Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
بیشتر از هر چیزی دلم می‌خواست، می‌توانستم تمامِ روحَم را در چشمانم بگذارم و تا اَبَد، هنگامِ مرگم، به تو نگاه کنم‌...

خطاب به عشق
نامه‌های عاشقانه آلبر کامو به ماریا کاسارس

Fort Wayne, Indiana. 1972.
#Photo by David Turnley
🔶️🔸️@third_script
2
گفت: وقتی غلامی خریدم.
از وی پرسیدم: چه نامی؟
گفت: تا چه خوانی!
گفتم: چــه خوری؟
گفت: تا چه خورانی!
گفتم: چه پوشی؟
گفت: تا چه پوشانی!
گفتم: چه کار کنی؟
گفت: تاچه کار فرمایی!
گفتم: چه خواهی؟
گفت: بنده را با خواست چه کار؟
پس با خود گفتم: ای مسکین! تو در همۀ عُمر خدای - تعالی - را چنین بنده بوده‌ای؟
بندگی، باری از وی بیاموز.
چندان بگریستم که هوش از من زایل شد.

#تذكرة_الاوليا
ذکر ابراهیم ادهم
🔶️🔸️@third_script
4🔥1
گفتی که: «از فراق چه رنجت همی‌رسد؟»
آری، قیاسِ ما ز دلِ خویش کرده‌ای...

#انوری

New York, 1996. Annie Morton.
#photo by Peter Lindbergh
🔶️🔸️@third_script
1💔1
به ملا گفتند: تو که خود را از اولیا می‌دانی، کرامتی هم داری؟
گفت: اشاره به هر چیزی بکنم، می‌آید پیشم.
گفتند: اشاره به آن چنار کن که بیاید پیشت.
ملا سه بار به چنار اشاره کرد و درخت البته امر او را نادیده گرفت.
ملا با کمال وقار از جا برخاست و خود پیش درخت رفت.
گفتند: قرار بود درخت پیش تو بیاید!
گفت: اولیا را کبری نیست. درخت پیش من نیامد، من پیش درخت آمدم.

هزاربیشه ملا نصرالدین
منوچهر انور
نشر کارنامه
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
😁21
نفس

همه با سوت داور پریدند توی آب. کرونومتر بزرگ استخر سرپوشیده به سرعت می‌چرخید. شناگرها که زیر آب نفس کم می‌آوردند بالا می‌آمدند و از دور مسابقه خارج می‌شدند. تام هنوز توی آب بود. زمان او بیشتر از بقیه طول کشید. کتاب رکوردها باید اصلاح می‌شد.
بلندگو اعلام کرد تام گومبرون برنده نهایی است. جسد بی‌جان تام روی آب آمد.

دیوید لین
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍2😢1
و گفت: طعامِ حلال خور که بر تو نه قیامِ شب است و نه صیامِ روز.
و هیچ‌کس درنیافت پایگاه مردان، به نماز و روزه و زکوة و حج، مگر بدان که بدانست که در حلقِ خویش چه در‌می‌آورد.

#تذكرة_الاوليا
ذکر ابراهیم ادهم
🔶️🔸️@third_script
3
روزی ملا زیر سایه درختی داشت ناهار می‌خورد. به سواری که از راه می‌گذشت به رسم تعارف گفت: بفرمایید!
سوار فی‌الفور از اسب پایین آمد و پرسید: میخ طویله اسب را کجا بکوبم؟
ملا گفت: سرِ زبانِ بنده.

هزاربیشه ملا نصرالدین
منوچهر انور
نشر کارنامه
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
😁4👍2
خلل‌پذیر بُوَد هر بنا که می‌بینی
مگر بنای محبت که خالی از خلل است

#حافظ
🔶️🔸️@third_script
4
طریق سایه اگر عاشقی‌ست عیب مکن
ز کارهای جهان ما همین هنر دانیم...

#هوشنگ_ابتهاج
🔶️🔸️@third_script
4
mahanmusic.net
mahanmusic.net
دختر همسايه

ناصر صبوری
#موسيقی

(ناصر صبوری خواننده پاپ در سال ۱۳۲۱ درمشهد به دنیا آمد. او با خواندن آلبوم دختر همسایه به شهرت رسید.)
🔶🔸@third_script
2❤‍🔥1
mahanmusic.net
mahanmusic.net
طلسم
ناصر صبوری
#موسیقی
🔶🔸@third_script
2👍1
mahanmusic.net
mahanmusic.net
فقط عشقه كه ميمونه

ناصر صبوری
#موسيقی
🔶🔸@third_script
2👍1
و گفت:
هر چه در اندرون من است، بیرون نیارم.
و هر چه بیرون است، در اندرون نگذارم.
من دل نگاه می‌دارم و نه گِل.

#تذكرة_الاوليا
در ذکر رابعه عَدَویّه
🔶️🔸️@third_script
2🔥1🕊1
در این میان از خانه‌ای در همسایگی‌ام جوانی روستایی بیرون آمد و به تعمیر گاوآهنی مشغول شد که به تازگی تصویرش را کشیده بودم. جوان به دلم نشست. سرِ صحبت را باز کردم، از اوضاع و احوالش پرسیدم و طولی نکشید که با هم گرم گرفتیم و به رسمی که در برخورد با این آدمها دارم، زود صمیمی شدیم. گفت کارگر بیوه زنی است که رفتار خوبی با او دارد. آن‌قدر از این زن تعریف کرد که به وضوح دیدم دل و دینش را به او باخته است. گفت البته دیگر آن طراوت جوانی در او نیست. از شوهر اولش بدی بسیاری دیده و پشت دستش را داغ کرده است که دیگر شوهر نکند.
از حرفهای این جوان می‌شد به روشنی فهمید او را بسیار زیبا و دلفریب می‌داند و آرزویش آن که این زن به شوهری بپذیردش، تا بتواند بـه ایــن ترتیب خاطره‌ی بد شوهر اولش را از یاد او پاک کند.
به‌راستی جا دارد هر کلمه‌ی این جوان را برایت بازگو کنم، تا به این ترتیب عشق پاک و محبت و وفای بیغش او را دریابی.
کاش استعداد شاعران بزرگ را داشتم و آن حالات چهره، آن آهنگ کلام، و آن تب پنهان نگاه‌های سرزنده‌ی او را برایت ترسیم می‌کردم.
نه! جان‌بخشیدن به مهربانی سرشارِ این جوان از هیچ کلامی برنمی‌آید و هر آن توصیف من عباراتی ناقص و نارسا خواهد بود.
برای من دلنشین‌تر از همه آن تلاشِ او، که مبادا از این دلبستگی تعبیری ناروا کنم و در پاکی و عفت این زن تردیدی به ذهن راه دهم. چه خوشایند بود توصیف او از قد و قامت محبوبه‌اش که بی آن جاذبه‌ی جوانی هم او را سخت بندیِ عشق خودش کرده بود.
حرف‌های او در کُنه جان من پیوسته از نو طنین می‌اندازد، در همه‌ی عمرم شوقی چنین بی‌تاب، و خواهشی این قدر پرحرارت و حسرت را به این پاکی ندیده بودم.
بله به صراحت می‌گویم که این پاکی حتی به خیالم هم راه نمی‌یافت.
دشنامم مده اگر که می‌گویم با یاد این پاکی و راستی جانم گدازش می‌گیرد و تصویر این مهربانی و دلدادگی همه‌جا با من است و من انگاری که از آتش آن، خود در سوز و گداز باشم، آه می‌کشم و رنج می‌برم.
می‌خواهم هر چه زودتر این زن را به چشم خودم ببینم، اگر چه فکر می‌کنم این کار خطاست و همان بهتر که همیشه از چشم عاشقی شوریده به او بنگرم. زیرا ای بس در چشم خودم آن تجلی را نداشته باشد. پس دیگر چرا این خیال زیبا را از میان ببرم؟

سی‌ام مه
رنج‌های ورتر جوان
یوهان ولفگانگ فون گوته
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥11
گر خلوتِ ما را شبی از رخ بِفُروزی
چون صبح بر آفاقِ جهان سر بِفَرازم

#حافظ
🔶️🔸️@third_script
2
نقل است که از او پرسیدند که:
رضا در چیست؟
گفت: در دلی که در او غبارِ نفاق نبوَد.
و هر گه که پیش او قرآن خواندندی، بگریستی.
گفتند: تو عَجَمی‌ای* و قرآن عربی. و تو آن را معنی نمی‌دانی. گریه از چیست؟
گفت: زبانم عجمی است اما دلم عربی است.

*عجم: غیر عرب

#تذكرة_الاوليا
ذکر حبیب عَجَمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
1🔥1
A World Without Pain
DYATHON
A World Without Pain
By DYATHON
Piano Solo, Peaceful, Deep
2021
#موسيقي_شبانه
🔶🔸@third_script
1
لب از گفتن چنان بستم که گویی
دهان بر چهره زخمی بود و بِه شد...

#طالب_آملی
🔶️🔸️@third_script
2💔1