قلب خورشید.
105 subscribers
80 photos
6 videos
42 links
انبوه احساسات دفن شده؛ ۴۸۱۳. '
Download Telegram
منتظرش بودم، منتظرش بودم، منتظرش بودم؛ یهو دیدم زمان براش دو تا چشم غمگین ساخته.
کلاویه‌های خونینِ پیانوی گوشه‌ی اتاق، یادآور وجودِ گُل‌ها بودند. درد، در آن‌ها، آشکار‌ترین چیز بود و دلتنگی، چیزی بود که مقدارِ خونِ روی آنها، آن را ثابت می‌کرد.

− نُت‌های خسته‌ی مرگ. ۶‌۸‌۹‌۰‌۳.
آدم‌برفی سایه‌ی خود را از دست داده است‌؛ ستاره برای او اشک می‌ریزد و ابرِ سیاه، همراهِ بغضِ سنگینِ گلویش، داستانِ آن دو را روایت می‌کند؛ داستانی که با لبخندِ سنگیِ آدم برفی آغاز و با اشک‌های ستاره پایان می‌یابد. گاه فکر می‌کنم، قاتلِ لبخندِ ستاره، خورشید و خنده‌هایش برای ماه بود.

−شبدر‌های برفی، اشک‌های سنگی. ۴‌۸‌۹‌۳.
خالقِ دردهایم بود و می‌پرستیدمش.
نت‌های موسیقیِ آغشته به خون، که از ویولون متولد می‌شوند، درد‌هایم را بازگو می‌کنند؛ درد‌هایی که از انتظار روییده‌اند و گُل‌های بی‌رنگم را در آغوش می‌کشند.

− بارانِ بی‌پایانِ شهرِ خاکستری‌. ۹‌۱‌۷‌۸.
Mr. Sandman
SYML
Les sables ont perdu leur magie.
عطرِ آدم‌برفی در کهکشان گم شده است. شبدر‌ها، خسته از برآورده کردنِ رویا‌ها، به خوابی بی‌پایان سفر کرده‌اند و شبنم‌ها خبر‌ از باد آورده‌اند که آنها برنخواهند گشت و رویا‌ها، در زمان به فراموشی سپرده خواهند شد؛

− نامه‌های ارسال نشده. ۳‌۴‌۸‌۰‌۲.
me gustas tù.
僕 だけ が 以内 街.
pearl river. #c
+ love...
- what?
+ love!
- what is it?
+ pain.
حسش یه جوریه انگار رفتم وسیله مورد علاقم رو بخرم ولی یکی قبل من اون رو خریده، انگار مامانم رفته بیرون برام خوراکی نخریده، انگار دوستم یه روز کامل آنلاین نشده و با هم حرف نزدیم، انگار آخر شبه و دارم تنهایی گریه می‌کنم، انگار دوباره دلتنگم، انگار امتحانی که براش خونده بودم رو خراب کردم، انگار یهو همه ازم متنفر شدن، انگار آهنگی که خیلی دوستش داشتم اشتباهی پاک شده، انگار پخش انیمه‌ی مورد علاقم متوقف شده، انگار نودلی که درست کردم خوشمزه نشده، انگار وقتی حالم خوب نیست کسی نمیاد پیشم، انگار چند روزه نخوابیدم، انگار خواب بدی دیدم ولی کسی نیست تا بهم بگه فقط خواب بود، انگار من خیلی وقت پیش مرده.
- why?
+ because im not a person anymore, im a problem.