Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
شاید یک روز آوارگی‌ام را کول کنم و
کورمال کورمال بروم
و تاریکی جنگلی را بغل کنم...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
3
- لیلا ( ترانه علیدوستی): تو میدونستی پولدارها همه همدیگه رو میشناسن؟
من تو شرکتمون زیاد میبینم.
+ علیرضا ( نوید محمدزاده): چرا؟
- چون کمن. عوضش بدبختا چون زیادن همدیگه رو نمیشناسن ولی از روی قیافه‌ی هم میفهمن که بدبختن.
+ نمیدونم، شاید...

برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍1
بایزید گفت: دل عارف خندان باشد و چشم او گریان.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2
ای یار جفاپیشه! وفا نیز گَهی کن
بر جانب دل‌سوختگان هم نظری کن

ای ناله! به آن شاه ز حالم خبری ده
وی آه! به آن ماه به هر حیله رهی کن...

صفای شیرازی
🔶️🔸️@third_script

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
4
مَکُن سرگشته آن دل را که دست‌آموزِ غم کردی
به زیرِ پای هجرانش لگدکوبِ ستم کردی...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
2😢1
با چشم‌هایی که دنبال‌ام می‌کنند احاطه شده‌ام توی شرکت. انگار یک‌هو افتاده‌ام وسط صحنه‌ی یک نمایش. جایی برای قایم شدن نیست.
بیرون آمدن از لاک خودم سخت است. این چند ماه آخر بیشتر تنها بودم. جانی که فکر می‌کردم به غریبی خو کرده، تشنه‌ی رفتن میان آدم‌هاست حالا.
تفاوت‌شان خواسته‌ام را بیشتر می‌کند. محیط جدید، آدم‌های جدید.
آشنایی‌ها یک جایی کنار جریان عادی زندگی پا می‌گیرند. به موازات آن. یک وقت هم شاید یکی از خط بیرون بزند و راه‌اش کج شود به جریان زندگی‌ات.
زیاد غریبه نمی‌مانم. به خاطر کار. کار آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند. با هم کار کردن. بیش‌تر از چیز‌های دیگر. حتی بیشتر از با هم سفر کردن، با هم سر یک کلاس نشستن. این را نمی‌دانستم. تازه فهمیدم...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
2👍1
- واقعا ازدواج کردی یا منو سر کار گذاشتی؟
+ چرا؟ بهم نمیاد کسی منو بگیره؟
- نه فکر کردم مثلا شاید همینجوری گفتی.
+ نه زود شوهر کردم.
- چرا؟
+ عاشق شوهرم شدم.
- حتما شوهرت خیلی خوش‌تیپه.
+ قیافه‌ش تعریفی نداره اتفاقا.
- پس عاشق چیش شدی؟
+ خیلی قشنگ حرف می‌زد...

داستان سیاوش
کارگردان: امیر اسکندری
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍4
بازار رشت، استان گیلان
عکس از آنتوان سوروگین
تاریخ عکاسی: ۱۸۸۰-۱۹٢۰ میلادی
#عکس
🔶️🔸️@third_script
👍3
ماه.gif
26.1 KB
ای ماه شبی مونس خلوتگه ما باش
در آینه‌ی اهل نظر چهره‌نما باش

کار دل ما بین که گره در گره افتاد
گیسو بگشا و بنشین، کارگشا باش


جامی ز لب خویش به مستان غمت بخش
گو کام دل سوخته‌ای چند روا باش...

#هوشنگ_ابتهاج
#gif
🔶️🔸️@third_script
2
محبوب‌ام! به دریا التماس کردم، به کوه‌ها، به آسمان، به جنگل، به دورها. کجایی؟
شب شده، بیا. ستاره‌ها آمدند. ماه هم نزدیک است. مهتاب همه جا ریخته. باد می‌وزد. می‌ترسم صدای مرا به جایی که شما نیستید برساند. کلمات به شاخه‌ی درختان گیر کرده‌اند، به ساقه‌ی بوته‌های قدیمی، کنار شبی که خسته و از پا افتاده است...

حیف! حوصله‌ام پیر شده
#محمد_صالح_علاء
🔶️🔸️@third_script
2
آن‌گاه که عشق جوانمرد به کمال خود برسد از مِی وصالِ محبوب سرمست گردد...

اخبارالحلاج
در سیرت حسین‌بن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
1❤‍🔥1
ای مردمان بگویید آرام جان من کو
راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو

نامش همی‌نیارم بردن به پیش هرکس
گه‌گه به‌ناز گویم سرو روان من کو

در بوستان شادی هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکفیده‌ست در بوستان من کو

هرکس به خان‌ومانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم نامهربان من کو...

#انوری
🔶️🔸️@third_script
3
بخواه ای دل چه می‌خواهی؟
عطا نقد است و شه حاضر
که آن مهرو نفرماید: برو تا سال آینده
به جانِ شه که نشنیدم ز نقدش وعده‌ی فردا
شنیدی تو رخِ نسیه ز قرصِ ماهِ تابنده..؟

#مولانا
🔶️🔸️@third_script
2
Parandeh
Googoosh
پرنده
#گوگوش
ترانه‌سرا: سعيد دبيري
آهنگساز: ژاكلين
تنظیم کننده: اريك
از آلبوم فصل تازه 1354
#موسيقي
🔶🔸@third_script
🕊1
شیخ گفت رحمة‌الله علیه که:
در مسجد جامع یک روز سخن در مقامات اولیا می‌گفتم و یک هفته بود که هیچ طعام نخورده بودم، ناگاه مرا بول بگرفت چنانک طاقت نشستن نداشتم، از مسجد بدر آمدم، چون ببازار حوزیان رسیدم بول بی‌اختیار از من جدا شد. گریه بر من افتاد و بسیار گریستم و خود را ملامت و سرزنش کردم که: در مقام اولیا سخن می‌گویی و صفات اطفال از خود جدا نکرده‌ای.

سیرتِ ابن خَفیف
(درگذشته‌ ۳۷۱ ه.ق)
ابوالحسن علی‌بن محمد دیلمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍2
عبدالودود‌بن سعید گفت:
حلاج را دیدم که به مسجد منصور درآمد و گفت: ای مردم به کوتاه‌سخنی از من گوش فرا دهید. مردمان بسیاری گرد او را گرفتند که برخی از آنان دوستداران و برخی مخالفان او بودند. پس حلاج گفت:
بدانید که خدای بلند مرتبه ریختن خون مرا بر شما روا گردانیده است، پس مرا بکشید.
برخی از مردم گریستند و من از میان مردم پیش رفتم و گفتم: ای شیخ چگونه کسی را که نماز می‌گزارد و روزه می‌گیرد و قرآن می‌خواند بکشیم؟ حلاج گفت:
ای شیخ آن معنایی که از ریختن خون‌ها جلوگیری می‌کند و پاسدار خون مردمان است خود از مقوله‌ی نماز و روزه و قرآن بیرون است. بکشید مرا تا هم شما مزد یابید و هم من آسایش...

اخبارالحلاج
در سیرت حسین‌بن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍21
ای بلبل اگر نالی
من با تو هم‌آوازم
تو عشقِ گلی داری
من عشقِ گل‌اندامی...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
2
محبوب‌ام! من شما را از لا‌به‌لای خواب‌های گمشده به دست آوردم. آن زمان که واژه‌های ترانه، در تاریکی بودند، آن‌ها مرا صدا می‌زدند. من هم به سمت آن‌ها دست دراز کردم و با خودم به روشنایی، به شما رساندم...

#محمد_صالح_علاء
حیف! حوصله‌ام پیر شده
🔶️🔸️@third_script
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Tehran waltz
Accordion- Mehrdad Mehdi
والس تهران- آکاردئون
مهرداد مهدی
#music
#nonvocal
🔶🔸@third_script
1🕊1