Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
من ریش داشتم. قبل از انقلاب ریش داشتم، تا اوائل انقلاب هم ریش داشتم. یه روز اوائل انقلاب تو خیابون انقلاب داشتم می‌رفتم، اون موقع اورکت امریکایی هم می‌پوشیدم، ریش داشتم، موی کوتاه داشتم. و دیدم یه جمعیتی ریختن یک کتابفروشی رو شیکستن و آتیش زدن. دقت کردم دیدم عه اینا همشون عین منن. یه اورکت امریکایی دارن، ریش دارن. اومدم خونه ریشمُ زدم...

کیومرث پوراحمد
مستند کودکی ناتمام
کارگردان: مهدی اسدی
۱۳۸۵
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
2👏1
از تبارِ عشق بود
زنی كه تار تارِ گيسوان رهايَش در باد
در سياهی روزهای جوانی‌اش
سفيد شده بود
زنی كه در سينه‌اش مترسكی كاشته بود
و گوشِ تنهایی‌اش
پُر بود از جيغِ كلاغ‌های شوم

از تبار عشق بود
همانقدر عاشق
همانقدر غمگين...

سارا قبادی
🔶️🔸️@third_script
1😢1
NRGS SHYRYZ
SHMS
نرگس شیراز
شمس
(لعیا شمسی ۱۳۱۰ رشت - ۱۳۸۵، لس‌آنجلس)

سنبل به چمن با ناز آمد
گل به گلستان باز آمد
در بزم جهان بوی نرگس
از چمن شیراز آمد
مرغ زیبا آمد به سخن
آمد به سخن
شور دیگر دارد دل من
دارد دل من
نوشد هر شب جامی
از دست دل آرامی
گیرد ز جهان کامی...
#موسيقی
🔶🔸@third_script
👏1
مسئله ای که در رها کردن وجود دارد این است که هیچ وقت نمی‌دانی چه می‌توانست بشود. هیچ‌وقت نمی‌توانی بفهمی می‌توانستی کار را انجام دهی یا نه. و من از ندانستن درباره‌ی زندگی‌ام خسته شدم...

من رو یادت هست
سوفی کینسلا

The abandoned doll, 1921
#painting by Suzanne Valadon
(1865-1938)
Washington, D.C.
🔶️🔸️@third_script
👍2
ای رفته تا دوردستان
آن جا بگو تا كدامين ستاره‌ست
روشن‌ترين همنشينِ شبِ غربتِ تو؟
ای همنشينِ قديم شبِ غربتِ من!

ای تكيه‌گاه و پناهِ
غمگين‌ترين لحظه‌های كنون بی‌نگاهت تهی مانده از نور،
در كوچه‌باغِ گلِ تيره و تلخِ اندوه،
در كوچه‌های چه شب‌ها كه اكنون همه كور.
آن جا بگو تا كدامين ستاره‌ست،
كه شب فروزِ تو خورشيد پاره است؟

#مهدی_اخوان_ثالث
غزل ۳
آخرِ شاهنامه
تهران، شهریور ۱۳۳۶
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥2👍2
جُنِید می‌گوید: هر محبتی که برای غرضی باشد، وقتی آن غرض از بین برود، آن محبت نیز از بین می‌رود.

تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
2
مشاور

مشاور لال بود. مشاور کر بود. مشاور طاس بود. مشاور حرف نمی‌زد. نه که زبان نداشته باشد، از قالتاقی‌اش بود. دست کم در ملا عام حرف نمی‌زد. همه‌اش به اشاره. او را که می‌دیدند با دست و اشاره زور می‌زد لب‌خوانی کند. حتی زنش هم حرف زدن او را نشنیده بود.
شب که می‌شد مشاور همه‌ی حرف‌ها را به عرض شاه می‌رساند. بدخواهانی که حرفی علیه اعلیحضرت می‌زدند، یا از بلندی می‌افتادند و می‌مردند، یا موقع شکار سر به نیست می‌شدند.
هیچ‌وقت کار به دادگاه نمی‌کشید. هیچ‌کس به خیانت متهم نمی‌شد. با عزت و احترام به خاک می‌سپردند و خانواده‌اش را می‌نواختند.
یک روز نوبت مشاور بود که به مرگ طبیعی بمیرد. مشاور که مرد، شاه کر و لال دیگری به جای او گماشت.

دان شی
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍1
دوستی آن است که بسیارِ خود را اندک شمری و اندکِ دوست را بسیار...

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
1
پس اگر اتفاق افتد که با کسی جنگ آری هر چه بدانی و بتوانی گفتن مگوی، جنگ چندان کن که جای آشتی بماند و یک‌باره لجوج و بی‌آزرم مباش و از عادات مردم فرومایه بدترین عادتی لجوجی و بی‌آزرمی است و بهترین عادت متواضعی، که متواضعی نعمت ایزدی است...


#قابوس‌نامه
باب سیزدهم:
اندر مزاح و نرد و شطرنج و شرایط آن
امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر زیاری
قرن پنجم هجری
🔶️🔸️@third_script
👍21
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
وگرنه شرح دهم با تو داستانِ فِراق

دریغْ مدّتِ عمرم که بر امیدِ وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق

چگونه باز کنم بال در هوایِ وصال
که ریخت مرغِ دلم پَر در آشیانِ فِراق

کنون چه چاره که در بَحرِ غم به گردابی
فُتاد زورقِ صبرم ز بادبانِ فِراق

بسی نَمانْد که کَشتیِ عمر غرقه شود
ز موجِ شوقِ تو در بحرِ بی‌کرانِ فِراق

اگر به دستِ من اُفتَد فِراق را بِکُشَم
که روزِ هجر سیَه باد و خان و مانِ فِراق

رفیقِ خِیلِ خیالیم و همنشینِ شَکیب
قَرینِ آتشِ هجران و هم قِرانِ فِراق

ز سوزِ شوقْ دلم شد کبابْ دور از یار
مدام خونِ جگر می‌خورم ز خوانِ فِراق

فلک چو دید سرم را اسیرِ چَنبَرِ عشق
بِبَست گردنِ صبرم به ریسمانِ فِراق

به پایِ شوقْ گر این رَه به سر شدی حافظ
به دستِ هجر ندادی کسی عِنانِ فِراق

#حافظ
🔶️🔸️@third_script
3
لیلا (ترانه علیدوستی):
اینا یه عمر به مردم بدی کردن، از بدیشونم خیر دیدن. هیچ‌وقت نمیان عوض شن...

برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍2
مطالعه عمیق و آزاد
ایمان فانی
مطالعه عمیق و آزاد
ایمان فانی
#پادکست
🔶️🔸️@third_script
👍1
Interior with Book, 1959.
By Richard Diebenkorn
(1922 – 1993)
#painting
🔶️🔸️@third_script
1👍1
هستی می‌گفت همه چیز با چند بار تعریف کردن راست می‌شود، وقتی چیزی را تعریف می‌کنی آن چیز در تو و شنونده اتفاق می‌افتد، پس بار دوم از اتفاقی حرف می‌زنی که افتاده. هر دروغی در نقل دوم و سوم راست است. من گفته بودم دوست‌ات دارم و او این‌ها را گفته بود. من آن‌قدر مست حرف خودم شده بودم که نفهمیدم هستی چه می‌گوید. فکرش را هم نمی‌کردم که به زبان آوردن دوست‌ات دارم می‌تواند این‌قدر لذت‌بخش باشد. اصلا سبک شده بودم و حال‌ام حال پرواز بود.
بعدها که فهمیدم هستی چه می‌گفته و چرا می‌گفته، دیگر دیر شده بود. همان موقع نفهمیده بودم که حرف من فقط یک جواب دارد و آن هم این است: من هم دوست‌ات دارم. بقیه جواب‌ها یعنی تمام. یعنی هوا. یعنی رابطه‌ای که در یک نفر اتفاق افتاده. یعنی خواری...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
2💔1
جُنید می‌گوید: حقیقتِ شُکر، ناتوانی از شکر است.

تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
1👍1
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاکِ درِ دوست پادشاه من است...

#حافظ
خط: اکبرنژاد
#خوشنویسی
🔶️🔸️@third_script
4👍1
نمی‌دانم چگونه بگویمت که چه میزان دلتنگ توام. چنان دوست دارمت که قلبم شرحه‌شرحه می‌شود.
تمام تمنای من، تمام چیزی که می‌خواهم و نیاز دارم، تو هستی. داشتن تو برای همیشه.
می‌خواهم جایی باشم که تو هستی، و کسی شوم که تو می‌خواهی.
می‌دانم خوب نیست که من اغلب دیر میکنم ولی به تو قول می‌دهم که هزاران بار بیشتر سعی خودم را بکنم. قول می‌دهم...

با عشق، مرلین
نامه "مرلین مونرو" به "جو دی‌ماگی"

“I don’t know how to tell you just how much I miss you. I love you till my heart could burst. All I love, all I want, all I need is you—forever. I want to be just where you are and be just what you want me to be. I know it’s lousy of me to be so late so often, and I promise to try a million times harder, I promise.

Love, Marilyn

On Sunday night, February 28th 1954 at 11:38 PM Marilyn wrote a love letter to Joe DiMaggio

🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥2👍1
نقل است که بایزید یک نوبت خرقه خویش را غسلی داده بود، خواست که بر درخت اندازد تا خشک شود. اندیشه کرد که میان آفتاب و درخت مردمان و منفعت درخت حایل اندازم، مشروع نباشد. و اگر میخ بر دیوار زنم بی اجازت خداوند دیوار روا نباشد. خرقه درپوشید و پشت در آفتاب داشت تا یک طرف خرقه خشک شد. آن‌گاه پهلو به آفتاب داشت، بعد از آن پهلویی دیگر. و هم‌چنین تا تمام خرقه خشک شد. بعد از آن برفت.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
1😐1
دلْ آتشِ غصه در میان داشت
آب از مژه در میان شکستم

از بس که زدم درِ سحرگاه
آخر درِ آسمان شکستم...

#خاقانی
🔶️🔸️@third_scriptْ
😢21
دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت
غمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفت

دوش چون مشعله‌ی شوق تو بگرفت وجود
سایه‌ای در دلم انداخت که صد جا بگرفت

به دم سرد سحرگاهی من بازنشست
هر چراغی که زمین از دل صهبا بگرفت

الغیاث از من دل‌سوخته ای سنگین‌دل
در تو نگرفت که خون در دلِ خارا بگرفت

بربود انده تو صبرم و نیکو بربود
بگرفت انده تو جانم و زیبا بگرفت

دلِ سعدی همه ز ایام بلا پرهیزد
سر زلف تو ندانم به چه یارا بگرفت...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
1🕊1