Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هم‌دست

تهیه‌کننده و کارگردان: محسن افشار
نویسنده: مهدی عمرانیان
بازیگران: مهدی مهری، ایمان میرهاشمی
تدوین: محسن افشار
۱۴۰۱
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
1
و اوّلِ حال او چنان بود که:
در میان بیابان مرو و باوَرد (۱) خیمه زده بود، و پلاسی پوشیده، و کلاهی پشمین بر سر، و تسبیح در گردن افکنده.
و یاران بسیار داشت، همه دزد و راهزن. هر مال که پیش او بردندی، او قسمت کردی. که مهتر ایشان بود. آنچه خواستی، نصیب خود برداشتی، و هرگز از جماعت دست نداشتی، و هر خدمتگاری که خدمت جماعت نکردی، او را دور کردی.
تا روزی کاروانی عظیم می‌آمد و آواز دزد شنیدند. (۲) خواجه‌ای در میان کاروان، نقدی که داشت برگرفت و گفت: در جایی پنهان کنم تا اگر کاروان بزنند، باری این نقد بماند.
در بیابان فرورفت. خیمه‌یی دید، در وی پلاس‌پوشی (۳) نشسته. زر به وی سپرد. گفت: در خیمه رو و در گوشه‌یی بنه. بنهاد و بازگشت. چون بازِ کاروان رسید، دزدان راه زده بودند و جمله مال‌ها برده. آن مرد، رَختی که باقی بود با هم آورد؛ (۴) پس قصدِ آن خیمه کرد. چون آنجا رسید، دزدان را دید که مال قسمت می‌کردند. گفت: آه! من مال به دزدان سپرده بودم. خواست که بازگردد، فُضَیل او را بدید. آواز داد که: بیا. آنجا رفت.
گفت: چه کار داری؟
گفت: جهت امانت آمده‌ام.
گفت: همان‌جا که نهاده‌ای، بردار. برفت و برداشت.
یاران، فضیل را گفتند: ما در این کاروان هیچ نقد نیافتیم و تو چندین نقد باز می‌دهی؟ فضیل گفت: او به من گُمانِ نیکو بُرد و من نیز به خدای -تعالی- گمانِ نیکو می‌برم.
من گمانِ او راست کردم (۵) تا باشد که خدای-تعالی- گمان من نیز راست کند.

۱) باوَرد: ابیورد خراسان، جایی بین سرخس و نسا.
۲) آواز دزد شنیدند: صدایی از حرکت دزدان شنیدند.
۳) پلاس‌پوش: آن‌که پوشش او از پلاس است. لباسی بوده از موی بز و اغلب سیاه و بسیار خشن و درشت بوده است و زاهدان می‌پوشیدند.
۴) با هم آوردن: فراهم آوردن، جمع کردن.
۵) گمان راست کردن: ظن به درستی و راستی کسی بردن.

#تذكرة_الاوليا
ذکر فُضَیل بن عیاض
🔶️🔸️@third_script
4
Ramesh - wWw.NakaMan.iR سایت ناکامان
Ramesh - wWw.NakaMan.iR سایت ناکامان
لب دريا
رامش
ترانه‌سرا و آهنگساز: جهانبخش پازوکی
تنظیم: ناصر چشم‌آذر
#موسيقی
🔶🔸@third_script
2
ای خدا از عاشقان خشنود باد
عاشقان را عاقبت محمود باد

عاشقان را از جمالت عید باد
جانشان در آتشت چون عود باد

دست کردی دلبرا در خون ما
جان ما زین دست، خون‌آلود باد

هر که گوید که خلاصش ده ز عشق
آن دعا از آسمان مردود باد

مه کم آید مدتی در راه عشق
آن کمیّ عشق جمله سود باد

دیگران از مرگ مهلت خواستند
عاشقان گویند نی نی زود باد

آسمان از دود عاشق ساخته‌ست
آفرین بر صاحب این دود باد

#مولانا
دیوان شمس
🔶️🔸️@third_script
1🔥1
Bi Hamzaban ~ MusicNab.Com
Mohammad Reza Shajariyan ~ MusicNab.Com
بی‌همزبان

#محمدرضا_شجريان
آهنگ از شجریان
شعر:‌ جواد آذر
سه تار: داریوش پیرنیاکان
نی: جمشید عندلیبی
تنبک: مرتضی اعیان
از آلبوم سرو چمان
1370
#موسیقی
🔶🔸@third_script
2
مردی را زنی بود و بر آن زن عاشق بود و یک چشمِ آن زن سپید بود و شوی را از آن عیب خبر نبود. چون روزگار برآمد و مراد خویش بسیار از او بیافت و عشق کم گشت، سپیدی بدید. زن را گفت: آن سپیدی در چشمِ تو کِی پدید آمد؟
گفت: آنگه که محبت ما در دلِ تو نقصان گرفت.

شرح تَعَرُّف
ابوابراهیم‌بن اسماعیل مستملی بُخاری
(درگذشته ۴۳۴ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
4
با این‌همه غم با که گساریم آخر؟
وین غصه دمی با که برآریم آخر؟
کس نیست که با او نفسی بتوان زد
تنها همه عمر چون گذاریم آخر؟

#انوری
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
3
Le Redoutable (2017)
Writer & dir:
Michael hazanavicius
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
3
Audio
Ramesh
رامش
شرم بوسه
ترانه‌سرا: مسعود هوشمند
آهنگسازی و تنظيم: پرویز مقصدی
#موسيقی
🔶🔸@third_script
2👍1
و گفت: دوستی خداوند در دلِ آن‌کس نبوَد که بر خَلقَش شفقت نبوَد.

نوشته بر دریا
از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی
تدوین و تصحیح دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

ابولحسن خرقانی (۴۲۵-۳۵۳ ق)
از بزرگترین عرفای مکتب خراسان است.
🔶️🔸️@third_script
4
به فیضِ جرعه‌ی جام تو تشنه‌ایم ولی
نمی‌کنیم دلیری، نمی‌دهیم صُداع...

*صُداع: مزاحمت، دردِسر

#حافظ
🔶️🔸️@third_script
2💔1
خرّم آن روز که من بوسه شمارم زِ لبت...

#خواجوی_کرمانی

Two Lovers in Washington Square Park, New York City, 1962.

#photo by André Kertész
🔶️🔸️@third_script
2
ای عشق شکسته‌ایم مشکن ما را
این گونه به خاکِ ره میفکن مارا

ما در تو به چشم دوستی می‌بینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

ای عشق پناهگاه پنداشتمت
ای چاه نهفته راه پنداشتمت

ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا
آویخت مسیح‌وار بر دار مرا

چندان که دلت خواست بیازار مرا
مگذار مرا ز دست مگذار مرا

ای عشق در آتش تو فریاد خوش است
هر کس که در آتش تو افتاد خوش است

بیداد خوش است از تو وز هستی ما
خاکسترکی سپرده بر باد خوش است

#فریدون_مشیری
🔶️🔸️@third_script
2❤‍🔥1
ماه
هی ماهِ مَرحَبا
در این گیر و دارِ بی‌گریبان
دستم را بگیر،
من پیراهنْ دریدهٔ توام از اندوهِ انتظار...

#سیدعلی_صالحی
🔶️🔸️@third_script
3
و در روایتی دیگر گویند که روزی بارِ عام (۱) بود. ارکانِ (۲) دولت هر یکی بر جای خود ایستاده بودند. و غلامان در پیش او صف زده. ناگاه مردی با هیبت از در درآمد ـ چنان‌که هیچ‌کس را از خَدَم و حَشَم زَهره آن نبود که گوید که: تو کیستی؟ و به چه کار می‌آیی؟ ـ آن مرد همچنان می‌آمد تا پیشِ تخت ابراهیم.
ابراهیم گفت: چه می‌خواهی؟
گفت: در این رِباط (۳) فرو‌می‌آیم.
گفت: این رباط نیست، سرای من است.
گفت: این سرای پیش از این از آنِ که بود؟
گفت: از آن پدرم.
گفت: پیش از او، از آنِ که بود؟
گفت: از آنِ فلان کس.
گفت: پیش از او از آن که بود؟
گفت: از آن پدرِ فلان کس.
گفت: همه کجا شدند؟
گفت: همه برفتند و بمردند.
گفت: این نه رباط باشد؟ که یکی می‌آید و یکی می‌رود.
این بگفت و به تعجیل از سرای بیرون رفت. ابراهیم در عقبش روان گشت و آواز داد و سوگند داد که: بایست تا با تو سخنی گویم. بایستاد.
گفت: تو کیستی و از کجا می‌آیی که آتشی در جانم زدی؟
گفت: اَرضی و بَحری و بَرّی و سَمائی‌ام. و نام معروفِ من خِضر است.
گفت: توقف کن تا به خانه رَوَم و بازآیم.
گفت: الامرُ اعجلُ مِن ذلک. (۴) و ناپدید گشت. سوزِ ابراهیم زیادت شد و دردش بیفزود. گفت: تا این چه حالت است که به شب دیدم و به روز شنیدم!

۱) بار عام: شرفیابی همگانی در حضور سلطان
۲) ارکان: بزرگان
۳) رباط: مهمان‌سرای میان راه، کاروانسرا.
۴) کار گذراتر از این است.

#تذكرة_الاوليا
ذکر ابراهیم ادهم
ابواسحاق ابراهیم‌بن اَدهم‌بن سلیمان‌بن منصور البلخی العجلی
[زادهٔ سال ۱۰۰ هـ. ق و درگذشتهٔ سال ۱۶۱ هـ. ق (۷۱۸–۷۷۸ م)]. اهل بلخ و از صوفیان بنام است.
🔶️🔸️@third_script
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نفرین نامه
#داريوش
آهنگساز: بابک افشار
شعر: شهیار قنبری
تنظيم: منوچهر چشم آذر
#موزیک_ویدئو
🔶🔸@third_script
1
Dariush Nefrin Nameh [BibakMusic.com]
Dariush [BibakMusic.com]
نفرین نامه
#داريوش
آهنگساز: بابک افشار
شعر: شهیار قنبری
تنظيم: منوچهر چشم آذر
#موسیقی
🔶🔸@third_script
1
پرسیدند از محبت.
گفت: محبت از ازل درآمد و به ابد گذر کرد.

#تذكرة_الاوليا
در ذکر رابعه عَدَویّه
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥21
مهتاب به نور دامن شب بشکافت
مِی نوش، دمی بهتر از این نتوان یافت

خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
اندر سر گور یک به یک خواهد تافت

#خیام
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥21