حق شهروندی و لیبرال دموکراسی خفه کرده‌اند. این‌ها از نسل همان دانشجویان لیبرال و چپ لیبرالی ‏هستند که خود از دل طبقه متوسط جامعه و از درون همان سیستم طبقاتی آموزش به دانشگاه راه یافته‌اند. و این جماعت همان نسل ‏زدی هستند که در ۴۰۱ با "سبزی پلو و ماهی ..."، و "نه این وری نه اون وری ..."، به تزریق آنارشیسم جنسی‌ به جامعه دست ‏زدند و زمینه را برای عروج همین فاشیستهای کنونی فراهم ‌کردند.‏

آنچه اکنون مسجل است این است که جمهوری اسلامی به میل خود حاضر به حتی یک گام عقب‌نشینی در برابر طبقه کارگر و ‏زحمتکشان نیست. این نظام حتی اندکی از منفعت کلان سرمایه‌داران کوتاه نمی‌آید. تاریخ ثابت کرده است که از چنین نظامی ‏نمی‌توان انتظار داشت که در برابر امپریالیسم و فاشیسم قد علم کند و آن‌ها را سرکوب نماید. این‌ها فرزندان خود همین نظام و ‏همین بورژوازی حاکمند که سر از این منجلاب درآورده‌اند. این جمهوری طی همه‌ی این سال‌ها با طبقاتی کردن آموزش و دادن ‏تریبون به امثال زیباکلام و فردوسی‌پور و صادق الحسینی و... و راه‌انداختن گالری مد و ... این فرزندان دلبند را در بطن خود ‏پرورش داده است. و اینک که فاشیسم و صهیونیسم در پرتو بحران‌های اقتصادی و جهانی دوباره رخ نمایان کرده و در ایران نیز ‏چهره کثیف خود را بیش از هرجای دیگری نشان داده است، این جمهوری نه تنها قادر به مقابله با آن نخواهد بود، بلکه به دلجویی ‏از آنها هم می‌پردازد و با افتخار اعلام می‌کند که برای هیچ کدام از دانشجویان پرونده انضباطی تشکیل نشده است. این همان ‏نظامی است که در سال ۵۹ دانشگاه‌ها را برای تصفیه دانشجویان کمونیست بست و هزاران از آنان را یا آواره کرد، یا به تیغ ‏سپرد.‏

اینجاست که باید پا به میدان گذاشت و با شکل‌دادن جریان‌ها و تشکل‌های ضدفاشیستی در برابر این صهیون‌- فاشیست‌ها ایستادگی ‏کرد. دم زدن از حق آزادی بیان برای دشمنان بشریت، یعنی چراغ سبز دادن به ناوهای جنگی آمریکایی. عوعوی این سگان ‏زنجیری امپریالیسم، دعوتنامه‌ای است برای بمب‌ها و اف ۳۵های ناتو. اکنون لحظه‌ی انتخاب است، دیگر نقد و افشا و تحلیل این ‏آکسیون فاشیستی در نشریه دانشجویی کفایت نمی‌کند. یا با تمام قدرت در برابر فاشیسم قرن حاضر می‌ایستیم، یا تاریخ تاریک‌ترین ‏صفحات خود را برایمان ورق خواهد زد.‏

مرگ بر فاشیسم
نابود باد سرمایه‌داری
نابود باد صهیونیسم
زنده باد سوسیالیسم

تدارک کمونیستی - واحد تهران مرکزی ‏
چهارم اسفند ۱۴۰۴
..حکم محکومی ما
بهر آزاد شدن ، در همۀ روی زمین
از چنین ظلم و شقا
چارۀ رنجبران، وحدت و تشکیلات است..»

(لاهوتی در شعر چارۀ رنجبران.. به مناسبت سالروز تولد لنين)



دفتر شعر جنگ آدميزاد با ديو
در سايت هنر و ادبيات تدارک کمونيستی
آمریکا هنوز به "اسرائیل بزرگ" ایمان دارد!
پتر آکوپوف، ریانووستی


یادداشت سردبیر:
مطلب حاضر نه فقط به علت بحث قابل توجه آن در رابطه اسرائیل با کشورهای عربی، بلکه همچنین به این دلیل صورت می‌گیرد که توسط یکی از ستون نویس های اصلی خبرگزاری دولتی ریانووستی روسیه نگارش یافته است. آنچه آکوپوف نسبت به اسرائیل اظهار می‌دارد آشکارا نشان دهنده آن است که از نظر او اسرائیل اکنون یک جزء لایتجزای استراتژی آمریکا تلقی می‌شود و نه دولتی که روسیه تاکنون در استراتژی خود نسبت بدان در صدد برقراری و حفظ نوعی توازن و رابطه دوستانه بود. به نظر می‌رسد که از نگاه آکوپوف – و بدون تردید بخش قابل توجهی از حاکمیت روسیه – اکنون برقراری چنین توازنی منوط به برقراری توازن با آمریکا باشد و نه با خود اسرائیل به عنوان واحدی مستقل. این تغییری است تعیین کننده در رابطه بین روسیه و اسرائیل. تغییری که آن را باید محصول سیر مداومی از تشدید تضادها چه در رابطه با اوکراین و چه در رابطه با ایران و خاورمیانه دانست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طرفداران حمله به ایران مدعی‌اند که هدف اصلی‌شان تأمین امنیت اسرائیل و خاورمیانه است؛ از طریق از میان برداشتن تهدید هولناک «محور رادیکال شیعی» به رهبری «ملاهای دیوانه‌ای که در پی بمب اتمی هستند». این استدلال را بنیامین نتانیاهو شخصاً دهه‌هاست مطرح می‌کند، اما هرگز نتوانسته کسی را جز بخشی از آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها قانع کند. ابزار تبلیغاتی «تهدید ایران» کارایی ندارد و حمله قریب‌الوقوع آمریکا تنها ترس و نگرانی همسایگان ایران را برمی‌انگیزد. نه فقط از پیامدهای حمله به جمهوری اسلامی، بلکه از این هراس که قربانی کردن ایران، دروازه بازآرایی کامل خاورمیانه را بگشاید. در راستای منافع آمریکا؟ نه، در راستای منافع اسرائیل، اما به دست آمریکایی‌ها — یا دقیق‌تر بگوییم، به دست به اصطلاح «مسیحیان صهیونیست» که از تأثیرگذارترین بخش‌های نخبگان آمریکایی به شمار می‌روند. برنامه این است که ابتدا ایران را حذف کنند و سپس به سراغ بقیه منطقه بروند؛ به گونه‌ای که «مرزهای کتاب‌مقدسی» مشهور برای اسرائیل تأمین شود.

اما آیا این «تبلیغات کثیف ضدسامی» نیست؟ مگر نه اینکه اسرائیل صرفاً در برابر تهدیدهای بی‌پایان «افراط‌گرایان مسلمان» از خود دفاع می‌کند؛ همان‌هایی که برای توجیه خود انواع افسانه‌ها درباره «توسعه‌طلبی یهود» می‌سازند؟ و تمام بمباران‌های لبنان، سوریه، یمن، و البته غزه و بیرون راندن فلسطینی‌ها از کرانه باختری — همه‌اش فقط «دفاع از خود» است؟

اما بیایید به سفیر آمریکا در اسرائیل، مایک هاکابی، گوش کنیم؛ مصاحبه‌اش با تاکر کارلسون موجی از خشم و بحران در خاورمیانه برپا کرد.

کارلسون که مخالف تجاوز به ایران است و نتانیاهو را به باد انتقاد می‌گیرد، از سفیر پرسید که آیا با مفهوم «اسرائیل بزرگ» موافق است؛ یعنی با این ایده که بر اساس کتاب پیدایش، خداوند به ابراهیم و نسل او سرزمین‌هایی از نیل تا فرات را بخشیده است. هاکابی پاسخ داد که «خوب بود اگر همه را می‌گرفتند.» او ادامه داد که این البته قطعه زمین بزرگی می‌شد، اما «آن‌ها نمی‌خواهند به عقب برگردند و همه آن را بگیرند؛ حداقل می‌خواهند همان زمینی را که اکنون در آن هستند، که به طور قانونی در آن زندگی می‌کنند و به طور قانونی مالک آنند، داشته باشند، و این برایشان پناهگاهی امن است تا از مردمشان حمایت کنند.»

هرچند هاکابی بعداً گفت که این یک اغراق بود، اما ماجرا به رسوایی بزرگی تبدیل شد: ۱۴ کشور مسلمان اظهارات سفیر آمریکا را که «کنترل بر سرزمین‌های دیگر کشورها را مشروع جلوه می‌داد» به شدت محکوم کردند. در بیانیه مشترک این کشورها به صراحت قید شد که سخنان سفیر با دیدگاه ترامپ و طرح او برای غزه در تضاد مستقیم است.

البته واشنگتن هرگز هاکابی را به خاطر این حرف‌ها توبیخ نکرد، چرا که شمار زیادی از انجیلی‌ها (شاخه‌ای از پروتستانتیسم) «مسیحیان صهیونیست» هستند و واقعاً بر این باورند که یهودیان حق دارند بر سرزمین‌های میان نیل و فرات تسلط داشته باشند. این یک اعتقاد دینی است؟ شاید، اما در ترکیب با قدرت نظامی آمریکا و حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل، به یکی از مهم‌ترین عوامل سیاست جهانی تبدیل می‌شود و دیگر صرفاً تعصب مذهبی نیست، بلکه یک مفهوم ژئوپلیتیک واقعی است....

آمریکا هنوز به "اسرائیل بزرگ" ایمان دارد!
کمونیست‌ها، جنگ و مبارزه طبقاتی – بیانیه در رابطه با تجاوز امپریالیستی بلوک صهیوفاشیسم جهانی

با جنگ ۹ اسفند سرانجام نقطه تعیین کننده‌ای که در آن سرنوشت جهان رقم خواهد خورد، روشن شد. به نظر می‌رسد همه آنچه در سالهای اخیر در فلسطین و اوکراین و تایوان و آفریقا و آمریکای لاتین واقع شده بود، اکنون در ایران به ایستگاه نهایی خود رسیده است. آنچه در ایران واقع می‌شود نه یک جنگ بر سر این یا آن امتیاز و بر سر این یا آن قطعه از خاک یا هر چیز دیگری از این نوع است. آنچه در جنگ خونین ائتلاف صهیوفاشیست اسرائیل و آمریکا در یک سو و جمهوری اسلامی ایران در سوی دیگر واقع می‌شود، پرده پایانی نمایشی است تاریخی که فرجام آن چیزی نخواهد بود کمتر از پایان یک عصر و آغاز دورانی نو در جهان. بیهوده نیست که در دو سوی این نبرد تاریخی دو عنصر تعیین کننده تاریخ معاصر قرار گرفته‌اند. در یک سو جامعه‌ای به جا مانده از تلاطمات آخرین انقلاب چپگرای قرن بیستم و پس‌لرزه های آن و در سوی دیگر عصاره انکشاف مناسبات چند صد ساله سرمایه داری از عصر روشنگری تا دوران انحطاط، از ولتر تا اپستین. بر خلاف تلقی رایج، این فقط جنگی وجودی برای ایران نیست. جنگی است وجودی برای هر دو طرف.

برای ایران این جنگی است وجودی از آن رو که نه فقط سرنوشت نظام سیاسی حاکم بر آن، جمهوری اسلامی، در این جنگ رقم می‌خورد، بلکه همچنین جغرافیای سیاسی و تاریخ چندهزارساله تمدنی کهن با تنوع نژادی، قومی، ملیتی و مذهبی آن می‌تواند در معرض نابودی قرار گیرد و سرانجام، جامعه به جا مانده از انقلاب ۵۷ که می‌تواند یک‌سره از صحنه روزگار محو شده و با مجمع الجزایری خونین از شبه جوامع پوسیده و منحط جایگزین شود. جامعه‌ای که علیرغم تمام ستم طبقاتی نظام سیاسی حاکم بر آن، علیرغم انحطاط گسترده طبقه متوسط غرب‌محورش، علیرغم فساد همه‌گیر الیگارشهای حاکمش قادر بود تاکنون از استقلال سیاسی کسب شده با انقلاب ۵۷ حراست کند. همه این مؤلفه‌های تعیین کننده هویت ایران معاصر اکنون در این جنگ به میان کشیده شده‌اند. در پایان این جنگ یا ایرانی بر جا نخواهد ماند و یا ایرانی مغرور باقی خواهد ماند که در تاریخ به عنوان نیرویی ضد ستمگری همواره از آن یاد خواهد شد. ایرانی که می‌تواند علیرغم سلطه ویرانگر مدافعان متعصب بازار آزاد و سرمایه‌داری عنان گسیخته، نیروهای اجتماعی تازه‌ای را از دل خود بیرون داده و سیر متفاوتی از انکشاف اجتماعی و حرکت به سوی جامعه‌ای سعادتمند را آغاز کند. در عین حال پیروزی طرف مقابل باعث تداوم ارتجاع بین‌الملل و حاوی عوارض ژئوپلتیک مرگبار برای بشریت خواهد بود. پیروزی ارتجاع بین الملل بر ایران، پیروزی بر کشوری خواهد بود که در جهان به عنوان کشوری با اراده سیاسی مستقل شناخته می‌شود و بهای سنگینی نیز برای کسب این استقلال پرداخته است. شکست این کشور در لحظه تاریخی حاضر ضربه‌ای جبران ناپذیر بر وجدان و امید بشریت و بر هر جنبش طبقاتی، آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ای خواهد بود. ضربه‌ای که نخستین عارضه آن تداوم هجوم امپریالیستی به سوی کوبای سوسیالیستی و خاموشی این چراغ درخشان جامعه بشری خواهد بود. از سوی ایران، این جنگی است تماماً تدافعی....

متن کامل بیانیه
کمونیست‌ها، جنگ و مبارزه طبقاتی – بیانیه در رابطه با تجاوز امپریالیستی بلوک صهیوفاشیسم جهانی
کمونیست‌ها، جنگ و مبارزه طبقات.pdf
550 KB
کمونیست‌ها، جنگ و مبارزه طبقاتی – بیانیه در رابطه با تجاوز امپریالیستی بلوک صهیوفاشیسم جهانی
نوشتۀ: تدارک کمونیستی

‏.....‏
‏.....‏
دو سوی نبرد روشنند. همه و هر کس که در این جنگ به شعارپردازی در باب «نه به جنگ» می‌پردازد خدمتگزار بی‌جیره و مواجب و یا شاید هم با جیره و مواجب ارتجاع منحط متجاوز صهیونیستی-امپریالیستی است. منحط ترین زباله‌های جامعه، پشت جنایتکارترین کودک‌کش‌های تاریخ معاصر به صف شده‌اند. جنگ علیه این صف جنگی است بر حق و عادلانه. در این جنگ نه می‌توان و نه باید کنار ایستاد. در این جنگ هر انسان شریفی موظف است هر آنچه می‌تواند برای ممانعت از پیروزی محور انحطاط صهیونیستی-امپریالیستی انجام دهد. این وظیفه‌ای است انسانی و جایگاه کمونیستها در مقدمترین صفوف این مبارزه است.
Forwarded from اُمید
دوستان عزیز، تراکت دعوتنامه شما یک چیز کم دارد. فراموش کرده‌اید بنویسید «علیه صهیونیسم، علیه امپریالیسم». یا شاید میخواستید بنویسید «زنده باد امپریالیسم» و رویتان نشد؟
همین دومی درست است. هر ابلهی می‌فهمد که امروز در آلمان رفتن به خیابان علیه جمهوری اسلامی یعنی دفاع از تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی به ایران.
جنگ، آلترناتیوها و جنگ آلترناتیوها - ۲
بهمن شفیق
چرا جنگ، چرا با ایران و چرا امروز؟ ریشه های مادی جنگ کدامند و عواقب آن چه خواهند بود؟ تأثیر جنگ بر مبارزه طبقاتی در ایران چه خواهد بود؟ در جنگ آلترناتیوها چه چیز تغییر خواهد کرد؟

لینک برخی منابع مورد استفاده
«الکساندرا کولونتای، اگر نگوئیم یک ضدِفمینیستِ خشن، اما به‌ شدت ضدِّ فمینیست بود. او جنبشِ بورژوایی زنان در اوایلِ قرنِ بیستم را، که هم‌طرازِ فمینیسمِ آن دوره بود، حرکتی ضدِسوسیالیستی، تحقیرِ طبقاتی و تفرقه افکن می‌دانست. کولونتای معتقد وموافق با تفکیکِ جنسیتی در جنبشِ کارگری نبود. و منظورش مبارزه‌ی مشترکِ دوشادوشِ زنان و مردانِ کارگر علیه کاپیتالیسم بود، که او آن‌را منشأ سرکوبِ طبقاتی و جنسیتی می‌دانست».(اندرس کارلسون) کتاب "سفری در ناشناخته‌ها" فصل زنان و رفقای حزبی

کتاب پايه‌های اجتماعی مسئلۀ زن
را در سايت هنر و ادبيات تدارک کمونيستی بخوانيد
communists war and class struggle.pdf
133.4 KB
کمونیستها، جنگ و مبارزه طبقاتی (بیانیه سازمان تدارک کمونیستی به زبان انگلیسی)

Communists, War, and the Class Struggle
Kommunisten, Krieg und Klassenkampf .pdf
127.6 KB
کمونیستها، جنگ و مبارزه طبقاتی (بیانیه سازمان تدارک کمونیستی به زبان آلمانی)

Kommunisten, Krieg und Klassenkampf
I COMUNISTI LA GUERRA E LA LOTTA DI CLASSE.pdf
144.8 KB
کمونیستها، جنگ و مبارزه طبقاتی (بیانیه سازمان تدارک کمونیستی به زبان ایتالیائی)

I COMUNISTI, LA GUERRA E LA LOTTA DI CLASSE
Kommunister, krig och Klasskamp.pdf
100.6 KB
کمونیستها، جنگ و مبارزه طبقاتی (بیانیه سازمان تدارک کمونیستی به زبان سوئدی)


Kommunister, krig och klasskamp
مشکل دسترسی به سایتهای تدارک و هنر

از صبح امروز به دلایلی که هنوز بر ما معلوم نیست، اکانت کاربری تدارک توسط پرووایدر تعلیق شده و دسترسی به سایتهای تدارک و هنر امکان‌پذیر نیست. تماس ما با پرووایدر تاکنون بی جواب مانده است.

با پوزش از کاربران، امیدواریم بتوانیم این مشکل را هر چه سریعتر حل کنیم.
منتظر چه هستید؟
اینکه کرها پای صحبت شما بنشینند؟
اینکه سیری ناپذیران
چیزی به شما ببخشند؟
اینکه گرگها به شما غذا دهند
بجای آنکه ببلعندتان؟
ببرها ازسر مهربانی
از شما دعوت کنند
دندانهایشان را بکشید؟!
شما منتظر این هستید!؟

-چند شعر از برتولت برشت
در سايت هنر و ادبيات تدارک کمونيستی
چپ، جنگ و انقلاب - ۱
بهمن شفیق
چپ، جنگ و انقلاب

مبانی عدم فهم چپ از ماهیت تلاطمات اجتماعی در ایران، از «دولت نا متعارف» و «رژیم ولایت فقیه» تا «نه به جنگ»، ناتوانی چپ رادیکال از فهم رابطه دولت و طبقات اجتماعی

لینک سخنرانی در سایت