«تنها محبت است که کهنه نمیشود. همه چیز طراوتِ خودش را از دست میدهد. تازگیِ همه چیز به کهنهگی و پوسیدگی میگراید. زیباترین چهرهها زیرِ چروکهای پیری دفن میشود. گردِ تیرهی پیری، درخشندهترین چشمها را از لوندی و فطانت میاندازد. ولی محبت... نه!»
بخشی از داستان «بیهودگی»
احمد محمود
[ ۴ دی ۱۳۱۰ – ۱۲ مهر ۱۳۸۱ ]
🔶️🔸️@third_script
بخشی از داستان «بیهودگی»
احمد محمود
[ ۴ دی ۱۳۱۰ – ۱۲ مهر ۱۳۸۱ ]
🔶️🔸️@third_script
❤1
جدایی زَهرِ خود را
اندک اندک میکُند ظاهر
که گردد تلخ در مینا
گلاب، آهسته آهسته
سَرایی را که صاحب نیست
ویرانی است معمارش
دلِ بی عشق میگردد
خراب، آهسته آهسته...
صائب تبریزی
🔶️🔸️@third_script
اندک اندک میکُند ظاهر
که گردد تلخ در مینا
گلاب، آهسته آهسته
سَرایی را که صاحب نیست
ویرانی است معمارش
دلِ بی عشق میگردد
خراب، آهسته آهسته...
صائب تبریزی
🔶️🔸️@third_script
❤1
آری آدمیان به آینهها شبیهند.
آینهی زنگار بسته تو را کدر نشان میدهد، و آینهی ترکخورده تو را شکسته، و آینهی صیقلین یا موّاج تو را صاف یا معوج.
و این جز آنست که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگار بسته.
من گاهی آینهی دق بودهام، و گاهی به تلنگری ترک برداشتهام. من گاهی به کلی خرد شدهام، و در هزار تکهی من هزار تصویر خرد شما پیدا بود.
طومار شیخ شرزین
بهرام بیضایی
(۵ دیماه ۱۳۱۷)
🔶️🔸️@third_script
آینهی زنگار بسته تو را کدر نشان میدهد، و آینهی ترکخورده تو را شکسته، و آینهی صیقلین یا موّاج تو را صاف یا معوج.
و این جز آنست که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگار بسته.
من گاهی آینهی دق بودهام، و گاهی به تلنگری ترک برداشتهام. من گاهی به کلی خرد شدهام، و در هزار تکهی من هزار تصویر خرد شما پیدا بود.
طومار شیخ شرزین
بهرام بیضایی
(۵ دیماه ۱۳۱۷)
🔶️🔸️@third_script
❤1
درختی سبز را بُبرید مَردی
برو بگذشت ناگه اهل دَردی
چنین گفت او که این شاخِ برومند
که بُبریدند ازو این لحظه پیوند
از آن ترّست و تازه بر سرِ راه
که این دم زین بریدن نیست آگاه
هنوزش نیست آگاهی ز آزار
شود یک هفتهٔ دیگر خبردار...
عطار
الهی نامه
🔶️🔸️@third_script
برو بگذشت ناگه اهل دَردی
چنین گفت او که این شاخِ برومند
که بُبریدند ازو این لحظه پیوند
از آن ترّست و تازه بر سرِ راه
که این دم زین بریدن نیست آگاه
هنوزش نیست آگاهی ز آزار
شود یک هفتهٔ دیگر خبردار...
عطار
الهی نامه
🔶️🔸️@third_script
👍1
یکی پرسید از آن شوریده ایام
که تو چه دوست داری؟ گفت: دشنام
که هر چیزی که دیگر میدهندم
بجز دشنام منّت مینهندم...
عطار
اسرارنامه
🔶️🔸️@third_script
که تو چه دوست داری؟ گفت: دشنام
که هر چیزی که دیگر میدهندم
بجز دشنام منّت مینهندم...
عطار
اسرارنامه
🔶️🔸️@third_script
👍1
من از تو میمردم
اما تو زندگانی من بودی...
فروغالزمان فرّخزاد
(۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
🔶️🔸️@third_script
اما تو زندگانی من بودی...
فروغالزمان فرّخزاد
(۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
🔶️🔸️@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای آرزوی دیده بینا چگونهای
وی مونس دلِ تنها چگونهای
از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدی
باری یکی بگوی که آنجا چگونهای
دُرّ است صورت تو و دریاست چشمِ من
ای دُرّ دور مانده ز دریا چگونهای
دل هدیه تو کردم، آن را نخواستی
جان تحفه میفرستم این را چگونهای
ای نورِ چشمِ مهر و گلِ بوستانِ حسن
ما بیتو در همیم تو بیما چگونهای
از وصلِ تو که نیست دریغا در آتشم
در هجرِ من که هست مبادا چگونهای
ما خود جهان گرفتیم از پیش عاشقی
در سلسله تو ای دل شیدا چگونهای
سید حسن غزنوی
اکنون
میزبان: سروش صحت
مهمان: رشید کاکاوند
تهیه کننده و کارگردان: محمدرضا رضائیان
🔶️🔸️@third_script
وی مونس دلِ تنها چگونهای
از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدی
باری یکی بگوی که آنجا چگونهای
دُرّ است صورت تو و دریاست چشمِ من
ای دُرّ دور مانده ز دریا چگونهای
دل هدیه تو کردم، آن را نخواستی
جان تحفه میفرستم این را چگونهای
ای نورِ چشمِ مهر و گلِ بوستانِ حسن
ما بیتو در همیم تو بیما چگونهای
از وصلِ تو که نیست دریغا در آتشم
در هجرِ من که هست مبادا چگونهای
ما خود جهان گرفتیم از پیش عاشقی
در سلسله تو ای دل شیدا چگونهای
سید حسن غزنوی
اکنون
میزبان: سروش صحت
مهمان: رشید کاکاوند
تهیه کننده و کارگردان: محمدرضا رضائیان
🔶️🔸️@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سریال امام علی
نویسنده: حسین پناهی
کارگردان: داوود میرباقری
بازیگران: ویشکا آسایش، کریم اکبری مبارکه
🔶️🔸️@third_script
نویسنده: حسین پناهی
کارگردان: داوود میرباقری
بازیگران: ویشکا آسایش، کریم اکبری مبارکه
🔶️🔸️@third_script
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن
ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن
سایه دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی
متخلص به "شهریار"
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶️🔸️@third_script
گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن
ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن
سایه دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی
متخلص به "شهریار"
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶️🔸️@third_script
گر ز هجرِ تو کمر راست کنم بار دگر
غیر بار غمِ عشقت نکِشم بار دگر
به شبِ هجرِ تو در خلوتِ غوغایی دل
نپذیرم به جز از یادِ رُخت یاد دگر...
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی
متخلص به "شهریار"
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶️🔸️@third_script
غیر بار غمِ عشقت نکِشم بار دگر
به شبِ هجرِ تو در خلوتِ غوغایی دل
نپذیرم به جز از یادِ رُخت یاد دگر...
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی
متخلص به "شهریار"
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶️🔸️@third_script
❤1
آنجا که بِه شمشیرِ جفایِ تو بِمیرم
بُگذار بِه امّیدِ وفایِ تو بِمیرم
بیمارِ غمِ عِشقم وُ بهبود نیابم
الّا که بِه درد وُ بِه دوایِ تو بِمیرم
در هر نفسم جان بِه هوایِ تو زند بال
تا هر دمی ای جان بِه هوایِ تو بِمیرم
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی
متخلص به "شهریار"
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶️🔸️@third_script
بُگذار بِه امّیدِ وفایِ تو بِمیرم
بیمارِ غمِ عِشقم وُ بهبود نیابم
الّا که بِه درد وُ بِه دوایِ تو بِمیرم
در هر نفسم جان بِه هوایِ تو زند بال
تا هر دمی ای جان بِه هوایِ تو بِمیرم
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی
متخلص به "شهریار"
(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶️🔸️@third_script
❤1
شنیده بودم که عشق هستی میبخشد ولی نمیدانستم که اول میکشد، اول آدم را از هزاران دهلیز شکنجه و عذاب که گویا لازمه ثبوت عشق است میگذراند و بعد از آنکه گواهینامه قبولی از آزمایش را به دستش داد به او میگوید: منتظر باش، خبرت خواهم کرد! او گویا این نکته را خوب دریافته است که عشق چیزی جز همان انتظار نیست.
سیندخت
علیمحمد افغانی
(زاده ۱۱ دی ۱۳۰۳ کرمانشاه)
🔶️🔸️@third_script
سیندخت
علیمحمد افغانی
(زاده ۱۱ دی ۱۳۰۳ کرمانشاه)
🔶️🔸️@third_script
ولی آدم پخته، آدمی که غرایز خود را زیر فرمان دارد و نتیجتا کمتر دستخوش تمایلات افزونخواهانه میشود، خیلی زود خواهشهایش را با خواستهای جمع همآهنگ میسازد
سیندخت
علیمحمد افغانی
(زاده ۱۱ دی ۱۳۰۳ کرمانشاه)
🔶️🔸️@third_script
سیندخت
علیمحمد افغانی
(زاده ۱۱ دی ۱۳۰۳ کرمانشاه)
🔶️🔸️@third_script
❤1
انسان عاشق
تنها
وقتی همهی خدایان غایب شوند
ظاهر خواهد شد...
سید ضیا موحّد
(زاده ۱۲ دی ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
تنها
وقتی همهی خدایان غایب شوند
ظاهر خواهد شد...
سید ضیا موحّد
(زاده ۱۲ دی ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
❤1
سر بر زانو
و زانو در بغل
نشستهام
پشت بر دیوار این کاروان سرا
و گوشم آکنده است
از زنگ کاروان سیاه
که ماه را
منزل به منزل
به دروازهی خواب میبرد.
سید ضیا موحّد
(زاده ۱۲ دی ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
و زانو در بغل
نشستهام
پشت بر دیوار این کاروان سرا
و گوشم آکنده است
از زنگ کاروان سیاه
که ماه را
منزل به منزل
به دروازهی خواب میبرد.
سید ضیا موحّد
(زاده ۱۲ دی ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
❤1
اگر دیگر سخنی باشد با واژههاست
و فصلی بلند
که «تو» را از «من» جدا نوشته است
صدای «تو» صدای «من» نیست
و عطر بید مشگها را
گلهای یخ نمیشنوند
دستهای تو با من نیست
چشمهای تو با من نیست
و روزها مرا ورق میزنند
و بادها مرا می خوانند....
سید ضیا موحّد
(زاده ۱۲ دی ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
و فصلی بلند
که «تو» را از «من» جدا نوشته است
صدای «تو» صدای «من» نیست
و عطر بید مشگها را
گلهای یخ نمیشنوند
دستهای تو با من نیست
چشمهای تو با من نیست
و روزها مرا ورق میزنند
و بادها مرا می خوانند....
سید ضیا موحّد
(زاده ۱۲ دی ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
❤1