❤2
[بهرام بیضایی:] [...] مشکلِ ما حکومت نیست، مشکلِ ما خودِ ما هستیم که راست نمیگوییم و تا وقتی ما عوض نشویم چیزِ دیگری هم عوض نخواهد شد...
جدال با جهل
«نوشتهها و آغازِ فیلمسازی»
گفت و گوی نوشابه امیری
با #بهرام_بیضایی
🔶️🔸️@third_script
جدال با جهل
«نوشتهها و آغازِ فیلمسازی»
گفت و گوی نوشابه امیری
با #بهرام_بیضایی
🔶️🔸️@third_script
❤2👍2
نقل است که حسن گفت:
از سخن چهار کس عجب داشتم (۱):
کودکی و مُخَنَّثی (۲) و مستی و زنی.
گفتند: چگونه؟
گفت: روزی جامه فراهممیگرفتم (۳) از مخنثی که بر او میگذشتم. گفت: ای خواجه! حالِ ما هنوز پیدا نشده است تو جامه از من فراهم مگیر، که کارها در ثانیالحال خدای داند که چون شود.
و مستی دیدم که در میانِ وَحَل (۴) میرفت، افتان و خیزان، فقُلتُ لَه: ثبَّت قَدَمَک یا مسکین، حتی لاتَزَل-قدم ثابت دار ای بینوا تا نیفتی- گفت: تو قدم ثابت کردهای با اینهمه دعوی؟ من اگر بیفتم مستی باشم به گِل آلوده، برخیزم و بشویم. این سهل باشد؛ اما از افتادن خود بترس. این سخن عظیم در من اثر کرد.
و کودکی وقتی چراغی میبرد. گفتم: از کجا آوردهای این روشنایی؟ بادی در چراغ دمید و گفت: بگو تا به کجا رفت این روشنایی تا من بگویم که از کجا آوردهام.
و عورتی (۵) دیدم، روی برهنه و هر دو دست برهنه، با جمالی عظیم، در حالت خشم از شوهر خود با من شکایتی میکرد. گفتم: اول روی بپوش. گفت: من از دوستی مخلوق چنانم که عقل از من زایل شده است و اگر مرا خبر نمیکردی، همچنین به بازار فروخواستم شد. تو با اینهمه دعوی در دوستی او، چه بودی اگر ناپوشیدگیِ روی من ندیدی؟
مرا این نیز عجب آمد.
۱) عَجَب داشتن: شگفتزده شدن، متجب گشتن
۲) مخنث: آنکه نه زن است و نه مرد.
۳) جامه فراهمگرفتن: جامه برچیدن، اعراض و دوری گزیدن.
۴) وَحَل: گِل، منجلاب
۵) عورَت: زن
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
از سخن چهار کس عجب داشتم (۱):
کودکی و مُخَنَّثی (۲) و مستی و زنی.
گفتند: چگونه؟
گفت: روزی جامه فراهممیگرفتم (۳) از مخنثی که بر او میگذشتم. گفت: ای خواجه! حالِ ما هنوز پیدا نشده است تو جامه از من فراهم مگیر، که کارها در ثانیالحال خدای داند که چون شود.
و مستی دیدم که در میانِ وَحَل (۴) میرفت، افتان و خیزان، فقُلتُ لَه: ثبَّت قَدَمَک یا مسکین، حتی لاتَزَل-قدم ثابت دار ای بینوا تا نیفتی- گفت: تو قدم ثابت کردهای با اینهمه دعوی؟ من اگر بیفتم مستی باشم به گِل آلوده، برخیزم و بشویم. این سهل باشد؛ اما از افتادن خود بترس. این سخن عظیم در من اثر کرد.
و کودکی وقتی چراغی میبرد. گفتم: از کجا آوردهای این روشنایی؟ بادی در چراغ دمید و گفت: بگو تا به کجا رفت این روشنایی تا من بگویم که از کجا آوردهام.
و عورتی (۵) دیدم، روی برهنه و هر دو دست برهنه، با جمالی عظیم، در حالت خشم از شوهر خود با من شکایتی میکرد. گفتم: اول روی بپوش. گفت: من از دوستی مخلوق چنانم که عقل از من زایل شده است و اگر مرا خبر نمیکردی، همچنین به بازار فروخواستم شد. تو با اینهمه دعوی در دوستی او، چه بودی اگر ناپوشیدگیِ روی من ندیدی؟
مرا این نیز عجب آمد.
۱) عَجَب داشتن: شگفتزده شدن، متجب گشتن
۲) مخنث: آنکه نه زن است و نه مرد.
۳) جامه فراهمگرفتن: جامه برچیدن، اعراض و دوری گزیدن.
۴) وَحَل: گِل، منجلاب
۵) عورَت: زن
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
❤2
Darde Eshgh-(IRMP3.IR)
O-Hum
❤🔥1👍1
❤2
دل داغ تو دارد ار نه بفروختمی
در دیده تویی و گرنه میدوختمی
دل منزل تست ورنه روزی صدبار
در پیش تو چون سپند میسوختمی
#ابوسعید_ابوالخیر
🔶️🔸️@third_script
در دیده تویی و گرنه میدوختمی
دل منزل تست ورنه روزی صدبار
در پیش تو چون سپند میسوختمی
#ابوسعید_ابوالخیر
🔶️🔸️@third_script
❤🔥2❤1
❤🔥1👍1
- هر وقت قصد رفتن کردی، شناس دارم که از مرز ردت کنه.
+ رفتن؟
سر تکان میدهد: ماندنی نیستی. آوارگی در پیشانیته.
+ کجا برم؟ من قصد رفتن ندارم.
- رفتنه که قصد غریب میکنه.
+ پیشگو هستی کاکا؟
- پیشگو؟ نه! از پیشْ چیزی نمیدانم. از پسْ ولی زیاد دیدهام. تا به حال از قبر برخاستهای؟
+ قبر؟
- آدمیزاد یک بار چشم میشکافه به زندگی و یک بار چشم میبنده به وقت موت. اگر از قبر برگردی، دوبار چشم باز میکنی به زندگی. من سیزده سال پیش دوباره چشم باز کردم. از انفال چیزی شنیدهای؟
+ انفال؟ نه. یعنی خیلی کم.
- یکبار که رفتی با دنیا غریبه میشی. اگر هم برگردی دور میایستی و از دور نگاه میکنی. اینه که ریزها رو نمیبینی و گرفتارشون نمیشی. نه آشنا میشی نه غریبه میمونی. وقتی نعمتی را دوبار گرفتی، یکبار بیشتر از سهمات، باید راحتتر پساش بدی...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
+ رفتن؟
سر تکان میدهد: ماندنی نیستی. آوارگی در پیشانیته.
+ کجا برم؟ من قصد رفتن ندارم.
- رفتنه که قصد غریب میکنه.
+ پیشگو هستی کاکا؟
- پیشگو؟ نه! از پیشْ چیزی نمیدانم. از پسْ ولی زیاد دیدهام. تا به حال از قبر برخاستهای؟
+ قبر؟
- آدمیزاد یک بار چشم میشکافه به زندگی و یک بار چشم میبنده به وقت موت. اگر از قبر برگردی، دوبار چشم باز میکنی به زندگی. من سیزده سال پیش دوباره چشم باز کردم. از انفال چیزی شنیدهای؟
+ انفال؟ نه. یعنی خیلی کم.
- یکبار که رفتی با دنیا غریبه میشی. اگر هم برگردی دور میایستی و از دور نگاه میکنی. اینه که ریزها رو نمیبینی و گرفتارشون نمیشی. نه آشنا میشی نه غریبه میمونی. وقتی نعمتی را دوبار گرفتی، یکبار بیشتر از سهمات، باید راحتتر پساش بدی...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤3
Parandeye Mohajer
پرنده مهاجر
#سياوش_قميشي
ترانهسرا: احسان یاورانی
آهنگساز: سياوش قميشي
تنظيم: رامون
از آلبوم رگبار (۱۳۸۷/۲۰۰۸)
#موسيقي
🔶🔸@third_script
#سياوش_قميشي
ترانهسرا: احسان یاورانی
آهنگساز: سياوش قميشي
تنظيم: رامون
از آلبوم رگبار (۱۳۸۷/۲۰۰۸)
#موسيقي
🔶🔸@third_script
❤4
گفت: اگر خواهی که دنیا را بینی که بعد از تو چون خواهد بود، بنگر که بعد از مرگِ دیگران چون است...
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
ضمرةبن حنظل سماك گوید: حلاج برای کاری به واسِط(۱) آمد. نخستین دکانی که پیش روی او پدیدار شد، از آنِ پنبهفروشی بود که دکانی پر از پنبه داشت. حلاج به پنبهفروش گفت: تو برای انجام دادن کار من روانه شو تا من نیز در این کارت یاری دهم. مرد پنبهفروش در پی کار حلاج رفت و چون برگشت همهی پنبههای میان دکان را که بیستوچهار هزار رَطل (۲) بود وازده یافت. از آن روز حسینبن منصور را حلاج (۳) نامیدند.
۱) واسِط: نام دهی است.
۲) رَطل:صد مثقال، نیم من، عدل.
۳) حلاج: پنبه زن. کسیکه پنبه را با کمان از پنبهدانه جدا میکند.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
۱) واسِط: نام دهی است.
۲) رَطل:صد مثقال، نیم من، عدل.
۳) حلاج: پنبه زن. کسیکه پنبه را با کمان از پنبهدانه جدا میکند.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤🔥2
Audio
Delkash [SariMusic.IR]
ياد من كن
#دلكش
ترانهسرا: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگساز: علی تجویدی
در دستگاه ماهور
#موسيقی
🔶🔸@third_script
#دلكش
ترانهسرا: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگساز: علی تجویدی
در دستگاه ماهور
#موسيقی
🔶🔸@third_script
❤2
❤4
راوی میگوید از جنید شنیدم که گفت:
تا هنگامی که از گناهت بیمناک هستی و پس از انجامش احساس پشیمانی میکنی، از خود نومید مشو.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
تا هنگامی که از گناهت بیمناک هستی و پس از انجامش احساس پشیمانی میکنی، از خود نومید مشو.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
❤2👍1