و گفت: "علیک بقلبک"، بر تو باد بر دل تو.
یعنی بر تو باد که دائم دل را حاضر داری تا غیر در او راه نیابد.
#تذكرة_الاوليا
در ذکر اوِیس قَرَنی
(درگذشته ۳۷ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
یعنی بر تو باد که دائم دل را حاضر داری تا غیر در او راه نیابد.
#تذكرة_الاوليا
در ذکر اوِیس قَرَنی
(درگذشته ۳۷ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
❤2
رضا پروانه (علیرضا کمالی): من رفیق نیمه راه نیستم.
مژگان (ژیلا شاهی): همه تو راه کنارتن رضا، وقتی که میرسی میبینی که نیستن.
رضا: نصفه تهرون میدونن من رفاقت بلدم.
مژگان: من میدونم تو رفاقت بلدی، دارم میبینم برای نعیم تا کجا میری. بخدا هر روز که میری دنبالش ته دلم آشوبه که نکنه بلایی سرت بیاد ولی وقتی میشینم تو خونه فکر میکنم برای رفیقت تا کجا میری، کیف میکنم. فقط ترسم از اینه که منو رفیق خودت ندونی.
رضا: د اگه رفیقم نبودی تو خونهم چی کار میکردی دختر؟
مژگان: انقدر نارفیق دیدم زیر یه سقف.
رضا: سقف خونه من اینجوری نیست.
مژگان: کاش اینطوری باشه رضا. بخدا من بندِ دلم برات پاره شده، چرا اینو نمیفهمی...
پوست شیر
نویسنده و کارگردان: جمشید محمودی
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
مژگان (ژیلا شاهی): همه تو راه کنارتن رضا، وقتی که میرسی میبینی که نیستن.
رضا: نصفه تهرون میدونن من رفاقت بلدم.
مژگان: من میدونم تو رفاقت بلدی، دارم میبینم برای نعیم تا کجا میری. بخدا هر روز که میری دنبالش ته دلم آشوبه که نکنه بلایی سرت بیاد ولی وقتی میشینم تو خونه فکر میکنم برای رفیقت تا کجا میری، کیف میکنم. فقط ترسم از اینه که منو رفیق خودت ندونی.
رضا: د اگه رفیقم نبودی تو خونهم چی کار میکردی دختر؟
مژگان: انقدر نارفیق دیدم زیر یه سقف.
رضا: سقف خونه من اینجوری نیست.
مژگان: کاش اینطوری باشه رضا. بخدا من بندِ دلم برات پاره شده، چرا اینو نمیفهمی...
پوست شیر
نویسنده و کارگردان: جمشید محمودی
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤1
دلتنگی
روستای زادگاهش را پشت سر گذاشت. از کوهها گذشت. از دریاها گذشت. شهرهای بزرگ را دید. به دَه دوازده زبان لغاتی آموخت. بالا و پایین را دید و پس از سالها آوارگی به زادگاهش برگشت و باقی عمر، حسرت روستایی را کشید که آن موقع ترک کرده بود.
بروس هالند راجرز
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
روستای زادگاهش را پشت سر گذاشت. از کوهها گذشت. از دریاها گذشت. شهرهای بزرگ را دید. به دَه دوازده زبان لغاتی آموخت. بالا و پایین را دید و پس از سالها آوارگی به زادگاهش برگشت و باقی عمر، حسرت روستایی را کشید که آن موقع ترک کرده بود.
بروس هالند راجرز
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
❤4
«بمان مادر» تک ترانهای است که در دو اجرای مجزا توسط عارف و داریوش اقبالی اجرا شده است. داریوش اقبالی این آهنگ را در آلبوم خاک خسته (۱۳۶۸) منتشر کرده است. این ترانه بر پایه شعری از نادر نادرپور است که ابتداء با عنوان شهادت در بهمن ۱۳۴۰ سروده شده بود. بابک افشار با تغییرات و اضافاتی که به نادرپور پیشنهاد داد، شعر را برای این ترانه و پاسداشت هزاران نوجوان کشته شده در جنگ ایران و عراق بکار گرفت.
🔶🔸@third_script
🔶🔸@third_script
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Occurrence at Owl Creek Bridge
1961
writer & Director: Robert Enrico
Stars: Roger JacquetAnne CornalyAnker-Spang Larsen
در جریان یک جنگ داخلی ، یک غیر نظامی جنوبی به علت تلاش برای خرابکاری ، به دار آویخته میشود و در حالیکه اعدام میشود به همسرش فکر میکند و…
(برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه در سال ۱۹۶۲ )
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
1961
writer & Director: Robert Enrico
Stars: Roger JacquetAnne CornalyAnker-Spang Larsen
در جریان یک جنگ داخلی ، یک غیر نظامی جنوبی به علت تلاش برای خرابکاری ، به دار آویخته میشود و در حالیکه اعدام میشود به همسرش فکر میکند و…
(برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه در سال ۱۹۶۲ )
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
👍1
به من بگو که کجا میروی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل میشوند وَ ما به گریه روی میآریم
و، گریه به رو، کجا؟
بمان!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟
#رضا_براهنی
🔶️🔸️@third_script
و، گریه به رو، کجا؟
بمان!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟
#رضا_براهنی
🔶️🔸️@third_script
❤3👏1
گنجشکک اشی مشی نام متلی ایرانی (احتمالاً با ریشه کازرونی) است که ابتدا پری زنگنه و بعد فرهاد مهراد ترانهای بر اساس آن خواندهاند. آهنگ این کار از اسفندیار منفردزاده است. این ترانه در فیلم گوزنها اجرا شده. داستان این متل سیاسی و اعتراضی بوده و در روایتهای مختلفی منتشر شدهاست. روایت کازرونی این متل که ساخته شاعر و نویسنده کازرونی حسن حاتمی است برای چاپ به احمد شاملو سپرده میشود که با گویش تهرانی توسط احمد شاملو در سال ۱۳۴۰ منتشر شدهاست.
🔶️🔸️@third_script
🔶️🔸️@third_script
❤2
از ابوبکر اسکاف شنیدم که استاد بوسهل صعلوکی را به خواب دیدم بر صفتی نیکو که شرح نتوان کرد. گفتم ای استاد! به چه یافتی این منزل؟
گفت: به حُسن ظنّم به خدای خویش.
[به حسن ظنم به خدای خویش را دو بار بگفت]
رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
گفت: به حُسن ظنّم به خدای خویش.
[به حسن ظنم به خدای خویش را دو بار بگفت]
رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2
تنهایی بعد از تو،
تنهایی قبل از تو نیست...
ساره دستاران
Champs-Élysées, Paris. 1951.
#photo by Bert Hardy
🔶️🔸️@third_script
تنهایی قبل از تو نیست...
ساره دستاران
Champs-Élysées, Paris. 1951.
#photo by Bert Hardy
🔶️🔸️@third_script
❤3
احمدبن فاتک گوید: به حلّاج گفتم:
مرا وصیتی کن. گفت:
به نفسِ خود پرداز که اگر تو آن را مشغول نکنی، آن تو را مشغول خواهد کرد.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
مرا وصیتی کن. گفت:
به نفسِ خود پرداز که اگر تو آن را مشغول نکنی، آن تو را مشغول خواهد کرد.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
❤3
"وقت، یک هنگام نیست که طولی باشد با قیدِ ماضی و مضارع، که وقتْ جمیعِ ازمنه است در مَدارات، به عینِ سحابی که به شمار ناید. و جسمِ آدمی به عینِ مداراتِ ازمنه بیشمارند که هر یکی بر مَداری پرسه میزند شب و روز، و میزیَد در مُستقبل و مُضارع را تا بدل به ماضی نماید.
القصه آنکه هر هیئتی از آدمی به نقشی اندر است و گاهْ باشد تا هیئتی از کسْ در مدارات به هم رسند رو در رو، نه چون حیاتِ آدمی در آبگینه و نه به عینِ دو تن که میشناسند صورتِ دیگری را، که هر کدام در وجود دیگری میزیَد با یاد و خاطره..."
جامع الازمنه طرسوسی
موسیبن ادریس مسائلی
🔶️🔸️@third_script
القصه آنکه هر هیئتی از آدمی به نقشی اندر است و گاهْ باشد تا هیئتی از کسْ در مدارات به هم رسند رو در رو، نه چون حیاتِ آدمی در آبگینه و نه به عینِ دو تن که میشناسند صورتِ دیگری را، که هر کدام در وجود دیگری میزیَد با یاد و خاطره..."
جامع الازمنه طرسوسی
موسیبن ادریس مسائلی
🔶️🔸️@third_script
❤2🤔1