ببین که من چگونه به دنیا میآیم
از ابتدای ِ جسم
ببین که من چگونه زمان را
که خطی محدود است
در چشمهایم وسعت میدهم
ببین که من چگونه خانههای پوسیدهی ِ تکرار را
پشت ِ سر میگذارم
و به اَصلی ، واصِل میشوم
که در انتهای صمیمیت ِ پرواز
قرار دارد...
فریدون فرخزاد
(۱۵ مهر ۱۳۱۵ − ۱۶ مرداد ۱۳۷۱)
🔶️🔸️@third_script
از ابتدای ِ جسم
ببین که من چگونه زمان را
که خطی محدود است
در چشمهایم وسعت میدهم
ببین که من چگونه خانههای پوسیدهی ِ تکرار را
پشت ِ سر میگذارم
و به اَصلی ، واصِل میشوم
که در انتهای صمیمیت ِ پرواز
قرار دارد...
فریدون فرخزاد
(۱۵ مهر ۱۳۱۵ − ۱۶ مرداد ۱۳۷۱)
🔶️🔸️@third_script
❤1
اگر به نامههای «میم» جواب داده بودم همهچیز عوض میشد، دست کم، سرنوشت من. میخواستم همهی کارهایم را بکنم و سر فرصت به دنبال او بروم. میخواستم اول دنیا را عوض کنم. کتابهایم را بنویسم. اسم و رسم به هم بزنم، برنده شوم و بعد، با دستهای پر، به دنبال «میم» بروم. خبر نداشتم که عشق منتظر آدمها نمی ماند و خط بطلان روی آنها که حسابگر و ترسو و جاهطلباند میکشد.
گلی ترقی
جایی دیگر
🔶️🔸️@third_script
گلی ترقی
جایی دیگر
🔶️🔸️@third_script
❤1
از خودم میپرسم
چرا گذشته را فراموش نمیکند؟
چرا نمیفهمد؟
چرا نمیبخشد؟
چرا ندارد.
بعضی زخمها هستند که جوش نمیخورند.
مزمن میشوند
و با گذشت زمان عمیقتر میشوند.
دو دنیا
گلی ترقی
🔶️🔸️@third_script
چرا گذشته را فراموش نمیکند؟
چرا نمیفهمد؟
چرا نمیبخشد؟
چرا ندارد.
بعضی زخمها هستند که جوش نمیخورند.
مزمن میشوند
و با گذشت زمان عمیقتر میشوند.
دو دنیا
گلی ترقی
🔶️🔸️@third_script
❤1
ما کاشفانِ کوچههای بُن بستیم
حرفهای خستهای داریم...
گروس عبدالملکیان
(زادهٔ ۱۸ مهر ۱۳۵۹)
🔶️🔸️@third_script
حرفهای خستهای داریم...
گروس عبدالملکیان
(زادهٔ ۱۸ مهر ۱۳۵۹)
🔶️🔸️@third_script
دلم تا برایت تنگ میشود؛
نه شعر میخوانم،
نه ترانه گوش میدهم،
نه حرفهایمان را تکرار میکنم.
دلم تا برایت تنگ میشود؛
مینشینم
اسمت را
مینویسم
مینویسم
مینویسم
بعد میگویم:
این همه او
پس دلتنگی چرا...
گروس عبدالملکیان
(زادهٔ ۱۸ مهر ۱۳۵۹)
🔶️🔸️@third_script
نه شعر میخوانم،
نه ترانه گوش میدهم،
نه حرفهایمان را تکرار میکنم.
دلم تا برایت تنگ میشود؛
مینشینم
اسمت را
مینویسم
مینویسم
مینویسم
بعد میگویم:
این همه او
پس دلتنگی چرا...
گروس عبدالملکیان
(زادهٔ ۱۸ مهر ۱۳۵۹)
🔶️🔸️@third_script
❤1
در گوشهی این اتاقِ تاریک
یک باغ نشسته است بیدار
از دوست ندیده جز مذلت
از غیر کشیده رنجِ بسیار
بر بام بلندِ ابرهایش
خورشید نمیشود پدیدار...
فریدون فرخزاد
(۱۵ مهر ۱۳۱۵ − ۱۶ مرداد ۱۳۷۱)
🔶️🔸️@third_script
یک باغ نشسته است بیدار
از دوست ندیده جز مذلت
از غیر کشیده رنجِ بسیار
بر بام بلندِ ابرهایش
خورشید نمیشود پدیدار...
فریدون فرخزاد
(۱۵ مهر ۱۳۱۵ − ۱۶ مرداد ۱۳۷۱)
🔶️🔸️@third_script
❤1
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود
طالب لعل و گهر نیست و گر نه خورشید
همچنان در عمل معدن و کان است که بود
حافظ
خط:
غلام حسین امیرخانی
بیستم مهرماه
روز بزرگداشت #حافظ
خجسته باد
🔶️🔸️@third_script
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود
طالب لعل و گهر نیست و گر نه خورشید
همچنان در عمل معدن و کان است که بود
حافظ
خط:
غلام حسین امیرخانی
بیستم مهرماه
روز بزرگداشت #حافظ
خجسته باد
🔶️🔸️@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Pierrot le Fou
1965
Directed by Jean-Luc Godard
Stars:
Jean-Paul Belmondo
Anna Karina
#سکانس
🔶️🔸️@third_script
1965
Directed by Jean-Luc Godard
Stars:
Jean-Paul Belmondo
Anna Karina
#سکانس
🔶️🔸️@third_script
❤1
آخِر دلِ من ز غصه خون خواهد شد
وز روزنهی دیده برون خواهد شد
با این افقِ تیره خدا داند و بس
کاین مملکتِ خراب، چون خواهد شد...
میرزا محمد فرخی یزدی
(۱۲۶۸ خورشیدی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸)
🔶️🔸️@third_script
وز روزنهی دیده برون خواهد شد
با این افقِ تیره خدا داند و بس
کاین مملکتِ خراب، چون خواهد شد...
میرزا محمد فرخی یزدی
(۱۲۶۸ خورشیدی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸)
🔶️🔸️@third_script
❤1