Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
نقل است که بایزید یک نوبت خرقه خویش را غسلی داده بود، خواست که بر درخت اندازد تا خشک شود. اندیشه کرد که میان آفتاب و درخت مردمان و منفعت درخت حایل اندازم، مشروع نباشد. و اگر میخ بر دیوار زنم بی اجازت خداوند دیوار روا نباشد. خرقه درپوشید و پشت در آفتاب داشت تا یک طرف خرقه خشک شد. آن‌گاه پهلو به آفتاب داشت، بعد از آن پهلویی دیگر. و هم‌چنین تا تمام خرقه خشک شد. بعد از آن برفت.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
1😐1
دلْ آتشِ غصه در میان داشت
آب از مژه در میان شکستم

از بس که زدم درِ سحرگاه
آخر درِ آسمان شکستم...

#خاقانی
🔶️🔸️@third_scriptْ
😢21
دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت
غمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفت

دوش چون مشعله‌ی شوق تو بگرفت وجود
سایه‌ای در دلم انداخت که صد جا بگرفت

به دم سرد سحرگاهی من بازنشست
هر چراغی که زمین از دل صهبا بگرفت

الغیاث از من دل‌سوخته ای سنگین‌دل
در تو نگرفت که خون در دلِ خارا بگرفت

بربود انده تو صبرم و نیکو بربود
بگرفت انده تو جانم و زیبا بگرفت

دلِ سعدی همه ز ایام بلا پرهیزد
سر زلف تو ندانم به چه یارا بگرفت...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
1🕊1
گویند که هر هزار سال از عالَم
آید به‌ وجود اهلِ وفایی مَحرَم

آمد زین پیش و ما نزاده ز عدم
آید پس از این و ما فرورفته به‌ غم

#خاقانی
دیوان خاقانی شروانی،
انتشارات زوّار،
به‌کوشش:ضیاءالدّین سجّادی
🔶️🔸️@third_script
1💔1
نقل است که بایزید گفت : شخصی را دیدم که می‌گفت: عجب دارم از آن‌کس که خدای را داند و آن‌گاه او را نافرمانی کند.
شیخ گفت: من عجب دارم از آن‌کس که او را داند و فرمان‌برداری کند.
و این مناظره بر اصلی عظیم است و آن‌چنان است که رحمت حق تعالی ازلی است و معصیت بنده وقتی.
هر آینه ازلی بر وقتی غالب باشد، نه وقتی بر ازلی. پس هر کس که به قیامت مطیع آمد " تلك الجنة التي نورث من عبادنا من كان تقيا" [مريم، ٦٣] یعنی: این بهشت آن است که میراث دهیم ما آن‌ را به بندگان ما، آن بنده‌ای که پرهیزکار باشد.
و هر که عاصی و مفلس آمد " قل بفضل الله و برحمته" [یونس، ۵۸]،
الآیة- " لا تقنطوا من رحمة الله" [زمر، ۵۳]، یعنی: ناامید مشوید از رحمت خداوند.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
3
شتابِ خواستنت این چنین که می‌بالد
به دوری تو مگر می‌توان شکیبا شد..؟

#حسین_منزوی
🔶️🔸️@third_script
1👌1
خوشا شبی که به آرامگاه من باشی
من آسمان تو باشم تو ماه من باشی

تو را دو زلف شب‌آسا برای آن دادند
که واقف از من و روز سیاه من باشی

من از دو نرگس مست تو چشمِ آن دارم
که آگه از نگه گاه‌گاه من باشی...

#فروغی_بسطامی

Reverences To The Moon, 1890.
#painting Georges-Marie-Julien Girardot (1856-1914)

🔶️🔸️@third_script
3
گر خوب و گر نه خوب، نوازشگرم تویی
چون نغمهٔ نهفته به تاری نشسته‌ام...

#سیمین_بهبهانی
🔶️🔸️@third_script
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Easy on Me
Adele
Released: October 2021
Genre: Pop
Songwriters: Adele Adkins Greg Kurstin
#music_video
🔶🔸@third_script
1
شاید یک روز آوارگی‌ام را کول کنم و
کورمال کورمال بروم
و تاریکی جنگلی را بغل کنم...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
3
- لیلا ( ترانه علیدوستی): تو میدونستی پولدارها همه همدیگه رو میشناسن؟
من تو شرکتمون زیاد میبینم.
+ علیرضا ( نوید محمدزاده): چرا؟
- چون کمن. عوضش بدبختا چون زیادن همدیگه رو نمیشناسن ولی از روی قیافه‌ی هم میفهمن که بدبختن.
+ نمیدونم، شاید...

برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍1
بایزید گفت: دل عارف خندان باشد و چشم او گریان.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2
ای یار جفاپیشه! وفا نیز گَهی کن
بر جانب دل‌سوختگان هم نظری کن

ای ناله! به آن شاه ز حالم خبری ده
وی آه! به آن ماه به هر حیله رهی کن...

صفای شیرازی
🔶️🔸️@third_script

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
4
مَکُن سرگشته آن دل را که دست‌آموزِ غم کردی
به زیرِ پای هجرانش لگدکوبِ ستم کردی...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
2😢1
با چشم‌هایی که دنبال‌ام می‌کنند احاطه شده‌ام توی شرکت. انگار یک‌هو افتاده‌ام وسط صحنه‌ی یک نمایش. جایی برای قایم شدن نیست.
بیرون آمدن از لاک خودم سخت است. این چند ماه آخر بیشتر تنها بودم. جانی که فکر می‌کردم به غریبی خو کرده، تشنه‌ی رفتن میان آدم‌هاست حالا.
تفاوت‌شان خواسته‌ام را بیشتر می‌کند. محیط جدید، آدم‌های جدید.
آشنایی‌ها یک جایی کنار جریان عادی زندگی پا می‌گیرند. به موازات آن. یک وقت هم شاید یکی از خط بیرون بزند و راه‌اش کج شود به جریان زندگی‌ات.
زیاد غریبه نمی‌مانم. به خاطر کار. کار آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند. با هم کار کردن. بیش‌تر از چیز‌های دیگر. حتی بیشتر از با هم سفر کردن، با هم سر یک کلاس نشستن. این را نمی‌دانستم. تازه فهمیدم...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
2👍1
- واقعا ازدواج کردی یا منو سر کار گذاشتی؟
+ چرا؟ بهم نمیاد کسی منو بگیره؟
- نه فکر کردم مثلا شاید همینجوری گفتی.
+ نه زود شوهر کردم.
- چرا؟
+ عاشق شوهرم شدم.
- حتما شوهرت خیلی خوش‌تیپه.
+ قیافه‌ش تعریفی نداره اتفاقا.
- پس عاشق چیش شدی؟
+ خیلی قشنگ حرف می‌زد...

داستان سیاوش
کارگردان: امیر اسکندری
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍4
بازار رشت، استان گیلان
عکس از آنتوان سوروگین
تاریخ عکاسی: ۱۸۸۰-۱۹٢۰ میلادی
#عکس
🔶️🔸️@third_script
👍3
ماه.gif
26.1 KB
ای ماه شبی مونس خلوتگه ما باش
در آینه‌ی اهل نظر چهره‌نما باش

کار دل ما بین که گره در گره افتاد
گیسو بگشا و بنشین، کارگشا باش


جامی ز لب خویش به مستان غمت بخش
گو کام دل سوخته‌ای چند روا باش...

#هوشنگ_ابتهاج
#gif
🔶️🔸️@third_script
2
محبوب‌ام! به دریا التماس کردم، به کوه‌ها، به آسمان، به جنگل، به دورها. کجایی؟
شب شده، بیا. ستاره‌ها آمدند. ماه هم نزدیک است. مهتاب همه جا ریخته. باد می‌وزد. می‌ترسم صدای مرا به جایی که شما نیستید برساند. کلمات به شاخه‌ی درختان گیر کرده‌اند، به ساقه‌ی بوته‌های قدیمی، کنار شبی که خسته و از پا افتاده است...

حیف! حوصله‌ام پیر شده
#محمد_صالح_علاء
🔶️🔸️@third_script
2
آن‌گاه که عشق جوانمرد به کمال خود برسد از مِی وصالِ محبوب سرمست گردد...

اخبارالحلاج
در سیرت حسین‌بن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
🔶️🔸️@third_script
1❤‍🔥1