پس حاصلِ رونده * از روزگار وقت است
و فرصتِ کارکُن و آلتِ راهرو، وقت است و وقت سريعالزوال است و قليلالبقاء،
اما كثيرالنفع وكبيرالضّر* است
و باشد که رونده به یک زمانِ حاضر چندان وبال * حاصل کند که به عمرهای دراز غرامت آن نتوان دادن، و باشد که چندان دولت حاصل کند که به همۀ عمر شُکرِ آن نتوان کردن.
* رونده: راهرو، سالک
** ضر: ضرر، زیان
*** وبال: سختی، عذاب، بدبختی
التصفیةُ في احوال المتصوفة
(صوفي نامه)
ابوالمظفر منصوربن اردشير العبادی
🔶️🔸️@third_script
و فرصتِ کارکُن و آلتِ راهرو، وقت است و وقت سريعالزوال است و قليلالبقاء،
اما كثيرالنفع وكبيرالضّر* است
و باشد که رونده به یک زمانِ حاضر چندان وبال * حاصل کند که به عمرهای دراز غرامت آن نتوان دادن، و باشد که چندان دولت حاصل کند که به همۀ عمر شُکرِ آن نتوان کردن.
* رونده: راهرو، سالک
** ضر: ضرر، زیان
*** وبال: سختی، عذاب، بدبختی
التصفیةُ في احوال المتصوفة
(صوفي نامه)
ابوالمظفر منصوربن اردشير العبادی
🔶️🔸️@third_script
با عشق زبان ديگري دارم من
جادوي جهان ديگري دارم من
در من دل را مجال گنجايش نيست
گنجايش جان ديگري دارم من
سید حسن اجتهادی
( ۳ دی ۱۳۲۵ – ۸ خرداد ۱۳۹۷)
🔶🔸@third_script
جادوي جهان ديگري دارم من
در من دل را مجال گنجايش نيست
گنجايش جان ديگري دارم من
سید حسن اجتهادی
( ۳ دی ۱۳۲۵ – ۸ خرداد ۱۳۹۷)
🔶🔸@third_script
❤1
آرامِ مَنا! کجاست آرامگهت؟
ره سوی تو کو؟ که سوی من باد رَهَت
زین روی که مَه به شب بوَد، روز رَهی
شب گشت در آرزوی روی چو مهت
افضلالدین کاشانی
رباعیات
🔶️🔸️@third_script
ره سوی تو کو؟ که سوی من باد رَهَت
زین روی که مَه به شب بوَد، روز رَهی
شب گشت در آرزوی روی چو مهت
افضلالدین کاشانی
رباعیات
🔶️🔸️@third_script
❤1
❤1
بعد از ایمان دیگر برای ما چه میماند که بگوییم زندهایم؟ جان؟ این عنصر بیارزش را که کرم لجنزار هم دارد! غذا میخوریم؟ حیوان که از ما بیشتر غذا میخورد! پس چه داریم؟ دلخوشیم که راه میرویم؟ شور و شهوت داریم؟ حشرات کثیف هم راه میروند و شور و شهوت دارند! بله یک چیز داریم، دل، اما دل بیایمان یعنی یک چنگ خون که حیوانات زبان بسته عظیم الجثه خیلی بزرگترش را دارند...
درخت انجیر معابد
احمد محمود
(۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران)
🔶🔸@third_script
درخت انجیر معابد
احمد محمود
(۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران)
🔶🔸@third_script
امیدهایِ دروغین و خودفریبیها سالها ما را عقب انداخته! من فکر میکنم امیدِ دروغین بدتر از ناامیدیست. چون ناامیدی باعث میشود که ما دست به عمل بزنیم.
جدال با جهل
بهرام بیضایی
(زادهٔ ۵ دیِ ۱۳۱۷)
🔶🔸@third_script
جدال با جهل
بهرام بیضایی
(زادهٔ ۵ دیِ ۱۳۱۷)
🔶🔸@third_script
آسیابان: ما هرچه داریم از پادشاه است
زن آسیابان: چه میگویی مرد؟ ما که چیزی نداریم!
آسیابان: آن هم از پادشاه است..!
مرگ یزدگرد
بهرام بیضایی
(زادهٔ ۵ دیِ ۱۳۱۷)
🔶🔸@third_script
زن آسیابان: چه میگویی مرد؟ ما که چیزی نداریم!
آسیابان: آن هم از پادشاه است..!
مرگ یزدگرد
بهرام بیضایی
(زادهٔ ۵ دیِ ۱۳۱۷)
🔶🔸@third_script
😁1
❤1
روزی باشد که دروغها راست به نظر آید،
راستها دروغ
روزی باشد که فنا بیاید
روزی باشد که دیوارها نایستد
روزی باشد که پاکی آماج تهمت شود
چشمه اشک شما خشک نشود
و تشویش قلب شما کاستی نگیرد
روزی باشد که راستی به هزار دست بمیرد
روزی باشد که راستی خود را به آتش بیفکند
روزی ـ که آن ـ امروز است!
ندبه
بهرام بیضایی
(۵ دی ۱۳۱۷ - ۵ دی ۱۴۰۴)
🔶🔸@third_script
راستها دروغ
روزی باشد که فنا بیاید
روزی باشد که دیوارها نایستد
روزی باشد که پاکی آماج تهمت شود
چشمه اشک شما خشک نشود
و تشویش قلب شما کاستی نگیرد
روزی باشد که راستی به هزار دست بمیرد
روزی باشد که راستی خود را به آتش بیفکند
روزی ـ که آن ـ امروز است!
ندبه
بهرام بیضایی
(۵ دی ۱۳۱۷ - ۵ دی ۱۴۰۴)
🔶🔸@third_script
چو نمیتوان رسیدن به خدا ز خود پرستی
به خدا که در ده از مِی قدحی به مِیپرستان...
خواجوی کرمانی
🔶🔸@third_script
به خدا که در ده از مِی قدحی به مِیپرستان...
خواجوی کرمانی
🔶🔸@third_script
در خماریم کو لب ساقی؟
نیم مستیم کو کرشمهٔ یار؟
طُرّهای کو که دل درو بندیم
چهرهای کو که جان کنیم نثار...
فخرالدین عراقی
🔶🔸@third_script
نیم مستیم کو کرشمهٔ یار؟
طُرّهای کو که دل درو بندیم
چهرهای کو که جان کنیم نثار...
فخرالدین عراقی
🔶🔸@third_script
خبرنگار مجله روشنفکر: چرا شعر میگویید؟
فروغ فرخزاد: من هنوز شخصاً نتوانستهام بفهمم که چرا شعر میگویم، فقط حس میکنم که احتیاج شدید و شوق وافری مرا به این راه میکشد و با همه درد و رنجی که از ابتدای کار نصیبم شده، باز هم این قدرت را ندارم که یکباره پیوند خود را با هر چه نام شعر و هنر دارد بگسلم و زندگی آرام و پرسعادتی را داشته باشم. شاید برای این شعر میگویم که تسلّی خود را در شعر بجویم و شاید هم برای این است که نمیتوانم نگویم. اما آرزویم این است که روزی این شعله در من خاموش شود و این همه آرزو و احساس در قلبم بمیرد تا من بتوانم لذت زندگی و زیستن را به آن معنی که دیگران میگویند درک کنم. راست است که خدا چیزی زیباتر از غم نیافریده است و مستی و لذتی که در غم نهفته است به تمام شادیهای جهان میارزد، و راست است که من اکنون خودم را به سبب داشتن غم فراوان، موجود خوشبختی میدانم، ولی با اینهمه هر وقت با موجوداتی برخورد میکنم که میبینم هیچ غمی ندارند، بیاختیار به حال آنها غبطه میخورم. قدر مسلم این است که هیچ چیز نمیتواند مرا راضی نگه دارد جز شعر، و تنها در این مرحله است که احساس رضایت میکنم.
مهر ۱۳۳۴
فروغالزمان فرّخزاد
(۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
🔶️🔸️@third_script
فروغ فرخزاد: من هنوز شخصاً نتوانستهام بفهمم که چرا شعر میگویم، فقط حس میکنم که احتیاج شدید و شوق وافری مرا به این راه میکشد و با همه درد و رنجی که از ابتدای کار نصیبم شده، باز هم این قدرت را ندارم که یکباره پیوند خود را با هر چه نام شعر و هنر دارد بگسلم و زندگی آرام و پرسعادتی را داشته باشم. شاید برای این شعر میگویم که تسلّی خود را در شعر بجویم و شاید هم برای این است که نمیتوانم نگویم. اما آرزویم این است که روزی این شعله در من خاموش شود و این همه آرزو و احساس در قلبم بمیرد تا من بتوانم لذت زندگی و زیستن را به آن معنی که دیگران میگویند درک کنم. راست است که خدا چیزی زیباتر از غم نیافریده است و مستی و لذتی که در غم نهفته است به تمام شادیهای جهان میارزد، و راست است که من اکنون خودم را به سبب داشتن غم فراوان، موجود خوشبختی میدانم، ولی با اینهمه هر وقت با موجوداتی برخورد میکنم که میبینم هیچ غمی ندارند، بیاختیار به حال آنها غبطه میخورم. قدر مسلم این است که هیچ چیز نمیتواند مرا راضی نگه دارد جز شعر، و تنها در این مرحله است که احساس رضایت میکنم.
مهر ۱۳۳۴
فروغالزمان فرّخزاد
(۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
🔶️🔸️@third_script
وقتی چیزی دیگر به ما تعلق ندارد
بیمقدارش میکنیم تا کمبودش را بهتر تحمل کنیم...
چاه بابل
رضا قاسمی (متولد ۱۳۲۸)
🔶🔸@third_script
بیمقدارش میکنیم تا کمبودش را بهتر تحمل کنیم...
چاه بابل
رضا قاسمی (متولد ۱۳۲۸)
🔶🔸@third_script
👍1
اول سراغ کمونیستها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ سوسیالیستها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغ یهودیها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید..
مارتین نیمولر
(۱۴ ژانویه ۱۸۹۲ – ۶ مارس ۱۹۸۴)
🔶🔸@third_script
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ سوسیالیستها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغ یهودیها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید..
مارتین نیمولر
(۱۴ ژانویه ۱۸۹۲ – ۶ مارس ۱۹۸۴)
🔶🔸@third_script
👏1
با چشم تو از هر دو جهان گوشه گرفتیم
ماییم و تو ای جان که جگرگوشه مایی
جز باده گلرنگ دوای دل ما نیست
خون شد دلم ای ساقی گل چهره کجایی...
شهریار
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶🔸@third_script
ماییم و تو ای جان که جگرگوشه مایی
جز باده گلرنگ دوای دل ما نیست
خون شد دلم ای ساقی گل چهره کجایی...
شهریار
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶🔸@third_script
در زندگی اجتماعی که بر اساس ارتباطات متقابل استوار شدهاست، بسیارند کسانی که شادیهای خود را از ترس آنکه مدعی پیدا نکنند مثل گربهی دزد گوشت به گوشهای میبرند و نجویده میبلعند.
اما کماند کسانی که بار غم خود را برای اینکه به دیگران سرایت نکند، به تنهایی به دوش میکشند. این گونه کسان مانند فیلان مار گزیده، که به عمق دره ای پناه میبرند، و تا دم مرگ با بهبود کامل تنها می مانند، گویی دردی دارند که نمیتوانند به دیگران بگویند، یا ظاهرا چارهی آن را به دست هیچکس نمیبینند.
شوهر آهو خانم
علیمحمد افغانی
(زادهٔ ۱۱ دی ۱۳۰۳)
🔶🔸@third_script
اما کماند کسانی که بار غم خود را برای اینکه به دیگران سرایت نکند، به تنهایی به دوش میکشند. این گونه کسان مانند فیلان مار گزیده، که به عمق دره ای پناه میبرند، و تا دم مرگ با بهبود کامل تنها می مانند، گویی دردی دارند که نمیتوانند به دیگران بگویند، یا ظاهرا چارهی آن را به دست هیچکس نمیبینند.
شوهر آهو خانم
علیمحمد افغانی
(زادهٔ ۱۱ دی ۱۳۰۳)
🔶🔸@third_script
حرکت و جنبش اگر همه جا همدم موفقّيّت نيست، سکون و تسليم در عوض همسر مادام العمر ناکامی است...
شوهر آهو خانم
علیمحمد افغانی
(زادهٔ ۱۱ دی ۱۳۰۳)
🔶️🔸️@third_script
شوهر آهو خانم
علیمحمد افغانی
(زادهٔ ۱۱ دی ۱۳۰۳)
🔶️🔸️@third_script