Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
سخن بر وفقِ طبعِ مستمع گوی
اگر خواهی که دارد با تو میلی

هر آن عاقل که با مجنون نشیند
نگوید جز حدیث روی لیلی

سعدی
🔶️🔸️@third_script
گرفت عرصه‌ی عالَم جمالِ طلعتِ دوست
به هر کجا که روَم آن جمال می‌نگرم

به رغمِ فلسفیان بشنو این دقیقه ز من
که غایبی تو و هرگز نرفتی از نظرم

ادیب نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود. برای یکدسته آدمهای بی‌حیا، پُر رو، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود - برای کسانیکه به‌فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک‌تکه لثه دم می‌جنبانید گدائی می‌کردند و تملق می‌گفتند.


بوف‌کور
صادق هدایت
(۲۸ بهمنِ ۱۲۸۱ – ۱۹ فروردینِ ۱۳۳۰)
🔶️🔸️@third_script
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اکنون
میزبان: سروش صحت
مهمان: رشید کاکاوند
تهیه کننده و کارگردان: محمدرضا رضائیان
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عطر عود
هایده
(۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۳۰ دی ۱۳۶۸)
ترانه‌سرا: هما میرافشار
آهنگساز: محمد حیدری
تنظیم: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
Atre Oud
Hayedeh
عطر عود
هایده
(۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۳۰ دی ۱۳۶۸)
ترانه‌سرا: هما میرافشار
آهنگساز: محمد حیدری
تنظیم: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
بهار می‌گذرد مهرگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز مِی نچشید

🔶️🔸️@third_script
1
بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد

منکر مباش بنگر اندر عصای موسی
یک لحظه آن عصا بد یک لحظه اژدها شد

چون اژدهاست قالب لب را نهاده بر لب
کو خورد عالمی را وانگه همان عصا شد

گرچه ز ما نهان شد در عالمی روان شد
تا نیستش نخوانی گر از نظر جدا شد

هر حالتی چو تیرست اندر کمان قالب
رو در نشانه جویش گر از کمان رها شد

گرچه صدف ز ساحل قطره ربود و گم شد
در بحر جوید او را غواص کاشنا شد

مولانا
🔶🔸@third_script
در انتظار، چشم‌ها آینده‌ای نیامدنی را می‌کاود... چشم از نگاه کردن و ندیدن خاموش می‌شود، دلش سرد می‌شود اما باز نگاه می‌کند... در انتظار همیشه یک عامل ناشناخته وجود دارد، نمی‌دانیم چیست، باید زمانی رخ بنماید، شاید لبخند مرگ باشد، شاید دست دوست باشد...

روزها در راه
شاهرخ مِسکوب
(۲۰ دی ۱۳۰۴ – ۲۳ فروردین ۱۳۸۴)
🔶️🔸️@third_script
سائلی پرسید از آن شوریده حال
گفت اگر نام مِهین ذوالجلال

می‌شناسی بازگوی ای مردِ نیک
گفت نانست این بنتوان گفت لیک

مرد گفتش احمقی و بی‌قرار
کِی بود نام مِهین، نان شرم دار

گفت در قحط نشابور ای عجب
می‌گذشتم گرسِنه چل روز و شب

نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز

من بدانستم که نان نام مهینست
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست

از پی نان نیستت چون سگ قرار
حق چو رزقت می‌دهد توحق گزار

حق چو رزقت داد و کارت کرد راست
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست

عطار
مصیبت نامه
[ ۲۵ فروردین روز بزرگداشت فریدالدین محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (۱۱۴۶م/۵۴۰ق – ۱۲۲۱م/۶۱۸ق) است ]
🔶️🔸️@third_script
1
MARIO VARGAS LLOSA
(28 March 1936 – 13 April 2025)
🔶️🔸️@third_script
محمدعلی بهمنی
(۲۷ فروردین ۱۳۲۱ – ۹ شهریور ۱۴۰۳)
🔶️🔸️@third_script
1
قاصدک
می‌خواد بیاد
می‌خواد نیاد
به جهنم اگه ما رُ نمی‌خواد
دیگه خوب شناختمش، شناختمش
می‌دونی
من خودم اونُ ساختمش
حالا هم
خودم خرابش می‌کنم
از تو رویاها
جوابش می‌کنم...


محمدعلی بهمنی
(۲۷ فروردین ۱۳۲۱ – ۹ شهریور ۱۴۰۳)
🔶️🔸️@third_script
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Griff Bonnell: Last time I killed a man was 10 years ago, a boy. He was no good like your brother but he was still a boy and I killed him. I could have made a crippling shot but I didn't. Did you ever see a dead boy's eyes in the sky? Threw his gun in the west. You know why I hate to get into fights? I can't miss. Am I talking too much? In my heart I've always asked forgiveness before I kill just like an Indian asking for forgiveness from an animal before the slaughter. You can't ask after you kill, it's too late then.

Forty Guns 1957
writer & Director:
Samuel Fuller
🔶🔸@third_script
غافل کند از کوتهی عمر شکایت
شب در نظر مردم بیدار بلندست

صائب تبریزی
🔶️🔸️@third_script
1
چه کنی تو قصدِ ملکی که به تاختن نیرزد؟
چه شوی تو گرمِ وادی که شناختن نیرزد؟

مکن آشنایی ای دل به کسی، که نزد دانا
دو سه روز آشنایی به شناختن نیرزد

شود اَر جهان مُسخّر چو سِکندرم سراسر
ننهم بنای قصری که به ساختن نیرزد

شوم اَر چو شمع روشن به بساط زندگانی
-به خدا- که روشنایی به گداختن نیرزد

همه گوش شو تو «مخفی!» ز من این ترانه بشنو
که به غیر ساز سینه به نواختن نیرزد...

زیب‌النساء بیگم

زب‌النسا یا زیب‌النسا مخفی
(۱۵ فوریه ۱۶۳۸–۲۶ مه ۱۷۰۲)
یک شاهدخت گورکانی و فرزند ارشد امپراتور اورنگ‌زیب و همسر ارشد وی دلرس بانو بیگم بود. او یکی از خوشنویسان هند و از شاعران سبک هندی و تصوف بود و با تخلص «مخفی» شعر می‌سرود و از تبار ازبک بود.
🔶️🔸️@third_script
در آینه چهره‌ام را نگاه می‌کنم
آرام آرام چهره‌ام پیر می‌شود
از پنجره زمین را نگاه می‌کنم
خیس است و ساکت.
بر تن لباس می‌کنم، به کوچه می‌آیم
از نخستین عابر که در باران بدون چتر می‌دود
می‌پرسم
شما عبورِ بهار را در این کوچه ندیدید؟


احمدرضا احمدی
🔶️🔸️@third_script
رها
همچو پرنده‌ای در باد
می‌چرخم در هوایت
شاید باز هم
به تیر نگاهت دچار شوم
شاید...

فرهاد خیاط‌پور باغبان
🔶🔸@third_script
1
خوابم چه سبک،
ابر نیایش چه بلند!
و چه زیبا بوته‌ی زیست،
و چه تنها من...

سهراب سپهری
(۱۵ مهر ۱۳۰۷ – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹)
🔶️🔸️@third_script
1