قلب خورشید.
105 subscribers
80 photos
6 videos
42 links
انبوه احساسات دفن شده؛ ۴۸۱۳. '
Download Telegram
~🥀: Conteurs de l'histoire des fleurs perdues.
Blue & Grey
BTS
Larmes de la forêt du soleil.
بیا زیر سایه‌ی ماه، تو جنگلِ کاج، جایی که قو‌های سیاه زندگی میکنن، برقصیم؛ قبل اینکه دیر بشه. قول میدم جادوگر ماه از ما محافظت کنه. قول میدم این دفعه هیچ طلسمی باعث جداییمون نشه. قول میدم این دفعه هیچکدوممون دنیا رو خاکستری نمیبینیم.
"میدونستی؟ وقتی خودم رو گم میکنم، تبدیل به تو میشم."

− موسیقیِ خورشید، نُت‌های جدایی. ۶‌۴‌۳‌۷‌۸.
ژیپسوفیلا‌های گوشه‌ی اتاق، محو شدند‌ و حالا، گلدانِ شیشه‌ای ژیپسوفیلا اشک می‌ریزد. خورشید، قسمِ جهان را شکست؛ حالا تمامِ شعله‌ها به سمتِ اشک‌های ماه فریاد می‌کشند.

− قسمِ ماه، به عطرِ خورشید. ۸‌۹‌۱‌۳.
~🎼: J'étais toi et tu étais moi et je t'ai perdu.
؛
دستم را بگیر؛ می‌رقصیم، زیرِ آسمانِ آزادی، بینِ بوته‌های رز‌های خونین رنگ، بینِ ردِ همیشگیِ زخم‌ها، بینِ شادی‌های دوباره، بینِ قلبِ پاکِ مهربانی؛ می‌رقصیم، جایی که گلوله‌ها نمی‌رقصند.

− برای آزاد روییدنِ گُل‌ها. ۶‌۵‌۴‌۳‌۷.‌
Another Love
Tom Odell
Fleurs de la liberté.
~🥂: Joyeux anniversaire, cygne noir.
معرکه‌ی سیاه، هنوز در ذهن‌ها حکمرانی می‌کند. یادت می‌آید؟ آن روز مرا فراموش کردی. ستاره‌ها مُردند، لیلیوس‌ گُل‌هایش را کشت و باران ابدی شد. یادت می‌آید؟ صدای نهنگی که حال، غرق شده است را به خاطر می‌آوری؟ اصلاً صدایم را می‌شنوی؟ وجود داری؟ یا اینکه باز هم دارم با خیالت حرف می‌زنم؟

− کتابچه‌ی گُل‌ها، صفحه‌ی ۶‌۹‌۳.
عطرهای خاکستری، با بوهای متفاوت، شبیهِ تو و عطرِ چشمانِ تو هستند؛ وقتی می‌خندیدی و می‌گریستی یا هنگامی که نگران بودی.
از آن موقع‌ها خیلی می‌گذرد و تنها شاهدِ آن خاطراتِ از دست رفته، گُل‌های زیبا و دردناکِ من هستند.

− کلکسیونرِ درد، سلول‌های خاکستری. ۷‌۴‌‌۳‌۶.
Where Do Lovers Go?
Ghostly Kisses
âme errante dans les souvenirs.
رنگ‌ِ دنیای مرا دزدیدی، و برای جبرانش، خاکستری‌هایی با تن‌های مختلف برایم آوردی. خاکستری‌هایی سرد ‌و بی‌روح، که گویی همانند خاکستر، دلتنگِ آتش‌اند برای گرمای دوباره.

− قطعه‌ی گُل‌های مرده. ۳‌۷‌۹‌۸‌۱.
ترجیح میدم همون غریبه‌ای باشم که سایه‌ نداره.
خورشید، آرام خوابیده است و ماه برای او، لالایی می‌خواند. شبدر‌ها از نوازش شبنم‌ها خواب‌آلودند و جیرجیرک‌ها سکوتِ پر سروصدای شب را می‌شکنند. صفحاتِ این‌ لحظات، درحالِ تمام شدن است؛ من، هنوز نتوانستم بفهمم، داستانِ دردناکِ گُل‌های آدم‌برفی چیست.

− رویای از دست رفته‌ی او. ۸‌۴‌۶‌۲.
منتظرش بودم، منتظرش بودم، منتظرش بودم؛ یهو دیدم زمان براش دو تا چشم غمگین ساخته.