Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
ضمرةبن حنظل سماك گوید: حلاج برای کاری به واسِط(۱) آمد. نخستین دکانی که پیش روی او پدیدار شد، از آنِ پنبه‌فروشی بود که دکانی پر از پنبه داشت. حلاج به پنبه‌فروش گفت: تو برای انجام دادن کار من روانه شو تا من نیز در این کارت یاری دهم. مرد پنبه‌فروش در پی کار حلاج رفت و چون برگشت همه‌ی پنبه‌های میان دکان را که بیست‌و‌چهار هزار رَطل (۲) بود وازده یافت. از آن روز حسین‌بن منصور را حلاج (۳) نامیدند.

۱) واسِط: نام دهی است.
۲) رَطل:صد مثقال، نیم من، عدل.
۳) حلاج: پنبه زن. کسی‌که پنبه را با کمان از پنبه‌دانه جدا می‌کند.

اخبارالحلاج
در سیرت حسین‌بن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥2
Audio
Delkash [SariMusic.IR]
ياد من كن
#دلكش
ترانه‌سرا: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگساز: علی تجویدی
در دستگاه ماهور
#موسيقی
🔶🔸@third_script
2
Belinda with Rosita
Argentina. Buenos Aires. 1998.
#photo by Alessandra Sanguinetti

🔶️🔸️@third_script
3
شبی از شبها (سحرگاهان)
امان‌الله تاجيك
شبی از شبها (سحرگاهان)
امان‌الله تاجيك
(۱۳۱۶ اهواز - ۱۳۶۶ تهران)
#موسيقی
🔶🔸@third_script
👍21
دیدی که وفا به سر نبردی
ای سخت کمان سست پیمان...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
4
راوی می‌گوید از جنید شنیدم که گفت:
تا هنگامی که از گناهت بیمناک هستی و پس از انجامش احساس پشیمانی می‌کنی، از خود نومید مشو.

تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
2👍1
چه انتظاری داری
روح‌پرور
چه انتظاری داری
مریم روح‌پرور
(۱۳۱۱-۱۳۶۶)
#موسیقی
🔶🔸@third_script
👍2😐1
کس به چشمم در نمی‌آيد
که گويم مثلِ اوست...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
3
شاد زی با سیاه‌چشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد

زآمده تنگ‌دل نباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد

من و آن جعدموی غالیه‌بوی
من و آن ماه‌روی حورنژاد

نیک‌بخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آن‌که او نخورد و نداد

باد و ابر است این جهان و فسوس
باده پیش آر، هرچه باداباد...

#رودکی
🔶️🔸️@third_script
1👍1
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار مُحِبّان بادْپیما را
جز این قَدَر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مِهر و وفا نیست روی زیبا را..

#حافظ
🔶️🔸️@third_script
1💔1
سرو را قامتِ خوبست و قمر را رخِ زیبا
تو نه آنی و نه اینی که هم این است و هم آنت

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
3🔥1
به روایت مشهورترین اسطوره‌ی خاستگاه عشق، در آغاز یکایک انسان‌ها جانورانی مدوّر بوده‌اند که دو چهره، دو پشت، چهار دست و چهار پا داشته‌اند.
این جانوران دوگانه به جنسیتِ نیمه‌های تشکیل دهنده آنها بر سه گونه بودند: مرد، زن، دوجنسی.
"قوّت و بُنیه‌ای که داشتند آنها را بسیار هیبت‌انگیز می‌نمود و غرورشان بی‌حد و حصر بود. آنان با خدایان درآویختند."
زئوس برای اینکه ایشان را ضعیف سازد و به گستاخی‌شان پایان دهد - اما نه اینکه به کلی نابودشان کند - آنان را به دو نیم کرد.
"اگر این ساکتشان نکند بازهم آنان را به دو نیم خواهم کرد تا بر یک پا بایستند و جَست زنند"
عشق اشتیاقی است که هر پاره به یافتنِ یار نخستینش و بازگشت به حالتِ کاملِ اولیه دارد. عشّاقِ کامل کسانی هستند که در آغاز به‌هم پیوسته بوده‌اند. اگر آنها یکدیگر را پیدا کنند، هرگز خواستار جدایی نخواهند شد و می‌کوشند کاملا با هم یکی شوند، می‌کوشند بار دیگر همان موجود یکتایی شوند که در آغاز بودند.
این اسطوره که در دهان آریستوفانس* گذاشته شده است در رساله مهمانی افلاطون نقل می‌شود.

*آریستوفانس: کمدی‌نویس آتنی
(۴۴۸ - ۳۸۰ ق.م)

شرایط عشق
جان آرمسترانگ
ترجمه مسعود اولیا
🔶️🔸️@third_script
👍21
اين منم تنها و حيران نيمه‌شب
كرده‌ام همراز خود مهتاب را
گويم: امشب بينم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بينم خواب را

پرتو نور خيال‌انگيز ماه
روح را تا آسمان‌ها می‌برد
هر كجا زيبايی و لطف و صفاست
روحِ عاشق را به آنجا می‌برد...

#فریدون_مشیری
🔶️🔸️@third_script
3
بایزید گفت: چون بنده حق را بداند اسیر شود و چون اسیر شود امیر شود.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
3
بسر شوقِ سرِ کوی ته دیرُم
بدل مهرِ مه روی ته دیرُم

بتِ من کعبهٔ من قبلهٔ من
ته ای هر سو نظر سوی ته دیرم

#بابا_طاهر
🔶️🔸️@third_script
3
- قُل لي كيفَ تُحبُّني؟
+ إذا مسّكِ الضر مَسّني...

- چگونه دوستم داری؟
+ اگر دردی تو را آید
به داد آید تن و جانم...

#عربیات
به فارسی
حمید حجازی
#Photo by mady lykeridou
🔶️🔸️@third_script
1👍1
کلمه‌ی عشق در صدر قاموس اخلاقی ما جای دارد. عشق را غالبا به صورت مهر‌آمیزترین مواجهه‌ای که می‌توانیم با شخصی یا چیزی داشته باشیم می‌نمایانند. اما نوای غمبارتری هم هست که باید به وجود آن اذعان کرد.
آلبر کامو در بیگانه مردی را توصیف می‌کند که پیوسته سگی کوچک که یگانه همراه و انیس اوست، پشت سرش حرکت می‌کند. مرد یکریز به این جانور بیچاره دشنام می‌دهد و لگد می‌زند و او را مسخره می‌کند. با این‌حال، وقتی سگ می‌میرد، مرد بی‌کس و ناامید می‌شود-او عاشق سگ بود.
این نمونه‌ی یکی از هولناک‌ترین و تناقض‌آمیزترین حالات است:
زنی بی‌وقفه از معشوقش خرده می‌گیرد و او را ملامت می‌کند-زیرا زن به او عشق می‌ورزد؛ مردی همسرش را کتک می‌زند وقتی که ظن می‌برد به او خیانت کرده است- زیرا سخت عاشق اوست. این برخورد را می‌توان در قالب حکمی خلاصه کرد: من از سر عشقی که به تو دارم از تو متنفرم.
هراس از تنها‌افتادگی، هراس از تنها بودن با خود، چه بسا سررشته‌ای باشد برای درک آنچه اینجا روی می‌دهد.
در این موارد شخصی که بدرفتاری می‌کند دلبستگی عمیقی به قربانی‌اش دارد.
بی تردید این قسم کژی‌های هولناک عشق گهگاه - و به درجه‌ای کمتر- در هر عشقی رخ می‌نماید.
این‌ها با بی‌آلایشی هولناکی عیان می‌کنند که چگونه همان نیازهایی که ما را به عشق می‌رسانند ممکن است در فاسد شدن عشق نقشی داشته باشند.

شرایط عشق
جان آرمسترانگ
ترجمه‌ی مسعود علیا
🔶️🔸️@third_script
2👍1
و گفت: حق تعالی را در دنیا بهشتی است و دوزخی: بهشت عافیت است و دوزخ بلاست. عافیت آن است که کارِ خود به خدای -عزّوجَلّ- بازگذاری و دوزخ آن است که کارِ خدای با نفسِ خویش گذاری.

#تذكرة_الاوليا
ذکر ابن‌محمد جعفر صادق، رضی‌اللهُ عنه
🔶️🔸️@third_script
1❤‍🔥1👍1
پارسایی به کنیزک علی‌بن ابی طالب ـ صلّى الله عليه ـ عاشق شد و وقتی کنیزک می‌گذشت، پارسا به او گفت: به‌خدا سوگند من دوستت دارم. و این اظهار محبت بیشتر شد.
کنیزک به علی گفت: ای امیر مؤمنان! من به پارسایی در جایی این چنین برخوردم، وقتی مرا دید گفت: به خدا سوگند دوستت دارم. امیر مؤمنان به کنیزک گفت: هر وقت او به تو چنین گفت تو هم به او بگو: من هم تو را دوست دارم چه می‌خواهی؟
کنیزک، پارسا را دید و پارسا چون گذشته اظهار محبت کرد، کنیزک هم چنان که علی [ع] گفته بود، گفت: من نیز به خدا سوگند تو را دوست دارم، چه می‌خواهی؟
زاهد گفت: می‌خواهم که شکیبا باشم، خدای تعالی فرموده است: "همانا پاداش شکیبایان به تمامی به آنان داده خواهد شد".
وقتی کنیزک به نزد امیر مومنان بازگشت، گفت: چنان‌که فرموده بودی گفتم و او هم گفت: می‌خواهم صابر باشم. و آن آیه را خواند.
حضرت فرمود: برو که در راه خدا آزادی. زاهد را فراخواند و کنیزک را به همسری او درآورد.

عطف الألف المألوف علي اللّام المعطوف
ابوالحسن علی‌بن محمد الدیلمی
(درگذشته ۳۹۱ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍3