حق سبحانه و تعالی مر موسی را گفت:
«یا موسی! من بیمار بودم، تو چرا به پُرسِشِ من نیامدی؟»
موسی گفت: «ای بارخدای! تو نیز بیمار شوی؟!»
گفت: «هر آن وقتی که کسی از آنِ من بیمار شود، چنان استی که من بودمی؛ و هر که ایشان را فرا رسد، همچنان استی که مرا پرسیدی.»
گفت: «ای بارخدای! آن که بود؟»
گفت: «آن که، آن فلان جای، فلانکس بیمار بود، و راه فرا هیچکس میندانست مگر فرا من، نه مادر و پدر داشت که بدیشان بنالیدی، و نه خواهر و برادری که حاجتی بدیشان برداشتی، و نه طاعت و عبادت که به حقّ آن بر ما دادی؛ شکستهدل و بستهزبان، چشم در هوا میگردانید، و راه فرا هیچکس نمیدانست مگر با ما.
هر گه که چنان کسی بیمار گردد و کسی آن کس را زیارت کند، همچنان باشد که مرا زیارت کرده باشد که ما را با این شکستهدلان کارهاست که با مطیعان و عابدان نیست.»
روضة المُذنبين و جنة المشتاقين
شيخ احمد جام نامقي
( ه.ق٤٤٠ - ٥٣٦)
🔶️🔸️@third_script
«یا موسی! من بیمار بودم، تو چرا به پُرسِشِ من نیامدی؟»
موسی گفت: «ای بارخدای! تو نیز بیمار شوی؟!»
گفت: «هر آن وقتی که کسی از آنِ من بیمار شود، چنان استی که من بودمی؛ و هر که ایشان را فرا رسد، همچنان استی که مرا پرسیدی.»
گفت: «ای بارخدای! آن که بود؟»
گفت: «آن که، آن فلان جای، فلانکس بیمار بود، و راه فرا هیچکس میندانست مگر فرا من، نه مادر و پدر داشت که بدیشان بنالیدی، و نه خواهر و برادری که حاجتی بدیشان برداشتی، و نه طاعت و عبادت که به حقّ آن بر ما دادی؛ شکستهدل و بستهزبان، چشم در هوا میگردانید، و راه فرا هیچکس نمیدانست مگر با ما.
هر گه که چنان کسی بیمار گردد و کسی آن کس را زیارت کند، همچنان باشد که مرا زیارت کرده باشد که ما را با این شکستهدلان کارهاست که با مطیعان و عابدان نیست.»
روضة المُذنبين و جنة المشتاقين
شيخ احمد جام نامقي
( ه.ق٤٤٠ - ٥٣٦)
🔶️🔸️@third_script
گفتم «از ورطه عشقت، به صبوری به درآیم»
باز میبینم و دریا، نه پدید است کرانش
عهد ما با تو نه عهدی، که تغیر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش
سعدی
🔶🔸@third_script
باز میبینم و دریا، نه پدید است کرانش
عهد ما با تو نه عهدی، که تغیر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش
سعدی
🔶🔸@third_script
"دوربین" مثلِ قَلَمه، این قَلَم میتونه دستِ کسی باشه که باهاش خریدهایِ روزانهاش رو بنویسه و یا میتونه دستِ "بودلر" باشه که باهاش شعر بِگه..."
عباس كيارستمى
عکس: عباس کیارستمی
در حالِ عکاسی از طبیعت
عکاس: عباس عطار
(۹ فروردین ۱۳۲۳ – ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
عباس كيارستمى
عکس: عباس کیارستمی
در حالِ عکاسی از طبیعت
عکاس: عباس عطار
(۹ فروردین ۱۳۲۳ – ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
هرکسی در درونِ خویش یک هستهی نبوغ دارد که همان نطفهی رسالتِ زندگیِ اوست، اگر توفیق یافت که آن را بیابد و بشکفاند، به زندگیِ تمام دست یافته است، مهم نیست که در چه درجهای از درجاتِ اجتماعی باشد.
«زندگیِ تمام» آن است که هرکسی پیمانهی خود را پُر کند؛ چه دراز عمر باشد و چه کوتاه عمر، چه برجسته و چه گمنام.
روزها
محمدعلی اسلامی نُدوشَن
(۳ شهریور ۱۳۰۳ – ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱)
🔶️🔸️@third_script
«زندگیِ تمام» آن است که هرکسی پیمانهی خود را پُر کند؛ چه دراز عمر باشد و چه کوتاه عمر، چه برجسته و چه گمنام.
روزها
محمدعلی اسلامی نُدوشَن
(۳ شهریور ۱۳۰۳ – ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱)
🔶️🔸️@third_script
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق...
حافظ
محمدعلی اسلامی نُدوشَن
(۳ شهریور ۱۳۰۳ – ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱)
🔶️🔸️@third_script
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق...
حافظ
محمدعلی اسلامی نُدوشَن
(۳ شهریور ۱۳۰۳ – ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱)
🔶️🔸️@third_script
تا کِی ای جان اثرِ وصلِ تو نتوان دیدن؟
که ندارد دلِ من طاقتِ هجران دیدن...
سعدی
Longing, 1900
By Heinrich Vogeler
🔶️🔸️@third_script
که ندارد دلِ من طاقتِ هجران دیدن...
سعدی
Longing, 1900
By Heinrich Vogeler
🔶️🔸️@third_script
روز
با کلماتِ روشن حرف میزند
عصر
با کلماتِ مبهم
شب
سخن نمیگوید، حکم میکند...
شمس لنگرودی
🔶️🔸️@third_script
با کلماتِ روشن حرف میزند
عصر
با کلماتِ مبهم
شب
سخن نمیگوید، حکم میکند...
شمس لنگرودی
🔶️🔸️@third_script
❤1
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود، و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشدهای داشت
آنها غرابت این لفظ گنگ را
با لکهی درشت سیاهی
در مشقهای خود تصویر میکردند.
فروغ فرخزاد
🔶️🔸️@third_script
خورشید مرده بود، و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشدهای داشت
آنها غرابت این لفظ گنگ را
با لکهی درشت سیاهی
در مشقهای خود تصویر میکردند.
فروغ فرخزاد
🔶️🔸️@third_script
❤1
گویند ز مرگ در جهان نیست بَتَر
والله فراق، ثم بالله فراق...
عبدالله رازی
(۱۲۷۳– ۲۳ اردیبهشت ۱۳۳۴ )
🔶️🔸️@third_script
والله فراق، ثم بالله فراق...
عبدالله رازی
(۱۲۷۳– ۲۳ اردیبهشت ۱۳۳۴ )
🔶️🔸️@third_script
سودای عشق از زیرکی جهان بهتر ارزد، و دیوانگی عشق بر همه علتها افزون آید.
هر که عشق ندارد، مجنون و بیحاصل است.
هر که عاشق نیست، خودبین و پُرکین باشد، و خودرای بود؛ عاشقی بیخودی و بیراهی باشد. دریغا، همه جهان و جهانیان کاشکی عاشق بودندی تا همه زنده و با درد بودندی!
عاشق شدن آیین چو من شیداییست
ای هر که نه عاشقست او خودرایی ست
در عالم پیر هر کجا برناییست
عاشق بادا که عشق خوش سوداییست
تمهیدات
عینالقضات همدانی
🔶️🔸️@third_script
هر که عشق ندارد، مجنون و بیحاصل است.
هر که عاشق نیست، خودبین و پُرکین باشد، و خودرای بود؛ عاشقی بیخودی و بیراهی باشد. دریغا، همه جهان و جهانیان کاشکی عاشق بودندی تا همه زنده و با درد بودندی!
عاشق شدن آیین چو من شیداییست
ای هر که نه عاشقست او خودرایی ست
در عالم پیر هر کجا برناییست
عاشق بادا که عشق خوش سوداییست
تمهیدات
عینالقضات همدانی
🔶️🔸️@third_script
❤1
گریه نکن خواهرم.
در خانهات درختی خواهد رویید
و درختهایی در شهرت
و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را
به درخت دیگر خواهد رسانید
و درختها از باد خواهند پرسید:
در راه که میآمدی سحر را ندیدی.؟!
سووشون
سیمینتاج دانشور
(۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ – ۱۸ اسفند ۱۳۹۰)
🔶️🔸️@third_script
در خانهات درختی خواهد رویید
و درختهایی در شهرت
و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را
به درخت دیگر خواهد رسانید
و درختها از باد خواهند پرسید:
در راه که میآمدی سحر را ندیدی.؟!
سووشون
سیمینتاج دانشور
(۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ – ۱۸ اسفند ۱۳۹۰)
🔶️🔸️@third_script
❤1
دلم در دستِ او گیر است
خودم از دستِ او دلگیر
عجب دنیای بیرحمی
دلم گیر است و دلگیرم...
حسین منزوی
Storm Prelude
(Preludio de tempesta), c. 1880.
By Antoni Fabrès
🔶️🔸️@third_script
خودم از دستِ او دلگیر
عجب دنیای بیرحمی
دلم گیر است و دلگیرم...
حسین منزوی
Storm Prelude
(Preludio de tempesta), c. 1880.
By Antoni Fabrès
🔶️🔸️@third_script
به ناگهان در يافتم
که بر يال هوا میرانم
و درکلمه ذوب می شوم
و پا بر رکاب تو دارم
و اين سنگ
آن صدای عظيم است
که از قلبم
در ابتدای کلمه از قلبم فوران کرده است...
هوشنگ آزادیور
( ۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
که بر يال هوا میرانم
و درکلمه ذوب می شوم
و پا بر رکاب تو دارم
و اين سنگ
آن صدای عظيم است
که از قلبم
در ابتدای کلمه از قلبم فوران کرده است...
هوشنگ آزادیور
( ۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
ای_ آهو
بگردنم بیاویز و
آرامم کن
به شکل همین زخم شکفتهی بوسههات
که می_نگذارَدَم و
باز
دوستش میدارم....
هوشنگ آزادیور
(۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
از مرگنامههای کتابِ
«پنج آواز برای ذوالجناح»۱۳۵۰
🔶️🔸️@third_script
بگردنم بیاویز و
آرامم کن
به شکل همین زخم شکفتهی بوسههات
که می_نگذارَدَم و
باز
دوستش میدارم....
هوشنگ آزادیور
(۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
از مرگنامههای کتابِ
«پنج آواز برای ذوالجناح»۱۳۵۰
🔶️🔸️@third_script
میگذرم از هالههات
با سبزترین پیراهنم
و کلاه از سر میگیرم
برای مژههای نمناکت...
هوشنگ آزادیور
(۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
با سبزترین پیراهنم
و کلاه از سر میگیرم
برای مژههای نمناکت...
هوشنگ آزادیور
(۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
بنشین به سلام و
بارگیر از تنورهی دل
و بچرخ مثل فرفره
تا نبینندت
خو کردهای به خاك...
هوشنگ آزادیور
(۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
بارگیر از تنورهی دل
و بچرخ مثل فرفره
تا نبینندت
خو کردهای به خاك...
هوشنگ آزادیور
(۲۳ اسفند ۱۳۲۱ - ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)
🔶️🔸️@third_script
...«کسی اینجاست؟
هلا!
من با شمایم، های!
میپرسم کسی اینجاست؟
کسی اینجا پیام آورد؟
نگاهی یا که لبخندی؟
فشارِ گرم دستِ دوستمانندی؟»...
م-امید
چاووشی
دفتر زمستان
فروردینماه ۱۳۳۵ - تهران
🔶️🔸️@third_script
هلا!
من با شمایم، های!
میپرسم کسی اینجاست؟
کسی اینجا پیام آورد؟
نگاهی یا که لبخندی؟
فشارِ گرم دستِ دوستمانندی؟»...
م-امید
چاووشی
دفتر زمستان
فروردینماه ۱۳۳۵ - تهران
🔶️🔸️@third_script
چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بیسروسامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی...
رهی معیری
(۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ –۲۴ آبان ۱۳۴۷)
🔶️🔸️@third_script
چون باد سحرگاهم در بیسروسامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی...
رهی معیری
(۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ –۲۴ آبان ۱۳۴۷)
🔶️🔸️@third_script
❤1