شیخ گفت رحمةالله علیه که:
در مسجد جامع یک روز سخن در مقامات اولیا میگفتم و یک هفته بود که هیچ طعام نخورده بودم، ناگاه مرا بول بگرفت چنانک طاقت نشستن نداشتم، از مسجد بدر آمدم، چون ببازار حوزیان رسیدم بول بیاختیار از من جدا شد. گریه بر من افتاد و بسیار گریستم و خود را ملامت و سرزنش کردم که: در مقام اولیا سخن میگویی و صفات اطفال از خود جدا نکردهای.
سیرتِ ابن خَفیف
(درگذشته ۳۷۱ ه.ق)
ابوالحسن علیبن محمد دیلمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
در مسجد جامع یک روز سخن در مقامات اولیا میگفتم و یک هفته بود که هیچ طعام نخورده بودم، ناگاه مرا بول بگرفت چنانک طاقت نشستن نداشتم، از مسجد بدر آمدم، چون ببازار حوزیان رسیدم بول بیاختیار از من جدا شد. گریه بر من افتاد و بسیار گریستم و خود را ملامت و سرزنش کردم که: در مقام اولیا سخن میگویی و صفات اطفال از خود جدا نکردهای.
سیرتِ ابن خَفیف
(درگذشته ۳۷۱ ه.ق)
ابوالحسن علیبن محمد دیلمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍2
عبدالودودبن سعید گفت:
حلاج را دیدم که به مسجد منصور درآمد و گفت: ای مردم به کوتاهسخنی از من گوش فرا دهید. مردمان بسیاری گرد او را گرفتند که برخی از آنان دوستداران و برخی مخالفان او بودند. پس حلاج گفت:
بدانید که خدای بلند مرتبه ریختن خون مرا بر شما روا گردانیده است، پس مرا بکشید.
برخی از مردم گریستند و من از میان مردم پیش رفتم و گفتم: ای شیخ چگونه کسی را که نماز میگزارد و روزه میگیرد و قرآن میخواند بکشیم؟ حلاج گفت:
ای شیخ آن معنایی که از ریختن خونها جلوگیری میکند و پاسدار خون مردمان است خود از مقولهی نماز و روزه و قرآن بیرون است. بکشید مرا تا هم شما مزد یابید و هم من آسایش...
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
حلاج را دیدم که به مسجد منصور درآمد و گفت: ای مردم به کوتاهسخنی از من گوش فرا دهید. مردمان بسیاری گرد او را گرفتند که برخی از آنان دوستداران و برخی مخالفان او بودند. پس حلاج گفت:
بدانید که خدای بلند مرتبه ریختن خون مرا بر شما روا گردانیده است، پس مرا بکشید.
برخی از مردم گریستند و من از میان مردم پیش رفتم و گفتم: ای شیخ چگونه کسی را که نماز میگزارد و روزه میگیرد و قرآن میخواند بکشیم؟ حلاج گفت:
ای شیخ آن معنایی که از ریختن خونها جلوگیری میکند و پاسدار خون مردمان است خود از مقولهی نماز و روزه و قرآن بیرون است. بکشید مرا تا هم شما مزد یابید و هم من آسایش...
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
❤2
محبوبام! من شما را از لابهلای خوابهای گمشده به دست آوردم. آن زمان که واژههای ترانه، در تاریکی بودند، آنها مرا صدا میزدند. من هم به سمت آنها دست دراز کردم و با خودم به روشنایی، به شما رساندم...
#محمد_صالح_علاء
حیف! حوصلهام پیر شده
🔶️🔸️@third_script
#محمد_صالح_علاء
حیف! حوصلهام پیر شده
🔶️🔸️@third_script
❤2
فتح موصلی (۱) میگوید که وقتی قصد زیارت بیتالله کردم، چون به میانهی بادیه رسیدم، کودکی را دیدم خُرد در میانِ بادیه.
بر وی سلام کردم. جواب داد. گفتم: از کجا میآیی. گفت: از خانهی خداوند خویش. گفتم: تو کودکی بر تو حج واجب نیست. چرا خود را رنجانیدهای؟ گفت: ای پیر، اینچنین سخنان در باقی کن که من دیدم که ملکالموت از من خُردتر را جان قبض کرده است.
گفتم: چون است که با تو زاد و راحلهای (۲) نمیبینم. گفت: زاد من نفس است، و راحلهی من قدم، و مَطیِّهی (۳) من شوق، و مرکب من عشق.
گفتم از این نمیپرسم از نان و آب میپرسم.
گفت: ای فتح، اگر دوستی از دوستان تو از اهلِ دنیا تو را به خانه خود مهمانی کند، نیکو بُوَد که نان در آستین نهی.
گفتم: نی.
گفت: ای ضعیفالیقین، خداوند مرا به خانه خود دعوت کرده است و هم او طعام و شراب میدهد.
۱) فتح موصلی: از مشایخ تصوف موصل. وفات ۱۷۰ ه.ق
۲) زاد: توشه، خوراک
راحله: چهارپای بارکش
۳) مَطیّه: حیوان سواری
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
بر وی سلام کردم. جواب داد. گفتم: از کجا میآیی. گفت: از خانهی خداوند خویش. گفتم: تو کودکی بر تو حج واجب نیست. چرا خود را رنجانیدهای؟ گفت: ای پیر، اینچنین سخنان در باقی کن که من دیدم که ملکالموت از من خُردتر را جان قبض کرده است.
گفتم: چون است که با تو زاد و راحلهای (۲) نمیبینم. گفت: زاد من نفس است، و راحلهی من قدم، و مَطیِّهی (۳) من شوق، و مرکب من عشق.
گفتم از این نمیپرسم از نان و آب میپرسم.
گفت: ای فتح، اگر دوستی از دوستان تو از اهلِ دنیا تو را به خانه خود مهمانی کند، نیکو بُوَد که نان در آستین نهی.
گفتم: نی.
گفت: ای ضعیفالیقین، خداوند مرا به خانه خود دعوت کرده است و هم او طعام و شراب میدهد.
۱) فتح موصلی: از مشایخ تصوف موصل. وفات ۱۷۰ ه.ق
۲) زاد: توشه، خوراک
راحله: چهارپای بارکش
۳) مَطیّه: حیوان سواری
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
وا فریادا ز عشق وا فریادا
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر کامِ منِ شکسته دادا دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
ابوسعید ابوالخیر
The scream
1893
By Edward munch
(1863-1944)
#painting
🔶️🔸️@third_script
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر کامِ منِ شکسته دادا دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
ابوسعید ابوالخیر
The scream
1893
By Edward munch
(1863-1944)
#painting
🔶️🔸️@third_script
❤1🕊1
سالهاست یاد گرفتهام از کسانیکه زیاد سوال میکنند، دوری کنم. بابات چه کاره است؟ چند تا بچه هستین؟ چرا؟ چطور؟
دروغ گفتن خستهام میکند، از خودم و از سوال کننده متنفرم میکند. شاید روزی برسد که دیگر نه دروغ بگویم نه چیزی را پنهان کنم...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
دروغ گفتن خستهام میکند، از خودم و از سوال کننده متنفرم میکند. شاید روزی برسد که دیگر نه دروغ بگویم نه چیزی را پنهان کنم...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
Audio
Googoosh [SariMusic.IR]
مرهم
#گوگوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظيم: اریک آرکانت
از آلبوم نيمه گمشده گم 1356
#موسيقي
🔶🔸@third_script
#گوگوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظيم: اریک آرکانت
از آلبوم نيمه گمشده گم 1356
#موسيقي
🔶🔸@third_script
👌2❤1
❤2
جنید میگوید: شناخت آن است که بنده در همان هنگام که علمی مییابد، بداند، که نادانستههایش بسیار است.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
- آقا خونهی خودشه، نمیخواد بده، به من و تو چه.
+ تو هم بد موقع رگت میگیره آدم خوبه بشیها.
- ما یه عده گاویم که یاد نگرفتیم نباید تو زندگی هم دخالت کنیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
+ تو هم بد موقع رگت میگیره آدم خوبه بشیها.
- ما یه عده گاویم که یاد نگرفتیم نباید تو زندگی هم دخالت کنیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤2
نگهام داشت ... من هم موندم دیگه.
موندم که یک روز برمیگرده، اینهمه سال!... حرومام کرد...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
موندم که یک روز برمیگرده، اینهمه سال!... حرومام کرد...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤2
پیرِ ریاضت ما عشق تو بود، یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا
تا کِی خَلی درین دل پیوسته خار هجران
مُردم ز جورت آخر، مَردم نه سنگِ خارا
آخر مرا ببینی در پای خویش مُرده
کاول ندیده بودم پایان این بلا را...
#اوحدی
🔶️🔸️@third_script
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا
تا کِی خَلی درین دل پیوسته خار هجران
مُردم ز جورت آخر، مَردم نه سنگِ خارا
آخر مرا ببینی در پای خویش مُرده
کاول ندیده بودم پایان این بلا را...
#اوحدی
🔶️🔸️@third_script
💔2❤1
بایزید گفت که نَفْس به دنیا نِگرَد، و روح به عقبی، و دل به مولی.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2❤🔥1
گفت: ای فرزند برخی از مردم به کفر من گواهی میدهند، و برخی به ولایت من.
آنان که به کفر من گواهی میدهند، نزد من و خدا گرامیترند از آنانی که به ولایت من اذعان دارند.
گفتم ای شیخ برای چه؟
گفت: برای اینکه گواهی کسانی که به ولایت من گواهی میدهند از روی حسن ظن آنان نسبت به من و گواهی کسانی که به کفر من گواهی میدهند از روی تعصب آنان نسبت به دینشان است و کسی که در دین خود تعصب ورزد از کسی که نسبت به دیگری حسن ظن داشته باشد، گرامیتر است.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
آنان که به کفر من گواهی میدهند، نزد من و خدا گرامیترند از آنانی که به ولایت من اذعان دارند.
گفتم ای شیخ برای چه؟
گفت: برای اینکه گواهی کسانی که به ولایت من گواهی میدهند از روی حسن ظن آنان نسبت به من و گواهی کسانی که به کفر من گواهی میدهند از روی تعصب آنان نسبت به دینشان است و کسی که در دین خود تعصب ورزد از کسی که نسبت به دیگری حسن ظن داشته باشد، گرامیتر است.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2
اگر فوتبال جنبه مقدسی داشته باشد، من آن را در پیشپاافتادگی و بلاهت بیچون و چرای این بازی میبینم.
علاقه فراوانی که من به فوتبال دارم - در واقع خیلی از ما داریم- واقعا احمقانه است و بخشی از جذابیت بیحد و حصر این بازی هم ناشی از همین سرسپردگی خودخواستهی ما به چیزی تا این حد ابلهانه است. حال بگذریم که چه حجم عظیمی از وقت ما را هم به خود اختصاص میدهد.
ولی من هیچ چیز غلطی در ابله بودن نمیبینم...
به چه فکر میکنیم وقتی به فوتبال فکر میکنیم
سایمون کریچلی
🔶️🔸️@third_script
علاقه فراوانی که من به فوتبال دارم - در واقع خیلی از ما داریم- واقعا احمقانه است و بخشی از جذابیت بیحد و حصر این بازی هم ناشی از همین سرسپردگی خودخواستهی ما به چیزی تا این حد ابلهانه است. حال بگذریم که چه حجم عظیمی از وقت ما را هم به خود اختصاص میدهد.
ولی من هیچ چیز غلطی در ابله بودن نمیبینم...
به چه فکر میکنیم وقتی به فوتبال فکر میکنیم
سایمون کریچلی
🔶️🔸️@third_script
👍1
و مرا در جمع کردن این کتاب چند چیز باعث (۱) بود: اول باعث، رغبت برادران دین، که التماس میکردند، دیگر باعث، آن بود تا از من یادگاری مانَد تا هر که برخوانَد از آنجا گشایشی یابد، مرا به دعای خیر یاد دارد. بُوَد که سببِ گشایش او، مرا در خاکْ گشایش دهند. چنانکه یحیبن عمار که امام هری بود و استاد شیخ عبدالله انصاری بود -رحمهماالله- چون وفات کرد، او را به خواب دیدند و پرسیدند که: " خدای -عزّوجلّ- با تو چه کرد؟" گفت: " خطاب کرد که یحیی! با تو خطابها داشتم سخت، لکن روزی در مجلس، ما را میستودی، دوستی از دوستان ما آنجا بگذشت و بشنید، وقتش خوش گشت. تو را در کارِ خوشآمدِ او کردم(۲). و اگر نه آن بودی، دیدی با تو چه کردمی."
۱) باعث: برانگیزنده، سبب
۲) در کار کسی یا چیزی کردن: به جهت آن کس یا چیز او را بخشیدن.
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
۱) باعث: برانگیزنده، سبب
۲) در کار کسی یا چیزی کردن: به جهت آن کس یا چیز او را بخشیدن.
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
😢2❤1