Laugh, I Nearly Died The Rolling Stones
<unknown>
I've been to Africa, looking for my soul
And I feel like an actor looking for a role
I've been in Arabia, I've seen a million stars
Been sipping champagne on the boulevards
I'm so sick and tired
Trying to turn the tide
So I'll say my goodbye
Laugh, laugh, I nearly died
And I feel like an actor looking for a role
I've been in Arabia, I've seen a million stars
Been sipping champagne on the boulevards
I'm so sick and tired
Trying to turn the tide
So I'll say my goodbye
Laugh, laugh, I nearly died
El talks!
Funny things come Iris (mythology) - Wikipedia https://en.wikipedia.org/wiki/Iris_(mythology)
بچهها جونی، ال عزیزم این چنل رو تازه زده، بهش سر بزنیددد.
ال واقعا یکی از قشنگترین قلبهای دنیا رو داره، با جالبترین و بامزهترین مغز دنیا. و بهترین سلیقه فیلم و سریال رو جا انداختممم. (◍•ᴗ•◍)✧*。
ال واقعا یکی از قشنگترین قلبهای دنیا رو داره، با جالبترین و بامزهترین مغز دنیا. و بهترین سلیقه فیلم و سریال رو جا انداختممم. (◍•ᴗ•◍)✧*。
-Why are there bad people in the world?
+There might be bad people in the world, but you know what? There's a lot more good people in it.
Lucifer
+There might be bad people in the world, but you know what? There's a lot more good people in it.
Lucifer
🍓1
درختنشین
Photo
«حالت بازندهی تخمی تخیلی»
خیلی درسته بهنظرم. ما بیشتر وقتها فکر میکنیم که بازندهایم و دوست داریم خودمون رو قربانی ببینیم تا از سختی بهدست گرفتن شمشیر سنگین تغییر، جا بزنیم.
خیلی درسته بهنظرم. ما بیشتر وقتها فکر میکنیم که بازندهایم و دوست داریم خودمون رو قربانی ببینیم تا از سختی بهدست گرفتن شمشیر سنگین تغییر، جا بزنیم.
دوست دارم دوباره ریاضی آکادمیک کار کنم، ولی هیچ کتابی که مناسب باشه پیدا نمیکنم. :(
آخرهای ترم کولهم همیشه پر از چیزایی میشه که بچهها بهم دادن.
یه ستارهی کوچولوی صورتی، صدف، ماه نارنجی فومی، سنگ سفیدی که اسمش یخیئه، لواشک، تکههای بیسکوئیت، مهره، نقاشی. هیچوقت فکر نمیکردم یه روز یه چیزایی به این کوچیکی انقدر خوشحالم کنن و قصد داشته باشم تا آخر عمر نگهشون دارم.
هیچکس نمیتونه حس دوستداشتنیبودنی که این بچهها بهم میدن رو بده.
امروز فاطمهزهرا میگفت کاش ده جلسه دیگه هم کلاس میداشتیم، حلما میگفت روزایی که مامانم میخواد بره بیرون و منو ببره من باهاش نمیرم چون کلاس دارم، مصطفی آخر کلاس اومد بغلم و گفت من نمیخوام برم، ترانه که همش چهار سالشه میگفت، تیچر میشه اگه کلاس نداشتیم دیگه، یه روز بیای بریم بشینیم صحبت کنیم؟ خیلی خوش میگذره!
هیچوقت فکر نمیکردم انقدر تو کلاس بودن رو دوست داشته باشن، دلم میخواست از شوق توأم با ناراحتی گریه کنم وقتی اینا رو میگفتن.
یه ستارهی کوچولوی صورتی، صدف، ماه نارنجی فومی، سنگ سفیدی که اسمش یخیئه، لواشک، تکههای بیسکوئیت، مهره، نقاشی. هیچوقت فکر نمیکردم یه روز یه چیزایی به این کوچیکی انقدر خوشحالم کنن و قصد داشته باشم تا آخر عمر نگهشون دارم.
هیچکس نمیتونه حس دوستداشتنیبودنی که این بچهها بهم میدن رو بده.
امروز فاطمهزهرا میگفت کاش ده جلسه دیگه هم کلاس میداشتیم، حلما میگفت روزایی که مامانم میخواد بره بیرون و منو ببره من باهاش نمیرم چون کلاس دارم، مصطفی آخر کلاس اومد بغلم و گفت من نمیخوام برم، ترانه که همش چهار سالشه میگفت، تیچر میشه اگه کلاس نداشتیم دیگه، یه روز بیای بریم بشینیم صحبت کنیم؟ خیلی خوش میگذره!
هیچوقت فکر نمیکردم انقدر تو کلاس بودن رو دوست داشته باشن، دلم میخواست از شوق توأم با ناراحتی گریه کنم وقتی اینا رو میگفتن.
💘5
احتمالا قهرمانی در کار نیست.
بمرانی.
دیدی که صبح نیومد و هوای خونه شب شد
دیدی که آسمون شب رو بیستاره سر شد
دیدی ستارهها رو، دیدی بهار مارو
دیدی که وقت ما رفت و تنها گذاشته ما رو
درگذر درگذر، آسمانی پیدا نیست
احتمالا احتمالا، قهرمانی در کار نیست
دیدی که آسمون شب رو بیستاره سر شد
دیدی ستارهها رو، دیدی بهار مارو
دیدی که وقت ما رفت و تنها گذاشته ما رو
درگذر درگذر، آسمانی پیدا نیست
احتمالا احتمالا، قهرمانی در کار نیست
🎄1
درختنشین
بمرانی. – احتمالا قهرمانی در کار نیست.
ژنتیک میخونم و این رو گوش میدم، بمرانی برای من خیلی قدیمیه، خیلی خیلی، در حدی که یهویی منو میندازه به خاطره صبحهای زود پاییزی دبیرستان از فاصله خونه تا مدرسه که برای خودم بمرانی زمزمه میکنم. پاییز نزدیکه و صدای جیرجیرکها از پنجره میاد، درست مثل اون سالها، به جزوهی روبهروم نگاه میکنم. چقدر زندگی میتونه تغییر کنه، در عرض چند سال.
💘1
Forwarded from شاید گیلاس؟!
یه لحظه وسط شلوغی روز حس کردم نمیخوام هیچکسو ببینم؛ دلم فقط سکوت میخواست.
یه لحظه درخت لاغری با کلی شکوفه های صورتی رنگ دیدم، خیلی دور بود ولی با اینحال به سمتش رفتم، بهش رسیدم رسیده بودم به یه گوشه خلوت، گوشیمو خاموش کردم. اون چند دقیقه بهترین بخش روزم شد.
کاش میشد زمانو هم خاموش کرد.
یه لحظه درخت لاغری با کلی شکوفه های صورتی رنگ دیدم، خیلی دور بود ولی با اینحال به سمتش رفتم، بهش رسیدم رسیده بودم به یه گوشه خلوت، گوشیمو خاموش کردم. اون چند دقیقه بهترین بخش روزم شد.
کاش میشد زمانو هم خاموش کرد.
https://t.me/grandmotherwillow
