به من قول بده که این بار روح خستهام را ترک نمیکنی؛ من به تو قول میدهم که تا سقوط آخرین گلبرگِ گل ماه پیشِ تو بمانم.
− نتهای ویولونِ ویولونیست مرده، ۲۷۶۶۱۳.
− نتهای ویولونِ ویولونیست مرده، ۲۷۶۶۱۳.
به دنبال عطر ژیپسوفیلا بودم اما زهر آن نصیبم شد؛ همانند خاکسترِ به جا مانده از آتشِ جنگلِ پاییز، که شعله کشید به آسمان و در ازای بوسهی داغِ او، بارانِ شادیِ نگاهِ آسمان گریبان گیرش شد.
− زهرِ خندانِ ژیپسوفیلا، روحِ ناامیدِ خاکستر. ۴۶۳۷۹.
− زهرِ خندانِ ژیپسوفیلا، روحِ ناامیدِ خاکستر. ۴۶۳۷۹.
کریستالهای شفاف ماه بر سر زمینیان بارید و انسانها را شادمان کرد؛ غافل از اینکه ماه، دوباره میگرید که چرا در طول بیستوچهار ساعت، تنها یک دقیقه فرصت نگاه کردن به خورشید را دارد.
− اشکِ ماه و دلتنگیِ خورشید. ۴۱۳۱۵.
− اشکِ ماه و دلتنگیِ خورشید. ۴۱۳۱۵.
من به تو غم ژیپسوفیلا را هدیه دادم و تو شادی آن را. قرار بود این دفعه، تو به جای منِ خسته، نورِ انسانها را تأمین کنی بلکه بتوانم سرم را روی شانهی خاکستریِ سنگیات بگذارم و کمی استراحت کنم؛ ولی شادیِ ژیپسوفیلا، باعث خستگیِ بیشترِ نورِ چشمانم شد و قطعهی دیگری از روحم را دزدید.
− نتهای خستهتر از ویولونیستِ خاکستری. ۷۱۲۸۴.
− نتهای خستهتر از ویولونیستِ خاکستری. ۷۱۲۸۴.