حکومت ساسانیان رفت، حکومت عربها آمد؛ حکومتی که برقآسا از جمیع ارزشها تهی شد و تبدیل شد به حکومتِ بد و حکومتِ بد، حکومت «فساد ستم ـ فقر - فشار» واکنشهای گوناگونی را در فرد، در مردم، و در ملت برمیانگیزد؛ گوناگون و متفاوت.
نظام یا حکومت بد، میتواند در فرد، ناامیدی بیافریند، و دلزدگی، و خستگی و بیزاری و تمایلِ به دنیای دون را به دنیاداران دون سپردن، از همه چیز بریدن و کُنج خلوت و اعتیاد و انحطاطِ روح را برگزیدن: یأس تا حد مرگ.
نظام یا حکومتِ بد، در مردم اما نمیتواند چنین حالاتی را ایجاد کند و به آن دوام ببخشد. مردم ممکن است که در لحظههایی گرفتار یأس و سرخوردگی بشوند؛ اما این لحظهها ماندگار و مقاوم نیستند.
از پیِ ناامیدیهای کوتاه مدت، امید میآید و حرکت و دل بستن و نقشه کشیدن و به آینده نگریستن در اعتقادات و احساسات مردم، نوعی سیالبودِگی حس میشود - به زیانِ ستم؛ اما ملت، ناامیدی نمیشناسد؛ هرگز خسته نمیشود، رها نمیکند، تسلیم نمیشود و دست از مبارزه ـ مبارزه به صدها و هزاران صورت غیرقابل پیش بینی ـ نمیکشد.
ملت، از آنجا که پدیدهییست تاریخی و نه اجتماعی هیچ اجتماع و جماعتی هم او را دلسرد نمیکند. ملت، به دور نگاه میکند؛ به ارتفاع، به رفعت؛ به همین دلیل است که نمیشود ناامیدش کرد؛ چرا که حکومتها، خود به آنجایی که نظرگاه ملت است دسترسی ندارند تا بتوانند تخریبش کنند.
صوفیانهها و عارفانهها
#نادر_ابراهیمى
🔶️🔸️@third_script
نظام یا حکومت بد، میتواند در فرد، ناامیدی بیافریند، و دلزدگی، و خستگی و بیزاری و تمایلِ به دنیای دون را به دنیاداران دون سپردن، از همه چیز بریدن و کُنج خلوت و اعتیاد و انحطاطِ روح را برگزیدن: یأس تا حد مرگ.
نظام یا حکومتِ بد، در مردم اما نمیتواند چنین حالاتی را ایجاد کند و به آن دوام ببخشد. مردم ممکن است که در لحظههایی گرفتار یأس و سرخوردگی بشوند؛ اما این لحظهها ماندگار و مقاوم نیستند.
از پیِ ناامیدیهای کوتاه مدت، امید میآید و حرکت و دل بستن و نقشه کشیدن و به آینده نگریستن در اعتقادات و احساسات مردم، نوعی سیالبودِگی حس میشود - به زیانِ ستم؛ اما ملت، ناامیدی نمیشناسد؛ هرگز خسته نمیشود، رها نمیکند، تسلیم نمیشود و دست از مبارزه ـ مبارزه به صدها و هزاران صورت غیرقابل پیش بینی ـ نمیکشد.
ملت، از آنجا که پدیدهییست تاریخی و نه اجتماعی هیچ اجتماع و جماعتی هم او را دلسرد نمیکند. ملت، به دور نگاه میکند؛ به ارتفاع، به رفعت؛ به همین دلیل است که نمیشود ناامیدش کرد؛ چرا که حکومتها، خود به آنجایی که نظرگاه ملت است دسترسی ندارند تا بتوانند تخریبش کنند.
صوفیانهها و عارفانهها
#نادر_ابراهیمى
🔶️🔸️@third_script
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Film
1965
Dir: samuel beckett, alan schneider
Writer: samuel beckett
Star: byster keaton
#فیلم_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
1965
Dir: samuel beckett, alan schneider
Writer: samuel beckett
Star: byster keaton
#فیلم_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍1
❤3
پیری یه نزدیکِ ابوعلی شفیق آمد و گفت:
ای شیخ! گناهِ بسیار دارم و میخواهم توبه کنم.
شفیق گفت: دیر آمدی.
پیر گفت: زود آمدم.
گفت: چرا؟
گفت: هر که پیش از مرگ بیاید، اگر چه دیر آمده باشد، زود آمده است.
کشف المحجوب
علیبن عثمان هُجویری
🔶️🔸️@third_script
ای شیخ! گناهِ بسیار دارم و میخواهم توبه کنم.
شفیق گفت: دیر آمدی.
پیر گفت: زود آمدم.
گفت: چرا؟
گفت: هر که پیش از مرگ بیاید، اگر چه دیر آمده باشد، زود آمده است.
کشف المحجوب
علیبن عثمان هُجویری
🔶️🔸️@third_script
❤1🕊1
Baradar Jaan_musiceto.com
Dariush
برادر جان
#داريوش
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگسازي و تنظيم: واروژان
ترانه فيلم علفهاي هرز
1355
#موسيقي
🔶🔸@third_script
#داريوش
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگسازي و تنظيم: واروژان
ترانه فيلم علفهاي هرز
1355
#موسيقي
🔶🔸@third_script
❤2
گویند سنایی روزی در حمام شنید یکی از بادهنوشان هفتخط که نامش رندِ لایخوار بود با حریفش بههم نشسته و باده میخوردند. رند به طنز گفت این جام را بنوشیم به سلامتی سلطان مسعود که عازم هند است تا جهاد کند و هندوان را به اسلام آورد و از خود نمیپرسد که هنوز خود را و مردم خود را مسلمان ناکرده کجا میرود.
چون آن جام را نوشیدند باز رند گفت این جام دیگر بنوشیم به سلامتی آن سنائیک که خواهد همراه مسعود به هندوستان رود و مدح و ثنای او گوید و از فتوحات رسوای او حماسه بیافریند و نمیاندیشد که اگر فردای قیامت از او پرسند که آن ذوق و قریحهی شاعری که تو را دادیم در چه کار صرف کردی چه عذر آوَرَد.
این سخن آتشی در جان سنایی میزند و قماش هستی او را خاکستر میکند و قبای نیستی و حقپرستی بر وی میپوشاند چنانکه با خود میگوید:
شاعری بگذار و گِردِ شرع گَرد ایرا تو را
زشت باشد بی محمد نظم حَسّان* داشتن
*حَسّان: بسیار نیکو، حسنه
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
چون آن جام را نوشیدند باز رند گفت این جام دیگر بنوشیم به سلامتی آن سنائیک که خواهد همراه مسعود به هندوستان رود و مدح و ثنای او گوید و از فتوحات رسوای او حماسه بیافریند و نمیاندیشد که اگر فردای قیامت از او پرسند که آن ذوق و قریحهی شاعری که تو را دادیم در چه کار صرف کردی چه عذر آوَرَد.
این سخن آتشی در جان سنایی میزند و قماش هستی او را خاکستر میکند و قبای نیستی و حقپرستی بر وی میپوشاند چنانکه با خود میگوید:
شاعری بگذار و گِردِ شرع گَرد ایرا تو را
زشت باشد بی محمد نظم حَسّان* داشتن
*حَسّان: بسیار نیکو، حسنه
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤1
«پرتاب روسریها به هوا»
تجمع زنان در اعتراض به اجباری شدن حجاب در ادارات
تابستان ۱۳۵۹
#عکس از کاوه کاظمی
🔶️🔸️@third_script
تجمع زنان در اعتراض به اجباری شدن حجاب در ادارات
تابستان ۱۳۵۹
#عکس از کاوه کاظمی
🔶️🔸️@third_script
❤1🕊1
زن کامل
ملا روزی همسایهها را جمع کرد و گفت:
برای من زنی بگیرید که نجیب و پولدار و خوشگل و خوشاخلاق باشد.
گفتند: این چهار صفتی که تو میگویی یکجا در یک زن جمع نمیشود.
گفت: پس چهار تایش کنید.
هزاربیشه ملا نصرالدین
منوچهر انور
نشر کارنامه
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
ملا روزی همسایهها را جمع کرد و گفت:
برای من زنی بگیرید که نجیب و پولدار و خوشگل و خوشاخلاق باشد.
گفتند: این چهار صفتی که تو میگویی یکجا در یک زن جمع نمیشود.
گفت: پس چهار تایش کنید.
هزاربیشه ملا نصرالدین
منوچهر انور
نشر کارنامه
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
😁2
Audio
How Deep Is the Ocean?
by Billie Holiday
1954
song written by Irving Berlin
#music
#lyrics
How much do I love you?
I'll tell you no lie
How deep is the ocean?
How high is the sky?
How many times a day do I think of you?
How many roses are sprinkled with dew?
How far would I travel
To be where you are?
How far is the journey
From here to a star?
And if I ever lost you
How much would I cry?
How deep is the ocean?
How high is the sky?
🔶🔸@third_script
by Billie Holiday
1954
song written by Irving Berlin
#music
#lyrics
How much do I love you?
I'll tell you no lie
How deep is the ocean?
How high is the sky?
How many times a day do I think of you?
How many roses are sprinkled with dew?
How far would I travel
To be where you are?
How far is the journey
From here to a star?
And if I ever lost you
How much would I cry?
How deep is the ocean?
How high is the sky?
🔶🔸@third_script
❤2
نقل است که حسن* پیش حبیب آمد و قُرص جُوِین** با پارهیی نمک داشت. و پیش حسن بنهاد و حسن میخورد. سایلی آواز داد.
حبیب آن از پیش حسن برداشت و به سایل داد. حسن گفت: ای حبیب! تو مردی شایستهای. اگر پارهیی عِلم داشتی بِه بودی. که این قدر نمیدانی که نان از پیش میهمان برنمیباید داشت. پارهیی به سایل میباید داد و پارهیی بگذاشتن.
حبیب هیچ نگفت. ساعتی بگذشت. غلامی میآمد و خوانی بر سَر و برّهای بریان با حلوای پاکیزه و غلامی با پانصد درم. در پیش حبیب نهاد. حبیب سیم به درویشان داد نان بخوردند.
گفت: ای استاد! تـو نیک مردیای. اما اگر پارهیی یقین داشتی بِه بودی تا هم عِلم بودی و هم یقین. که علم، با یقین باید.
* حسن بصری
** قرص جوین: قرص نان جو
#تذكرة_الاوليا
ذکر حبیب عَجَمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
حبیب آن از پیش حسن برداشت و به سایل داد. حسن گفت: ای حبیب! تو مردی شایستهای. اگر پارهیی عِلم داشتی بِه بودی. که این قدر نمیدانی که نان از پیش میهمان برنمیباید داشت. پارهیی به سایل میباید داد و پارهیی بگذاشتن.
حبیب هیچ نگفت. ساعتی بگذشت. غلامی میآمد و خوانی بر سَر و برّهای بریان با حلوای پاکیزه و غلامی با پانصد درم. در پیش حبیب نهاد. حبیب سیم به درویشان داد نان بخوردند.
گفت: ای استاد! تـو نیک مردیای. اما اگر پارهیی یقین داشتی بِه بودی تا هم عِلم بودی و هم یقین. که علم، با یقین باید.
* حسن بصری
** قرص جوین: قرص نان جو
#تذكرة_الاوليا
ذکر حبیب عَجَمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
🔥1
ذالنون گفت: رضا سُرورِ دل است در تلخی قضا...
تَعَرُّف
ابراهیمبن یعقوب کلابادی
(درگذشته ۳۸۹ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
تَعَرُّف
ابراهیمبن یعقوب کلابادی
(درگذشته ۳۸۹ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Nothing Compares 2 U
Sinead O'Connor
Released: 1990
Album: I Do Not Want What I Haven't Got
#music_video
🔶🔸@third_script
Sinead O'Connor
Released: 1990
Album: I Do Not Want What I Haven't Got
#music_video
🔶🔸@third_script
😢1
Nothing Compares 2 U || Hitstreet.Net
Sinéad O'Connor
Nothing Compares 2 U
#music
#lyrics
It's been seven hours and fifteen days
Since you took your love away
I go out every night and sleep all day
Since you took your love away
Since you've been gone I can do whatever I want
I can see whomever I choose
I can eat my dinner in a fancy restaurant
But nothing
I said nothing can take away these blues
'Cause nothing compares
Nothing compares to you
It's been so lonely without you here
Like a bird without a song
Nothing can stop these lonely tears from falling
Tell me, baby, where did I go wrong
I could put my arms around every boy I see
But they'd only remind me of you
I went to the doctor and guess what he told me?
Guess what he told me?
He said, "Girl, you better try to have fun no matter what you do,"
But he's a fool
Nothing compares to you
All the flowers that you planted, mama, in the back yard
All died when you went away
I know that living with you, baby, was sometimes hard
But I'm willing to give it another try
Nothing compares to you
🔶🔸@third_script
#music
#lyrics
It's been seven hours and fifteen days
Since you took your love away
I go out every night and sleep all day
Since you took your love away
Since you've been gone I can do whatever I want
I can see whomever I choose
I can eat my dinner in a fancy restaurant
But nothing
I said nothing can take away these blues
'Cause nothing compares
Nothing compares to you
It's been so lonely without you here
Like a bird without a song
Nothing can stop these lonely tears from falling
Tell me, baby, where did I go wrong
I could put my arms around every boy I see
But they'd only remind me of you
I went to the doctor and guess what he told me?
Guess what he told me?
He said, "Girl, you better try to have fun no matter what you do,"
But he's a fool
Nothing compares to you
All the flowers that you planted, mama, in the back yard
All died when you went away
I know that living with you, baby, was sometimes hard
But I'm willing to give it another try
Nothing compares to you
🔶🔸@third_script
❤1👍1
بر گلشنی اگر بگذشتم چو بادِ صبح
نی عشقِ سرو بود و نه شوق صنوبرم
بوی تو میشنیدم و بر یاد روی تو
دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم...
#حافظ
🔶️🔸️@third_script
نی عشقِ سرو بود و نه شوق صنوبرم
بوی تو میشنیدم و بر یاد روی تو
دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم...
#حافظ
🔶️🔸️@third_script
❤1🕊1
کسی گوید اندر نزدیک بِشر بنالحارث شدم، روزی سرمایی بود سخت. او را دیدم برهنه و میلرزید.
گفتم: یا بانصر مردمان اندر جامه زیادت کنند در این سرما و تو جامه برکشیدهای؟
گفت: درویشان را یاد کردم و آن سختی که بر ایشان است و مال نداشتم که با ایشان مُواسات* کنم، خواستم که به تن، باری موافقت کنم با ایشان اندر سرما.
* مُواسات: مدد کردن، یاری دادن، کمک کردن با مال
رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
گفتم: یا بانصر مردمان اندر جامه زیادت کنند در این سرما و تو جامه برکشیدهای؟
گفت: درویشان را یاد کردم و آن سختی که بر ایشان است و مال نداشتم که با ایشان مُواسات* کنم، خواستم که به تن، باری موافقت کنم با ایشان اندر سرما.
* مُواسات: مدد کردن، یاری دادن، کمک کردن با مال
رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
نقل است که یکبار داوودِ طایی پیش صادق آمد و گفت: ای پسر رسول خدا! مرا پندی ده که دلم سیاه شده است.
گفت: یا باسلیمان! تو زاهدِ زمانهای، تو را به پند من چه حاجت؟
گفت: ای فرزند پیغمبر! شما را بر همهی خلایق فضل است و پند دادن همه بر تو واجب.
گفت: یا باسلیمان! من از آن میترسم که به قیامت جدّ من دست در من زند (۱) که: چرا حق متابعت من نگزاردی؟ این کار به نسبتِ صحیح و نَسَبِ قوی نیست. این کار به معاملهیی است که شایستهی حضرت حق افتد.
داوود بگریست و گفت: بار خدایا! آنکه معجونِ طینت او (۲) از آبِ نبوّت است، جدّش رسول است و مادرش بتول (۳) بدین حیرانی است. داوود که باشد که به معاملهی خود مُعجَب (۴) شود؟
(۱) دست در کسی زدن: در اینجا یعنی آن کس را مواخذه کردن.
(۲) معجونِ طینت: آمیزش خاک، وجود انسان که از آب و گل است.
(۳) بتول: دختر دوشیزه، یکی از القاب حضرت فاطمه
(۴) مُعجَب: مغرور و فریفته شدهی به خود.
#تذكرة_الاوليا
ذکر ابنمحمد جعفر صادق، رضیاللهُ عنه
🔶️🔸️@third_script
گفت: یا باسلیمان! تو زاهدِ زمانهای، تو را به پند من چه حاجت؟
گفت: ای فرزند پیغمبر! شما را بر همهی خلایق فضل است و پند دادن همه بر تو واجب.
گفت: یا باسلیمان! من از آن میترسم که به قیامت جدّ من دست در من زند (۱) که: چرا حق متابعت من نگزاردی؟ این کار به نسبتِ صحیح و نَسَبِ قوی نیست. این کار به معاملهیی است که شایستهی حضرت حق افتد.
داوود بگریست و گفت: بار خدایا! آنکه معجونِ طینت او (۲) از آبِ نبوّت است، جدّش رسول است و مادرش بتول (۳) بدین حیرانی است. داوود که باشد که به معاملهی خود مُعجَب (۴) شود؟
(۱) دست در کسی زدن: در اینجا یعنی آن کس را مواخذه کردن.
(۲) معجونِ طینت: آمیزش خاک، وجود انسان که از آب و گل است.
(۳) بتول: دختر دوشیزه، یکی از القاب حضرت فاطمه
(۴) مُعجَب: مغرور و فریفته شدهی به خود.
#تذكرة_الاوليا
ذکر ابنمحمد جعفر صادق، رضیاللهُ عنه
🔶️🔸️@third_script
❤1
من دگر از این تماشاها و دیدنها
شوکتِ افسانهی پارینْ نهادنْ در برِ ناچیزی امروز،
شاهشهرِ قصه را دانستن و آنگاه
دیدنِ این بینوا چرکین
هَمچو مِسکینْ روستای کور و کودن، پیر
پوزخند طعنه و تَسخَر
از نگاهِ دوست یا دشمنْ شنیدنها و دیدنها
خسته شد روحم
به تنگ آمد دلم
جانم به لب آمد...
#مهدی_اخوان_ثالث
شوش را دیدم
سواحلی و خوزیات
🔶️🔸️@third_script
شوکتِ افسانهی پارینْ نهادنْ در برِ ناچیزی امروز،
شاهشهرِ قصه را دانستن و آنگاه
دیدنِ این بینوا چرکین
هَمچو مِسکینْ روستای کور و کودن، پیر
پوزخند طعنه و تَسخَر
از نگاهِ دوست یا دشمنْ شنیدنها و دیدنها
خسته شد روحم
به تنگ آمد دلم
جانم به لب آمد...
#مهدی_اخوان_ثالث
شوش را دیدم
سواحلی و خوزیات
🔶️🔸️@third_script
❤1
بایزید گفت: عارف آن است که هیچ چیز او را تیره نگرداند، و هر تیرهای که بدو رسد صافی گردد. یعنی عارف همچون دریاست. و اگر همچو آفتاب نیز گویی رواست...
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
🔥2
میآیم از قبیلهی لیلی
با یک سبد سلام، با یک سبد پیام
ای روز
ای زمانهی بیمجنون,
مردان قیسگونه کجا رفتند؟
باید دوباره فکری کرد
تا یاد عاشقان قدیمی
لالایی بلیغی باشد!
مردان سرسپرده دل را
و
عشق
تنها دلیل راه!
میآیم از قبیلهی لیلی
با یک سبد سلام
ای زمانهی بیمجنون
این بذرهای ساده و صادق را
باید کجا بیفشانام؟
تا عاشقی دوباره بروید؟
کریم رجبزاده
🔶️🔸️@third_script
با یک سبد سلام، با یک سبد پیام
ای روز
ای زمانهی بیمجنون,
مردان قیسگونه کجا رفتند؟
باید دوباره فکری کرد
تا یاد عاشقان قدیمی
لالایی بلیغی باشد!
مردان سرسپرده دل را
و
عشق
تنها دلیل راه!
میآیم از قبیلهی لیلی
با یک سبد سلام
ای زمانهی بیمجنون
این بذرهای ساده و صادق را
باید کجا بیفشانام؟
تا عاشقی دوباره بروید؟
کریم رجبزاده
🔶️🔸️@third_script
❤1