آنوقتها دل من چشمه زلالی بود، حالا چاهی که جنازهای ته آن افتاده، جنازه امید به رستگاری انسان، امیدی که آنوقتها زنده بود.
روزها در راه
شاهرخ مسکوب
🔶️🔸️@third_script
روزها در راه
شاهرخ مسکوب
🔶️🔸️@third_script
و عشق
تنها عشق
مرا به وسعتِ اندوهِ زندگی بُرد
مرا رساند
به امکانِ یک پرنده شدن...
سهراب سپهری
Photo by Ly Hoang Long
🔶️🔸️@third_script
تنها عشق
مرا به وسعتِ اندوهِ زندگی بُرد
مرا رساند
به امکانِ یک پرنده شدن...
سهراب سپهری
Photo by Ly Hoang Long
🔶️🔸️@third_script
زمین
باران را صدا میزَنَد
من «تو» را...
سهراب سپهری
Along Shinobazu Pond in the Rain, 1880.
Painting by Kobayashi Kiyochika
(1847-1915)
🔶️🔸️@third_script
باران را صدا میزَنَد
من «تو» را...
سهراب سپهری
Along Shinobazu Pond in the Rain, 1880.
Painting by Kobayashi Kiyochika
(1847-1915)
🔶️🔸️@third_script
دختر، اینطور به من نگاه نکن!
این چشمهای تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.
گفتم: این خبط شما آرزوی من است.
چشمهایش
سید مجتبی آقابزرگ علوی
(۱۳ بهمن ۱۲۸۳– ۲۸ بهمن ۱۳۷۵)
🔶️🔸️@third_script
این چشمهای تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.
گفتم: این خبط شما آرزوی من است.
چشمهایش
سید مجتبی آقابزرگ علوی
(۱۳ بهمن ۱۲۸۳– ۲۸ بهمن ۱۳۷۵)
🔶️🔸️@third_script
ای کاش چو پروانه پری داشته باشم
تا گاه به کویت گذری داشته باشم
گر دولت دیدار تو درخانه ندارم
ای کاش که در رهگذری داشته باشم
از فیض حضور تو اگر دورم و محروم
از دور به رویت نظری داشته باشم
گویند که یار دگری جوی و ندانند
بایست که قلب دگری داشته باشم
تاریک شبی گشت شب و روز جوانی
ای کاش امیدسحری داشته باشم
عماد خراسانی
(۱۳۰۰ - ۲۸ بهمن ۱۳۸۲)
🔶️🔸️@third_script
تا گاه به کویت گذری داشته باشم
گر دولت دیدار تو درخانه ندارم
ای کاش که در رهگذری داشته باشم
از فیض حضور تو اگر دورم و محروم
از دور به رویت نظری داشته باشم
گویند که یار دگری جوی و ندانند
بایست که قلب دگری داشته باشم
تاریک شبی گشت شب و روز جوانی
ای کاش امیدسحری داشته باشم
عماد خراسانی
(۱۳۰۰ - ۲۸ بهمن ۱۳۸۲)
🔶️🔸️@third_script
گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
آتش به جای آب ز چشمم فشاند و رفت
آمد چو باد و مضطربم کرد همچو برق
وز آتشم زبانه به گردون رساند و رفت
برخاستم که دست دعایی برآورم
دشنام داد و راه دگر کرد و راند و رفت
از پی دویدمش که عنان گیریی کنم
افراشت تازیانه و مرکب جهاند و رفت
وحشی نشد نصیبم ازو تازیانهای
چشمم به حسرت از پی او بازماند و رفت
وحشی بافقی
🔶️🔸️@third_script
آتش به جای آب ز چشمم فشاند و رفت
آمد چو باد و مضطربم کرد همچو برق
وز آتشم زبانه به گردون رساند و رفت
برخاستم که دست دعایی برآورم
دشنام داد و راه دگر کرد و راند و رفت
از پی دویدمش که عنان گیریی کنم
افراشت تازیانه و مرکب جهاند و رفت
وحشی نشد نصیبم ازو تازیانهای
چشمم به حسرت از پی او بازماند و رفت
وحشی بافقی
🔶️🔸️@third_script
من آن درختِ زمستانی
بر آستانِ بهارانم
که جز به طعنه نمیخندد،
شکوفه بر تنِ عریانم
ز نوشخندِ سحرگاهان
خبر چگونه توانم داشت
منی که در شبِ بی پایان،
گواهِ گریهی بارانم
شکوهِ سبز بهاران را،
بَرین کرانه نخواهم دید
که رنگِ زرد خزان دارد،
همیشه خاطرِ ویرانم...
کجاست بادِ سحرگاهان ،
که در صفای پس از باران
کند به یادِ تو ، ای ایران!
به بوی خاکِ تو مهمانم...
نادر نادرپور
(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)
🔶️🔸️@third_script
بر آستانِ بهارانم
که جز به طعنه نمیخندد،
شکوفه بر تنِ عریانم
ز نوشخندِ سحرگاهان
خبر چگونه توانم داشت
منی که در شبِ بی پایان،
گواهِ گریهی بارانم
شکوهِ سبز بهاران را،
بَرین کرانه نخواهم دید
که رنگِ زرد خزان دارد،
همیشه خاطرِ ویرانم...
کجاست بادِ سحرگاهان ،
که در صفای پس از باران
کند به یادِ تو ، ای ایران!
به بوی خاکِ تو مهمانم...
نادر نادرپور
(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)
🔶️🔸️@third_script
دستهای تو تصمیمم بود
باید
میگرفتم و دور میشدم...
شمس لنگرودی
Hands, 1930s.
Atelier von Behr
🔶️🔸️@third_script
باید
میگرفتم و دور میشدم...
شمس لنگرودی
Hands, 1930s.
Atelier von Behr
🔶️🔸️@third_script
از کدام مسیر
از کدام راه
بیایم
که نگاهت آنجا
منتظرم باشد..؟
Interior with Cityscape
#painting by Elmer Bischoff
1969
Oil on canvas
🔶️🔸️@third_script
از کدام راه
بیایم
که نگاهت آنجا
منتظرم باشد..؟
Interior with Cityscape
#painting by Elmer Bischoff
1969
Oil on canvas
🔶️🔸️@third_script
اگه من خواستم روزی درباره کسی قضاوت کنم او را با چیزی که در قلبش داره قضاوت میکنم نه با کارهایی که مجبوره بکنه و میکنه...
دل کور
اسماعیل فصیح
(۲ اسفند ۱۳۱۳ - ۲۵ تیر ۱۳۸۸)
🔶️🔸️@third_script
دل کور
اسماعیل فصیح
(۲ اسفند ۱۳۱۳ - ۲۵ تیر ۱۳۸۸)
🔶️🔸️@third_script