Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
نقل است که یک‌بار داوودِ طایی پیش صادق آمد و گفت: ای پسر رسول خدا! مرا پندی ده که دلم سیاه شده است.
گفت: یا باسلیمان! تو زاهدِ زمانه‌ای، تو را به پند من چه حاجت؟
گفت: ای فرزند پیغمبر! شما را بر همه‌ی خلایق فضل است و پند دادن همه بر تو واجب.
گفت: یا باسلیمان! من از آن می‌ترسم که به قیامت جدّ من دست در من زند (۱) که: چرا حق متابعت من نگزاردی؟ این کار به نسبتِ صحیح و نَسَبِ قوی نیست. این کار به معامله‌یی است که شایسته‌ی حضرت حق افتد.
داوود بگریست و گفت: بار خدایا! آن‌که معجونِ طینت او (۲) از آبِ نبوّت است، جدّش رسول است و مادرش بتول (۳) بدین حیرانی است. داوود که باشد که به معامله‌ی خود مُعجَب (۴) شود؟

(۱) دست در کسی زدن: در اینجا یعنی آن کس را مواخذه کردن.
(۲) معجونِ طینت: آمیزش خاک، وجود انسان که از آب و گل است.
(۳) بتول: دختر دوشیزه، یکی از القاب حضرت فاطمه
(۴) مُعجَب: مغرور و فریفته شده‌ی به خود.

#تذكرة_الاوليا
ذکر ابن‌محمد جعفر صادق، رضی‌اللهُ عنه
🔶️🔸️@third_script
1
من دگر از این تماشاها و دیدنها
شوکتِ افسانه‌ی پارینْ نهادنْ در برِ ناچیزی امروز،
شاهشهرِ قصه را دانستن و آنگاه
دیدنِ این بی‌نوا چرکین
هَمچو مِسکینْ روستای کور و کودن، پیر‌
پوزخند طعنه و تَسخَر
از نگاهِ دوست یا دشمنْ شنیدن‌ها و دیدن‌ها
خسته شد روحم‌
به تنگ آمد دلم
جانم به لب آمد...

#مهدی_اخوان_ثالث
شوش را دیدم
سواحلی و خوزیات
🔶️🔸️@third_script
1
بایزید گفت: عارف آن است که هیچ چیز او را تیره نگرداند، و هر تیره‌ای که بدو رسد صافی گردد. یعنی عارف همچون دریاست. و اگر همچو آفتاب نیز گویی رواست...

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
🔥2
می‌آیم از قبیله‌ی لیلی
با یک سبد سلام، با یک سبد پیام
ای روز
ای زمانه‌ی بی‌مجنون,
مردان قیس‌گونه کجا رفتند؟

باید دوباره فکری کرد
تا یاد عاشقان قدیمی
لالایی بلیغی باشد!
مردان سرسپرده دل را
و
عشق
تنها دلیل راه!

می‌آیم از قبیله‌ی لیلی
با یک سبد سلام
ای زمانه‌ی بی‌مجنون
این بذرهای ساده و صادق را
باید کجا بیفشان‌ام؟
تا عاشقی دوباره بروید؟

کریم رجب‌زاده
🔶️🔸️@third_script
1
اگر ازدواج کنیم خوشبخت نخواهیم بود و اگر ازدواج نکنیم باز هم خوشبخت نخواهیم بود. مانند خارپشت‌هایی هستیم که برای گرم شدن به هم می‌چسبند و اگر به هم بچسبند خارشان به تنِ هم فرو می‌رود و اگر جدا شوند از سرما رنج خواهند برد. زندگی معامله‌ای است که در هر حال خرجِ آن بیش از دخلش است.

جهان‌ همچون‌ اراده‌ و تصور
#آرتور_شوپنهاور

After the Masquerade, 1890.
#painting by Alexander Nikanorovich Novoskoltsev
(Russian painter,1853 — 1919)

🔶️🔸️@third_script
1👍1🙏1
بایزید گفت: بهشت دو است: یکی بهشت معرفت است و یکی بهشت نعیم و راحت. اولی مؤبَّد است و دوم مُوَقّت.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ارفاق

نويسنده وكارگردان: رضا نجاتی
مديرفيلمبرداری: آرمان فياض
تدوين: عماد خدابخش
بازيگران: هوتن شكيبا، سياوش چراغی‌پور

دبیر ریاضی برای پا نگذاشتن روی ارزش‌های خود و باج ندادن به دانش‌آموز و خانواده فرصت‌طلبش و در عین حال برای حفظ شغل مورد علاقه خود، حربه‌‌ای به کار می‌برد و با تقابل به مثل، شاگردش را تادیب و او را محکوم می‌کند.
در قصه‌های فیلم کوتاه به دلیل ضیق وقت، کمتر مواردی پیش می‌آید که اثر توان نمایش چند بحران و غافلگیری چندین‌باره مخاطب را داشته باشد، ارفاق اما به زیبایی توانسته مضمونی اخلاقی را با به چالش کشیدن شخصیت اصلی خود، طوری به نمایش گذارد که بیننده با اتمام فیلم و پایان‌بندی کامل و مشخص آن، گمان به تماشای فیلمی بلند سینمایی می‌برد.

#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
3👍1
نقل است که بایزید گفت: بار خدایا، این خلق بیافریدی بی‌علمِ ایشان و امانت خود در گردن ایشان کردی بی‌ارادت ایشان. اگر تو ایشان را یاری نکنی، که کند، و اگر تو فریادشان نرسی که رسد...

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
3👀1
گاهی تو یک لحظه همه چی خراب میشه، بقیه‌ش دیگه کِش دادن اون لحظه‌س...

بی‌نامی
نویسنده و کارگردان: علیرضا صمدی
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍1
Havaye Zemzemehayet~ UpMusic
Homayoun Shajarian ~ UpMusic
هوای زمزمه‌هايت

همايون شجريان
آهنگساز: غلامرضا صادقی
اشعار: حسين منزوی، هوشنگ ابتهاج
از فيلم ميخواهم زنده بمانم
#موسيقی
🔶🔸@third_script
2
علی‌بن الفُضَیل از بَیّاعان* مَحَلَّت** چیزی می‌خرید. او را گفتند: اگر به بازار شَوی، ارزان‌تر یابی. گفت: ایشان به نزدیکِ ما بایستند به امّیدِ مَنفعَت، با جایی دیگر نتوان شد.

بیّاع: فروشنده، تاجر
محلت: محله، کوی، برزن

رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👏2👍1
شبا شب نیس دیگه، یخ‌دونِ غمه
عنکبوتای سیا شب تو هوا تار می‌تنه.

دیگه شب مرواری‌دوزون نمی‌شه
آسمون مثلِ قدیم شب‌ها چراغون نمی‌شه.

غصه‌ی کوچیکِ سردی مثِ اشک
جای هر ستاره سوسو می‌زنه،
سرِ هر شاخه‌ی خشک
از سحر تا دلِ شب جغده که هوهو می‌زنه.

دلا از غصه سیاس
آخه پس خونه‌ی خورشید کجاس؟

قفله؟ وازش می‌کنیم!
قهره؟ نازش می‌کنیم!
می‌کِشیم منتش‌و
می‌خریم همتش‌و!
مگه زوره؟ به خدا هیچ‌کی به تاریکیِ شب تن نمی‌ده
موشِ کورم که می‌گن دشمنِ نوره، به تیغِ تاریکی گردن نمی‌ده!

#احمد_شاملو
قصه‌ی دخترای ننه‌دریا
🔶️🔸️@third_script
🔥21👍1
ای مرغ‌های طوفان! پروازتان بلند.
آرامشِ گلولهٔ سربی را
درخونِ خویشتن
این‌گونه عاشقانه پذیرفتید،

این‌گونه مهربان.
زآن‌سوی خوابِ مرداب، آوازتان بلند.


می‌خواهم از نسیم بپرسم:
بی‌جزر و مدّ قلبِ شما،
آه،
دریا چگونه می‌تپد امروز؟
ای مرغ‌های طوفان! پروازتان بلند.


دیدارتان: ترنمِ بودن؛
بدرودتان: شکوهِ سرودن؛
تاریختان بلند و سرافراز:
آن‌سان که گشت نامْ سرِ دار
زآن یارِ باستانی همرازتان بلند.

#شفیعی_کدکنی
آیینه‌ای برای صداها
دفتر در کوچه‌‌باغ‌های نشابور

🔶️🔸️@third_script
🕊2
نقل است که مردی بَرِ او رفت و گفت: می‌خواهم که خرقه پوشم.
شیخ گفت: ما را مسئله‌ای است اگر جواب دهی، شایسته‌ی خرقه باشی.
گفت: بگو.
شیخ فرمود: اگر مردی چادرِ زنی در سر کِشَد، زن شود یا نی؟
گفت: نه.
شیخ گفت: اگر زنی جامه‌ی مردی در سر کِشَد، مرد نشود. تو اگر مرد نه‌ای بدین مُرَقَّع پوشیدن مرد نخواهی شد.

#حکایت
نوشته بر دریا
از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی
تدوین و تصحیح دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

ابولحسن خرقانی (۴۲۵-۳۵۳ ق)
از بزرگترین عرفای مکتب خراسان است.
🔶️🔸️@third_script
1👍1
بِشر حافی را به خواب دیدند، گفتند:
خدای با تو چه کرد؟
گفت: مرا بیامرزید و مرا گفت یا بشر شرم نداشتی که از من چندان بترسیدی؟

رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
3❤‍🔥1
کس در این محفل زبان‌دانِ گدازِ دل نبود
چون سپند از خجلتِ عرضِ تمنا سوختیم...

#بیدل_دهلوی
🔶️🔸️@third_script
2🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سایکو

نویسنده، تدوین، کارگردان: مصطفی داوطلب
فیلمبردار: مهدی بهبهانی
بازیگران: رضا عموزاد، رویا حسینی، محمد نریمان
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
3
ابوسعید خُدری - رضی‌الله عنه - گوید:
پرسیدند پیغامبر را  - صلی‌الله علیه و سلّم - از فاضل‌ترین جهاد.
گفت: کلمه‌ی حق پیش سلطانِ ستمکار گفتن.
و اشک از چشم ابوسعید فروریخت.

رساله قُشِیریِّه
ابوالقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
4👍1
زاهد آن بوَد که به آن‌چه از دنیا یابد، شاد نشود و بدان‌چه از وی درگردد،* اندوهگین نشود.

* درگردد: نصیب او نشود.

رساله قُشِیریِّه
ابوالقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
2👍1
تا همچو شَرَر بال گشودم به هوایت
وسعت ز مکان گم شد و فرصت ز زمان‌ها...

#بیدل_دهلوی
🔶️🔸️@third_script
3