جز من شوریده را كه چاره نیست
بایدم تا زندهام در درد زیست
عاشقم من ، عاشقم من ، عاشقم
عاشقی را لازم آید درد و غم
راست گویند این كه: من دیوانهام
در پی اوهام یا افسانهام
زان كه بر ضد جهان گویم سخن
یا جهان دیوانه باشد یا كه من...
نیما یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
🔶️🔸️@third_script
بایدم تا زندهام در درد زیست
عاشقم من ، عاشقم من ، عاشقم
عاشقی را لازم آید درد و غم
راست گویند این كه: من دیوانهام
در پی اوهام یا افسانهام
زان كه بر ضد جهان گویم سخن
یا جهان دیوانه باشد یا كه من...
نیما یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
🔶️🔸️@third_script
❤1
گویند به دل غمش نیندوخته بِه
از آتشِ عشق دیده بردوخته بِه
من حکمت این ندانم، اما دانم
در ظلمتِ راه شمع افروخته بِه
نیما یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
از آتشِ عشق دیده بردوخته بِه
من حکمت این ندانم، اما دانم
در ظلمتِ راه شمع افروخته بِه
نیما یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
❤1
نه دل مفتون دلبندی
نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی
نه بر لبهای من آهی
نه جان بینصیبم را
پیامی از دلارامی
نه شام بیفروغم را
نشانی از سحرگاهی...
رهی معیری
(۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ – ۲۴ آبان ۱۳۴۷)
🔶️🔸️@third_script
نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی
نه بر لبهای من آهی
نه جان بینصیبم را
پیامی از دلارامی
نه شام بیفروغم را
نشانی از سحرگاهی...
رهی معیری
(۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ – ۲۴ آبان ۱۳۴۷)
🔶️🔸️@third_script
❤1
آفتاب را دوست دارم؛
به خاطرِ پیراهنت
روی طنابِ رخت.
باران را،
اگر میبارد
بر چترِ آبی تو.
و چون تو نماز خواندهای،
خداپرست شدهام.
بیژن نجدی
( ۲۴ آبان ۱۳۲۰ - ۴ شهریور ۱۳۷۶)
🔶️🔸️@third_script
به خاطرِ پیراهنت
روی طنابِ رخت.
باران را،
اگر میبارد
بر چترِ آبی تو.
و چون تو نماز خواندهای،
خداپرست شدهام.
بیژن نجدی
( ۲۴ آبان ۱۳۲۰ - ۴ شهریور ۱۳۷۶)
🔶️🔸️@third_script
❤1
بگو که مست کدامین شراب ناب شدی
که بی ملاحظه روی سرم خراب شدی
تو از میان تمام زنان روی زمین
برای کشتن این مرد ، انتخاب شدی...
حامد ابراهیمپور
( ۲۴ آبان ۱۳۵۸ )
🔶️🔸️@third_script
که بی ملاحظه روی سرم خراب شدی
تو از میان تمام زنان روی زمین
برای کشتن این مرد ، انتخاب شدی...
حامد ابراهیمپور
( ۲۴ آبان ۱۳۵۸ )
🔶️🔸️@third_script
❤1
تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!
به پایان گرچه نزدیک است دیگر داستان من
تو را چون زخمهای دیگرم در یاد خواهم داشت
مرا از یاد خواهی بُرد بانوی جوانِ من...
حامد ابراهیمپور
( ۲۴ آبان ۱۳۵۸ )
🔶️🔸️@third_script
به پایان گرچه نزدیک است دیگر داستان من
تو را چون زخمهای دیگرم در یاد خواهم داشت
مرا از یاد خواهی بُرد بانوی جوانِ من...
حامد ابراهیمپور
( ۲۴ آبان ۱۳۵۸ )
🔶️🔸️@third_script
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تنهات یافتم!
هر یکی به چیزی مشغول، و بدان خوش دل و خرسند.
بعضی روحی بودند، به روح خود، مشغول بودند.
بعضی به عقل خود، بعضی به نفس خود.
تو را بیکس یافتم! همه یاران، رفتند به سوی مطلوبان! تنهات، رها کردند!
من، یار بییارانم...
#شمس_تبریزی
🔶️🔸️@third_script
هر یکی به چیزی مشغول، و بدان خوش دل و خرسند.
بعضی روحی بودند، به روح خود، مشغول بودند.
بعضی به عقل خود، بعضی به نفس خود.
تو را بیکس یافتم! همه یاران، رفتند به سوی مطلوبان! تنهات، رها کردند!
من، یار بییارانم...
#شمس_تبریزی
🔶️🔸️@third_script
❤1
به انتظار نبودی ز انتظار چه دانی ؟
تو بيقراری دلهای بيقرار ، چه دانی ؟
نه عاشقی که بسوزی، نه بيدلی که بسازی
تو مست باده نازی ، از اين دو کار ، چه دانی ؟
رحیم معینی کرمانشاهی
( ۱۵ بهمن ۱۳۰۱– ۲۶ آبان ۱۳۹۴)
🔶️🔸️@third_script
تو بيقراری دلهای بيقرار ، چه دانی ؟
نه عاشقی که بسوزی، نه بيدلی که بسازی
تو مست باده نازی ، از اين دو کار ، چه دانی ؟
رحیم معینی کرمانشاهی
( ۱۵ بهمن ۱۳۰۱– ۲۶ آبان ۱۳۹۴)
🔶️🔸️@third_script
❤1
نمیگویی و میسوزی
نمیجویی و میخواهی
به باطن تشنهی عشق و به ظاهر غرق حاشایی
درون سوز و برون آرا
زبان خاموش و دل گویا
برون خاکستر سرد و درون آتش سراپایی
رحیم معینی کرمانشاهی
( ۱۵ بهمن ۱۳۰۱– ۲۶ آبان ۱۳۹۴)
🔶️🔸️@third_script
نمیجویی و میخواهی
به باطن تشنهی عشق و به ظاهر غرق حاشایی
درون سوز و برون آرا
زبان خاموش و دل گویا
برون خاکستر سرد و درون آتش سراپایی
رحیم معینی کرمانشاهی
( ۱۵ بهمن ۱۳۰۱– ۲۶ آبان ۱۳۹۴)
🔶️🔸️@third_script
❤1
ماذا عن الليل الذي بداخلك
هل هناك بدر يضيئه؟
با شبِ درونت چه میکنی؟
ماهتابی هست
که بتابد بر تو..؟
به فارسی
حمید حجازی
#عربیات
Johan Christian Claussen Dahl
A cloud and landscape study by moonlight, 1822.
#painting
🔶️🔸️@third_script
هل هناك بدر يضيئه؟
با شبِ درونت چه میکنی؟
ماهتابی هست
که بتابد بر تو..؟
به فارسی
حمید حجازی
#عربیات
Johan Christian Claussen Dahl
A cloud and landscape study by moonlight, 1822.
#painting
🔶️🔸️@third_script
❤1
«شب است و چهرهٔ میهن سیاهه
نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بیقراره
برادر شعلهواره
برادر دشت سینهاش لالهزاره
شب و دریای خوفانگیز و توفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که همرزم و همزنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی»
اصلان اصلانیان
( ۱۳۲۴– ۲۶ آبان ۱۳۹۷)
اصلان اصلانیان شاعر ایرانی و از زندانیان سیاسی پیش از انقلاب ایران بود. او شاعر قطعهٔ شبزدهاست که در قالب آلبوم «چاوش ۲» با آهنگسازی محمدرضا لطفی و خوانندگی محمدرضا شجریان منتشر شد. اصلانیان این شعر را در رثای امیرپرویز پویان سروده است.
🔶️🔸️@third_script
نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بیقراره
برادر شعلهواره
برادر دشت سینهاش لالهزاره
شب و دریای خوفانگیز و توفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که همرزم و همزنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی»
اصلان اصلانیان
( ۱۳۲۴– ۲۶ آبان ۱۳۹۷)
اصلان اصلانیان شاعر ایرانی و از زندانیان سیاسی پیش از انقلاب ایران بود. او شاعر قطعهٔ شبزدهاست که در قالب آلبوم «چاوش ۲» با آهنگسازی محمدرضا لطفی و خوانندگی محمدرضا شجریان منتشر شد. اصلانیان این شعر را در رثای امیرپرویز پویان سروده است.
🔶️🔸️@third_script
❤1