آب، آب را غرق نمیکند
باد، باد را ویران نمیسازد
خاک، خاک را مدفون نمیکند
آتش، آتش را نمیسوزاند
امّا...
"آدمی"، "آدم" را...
حسن آذری
🔶️🔸️@third_script
باد، باد را ویران نمیسازد
خاک، خاک را مدفون نمیکند
آتش، آتش را نمیسوزاند
امّا...
"آدمی"، "آدم" را...
حسن آذری
🔶️🔸️@third_script
❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Poison (2023)
Writers: wes anderson, roald dahl
Dir: wes anderson
Dev patel
Benedict cumberbatch
Ralph fiennes
Ben kingsley
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
Writers: wes anderson, roald dahl
Dir: wes anderson
Dev patel
Benedict cumberbatch
Ralph fiennes
Ben kingsley
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
👍1
ابراهیم مارستانی را پرسیدند از حرکت به وقت سماع. گفت: شنیدهام که موسی - علیه السلام - اندر بنی اسرائیل قصه میگفت، یکی برخاست و پیراهن درید. خدای تعالی وحی فرستاد به موسی - علیه السلام - که بگو دل بِدَر برای من، نه جامه.
رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2
ای مرغهای طوفان! پروازتان بلند.
آرامش گلولهٔ سربی را
درخون خویشتن
اینگونه عاشقانه پذیرفتید،
اینگونه مهربان.
زآنسوی خواب مرداب، آوازتان بلند.
میخواهم از نسیم بپرسم:
بیجزر و مدّ قلب شما،
آه،
دریا چگونه میتپد امروز؟
ای مرغهای طوفان! پروازتان بلند.
دیدارتان: ترنم بودن؛
بدرودتان: شکوه سرودن؛
تاریختان بلند و سرافراز:
آنسان که گشت نام سر دار
زآن یار باستانی همرازتان بلند.
#شفیعی_کدکنی
(زادهٔ ۱۹ مهر ۱۳۱۸)
آیینهای برای صداها
دفتر در کوچهباغهای نشابور
🔶️🔸️@third_script
آرامش گلولهٔ سربی را
درخون خویشتن
اینگونه عاشقانه پذیرفتید،
اینگونه مهربان.
زآنسوی خواب مرداب، آوازتان بلند.
میخواهم از نسیم بپرسم:
بیجزر و مدّ قلب شما،
آه،
دریا چگونه میتپد امروز؟
ای مرغهای طوفان! پروازتان بلند.
دیدارتان: ترنم بودن؛
بدرودتان: شکوه سرودن؛
تاریختان بلند و سرافراز:
آنسان که گشت نام سر دار
زآن یار باستانی همرازتان بلند.
#شفیعی_کدکنی
(زادهٔ ۱۹ مهر ۱۳۱۸)
آیینهای برای صداها
دفتر در کوچهباغهای نشابور
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
اعرابیای ، خدای به او داد دختری
و او دُخت را به سنّت خود ننگ میشمرد
هرسال کز حیات جگرگوشه میگذشت
شمـعِ محبـتِ دلِ او بیـش میفِسـُرد
روزی به خشم رفت و ز وسواسِ عار و ننگ
حکمِ خرَد به دستِ رسوم و سُنن سپرد
بگرفت دستِ کودکِ معصـوم و بیخبر
تا زندهاش به خاک کُند سوی دشت برد
او گرمِ گور کندن، و از جامهی پدر
طفلک، به دست کوچکِ خود خاک میسترد
نای هفت بند
محمدابراهیم باستانی پاریزی
🔶️🔸️@third_script
و او دُخت را به سنّت خود ننگ میشمرد
هرسال کز حیات جگرگوشه میگذشت
شمـعِ محبـتِ دلِ او بیـش میفِسـُرد
روزی به خشم رفت و ز وسواسِ عار و ننگ
حکمِ خرَد به دستِ رسوم و سُنن سپرد
بگرفت دستِ کودکِ معصـوم و بیخبر
تا زندهاش به خاک کُند سوی دشت برد
او گرمِ گور کندن، و از جامهی پدر
طفلک، به دست کوچکِ خود خاک میسترد
نای هفت بند
محمدابراهیم باستانی پاریزی
🔶️🔸️@third_script
😢2👍1
شتر نقارهخانه
گویند مردی بر لب رودخانه رخت میشست. ناگهان شتری را دید که به سوی او میآید.
بر فور تشت را واژگون کرد، و برای ترساندن شتر به تشت کوبی پرداخت.
شتر گفت: برادر! بیخود به خودت زحمت مده، من شتر نقاره خانهام از این سروصداها بسیار شنیده ام..!
#ضرب_المثل
این مثل را درباره کسی گویند که سخن یا پند در او اثر نکند. گاه نیز کسی درباره خود گوید که شتر نقارهخانه است یعنی که از تهدید یا تندیِ رفتار و سخن دیگری بیم ندارد.
🔶️🔸️@third_script
گویند مردی بر لب رودخانه رخت میشست. ناگهان شتری را دید که به سوی او میآید.
بر فور تشت را واژگون کرد، و برای ترساندن شتر به تشت کوبی پرداخت.
شتر گفت: برادر! بیخود به خودت زحمت مده، من شتر نقاره خانهام از این سروصداها بسیار شنیده ام..!
#ضرب_المثل
این مثل را درباره کسی گویند که سخن یا پند در او اثر نکند. گاه نیز کسی درباره خود گوید که شتر نقارهخانه است یعنی که از تهدید یا تندیِ رفتار و سخن دیگری بیم ندارد.
🔶️🔸️@third_script
👍3
شانزدهم ژوییه
گاه که سرانگشتان ما به هم میرسند یا پاهایش در زیر میز به پای من میخورد، وه که چه شوقی در رگهای من جریان مییابد و من انگاری که از سوزش آتش، خودم را پس میکشم و با این حال یک نیروی پنهان، بیاختیار به طرف او میراندم و من سراپا منگ میشوم. ـــ آخ، با این حال لوته با معصومیت خود و روح بی غل و غشی که دارد، هیچ درنمییابد که این خودمانی شدنهای او چه رنجی به من میرساند وقتی که در میانهی گفتوگو دستش را روی دست من میگذارد و گرمِ صحبت نزدیکتر میسُرد، و من گرمای نفسِ آسمانی او را بر لبهای خودم احساس میکنم، انگاری در زیر برق آذرخش از پا درمیآیم. ـــ و تو ویلهلم، میترسم، میترسم یک روز این سادگی او، و اعتماد آسمانیاش را به خودم... تــو که منظورم را میفهمی.
نه قلب من هنوز آن قدر فاسد نشده است، اگرچه ضعیف است، بسیار ضعیف - و آیا خود این ضعف به معنای فساد نیست؟
رنجهای ورتر جوان
یوهان ولفگانگ فون گوته
🔶️🔸️@third_script
گاه که سرانگشتان ما به هم میرسند یا پاهایش در زیر میز به پای من میخورد، وه که چه شوقی در رگهای من جریان مییابد و من انگاری که از سوزش آتش، خودم را پس میکشم و با این حال یک نیروی پنهان، بیاختیار به طرف او میراندم و من سراپا منگ میشوم. ـــ آخ، با این حال لوته با معصومیت خود و روح بی غل و غشی که دارد، هیچ درنمییابد که این خودمانی شدنهای او چه رنجی به من میرساند وقتی که در میانهی گفتوگو دستش را روی دست من میگذارد و گرمِ صحبت نزدیکتر میسُرد، و من گرمای نفسِ آسمانی او را بر لبهای خودم احساس میکنم، انگاری در زیر برق آذرخش از پا درمیآیم. ـــ و تو ویلهلم، میترسم، میترسم یک روز این سادگی او، و اعتماد آسمانیاش را به خودم... تــو که منظورم را میفهمی.
نه قلب من هنوز آن قدر فاسد نشده است، اگرچه ضعیف است، بسیار ضعیف - و آیا خود این ضعف به معنای فساد نیست؟
رنجهای ورتر جوان
یوهان ولفگانگ فون گوته
🔶️🔸️@third_script
❤1
درخت گلابی
داریوش مهرجویی
مونولوگی از فیلم درخت گلابی
۱۳۷۶
نویسنده و کارگردان:
داریوش مهرجویی
(۱۷ آذر ۱۳۱۸ – ۲۲ مهر ۱۴۰۲)
#دیالوگ
@third_script
۱۳۷۶
نویسنده و کارگردان:
داریوش مهرجویی
(۱۷ آذر ۱۳۱۸ – ۲۲ مهر ۱۴۰۲)
#دیالوگ
@third_script
❤4
گفت: هیچ سُتوری* به لِگامِ سخت**، اولیتر از نَفْسِ تو نیست در دنیا.
* سُتور: حیوان چهارپا
** لِگام: افسار
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
* سُتور: حیوان چهارپا
** لِگام: افسار
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
شکست، مسألهای است که فقط برای انسان ساخته شده است و فقط، برای انسان.
شکست، در ذات زندگی است؛
همچنانکه جبران شکست...
#نادر_ابراهیمی
مکانهای عمومی
🔶️🔸️@third_script
شکست، در ذات زندگی است؛
همچنانکه جبران شکست...
#نادر_ابراهیمی
مکانهای عمومی
🔶️🔸️@third_script
👍3❤2
ای دلبرِ عاشقکُشِ دیرینهی من!
هرچند گرفتهای به دل کینهی من
راضی نشدم که با کسی شرح دهم
آن درد که از تو بود بر سینهی من...
آگه شیرازی
🔶️🔸️@third_script
هرچند گرفتهای به دل کینهی من
راضی نشدم که با کسی شرح دهم
آن درد که از تو بود بر سینهی من...
آگه شیرازی
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
The Passenger
by Iggy Pop
written by Iggy Pop and Ricky Gardiner
from the album Lust for Life
Released: October 1977
Genre: Garage rock, punk rock
#music_video
🔶🔸@third_script
by Iggy Pop
written by Iggy Pop and Ricky Gardiner
from the album Lust for Life
Released: October 1977
Genre: Garage rock, punk rock
#music_video
🔶🔸@third_script
👍1
Audio
Iggy Pop
The Passenger
by Iggy Pop
written by Iggy Pop and Ricky Gardiner
from the album Lust for Life
Released: October 1977
Genre: Garage rock, punk rock
#music
🔶🔸@third_script
by Iggy Pop
written by Iggy Pop and Ricky Gardiner
from the album Lust for Life
Released: October 1977
Genre: Garage rock, punk rock
#music
🔶🔸@third_script
👍1
اهمیت دادنِ بیش از اندازه به نظر دیگران، جنونی است که بر همهٔ مردم حاکم است. این جنون چه در سرشتِ ما ریشه داشته باشد، چه حاصلِ جامعه و تمدن باشد، بههرحال بر همهٔ کردار و رفتار ما تأثیر بیش از اندازه میگذارد و دشمن نیکبختیِ ما است.
آرتور شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
🔶️🔸️@third_script
آرتور شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
🔶️🔸️@third_script
❤3👍1
❤3