قلب خورشید.
105 subscribers
80 photos
6 videos
42 links
انبوه احساسات دفن شده؛ ۴۸۱۳. '
Download Telegram
رنگ‌ِ دنیای مرا دزدیدی، و برای جبرانش، خاکستری‌هایی با تن‌های مختلف برایم آوردی. خاکستری‌هایی سرد ‌و بی‌روح، که گویی همانند خاکستر، دلتنگِ آتش‌اند برای گرمای دوباره.

− قطعه‌ی گُل‌های مرده. ۳‌۷‌۹‌۸‌۱.
ترجیح میدم همون غریبه‌ای باشم که سایه‌ نداره.
خورشید، آرام خوابیده است و ماه برای او، لالایی می‌خواند. شبدر‌ها از نوازش شبنم‌ها خواب‌آلودند و جیرجیرک‌ها سکوتِ پر سروصدای شب را می‌شکنند. صفحاتِ این‌ لحظات، درحالِ تمام شدن است؛ من، هنوز نتوانستم بفهمم، داستانِ دردناکِ گُل‌های آدم‌برفی چیست.

− رویای از دست رفته‌ی او. ۸‌۴‌۶‌۲.
منتظرش بودم، منتظرش بودم، منتظرش بودم؛ یهو دیدم زمان براش دو تا چشم غمگین ساخته.
کلاویه‌های خونینِ پیانوی گوشه‌ی اتاق، یادآور وجودِ گُل‌ها بودند. درد، در آن‌ها، آشکار‌ترین چیز بود و دلتنگی، چیزی بود که مقدارِ خونِ روی آنها، آن را ثابت می‌کرد.

− نُت‌های خسته‌ی مرگ. ۶‌۸‌۹‌۰‌۳.
آدم‌برفی سایه‌ی خود را از دست داده است‌؛ ستاره برای او اشک می‌ریزد و ابرِ سیاه، همراهِ بغضِ سنگینِ گلویش، داستانِ آن دو را روایت می‌کند؛ داستانی که با لبخندِ سنگیِ آدم برفی آغاز و با اشک‌های ستاره پایان می‌یابد. گاه فکر می‌کنم، قاتلِ لبخندِ ستاره، خورشید و خنده‌هایش برای ماه بود.

−شبدر‌های برفی، اشک‌های سنگی. ۴‌۸‌۹‌۳.
خالقِ دردهایم بود و می‌پرستیدمش.
نت‌های موسیقیِ آغشته به خون، که از ویولون متولد می‌شوند، درد‌هایم را بازگو می‌کنند؛ درد‌هایی که از انتظار روییده‌اند و گُل‌های بی‌رنگم را در آغوش می‌کشند.

− بارانِ بی‌پایانِ شهرِ خاکستری‌. ۹‌۱‌۷‌۸.
Mr. Sandman
SYML
Les sables ont perdu leur magie.
عطرِ آدم‌برفی در کهکشان گم شده است. شبدر‌ها، خسته از برآورده کردنِ رویا‌ها، به خوابی بی‌پایان سفر کرده‌اند و شبنم‌ها خبر‌ از باد آورده‌اند که آنها برنخواهند گشت و رویا‌ها، در زمان به فراموشی سپرده خواهند شد؛

− نامه‌های ارسال نشده. ۳‌۴‌۸‌۰‌۲.
me gustas tù.
僕 だけ が 以内 街.
pearl river. #c