ما که نفهمیدیم این سیاسیا چی میگن
از کی و از کجا میگن
همینقدر میدونم غمشون ماییم...
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
از کی و از کجا میگن
همینقدر میدونم غمشون ماییم...
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍2
و گفتهاند تصوُّف دستی بوَد تُهی و دلی خوش.
رساله قُشِیریِّه
ابوالقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
رساله قُشِیریِّه
ابوالقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
❤4
خیلیا با هم شروع میکنن ولی با هم تموم نمیکنن...
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤2
جوامردی (۱) بزرگی بود که در طهارت کردن او را وسواس داشتی. بامداد به کنارِ جو شد تا غسل کند، جوانی دید بر کنارهی جو. گفت: جامهٔ من نگاه داری تا من به جوی فرو شوم و غسل کنم؟
گفت: بلی. جامه بدو داد و فروشد، ساعتی بماند. چون برآمد، جامه بدو داد، گفت: دیر بماندی، امروز مرا بی روزی کردی و درِ کسب بر من بِبَستی.
مرد گفت: هنوز بر گاه (۲) است تو چه کار کنی که بر این فایِت (۳) کردم؟ گفت: من هیچ کار ندانم، هر روزی بامداد در مسجدی روم که مردمان نماز کنند من کُوْشها [= کفشها] بدزدم، کسب من آن است.
گفت: امروز نیز نعلین (۴) من بردار که از دیگر کُوْشها بهتر است. لکن چون بوَد که جامه نبردی که تو را بسیار روزگار کفایت بودی؟ گفت: در جوامردی ندیدم خیانت کردن با کسیکه تو را به امین کرده بود.
۱) جوامرد: جوانمرد
۲) گاه: سحرگاه، زود، وقت
۳) فایت: فائت، فوتشده، نیست شده
۴) نعلین: کفش
منتخب رونق المجالس
ابوحفص عمربن حسن سمرقندی
(متولد ۳۷۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
گفت: بلی. جامه بدو داد و فروشد، ساعتی بماند. چون برآمد، جامه بدو داد، گفت: دیر بماندی، امروز مرا بی روزی کردی و درِ کسب بر من بِبَستی.
مرد گفت: هنوز بر گاه (۲) است تو چه کار کنی که بر این فایِت (۳) کردم؟ گفت: من هیچ کار ندانم، هر روزی بامداد در مسجدی روم که مردمان نماز کنند من کُوْشها [= کفشها] بدزدم، کسب من آن است.
گفت: امروز نیز نعلین (۴) من بردار که از دیگر کُوْشها بهتر است. لکن چون بوَد که جامه نبردی که تو را بسیار روزگار کفایت بودی؟ گفت: در جوامردی ندیدم خیانت کردن با کسیکه تو را به امین کرده بود.
۱) جوامرد: جوانمرد
۲) گاه: سحرگاه، زود، وقت
۳) فایت: فائت، فوتشده، نیست شده
۴) نعلین: کفش
منتخب رونق المجالس
ابوحفص عمربن حسن سمرقندی
(متولد ۳۷۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2👌1
آقا، خانم
اونی که از همه دردناکتره نه بیماریه نه فقر
بیرحمی مردم نسبت به همه،
خدا نکنه مردم نسبت به هم بیرحم بشن...
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
اونی که از همه دردناکتره نه بیماریه نه فقر
بیرحمی مردم نسبت به همه،
خدا نکنه مردم نسبت به هم بیرحم بشن...
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤2😢1
صَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟
تا به کِی در غمِ تو نالهٔ شبگیر کنم؟
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شِنَوَد
مگرش هم ز سرِ زلفِ تو زنجیر کنم
آن چه در مدتِ هِجرِ تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تَحریر کنم...
#حافظ
🔶️🔸️@third_script
تا به کِی در غمِ تو نالهٔ شبگیر کنم؟
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شِنَوَد
مگرش هم ز سرِ زلفِ تو زنجیر کنم
آن چه در مدتِ هِجرِ تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تَحریر کنم...
#حافظ
🔶️🔸️@third_script
❤4
گر مردِ رهی، ز طبعِ خودکام برآ
از پیچ و خَمِ وسوسهی خام برآ
ای منکرِ کیفیتِ پروازِ مگس
بی زینه تو نیز بر سرِ بام برآ
#بیدل_دهلوی
گزیدهی رباعیات بیدل
به کوششِ محمدکاظم کاظمی
🔶️🔸️@third_script
از پیچ و خَمِ وسوسهی خام برآ
ای منکرِ کیفیتِ پروازِ مگس
بی زینه تو نیز بر سرِ بام برآ
#بیدل_دهلوی
گزیدهی رباعیات بیدل
به کوششِ محمدکاظم کاظمی
🔶️🔸️@third_script
❤🔥2❤1
Dela Didi (www.VavMusic.com)
Mohsen Namjoo (www.VavMusic.com)
دلا دیدی
محسن نامجو
از آلبوم مولفه عزلت
#موسیقی
ﺩﻻ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ
ﭼﻮ ﺁﺗﺶ ﺳﺮ ﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ
ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﻠﺮﻧﮓ ﻭ ﮔﻠﮕﻮﻥ
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺷﺖ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﮔﺸﺖ ﺍﺯﯾﻦ ﺧﻮﻥ
ﻧﮕﺮ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩ
ﭼﻪ ﺧﻨﺠﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻟﻬﺎ ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩ
ﺯ ﻫﺮ ﺧﻮﻥ ﺩﻟﯽ ﺳﺮﻭﯼ ﻗﺪﺍﻓﺮﺍﺷﺖ
ﺯ ﻫﺮ ﺳﺮﻭﯼ ﺗﺬﺭﻭﯼ ﻧﻐﻤﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺯ ﺗﺬﺭﻭ ﺍﺳﺖ
ﺩﻻ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺳﺮﻭ ﺍﺳﺖ
#هوشنگ_ابتهاج
🔶🔸@third_script
محسن نامجو
از آلبوم مولفه عزلت
#موسیقی
ﺩﻻ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ
ﭼﻮ ﺁﺗﺶ ﺳﺮ ﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ
ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﻠﺮﻧﮓ ﻭ ﮔﻠﮕﻮﻥ
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺷﺖ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﮔﺸﺖ ﺍﺯﯾﻦ ﺧﻮﻥ
ﻧﮕﺮ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩ
ﭼﻪ ﺧﻨﺠﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻟﻬﺎ ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩ
ﺯ ﻫﺮ ﺧﻮﻥ ﺩﻟﯽ ﺳﺮﻭﯼ ﻗﺪﺍﻓﺮﺍﺷﺖ
ﺯ ﻫﺮ ﺳﺮﻭﯼ ﺗﺬﺭﻭﯼ ﻧﻐﻤﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺯ ﺗﺬﺭﻭ ﺍﺳﺖ
ﺩﻻ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺳﺮﻭ ﺍﺳﺖ
#هوشنگ_ابتهاج
🔶🔸@third_script
👍1👎1
ما برای ابدیت نقشهها میکِشیم، اما زندگیمون تو یک لحظه تباه میشه...
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
خائن کُشی
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
۱۴۰۰
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤2
فضیل عیاض گوید:
اگر بنده، همه نیکوییها بکند و مرغی خانگی دارد با وی نیکویی نکند، او از جمله محسنان نباشد.
رساله قُشِیریِّه
ابوالقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
اگر بنده، همه نیکوییها بکند و مرغی خانگی دارد با وی نیکویی نکند، او از جمله محسنان نباشد.
رساله قُشِیریِّه
ابوالقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
❤3👀1
یار گفت: از ما بکن قطع نظر، گفتم: به چشم!
گفت: قطعا هم مبین سوی دگر، گفتم: به چشم!
گفت: یار از غیر ما پوشان نظر، گفتم: به چشم!
وانگهی دزدیده در ما مینگر، گفتم: به چشم!
گفت: با ما دوستی میکن به دل، گفتم: به جان!
گفت: راه عشق ما میرو به سر، گفتم: به چشم!
گفت: با چشمت بگو تا در میانِ مردمان
سوی ما هردم نیندازد نظر، گفتم: به چشم!
گفت اگر با ما سخن داری، به چشمِ دل بگو
تا نگردد گوشِ مردم باخبر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر خواهی غبارِ فتنه بنشیند ز راه
برفِشان آبی به خاکِ رهگذر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر خواهد دلت زین لعلِ میگون خندهای
گریهها میکن به صد خون جگر، گفتم: به چشم!
گفت: جای من کجا لایق بوَد؟ گفتم: به دل
گفت: میخواهم جُزین جای دگر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر گَردی شبی از روی چون ماهم جدا
تا سحرگاهان ستاره میشمر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر دارد، هلالی، چشم گریانت غبار
کحل بینایی بکش زین خاک در، گفتم: به چشم!
#هلالی_جغتایی
🔶️🔸️@third_script
گفت: قطعا هم مبین سوی دگر، گفتم: به چشم!
گفت: یار از غیر ما پوشان نظر، گفتم: به چشم!
وانگهی دزدیده در ما مینگر، گفتم: به چشم!
گفت: با ما دوستی میکن به دل، گفتم: به جان!
گفت: راه عشق ما میرو به سر، گفتم: به چشم!
گفت: با چشمت بگو تا در میانِ مردمان
سوی ما هردم نیندازد نظر، گفتم: به چشم!
گفت اگر با ما سخن داری، به چشمِ دل بگو
تا نگردد گوشِ مردم باخبر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر خواهی غبارِ فتنه بنشیند ز راه
برفِشان آبی به خاکِ رهگذر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر خواهد دلت زین لعلِ میگون خندهای
گریهها میکن به صد خون جگر، گفتم: به چشم!
گفت: جای من کجا لایق بوَد؟ گفتم: به دل
گفت: میخواهم جُزین جای دگر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر گَردی شبی از روی چون ماهم جدا
تا سحرگاهان ستاره میشمر، گفتم: به چشم!
گفت: اگر دارد، هلالی، چشم گریانت غبار
کحل بینایی بکش زین خاک در، گفتم: به چشم!
#هلالی_جغتایی
🔶️🔸️@third_script
❤2🔥1
نقل است که ذوالنون گفت: اعرابی را دیدم در طواف، زرد و نحیف و گداخته.
گفتم: تو مُحِبّی؟
گفت: بلی
گفتم: محبوب به تو نزدیک است یا دور؟
گفت: نزدیک.
گفتم: موافق است یا مخالف؟
گفت موافق.
گفتم: سبحانالله! محبوب به تو قریب و موافق. و تـو بـدين نزاری!
گفت: ای بَطّال (۱) تو ندانستهای که عذاب قُرب و موافقت، سختتر بوَد هزار بار، از عذاب بُعد و مخالفت؟
۱) بَطّال: یاوهگو
#تذكرة_الاوليا
ذکر ذُوالنّون مصری
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
گفتم: تو مُحِبّی؟
گفت: بلی
گفتم: محبوب به تو نزدیک است یا دور؟
گفت: نزدیک.
گفتم: موافق است یا مخالف؟
گفت موافق.
گفتم: سبحانالله! محبوب به تو قریب و موافق. و تـو بـدين نزاری!
گفت: ای بَطّال (۱) تو ندانستهای که عذاب قُرب و موافقت، سختتر بوَد هزار بار، از عذاب بُعد و مخالفت؟
۱) بَطّال: یاوهگو
#تذكرة_الاوليا
ذکر ذُوالنّون مصری
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤3🔥1
Mazyar
Mazyar
❤🔥2
هزار شب به سَحر آمد و سَحر شد شام
ولی شبی که تو رفتی، سَحر نگشته هنوز...
یغما نیشابوری
(۱۳۰۲ – ۱۳۶۶)
🔶️🔸️@third_script
ولی شبی که تو رفتی، سَحر نگشته هنوز...
یغما نیشابوری
(۱۳۰۲ – ۱۳۶۶)
🔶️🔸️@third_script
❤4