Mohsen Chavoshi Www.Bia2Music136.Com
Mohsen Chavoshi Www.Bia2Music136.Com
پاییز
محسن چاوشی
آهنگساز: محسن چاوشی
تنظیم کننده : اردوان کامکار
از آلبوم سنتوری (۱۳۸۶/۱۳۹۰)
#موسيقی
🔶🔸@third_script
محسن چاوشی
آهنگساز: محسن چاوشی
تنظیم کننده : اردوان کامکار
از آلبوم سنتوری (۱۳۸۶/۱۳۹۰)
#موسيقی
🔶🔸@third_script
👍1
ندانم کجا دیدهام در کتاب
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر، به دیدن چو حور
چو خورشیدش از چهره میتافت نور
فرارفت و گفت: «ای عجب، این تویی!
فرشته نباشد بدین نیکویی!
تو کهاین روی داری به حُسنِ قمر
چرا در جهانی به زشتی سَمَر؟
چرا نقشبندت در ایوانِ شاه
دُژمروی کردهست و زشت و تباه؟»
شنید این سخن بختبرگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو
که «ای نیکبخت! این نه شکلِ من است
ولیکن قلم در کفِ دشمن است»
#سعدی
بوستان.
«بابِ اول: در عدل و تدبیر و رای»
🔶️🔸️@third_script
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر، به دیدن چو حور
چو خورشیدش از چهره میتافت نور
فرارفت و گفت: «ای عجب، این تویی!
فرشته نباشد بدین نیکویی!
تو کهاین روی داری به حُسنِ قمر
چرا در جهانی به زشتی سَمَر؟
چرا نقشبندت در ایوانِ شاه
دُژمروی کردهست و زشت و تباه؟»
شنید این سخن بختبرگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو
که «ای نیکبخت! این نه شکلِ من است
ولیکن قلم در کفِ دشمن است»
#سعدی
بوستان.
«بابِ اول: در عدل و تدبیر و رای»
🔶️🔸️@third_script
❤3
قدیمی ترین عکسی که از مقبره کوروش کبیر در اواخر دوره ی قاجار گرفته شده است.
«سر رابرت کر پورتر»
Sir Robert Ker Porter (1777–1842)
نقاش انگلیسی که در سال ۱۸۱۸ میلادی از پاسارگاد بازدید کرد، اولین کسی است که پی برد بنایی که تا آن روز به نام «مشهد مادر سلیمان» معروف بود، همان آرامگاه کوروش کبیر است.
🔶️🔸️@third_script
«سر رابرت کر پورتر»
Sir Robert Ker Porter (1777–1842)
نقاش انگلیسی که در سال ۱۸۱۸ میلادی از پاسارگاد بازدید کرد، اولین کسی است که پی برد بنایی که تا آن روز به نام «مشهد مادر سلیمان» معروف بود، همان آرامگاه کوروش کبیر است.
🔶️🔸️@third_script
❤3
شنیدم که در وقتِ نَزعِ روان
به هرمز چنین گفت نوشیروان
که «خاطرنگهدارِ درویش باش
نه در بندِ آسایشِ خویش باش
نیاساید اندر دیارِ تو کس
چو آسایشِ خویش جویی و بس
نیاید به نزدیکِ دانا پسند
شبانْ خفته و گرگ در گوسفند
برو پاسِ درویشِ محتاج دار
که شاه از رعیت بُوَد تاجدار
رعیت چو بیخاند و سلطان درخت
درخت، ای پسر، باشد از بیخْ سخت
مکن تا توانی دلِ خلق ریش
وگر میکُنی میکَنی بیخِ خویش»
#سعدی
بوستان
بابِ اول: در عدل و تدبیر و رای
🔶️🔸️@third_script
به هرمز چنین گفت نوشیروان
که «خاطرنگهدارِ درویش باش
نه در بندِ آسایشِ خویش باش
نیاساید اندر دیارِ تو کس
چو آسایشِ خویش جویی و بس
نیاید به نزدیکِ دانا پسند
شبانْ خفته و گرگ در گوسفند
برو پاسِ درویشِ محتاج دار
که شاه از رعیت بُوَد تاجدار
رعیت چو بیخاند و سلطان درخت
درخت، ای پسر، باشد از بیخْ سخت
مکن تا توانی دلِ خلق ریش
وگر میکُنی میکَنی بیخِ خویش»
#سعدی
بوستان
بابِ اول: در عدل و تدبیر و رای
🔶️🔸️@third_script
❤2👏1
کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتم
بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم
نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی
ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم
ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستی
مرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم
تو با عیش و طرب خوش باش، من با ناله و زاری
مرا کان نیست این بهتر، شبت خوش باد من رفتم
مرا چون روزگارِ بَد ز وصل تو جدا افکند
بماندم عاجز و مُضطَر، شبت خوش باد من رفتم
بماندم واله و حیران میان خاک و خون غلتان
دو لب خشک و دو دیده تر ، شبت خوش باد من رفتم
منم امروز بیچاره، ز خان و مانم آواره
نه دل در دست و نه دلبر، شبت خوش باد من رفتم
مرا گویی که: ای عاشق، نه ای وصل مرا لایق
تو را چون نیستم در خور، شبت خوش باد من رفتم
همی گفتم که: ناگاهی، بمیرم در غمِ عشقت
نکردی گفتِ من باور، شبت خوش باد من رفتم
عراقی میسپارد جان و میگوید ز دردِ دل:
کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد من رفتم
فخرالدین عراقی
🔶️🔸️@third_script
بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم
نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی
ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم
ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستی
مرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم
تو با عیش و طرب خوش باش، من با ناله و زاری
مرا کان نیست این بهتر، شبت خوش باد من رفتم
مرا چون روزگارِ بَد ز وصل تو جدا افکند
بماندم عاجز و مُضطَر، شبت خوش باد من رفتم
بماندم واله و حیران میان خاک و خون غلتان
دو لب خشک و دو دیده تر ، شبت خوش باد من رفتم
منم امروز بیچاره، ز خان و مانم آواره
نه دل در دست و نه دلبر، شبت خوش باد من رفتم
مرا گویی که: ای عاشق، نه ای وصل مرا لایق
تو را چون نیستم در خور، شبت خوش باد من رفتم
همی گفتم که: ناگاهی، بمیرم در غمِ عشقت
نکردی گفتِ من باور، شبت خوش باد من رفتم
عراقی میسپارد جان و میگوید ز دردِ دل:
کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد من رفتم
فخرالدین عراقی
🔶️🔸️@third_script
❤2
ای غذای جانِ مَستم نامِ تو
چشم و عقلم روشن از ایّامِ تو
شش جهت از روی من شد همچو زَر
تا بدیدم سیمِ هفت اندامِ تو
گفته بودی کز توام بگرفت دل
من نخواهم در جهان جز کامِ تو
منتظر بنشستهام تا دررسد
از پی جان خواستن پیغامِ تو
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
چشم و عقلم روشن از ایّامِ تو
شش جهت از روی من شد همچو زَر
تا بدیدم سیمِ هفت اندامِ تو
گفته بودی کز توام بگرفت دل
من نخواهم در جهان جز کامِ تو
منتظر بنشستهام تا دررسد
از پی جان خواستن پیغامِ تو
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
❤2❤🔥1
باور کن تو را دوست دارم
صدای مرا نقاشی کن
دلتنگِ توام اندوهِ مرا نقاشی کن
به تو میاندیشم در غم دیگران
پندارِ مرا نقاشی کن
گفتی در خلائی که هوا نیست
نه من تو را میخوانم
نه تو مرا میشناسی
برایم چراغی بیاور
بی نور
چگونه نقاشی کنم؟
محمدابراهیم جعفری
Painting each other, 1890
by Rusiñol and Ramon Casas
#painting
🔶️🔸️@third_script
صدای مرا نقاشی کن
دلتنگِ توام اندوهِ مرا نقاشی کن
به تو میاندیشم در غم دیگران
پندارِ مرا نقاشی کن
گفتی در خلائی که هوا نیست
نه من تو را میخوانم
نه تو مرا میشناسی
برایم چراغی بیاور
بی نور
چگونه نقاشی کنم؟
محمدابراهیم جعفری
Painting each other, 1890
by Rusiñol and Ramon Casas
#painting
🔶️🔸️@third_script
❤2
ای داده طریقِ مهربانی بر باد
مادر همه شیرِ بیوفایی به تو داد
اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
ولی دشت بیاضی
میرزا محمد ولی دشت بیاضی (زاده دشت بیاض) از شاعران بنام سده دهم هجری قمری متخلص به «ولی» است. وی معاصر با شاه طهماسب صفوی، در ایران و هند میزیسته است.
🔶️🔸️@third_script
مادر همه شیرِ بیوفایی به تو داد
اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
ولی دشت بیاضی
میرزا محمد ولی دشت بیاضی (زاده دشت بیاض) از شاعران بنام سده دهم هجری قمری متخلص به «ولی» است. وی معاصر با شاه طهماسب صفوی، در ایران و هند میزیسته است.
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
امروز چنان مستم کز خویش برون جستم
ای یار بِکِش دستم آن جا که تو آن جایی
ای روز چه خوش روزی شمع طرب افروزی
او را برسان روزی جان را و پذیرایی
صبحا نفسی داری سرمایه بیداری
بر خفته دلان بردم انفاس مسیحایی...
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
ای یار بِکِش دستم آن جا که تو آن جایی
ای روز چه خوش روزی شمع طرب افروزی
او را برسان روزی جان را و پذیرایی
صبحا نفسی داری سرمایه بیداری
بر خفته دلان بردم انفاس مسیحایی...
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
❤🔥2
Back To You || CeeNaija.com
Bryan Adams
Back to You
Bryan Adams
Released: December 8, 1997
Songwriter: Bryan Adams, Eliot Kennedy
from the album MTV Unplugged
#music
#lyrics
I've been down - I've been beat
I've been so tired-that I could not speak
I've been so lost thatt I could not see
I wanted things that were out of reach
then I found you and you helped me through
and ya showed me what to do
And that's why I'm comin' back to you...
[Chorus:]
Like a star that guides a ship across the ocean
that's how your love will take me home back to you
And if I wish upon that star - someday I'll be where you are
I know that day is coming soon - ya, I'm coming back to you.
You've been alone, but ya did not show it
You've been in pain, but did not know it
Let me do what I needed to - you were there when I needed you
Mighta let you down, mighta messed you round
but ya never changed your point of view
and that's why I'm comin' back to you...
[Repeat Chorus]
I'm coming back to you
I'm coming back to you
I'm coming back to you
🔶🔸@third_script
Bryan Adams
Released: December 8, 1997
Songwriter: Bryan Adams, Eliot Kennedy
from the album MTV Unplugged
#music
#lyrics
I've been down - I've been beat
I've been so tired-that I could not speak
I've been so lost thatt I could not see
I wanted things that were out of reach
then I found you and you helped me through
and ya showed me what to do
And that's why I'm comin' back to you...
[Chorus:]
Like a star that guides a ship across the ocean
that's how your love will take me home back to you
And if I wish upon that star - someday I'll be where you are
I know that day is coming soon - ya, I'm coming back to you.
You've been alone, but ya did not show it
You've been in pain, but did not know it
Let me do what I needed to - you were there when I needed you
Mighta let you down, mighta messed you round
but ya never changed your point of view
and that's why I'm comin' back to you...
[Repeat Chorus]
I'm coming back to you
I'm coming back to you
I'm coming back to you
🔶🔸@third_script
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Back to You
Bryan Adams
Released: December 8, 1997
Songwriter: Bryan Adams, Eliot Kennedy
from the album MTV Unplugged
#music_video
🔶🔸@third_script
Bryan Adams
Released: December 8, 1997
Songwriter: Bryan Adams, Eliot Kennedy
from the album MTV Unplugged
#music_video
🔶🔸@third_script
❤1
ای دوستتر از جانم زین بیش مَرَنجانم
مَگذر ز وفاداری مگذار برین سانَم
جان بود و دلی ما را دل در سر کارت شد
جان مانده چه فرمایی در پای تو افشانم
من با تو جفا نکنم تو عادت من دانی
با من تو وفا نکنی من طالع خود دانم
با دلشدهٔ مسکین چندین چه کُنی خواری
ای کافرِ سنگیندل آخر نه مسلمانم
بشکست غمت پشتم با این همه عزم آنَست
تا جان بوَدم در تن روی از تو نگردانم...
#انوری
🔶️🔸️@third_script
مَگذر ز وفاداری مگذار برین سانَم
جان بود و دلی ما را دل در سر کارت شد
جان مانده چه فرمایی در پای تو افشانم
من با تو جفا نکنم تو عادت من دانی
با من تو وفا نکنی من طالع خود دانم
با دلشدهٔ مسکین چندین چه کُنی خواری
ای کافرِ سنگیندل آخر نه مسلمانم
بشکست غمت پشتم با این همه عزم آنَست
تا جان بوَدم در تن روی از تو نگردانم...
#انوری
🔶️🔸️@third_script
❤3
حارث محاسبی* را پرسیدند: نفس محبت چیست؟ گفت: همراه کردن دل با خواسته محبوب است.
گفت: مقصود آن است که با محبوب موافق شوی و آنچه را او دوست دارد، دوست بداری و آنچه را او نمیخواهد نخواهی.
* ابوعبدالله حارث ابن اسد محاسبی بصری
(۲۴۳–۱۶۵ ه. ق) او را یکی از بزرگترین مشایخ تصوف قرن سوم نامیدهاند.
عطف الاف المالوف علی اللام المعطوف
ابوالحسن علیبن محمد الدیلمی
(درگذشته ۳۹۱ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
گفت: مقصود آن است که با محبوب موافق شوی و آنچه را او دوست دارد، دوست بداری و آنچه را او نمیخواهد نخواهی.
* ابوعبدالله حارث ابن اسد محاسبی بصری
(۲۴۳–۱۶۵ ه. ق) او را یکی از بزرگترین مشایخ تصوف قرن سوم نامیدهاند.
عطف الاف المالوف علی اللام المعطوف
ابوالحسن علیبن محمد الدیلمی
(درگذشته ۳۹۱ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
❤2🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شيهه
كارگردان: پويا سعيدی
بازيگران: نگار جواهريان، اميرسام موسوی
هادی شيخ الاسلامی
فيلمنامه: نفيسه زارع، عاطفه رضوی
مدير فيلمبرداري: اديب سبحانی
تدوين: عماد خدابخش
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
كارگردان: پويا سعيدی
بازيگران: نگار جواهريان، اميرسام موسوی
هادی شيخ الاسلامی
فيلمنامه: نفيسه زارع، عاطفه رضوی
مدير فيلمبرداري: اديب سبحانی
تدوين: عماد خدابخش
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
👍1
لیلا از بیمهری و بیوفایی شوهرش آزرده است و امیر از بیمهری مادری که به او توجهی ندارد. و حالا این دو راندهشده و زخمخورده، به زیبایی مونسِ هم میشوند و در کنار هم به آرامش میرسند. سرانجام این همنشینی منجر به برونریزی هردو سوی این رابطه میشود.
مواجهه زن با پسر بچه نه فقط مواجهه با یک کودک که فهم جهانِ کودکانه است. جهانی که در آن میتوان احساس رهایی را تجربه کرد. گویی زن در مواجهه با کودکی و جهان خیالیای که با اسبِ اسباب بازیاش ساخته، جهد و جهان کودکی را درون خودش نهادینه میکند تا موقعیت تراژیک خود را به یک امکان رهایی بخش تبدیل کند. شیهه کشیدن او پشت تلفن به جای درگیری لفظی با همسر عصبانیاش آن سوی خط و رقص پایانیاش که رقصی رها و آزاد است نماد این تجربه رهایی بخشی است. گویی او در بلاتکلیفیِ انداختن یا نگه داشتن بچه قرار داشته و رنج این تضاد و دوگانگی را تحمل میکرد حالا به میانجی معاشرت و تعامل با یک کودک به این نتیجه میرسد که نوزادش را نگه دارد و قرص ضد بارداری را دور بیاندازد. در واقع او با تجربه جهان کودکی، تصمیم میگیرد جنیناش را حفظ کند و به کودکی که قرار است به دنیا بیاید بیاندیشد.
پسربچه افراد خانوادهاش را بیسر میکشد (از بس که مادر تاکید کرده از دست او و برادر کوچکش سر ندارد)
لیلا هم مثل امیر کوچولو آن زمان که قادر به بیان احساسش نیست و مثل اسب شیهه میکشد، در مقابل فریادها و فحاشیهای مرد بیوفایش همان عمل امیر را تکرار میکند (شیهه میکشد) و از اجرای آن حس لذت را تجربه میکند.
زنِ فیلم که نگار جواهریان نقش آن را بازی میکند که ترکیبی از جنس بازی او در «تنها دوبار زندگی میکنیم» و «یه حبه قند» است، زن بارداری، در آستانهی جدایی است که به همین دلیل قصد دارد تا جنین خود را سقط کند اما مواجهه او با کودکی در مجتمع مسکونی محل سکونتش، قصه را عوض میکند.
و اما طلاییترین نقطه فیلم همان پایان آن است که در یک شوک نفسگیر کار این حکایت کوتاه را در اوج به پایان میرساند. این بار هم نگار جواهریان علیرغم فرصت کوتاه فیلم، توانسته است به شایستگی ابعاد تازهای از تواناییهایش در حوزه بازیگری حرفهای را به اثبات برساند.
فیلم کوتاه «شیهه» به کارگردانی «پویا سعیدی» و با بازی «نگار جواهریان» از آن دست فیلمهای شاخصی است که حق مطلب یک فیلم کوتاه خوب را ادا کرده است.
ایده، موضوع، اجرا، بازی گرفتن از بچه فیلم، دوربین و...از شیهه یک فیلم کوتاه حرفهای ساخته و پایانبندی غافلگیرانه فیلم نیز اوج داستان است...
مواجهه زن با پسر بچه نه فقط مواجهه با یک کودک که فهم جهانِ کودکانه است. جهانی که در آن میتوان احساس رهایی را تجربه کرد. گویی زن در مواجهه با کودکی و جهان خیالیای که با اسبِ اسباب بازیاش ساخته، جهد و جهان کودکی را درون خودش نهادینه میکند تا موقعیت تراژیک خود را به یک امکان رهایی بخش تبدیل کند. شیهه کشیدن او پشت تلفن به جای درگیری لفظی با همسر عصبانیاش آن سوی خط و رقص پایانیاش که رقصی رها و آزاد است نماد این تجربه رهایی بخشی است. گویی او در بلاتکلیفیِ انداختن یا نگه داشتن بچه قرار داشته و رنج این تضاد و دوگانگی را تحمل میکرد حالا به میانجی معاشرت و تعامل با یک کودک به این نتیجه میرسد که نوزادش را نگه دارد و قرص ضد بارداری را دور بیاندازد. در واقع او با تجربه جهان کودکی، تصمیم میگیرد جنیناش را حفظ کند و به کودکی که قرار است به دنیا بیاید بیاندیشد.
پسربچه افراد خانوادهاش را بیسر میکشد (از بس که مادر تاکید کرده از دست او و برادر کوچکش سر ندارد)
لیلا هم مثل امیر کوچولو آن زمان که قادر به بیان احساسش نیست و مثل اسب شیهه میکشد، در مقابل فریادها و فحاشیهای مرد بیوفایش همان عمل امیر را تکرار میکند (شیهه میکشد) و از اجرای آن حس لذت را تجربه میکند.
زنِ فیلم که نگار جواهریان نقش آن را بازی میکند که ترکیبی از جنس بازی او در «تنها دوبار زندگی میکنیم» و «یه حبه قند» است، زن بارداری، در آستانهی جدایی است که به همین دلیل قصد دارد تا جنین خود را سقط کند اما مواجهه او با کودکی در مجتمع مسکونی محل سکونتش، قصه را عوض میکند.
و اما طلاییترین نقطه فیلم همان پایان آن است که در یک شوک نفسگیر کار این حکایت کوتاه را در اوج به پایان میرساند. این بار هم نگار جواهریان علیرغم فرصت کوتاه فیلم، توانسته است به شایستگی ابعاد تازهای از تواناییهایش در حوزه بازیگری حرفهای را به اثبات برساند.
فیلم کوتاه «شیهه» به کارگردانی «پویا سعیدی» و با بازی «نگار جواهریان» از آن دست فیلمهای شاخصی است که حق مطلب یک فیلم کوتاه خوب را ادا کرده است.
ایده، موضوع، اجرا، بازی گرفتن از بچه فیلم، دوربین و...از شیهه یک فیلم کوتاه حرفهای ساخته و پایانبندی غافلگیرانه فیلم نیز اوج داستان است...
💯2