Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
تو از قبیله‌ی شعری‌
من خویشاوندت هستم‌
و پشتم از تو گرم است‌
و پشتم از تو که می‌دانی گرم است‌

طاهره صفّارزاده
(۲۷ آبان ۱۳۱۵ - ۴ آبان ۱۳۸۷)
🔶️🔸️@third_script
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتِ باريدنِ باران
‌ ‌ای دوست؛
‌ ‌هر کسی تنهاست
‌ ‌توی تنهایی
‌ ‌پسری را باران شاعر کرد
‌ ‌دختری را گرياند.

‌ ‌پشت اين پنجره من می‌شنوم
‌ ‌ريزشِ باران
‌ ‌تنهايی را می‌گويد.

‌ ‌وقتِ باريدنِ باران بود
‌ ‌که کسِ را از مرزِ باد با خود آورد
‌ ‌وقتِ باريدنِ باران بود
‌ ‌که جوانی لاغر ظاهر شد در کوچه
‌ ‌و زنی نادم شد
‌ ‌وقتِ باريدنِ باران بود...

‌‌هوشنگ چالنگی
۲۹ مرداد ۱۳۱۹ – ۲ آبان ۱۴۰۰
🔶️🔸️@third_script
1
باید به دلم رها شدن یاد دهم
باران شدن و هوا شدن یاد دهم
از دست شما کمی تَرَک بردارم
آنگاه به او جدا شدن یاد دهم

غلامحسن اولاد
(۶ آبان ۱۳۲۹ – ۵ فروردین ۱۳۹۶)
🔶️🔸️@third_script
1
از خوابِ پرنده کاش می‌شد بپرم
دل را به هوای آسمان‌ها ببرم
بیدار شدن دوباره یادم می‌داد
یکبار اگر به سنگ می‌خورد سرم

غلامحسن اولاد
(۶ آبان ۱۳۲۹ – ۵ فروردین ۱۳۹۶)
🔶️🔸️@third_script
1
Audio
پرویز پورحسینی
(دکتر ندیمی)
سریال شب دهم
کارگردان: حسن فتحی
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرویز پورحسینی
(دکتر ندیمی)
سریال شب دهم
کارگردان: حسن فتحی
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سریال شب دهم
کارگردان: حسن فتحی
#سکانس
🔶️🔸️@third_script
👍1
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچ‌کس باور نداشت!

خوب می دانم که "تنهایی" مرا دق می‌دهد
عشق هم در چنته‌اش چیزی از این بهتر نداشت!

آنقدر می‌ترسم از بی‌رحمی پاییز که
ترس من را روز پایانی شهریور نداشت!

زندگی ظرف بلوری بود کنج خانه‌ام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!

حال من، حال گل سرخی‌ست در چنگ مغول
هیچ‌کس حالی شبیه من به جز "قیصر" نداشت!

قیصر امین‌پور
(۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – ۸ آبان ۱۳۸۶)

🔶️🔸️@third_script
1
سال‌ها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره‌ی عشق
چه ها می‌خواهی‌‌...

قیصر امین‌پور
(۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – ۸ آبان ۱۳۸۶)
🔶️🔸️@third_script
1
من می‌گویم شاید روزی که خدا تکلم را آفرید و بین مردم تقسیم کرد، پرتو تکلم، به جای زبان به چشم‌های تو رسید. شاید از بازیگوشی یک فرشتهٔ مأمور، شاید هم از کوتاهی یا اشتباه آسمان بود یا خطای ناگزیر طبیعت. هرچه هست جای دوری نرفته، چشم‌های تو جبران همه‌چیز است. چراغانی جشنِ پُرشکوه چشم‌های تو، جای خالی هر کمبودی را پُر می‌کند.

قیصر امین‌ پور
گفت‌وگوهای بی‌گفتگو و چند یادداشت دیگر

این کتاب شامل پنج نامه از قیصر امین‌پور به خواهر ناشنوایش و چند یادداشت از زمان سردبیری در مجلهٔ سروش نوجوان که با عنوان حرف‌های خودمانی در بعضی از شماره‌های مجله به چاپ رسیده است.

🔶️🔸️@third_script
1
ناز گر از گوشه ی ابروی توست،
دلرباست
دام گر از حلقه ی گیسوی توست،
جان گشاست
رهگذرش چون شکنِ موی توست،
مشک‌ساست
کافری از عشق تو ایمان بوَد،
زان بوَد
هرکه نه راهش به سر کوی توست،
بر خطاست
زاغ کند غلغله یا عندلیب
ای حبیب
هر که دمش گرمِ هیاهوی توست،
خوش‌نواست
مرغ دل از شوق تو دارد مدام
شوق دام
راهزنش گر خم گیسوی توست،
رهنماست
گر بروی، ای بت زیبای من،
وای من
دل ز مقیمان سر کوی توست،
پا به جاست

مهدی الهی قمشه‌ای
🔶️🔸️@third_script
1
نقل است که بایزید در استغراق* چنان بود که مریدی داشت که بیست سال در خدمت او به سر برده بود و هر وقت که شیخ او را طلب داشتی از او پرسیدی که نام تو چیست.
روزی آن مرید گفت که من بیست سال است که از ملازمان توام. هر نوبتی که مرا می‌بینی از نام من می‌پرسی؛ این چراست؟
گفت: ای پسر، همچنان که دست او همه دست‌ها فروبسته است، نامِ او آمده است و همه‌ی نام‌ها از دلِ من بیرون برده است.

تا حلقه بندگیت در گوشم شد
جز نامِ تو نام‌ها فراموشم شد

*استغراق: توجه کامل سالک به گفتن ذکر چنان‌که از خود بیخود شود، مقام بیخودی و فنا.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶🔸@third_script
1
و شب‌هنگام
چون جرم سایه‌ها
در هرم تیرگی
تبخیر می‌شدیم

در پرسه‌های شبان‌گاهی
بر جاده‌های پرت مه‌آلود
چون برگ‌های مرده‌ی پاییز
دنبال یک‌دیگر
زنجیر می‌شدیم
در زیر پای ره‌گذر مست لحظه‌ها
تسلیم می‌شدیم، لگدکوب می‌شدیم
نابود می‌شدیم

با اشک‌های‌مان
تهمت به جاودانه‌گی درد می‌زدیم
با دردهای‌مان
بهتان به عشق
بیگانه‌گی رسالت ما بود.


نصرت رحمانی
🔶️🔸️@third_script
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شب دهم

اکرم محمدی
ثریا قاسمی
کارگردان: حسن فتحی
🔶️🔸️@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نخستین باده کاندر جام کردند
ز چشم مست ساقی وام کردند

فخرالدین عراقی

محمد اصفهانی
شهریار فریوسفی
ساز و آواز ماهور
🔶️🔸️@third_script
1
اگر
بودن و نبودنت
با هم فرقی نداره
بهتره که نباشی...

نجیب محفوظ

#عربیات
🔶️🔸️@third_script
1
از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند.
چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند. میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند.
آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند.
سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند.
کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند.
بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند. راحت‌تر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی‌انگیزانند
و شریفترین افراد اداره می‌کنند.

آندره مالرو
🔶️🔸️@third_script
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیه‌های زمینی
فربد
فیلمنامه و کارگردانی:
علی عسگری
علیرضا خاتمی
🔶️🔸️@third_script