Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
شبیه باران شده بود
جانم
آنچنان زلال
که عشق
به مرحبا گفتنم
دست‌افشان می‌کرد...

#حمیدحجازی

The Rain.
Bronze and glass by Nazar Bilyk, Ukraine
🔶️🔸️@third_script
1
به فقیهی راضی مشو.
گو زیادت خواهم.
از صوفی‌ای زیادت،
از عارفی زیادت،
هر چه پیشت آید، از آن زیادت.
از آسمان زیادت.
می‌گویند هر چه در همه عالم هست،
در آدمی هست...

شمس تبریزی
مقالات

۷ مهر روز بزرگداشت شمس‌ تبریزی

Rabindranath in the role of 'blind singer', 1916
#painting by
Abanindranath Tagore
🔶️🔸️@third_script
1
چون خود را به دست آوردی،
خوش می‌رو!
اگر کسی دیگر را یابی،
دست به گردنِ او درآور
و اگر کسی دیگر نیابی،
دست به گردنِ خویشتن درآور...

‎شمس تبریزی
🔶️🔸️@third_script
1
بعضی را
گشایش بوَد در رفتن،
بعضی را گشایش بوَد در آمدن.
هُش‌دار و نیکو ببین
که این گشایشِ تو
در رفتن است یا در آمدن...

شمس تبریزی
هفتم مهرماه
روز بزرگداشت شمس‌الدین محمد تبریزی
🔶️🔸️@third_script
1
فرمود که هر که محبوب است خوب است.
و لا یَنعَکِس: لازم نیست که هر که خوب باشد، محبوب باشد. خوبی جزوِ محبوبی‌ست و محبوبی اصل است. چون محبوبی باشد، البته خوبی باشد.
جزوِ چیزی از کُلَّش جدا نباشد و ملازم کُل است.

مقالات #مولانا
هشتم مهرماه
روز بزرگداشت مولوی
🔶️🔸️@third_script
1
ما را با آن کس که اتصّال باشد، دم به دم با وی در سخنیم و یگانه و متصّلیم - در خموشی و غیبت و حضور. بل‌که در جنگ هم به همیم و آمیخته‌ایم: اگر چه مُشت بر همدگر می‌زنیم، با وی در سخنیم و یگانه و متصلیم. آن را مشت مبین! در آن مشت مویز باشد، باور نمی‌کنی..؟


مقالات #مولانا
هشتم مهرماه
روز بزرگداشت مولوی
🔶️🔸️@third_script
👍1
روزی ز سَرِ سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پَر و بال بياراست

بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی زمین زيرِ پَرِ ماست

بـر اوج فلک چون بِپَرم از نظـر تــيز
می‌بينم اگر ذره‌ای اندر ته درياست

گر بر سَرِ خـاشاک يکی پشه بجُنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظرِ ماست

بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخِ جفا پيشه چه برخاست

ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضا و قدَر انداخت بر او راست

بـر بـالِ عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز
وز ابر مَر او را به سوی خاک فرو کاست

بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پَرِ خويش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجب است اينکه ز چوب است و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدن ز کجا خاست؟

چون نیک نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست...

#ناصر_خسرو
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥1
من آن صدای خسته‌ام
که در گلو شکسته‌ام
نمی‌رسم به گوشِ تو
امیدِ پای بسته.ام
نه زآسمان شوَم غمین
نه شِکوه دارم از زمین
که بوده سرنوشت من
به راه زندگی چنین...


مَهدُخت مُخبِر
(۱۲ مهر ۱۳۲۲ رشت – ۷ آبان ۱۳۹۸ تهران)
🔶️🔸️@third_script
1
تنها محبت است که کهنه نمی‌شود. همه‌ چیز طراوت خودش را از دست می‌دهد. تازگیِ همه چیز به کهنگی و پوسیدگی می‌گراید. زیباترین چهره‌ها زیر چروک‌های پیری دفن می‌شود. گرد تیره‌ی پیری، درخشنده‌ترین چشم‌ها را از لوندی و فطانت می‌اندازد... ولی محبت... نه!

بیهودگی
احمد محمود
(۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران)
🔶️🔸️@third_script
1
احمد محمود
(۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران)
🔶️🔸️@third_script
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش‌هایی از فیلم «تنگنا»
ساخته‌ی امیر نادری
با صدای فریدون فروغی

شعر: فرهاد شیبانی
موسیقی و تنظیم: اسفندیار منفردزاده
🔶️🔸️@third_script
سهراب سپهری
( ۱۵مهر ۱۳۰۷ – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹)
🔶️🔸️@third_script
1
ببین که من چگونه به دنیا می‌آیم
از ابتدای ِ جسم
ببین که من چگونه زمان را
که خطی محدود است
در چشمهایم وسعت می‌دهم
ببین که من چگونه خانه‌های پوسیده‌ی ِ تکرار را
پشت ِ سر می‌گذارم
و به اَصلی ، واصِل می‌شوم
که در انتهای صمیمیت ِ پرواز
قرار دارد...

فریدون فرخزاد
(۱۵ مهر ۱۳۱۵ − ۱۶ مرداد ۱۳۷۱)
🔶️🔸️@third_script
1
Audio
سریال مختار

عباس امیری مقدم:
(عامر بن مسعود)

مصطفی طاری:
(عمرو بن حُرَیث)

#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سریال مختار

عباس امیری مقدم:
(عامر بن مسعود)

مصطفی طاری:
(عمرو بن حُرَیث)

#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
گلی ترقّی
(زاده ۱۷ مهر ۱۳۱۸)
🔶️🔸️@third_script
اگر به نامه‌های «میم» جواب داده بودم همه‌چیز عوض می‌شد، دست کم، سرنوشت من. می‌خواستم همه‌ی کارهایم را بکنم و سر فرصت به دنبال او بروم. می‌خواستم اول دنیا را عوض کنم. کتاب‌هایم را بنویسم. اسم و رسم به هم بزنم، برنده شوم و بعد، با دست‌های پر، به دنبال «میم» بروم. خبر نداشتم که عشق منتظر آدم‌ها نمی ماند و خط بطلان روی آن‌ها که حسابگر و ترسو و جاه‌طلب‌اند می‌کشد.

گلی ترقی
جایی دیگر
🔶️🔸️@third_script
1