یک چند به گیر و دار بگذشت مرا
یک چند در انتظار بگذشت مرا
باقی همه صَرفِ حسرتِ روی تو شد
بنگر به چه روزگار بگذشت مرا...
نیما یوشیج
🔶️🔸️@third_script
یک چند در انتظار بگذشت مرا
باقی همه صَرفِ حسرتِ روی تو شد
بنگر به چه روزگار بگذشت مرا...
نیما یوشیج
🔶️🔸️@third_script
دشواری خَلق از دو چیز است:
پیش از وقت میخواهند
و بیش از روزی...
مجموعه رسائل فارسی
خواجه عبدالله انصاری
🔶️🔸️@third_script
پیش از وقت میخواهند
و بیش از روزی...
مجموعه رسائل فارسی
خواجه عبدالله انصاری
🔶️🔸️@third_script
زندگی بی عشق گر باشد؛ لبی بیخنده است
بر لب بیخنده باید جای خندیدن گریست...
قیصر امینپور
🔶️🔸️@third_script
بر لب بیخنده باید جای خندیدن گریست...
قیصر امینپور
🔶️🔸️@third_script
زندگیام چون خوابِ پروانه کوتاه بود
پَرپَر میزدم و هلهله میکردم
و آزادی
مرا به نام کوچکم صدا میزد...
بکتاش آبتین
(۲۵ آذر ۱۳۵۳ – ۱۸ دی ۱۴۰۰)
🔶️🔸️@third_script
پَرپَر میزدم و هلهله میکردم
و آزادی
مرا به نام کوچکم صدا میزد...
بکتاش آبتین
(۲۵ آذر ۱۳۵۳ – ۱۸ دی ۱۴۰۰)
🔶️🔸️@third_script
از بس که شعر گفتن، شد مبتذل در این عهد
لب بستن است اکنـون، مضمـون تازه بستن
#صائب_تبریزی
🔶️🔸️@third_script
لب بستن است اکنـون، مضمـون تازه بستن
#صائب_تبریزی
🔶️🔸️@third_script
ما اهل حرف،
ما هیاهوی بسیار برای هیچیم،
بلد نیستیم حرمت سکوت را نگه داریم...
مسافرنامه
شاهرخ مِسکوب
(۲۰ دی ۱۳۰۴– ۲۳ فروردین ۱۳۸۴)
🔶️🔸️@third_script
ما هیاهوی بسیار برای هیچیم،
بلد نیستیم حرمت سکوت را نگه داریم...
مسافرنامه
شاهرخ مِسکوب
(۲۰ دی ۱۳۰۴– ۲۳ فروردین ۱۳۸۴)
🔶️🔸️@third_script
گوهر از سنگ است ، ما دُرّ گرانش کردهایم
او چنین بودهاست اوّل، ما چنانش کردهایم
لعلِ زیبای بدخشان پاره سنگی بیش نیست
ما ز غفلت زینتِ تاجِ شهانش کردهایم
فاشتر گویم: عروسِ چرخ جز یک ذرّه نیست
ما بلند آوازه خورشید جهانش کردهایم
سقف زیبای فلک را ، در شب یلدای تار
ما ز نور دیدگان اخترنشانش کردهایم
من نمینالم ز جور آسمان ، زیرا که ما
این کلاه تنگ را ، خود آسمانش کردهایم
هیچ موجودی نبودی تا نشان از ما نبود
هرچه را باشد نشانی ، ما نشانش کردهایم
ایکه گفتی: هست (یغما) را ریا سر تا به پا
از ریا پاک است او ، ما امتحانش کردهایم
حیدر یغما نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
او چنین بودهاست اوّل، ما چنانش کردهایم
لعلِ زیبای بدخشان پاره سنگی بیش نیست
ما ز غفلت زینتِ تاجِ شهانش کردهایم
فاشتر گویم: عروسِ چرخ جز یک ذرّه نیست
ما بلند آوازه خورشید جهانش کردهایم
سقف زیبای فلک را ، در شب یلدای تار
ما ز نور دیدگان اخترنشانش کردهایم
من نمینالم ز جور آسمان ، زیرا که ما
این کلاه تنگ را ، خود آسمانش کردهایم
هیچ موجودی نبودی تا نشان از ما نبود
هرچه را باشد نشانی ، ما نشانش کردهایم
ایکه گفتی: هست (یغما) را ریا سر تا به پا
از ریا پاک است او ، ما امتحانش کردهایم
حیدر یغما نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او جانی برم بیرنگ و بو
او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او جانی برم بیرنگ و بو
او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
#مولانا
🔶️🔸️@third_script