تنها کلمهها میتوانند
سکوت را
زندانی کنند
و کلیدش را
به دست جملهای بسپارند
که ابتدایش تو آمدی و
من دگرگون شدم...
کوروش همهخانی
(زاده ۸ فروردین ۱۳۴۱ - کرمانشاه)
🔶️🔸️@third_script
سکوت را
زندانی کنند
و کلیدش را
به دست جملهای بسپارند
که ابتدایش تو آمدی و
من دگرگون شدم...
کوروش همهخانی
(زاده ۸ فروردین ۱۳۴۱ - کرمانشاه)
🔶️🔸️@third_script
و گفت:
آن راه که به بهشت میرود نزدیک است،
و راه که به خدای میشود دور است.
نوشته بر دریا
از میراث عرفانی
ابوالحسن خرقانی
محمدرضا شفیعی کدکنی
🔶️🔸️@third_script
آن راه که به بهشت میرود نزدیک است،
و راه که به خدای میشود دور است.
نوشته بر دریا
از میراث عرفانی
ابوالحسن خرقانی
محمدرضا شفیعی کدکنی
🔶️🔸️@third_script
Audio
و تو هم روزی پير میشوی
اما من
پير تر از اين نخواهم شد
در لحظهای از عمرم متوقف شدم
منتظرم بيايی
و از برابر من بگذری
زيبا
پير شده
آراسته به نوری
که از تاريکی من
دريغ کردهای...
شمس لنگرودی
🔶️🔸️@third_script
اما من
پير تر از اين نخواهم شد
در لحظهای از عمرم متوقف شدم
منتظرم بيايی
و از برابر من بگذری
زيبا
پير شده
آراسته به نوری
که از تاريکی من
دريغ کردهای...
شمس لنگرودی
🔶️🔸️@third_script
❤1
سخن بر وفقِ طبعِ مستمع گوی
اگر خواهی که دارد با تو میلی
هر آن عاقل که با مجنون نشیند
نگوید جز حدیث روی لیلی
سعدی
🔶️🔸️@third_script
اگر خواهی که دارد با تو میلی
هر آن عاقل که با مجنون نشیند
نگوید جز حدیث روی لیلی
سعدی
🔶️🔸️@third_script
گرفت عرصهی عالَم جمالِ طلعتِ دوست
به هر کجا که روَم آن جمال مینگرم
به رغمِ فلسفیان بشنو این دقیقه ز من
که غایبی تو و هرگز نرفتی از نظرم
ادیب نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
به هر کجا که روَم آن جمال مینگرم
به رغمِ فلسفیان بشنو این دقیقه ز من
که غایبی تو و هرگز نرفتی از نظرم
ادیب نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
حس میکردم که این دنیا برای من نبود. برای یکدسته آدمهای بیحیا، پُر رو، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود - برای کسانیکه بهفراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یکتکه لثه دم میجنبانید گدائی میکردند و تملق میگفتند.
بوفکور
صادق هدایت
(۲۸ بهمنِ ۱۲۸۱ – ۱۹ فروردینِ ۱۳۳۰)
🔶️🔸️@third_script
بوفکور
صادق هدایت
(۲۸ بهمنِ ۱۲۸۱ – ۱۹ فروردینِ ۱۳۳۰)
🔶️🔸️@third_script
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عطر عود
هایده
(۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۳۰ دی ۱۳۶۸)
ترانهسرا: هما میرافشار
آهنگساز: محمد حیدری
تنظیم: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
هایده
(۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۳۰ دی ۱۳۶۸)
ترانهسرا: هما میرافشار
آهنگساز: محمد حیدری
تنظیم: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
Atre Oud
Hayedeh
عطر عود
هایده
(۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۳۰ دی ۱۳۶۸)
ترانهسرا: هما میرافشار
آهنگساز: محمد حیدری
تنظیم: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
هایده
(۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۳۰ دی ۱۳۶۸)
ترانهسرا: هما میرافشار
آهنگساز: محمد حیدری
تنظیم: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد
منکر مباش بنگر اندر عصای موسی
یک لحظه آن عصا بد یک لحظه اژدها شد
چون اژدهاست قالب لب را نهاده بر لب
کو خورد عالمی را وانگه همان عصا شد
گرچه ز ما نهان شد در عالمی روان شد
تا نیستش نخوانی گر از نظر جدا شد
هر حالتی چو تیرست اندر کمان قالب
رو در نشانه جویش گر از کمان رها شد
گرچه صدف ز ساحل قطره ربود و گم شد
در بحر جوید او را غواص کاشنا شد
مولانا
🔶🔸@third_script
یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد
منکر مباش بنگر اندر عصای موسی
یک لحظه آن عصا بد یک لحظه اژدها شد
چون اژدهاست قالب لب را نهاده بر لب
کو خورد عالمی را وانگه همان عصا شد
گرچه ز ما نهان شد در عالمی روان شد
تا نیستش نخوانی گر از نظر جدا شد
هر حالتی چو تیرست اندر کمان قالب
رو در نشانه جویش گر از کمان رها شد
گرچه صدف ز ساحل قطره ربود و گم شد
در بحر جوید او را غواص کاشنا شد
مولانا
🔶🔸@third_script
در انتظار، چشمها آیندهای نیامدنی را میکاود... چشم از نگاه کردن و ندیدن خاموش میشود، دلش سرد میشود اما باز نگاه میکند... در انتظار همیشه یک عامل ناشناخته وجود دارد، نمیدانیم چیست، باید زمانی رخ بنماید، شاید لبخند مرگ باشد، شاید دست دوست باشد...
روزها در راه
شاهرخ مِسکوب
(۲۰ دی ۱۳۰۴ – ۲۳ فروردین ۱۳۸۴)
🔶️🔸️@third_script
روزها در راه
شاهرخ مِسکوب
(۲۰ دی ۱۳۰۴ – ۲۳ فروردین ۱۳۸۴)
🔶️🔸️@third_script
سائلی پرسید از آن شوریده حال
گفت اگر نام مِهین ذوالجلال
میشناسی بازگوی ای مردِ نیک
گفت نانست این بنتوان گفت لیک
مرد گفتش احمقی و بیقرار
کِی بود نام مِهین، نان شرم دار
گفت در قحط نشابور ای عجب
میگذشتم گرسِنه چل روز و شب
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که نان نام مهینست
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست
از پی نان نیستت چون سگ قرار
حق چو رزقت میدهد توحق گزار
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
عطار
مصیبت نامه
[ ۲۵ فروردین روز بزرگداشت فریدالدین محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (۱۱۴۶م/۵۴۰ق – ۱۲۲۱م/۶۱۸ق) است ]
🔶️🔸️@third_script
گفت اگر نام مِهین ذوالجلال
میشناسی بازگوی ای مردِ نیک
گفت نانست این بنتوان گفت لیک
مرد گفتش احمقی و بیقرار
کِی بود نام مِهین، نان شرم دار
گفت در قحط نشابور ای عجب
میگذشتم گرسِنه چل روز و شب
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که نان نام مهینست
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست
از پی نان نیستت چون سگ قرار
حق چو رزقت میدهد توحق گزار
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
عطار
مصیبت نامه
[ ۲۵ فروردین روز بزرگداشت فریدالدین محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (۱۱۴۶م/۵۴۰ق – ۱۲۲۱م/۶۱۸ق) است ]
🔶️🔸️@third_script
❤1