کمکم کن کمکم کن
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن کمکم کن
نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کمکم کن کمکم کن
عشق نفرینی بیپروایی میخواد
ماهی چشمه کهنه
هوای تازهی دریایی میخواد
دل من دریاییه
چشمه زندونه برام
چکه چکههای آب
مرثیه خونه برام
تو رگام به جای خون
شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمیدم
موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم
عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانه کوچ
تو سپیده غریب جادهها
من پر از وسوسههای رفتنم
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیدهی طوسی سرد
مسخ یک عشق پر آوازه شدن
کمکم کن کمکم
نذار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن
خرمن رخوت من شعله میخواد
کمکم کن کمکم کن
من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون
ما باید بریم به دریا برسیم
دل ما دریاییه چشمه زندونمونه
چکه چکههای آب مرثیه خونمونه
تو رگ بودن ما شعر سرخ رفتنه
کمکم کن که دیگه وقت راهی شدنه
کمکم کن
کمکم کن
کمکم کن
کمکم کن
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن کمکم کن
نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کمکم کن کمکم کن
عشق نفرینی بیپروایی میخواد
ماهی چشمه کهنه
هوای تازهی دریایی میخواد
دل من دریاییه
چشمه زندونه برام
چکه چکههای آب
مرثیه خونه برام
تو رگام به جای خون
شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمیدم
موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم
عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانه کوچ
تو سپیده غریب جادهها
من پر از وسوسههای رفتنم
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیدهی طوسی سرد
مسخ یک عشق پر آوازه شدن
کمکم کن کمکم
نذار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن
خرمن رخوت من شعله میخواد
کمکم کن کمکم کن
من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون
ما باید بریم به دریا برسیم
دل ما دریاییه چشمه زندونمونه
چکه چکههای آب مرثیه خونمونه
تو رگ بودن ما شعر سرخ رفتنه
کمکم کن که دیگه وقت راهی شدنه
کمکم کن
کمکم کن
کمکم کن
کمکم کن
Forwarded from بوتهی خُردادی
دارم با سادگی زندگی خودم کنار میآم و فکر میکنم اشکالی نداره که چیزها براساس استانداردهای دنیای مجازی هنرمندانه نیستن. اما شاید هنریبودنش در همین معمولیبودنه باشه. از همه مهمتر؛ چقدر این منه! چقدر واقعیه! من آدمِ این هیاهو و شلوغیها نیستم و همهی رنجم از تلاشی مذبوحانه برای جاشدن در این دنیای بیسروته ناشی میشه. من به کوچههای قدیمی، خونههای چوبی و کاهی، کتابهای چاپ سنگی، کاستهای ضبط، خودکار بیک، رادیو، روزنامه، آهنگهای بنان و تا بینهایت ازین چیزهای قدیمی تعلق دارم. برای اداش نمیگم. من همیشه از این حس آزاردهندهی عدمتعلق به آدمهای اطراف و محیط رنج میبرم و فقط در لحظهی مجاورت با اینهاست که احساس میکنم زندهم و من هم ریشه در جایی دارم. دانشجوی ادبیات بودن و این حس خوب منِ واقعی؛ چیزهایی که مدتها دور خودم چرخیدم تا باور کنم تنها چیزهاییان که برای زندگی بهشون احتیاج دارم.
دیگه الان حس میکنم که پاییز اومده، هوا سرده انقدر که تونستم لباس بافتم رو بپوشم، بخزم زیر پتو، بههمراه چایی نبات و خرمالو کنارم، جنینشناسی بخونم.
کاش این همه استرس و بدبختی و کار و درس نبود، تا میتونستم از پاییز لذت ببرم، متاسفانه هیچوقت وقتی مضطربم، نمیتونم زندگی کنم.
آدمهایی که وقتی ماه کامل و خوشگله، یهویی بهش اشاره میکنن، آدمای موردعلاقمن.
عادت
سیاوش قمیشی
ﺗﺮﺳﻢ اﻳﻨﻪ ﻛﻪ رو ﺗﻨﺖ ﺟﺎی ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ
ﻳـﺎ روی ﺗﻴﺸﻪ ﭼﺸﺎت ﻏﺒﺎر آﻫﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ
ﺗﻮ ﭘﺎک و ﺳﺎده ﻣﺜﻞ ﺧﻮاب حتی ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ میشکنی
شکل ﻫﻤﻪ آرزوﻫﺎم، ﺗﺠﺴﻢ ﺧﻮاب منی
حتی ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
پیش تو آﻳﻨﻪی ﭼﺸﺎم ﺣﻘﻴﺮه ﻻﻳﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
ﻳـﺎ روی ﺗﻴﺸﻪ ﭼﺸﺎت ﻏﺒﺎر آﻫﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ
ﺗﻮ ﭘﺎک و ﺳﺎده ﻣﺜﻞ ﺧﻮاب حتی ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ میشکنی
شکل ﻫﻤﻪ آرزوﻫﺎم، ﺗﺠﺴﻢ ﺧﻮاب منی
حتی ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
پیش تو آﻳﻨﻪی ﭼﺸﺎم ﺣﻘﻴﺮه ﻻﻳﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
درختنشین
سیاوش قمیشی – عادت
آخه شما این ترانه رو ببین. :)
جوری که مردهای قدیم از عشقشون میخوندن واقعا✨✨✨✨
جوری که مردهای قدیم از عشقشون میخوندن واقعا✨✨✨✨
درختنشین
Photo
بعد از عمری یکی از آرزوهام که گرفتن استیکر برای لپتاپم بود خط خورد.
این خر گوربای پری رو مشاهده کنید فقط. 😭
هرماینی هم داشتتتت.
این خر گوربای پری رو مشاهده کنید فقط. 😭
هرماینی هم داشتتتت.